ایران فان

ایران فان - صفحه 2657 از 2747 - دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 30 views

دانلود رایگان فیلم Ran 1985 با لینک مستقیم

دانلود فیلم آشوب ۱۹۸۵

با کیفیت عالی بلوری ۷۲۰P Bluray

جز ۲۵۰ فیلم برتر IMDB با رتبه ۱۳۴

Ran 1985

ژانر : اکشن، درام، جنگی

imdb امتیاز : ۸٫۲/۱۰

اطلاعات کامل فیلم: کلیک کنید

سال انتشار : ۱۹۸۵ میلادی

زبان : ژاپنی

محصول : ژاپن

کیفیت فیلم : عالی بلوری ۷۲۰P Bluray

مدت زمان : ۱۶۲ دقیقه

حجم فایل: ۱۰۰۰ مگابایت

ستارگان : Tatsuya Nakadai, Akira Terao, Jinpachi Nezu

کارگردان : Akira Kurosawa

لینک های مرتبط : دانلود ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ

خلاصه داستان : این فیلم در مورد مردی است که سالها خون و خونریزی راه می اندازد و قلمروی خود را گسترش میدهد و در اخر عمر خود قصد دارد که اموال خود را بین فرزندانش تقسیم کند که تقسیم ها به مزاق پسر سوم خوش نمی آید، و این موضوع باعث جنگ و خونریزی عظیم میشود…

دانلود با کیفیت بلوری ۷۲۰P Bluray

دانلود فیلم Ran 1985 با لینک مستقیم

دانلود زیرنویس فارسی فیلم Ran 1985

دانلود آهنگ جدید فرزین نجفیان بنام روز بارونی

دانلود آهنگ جدید فرزین نجفیان بنام روز بارونی با بالاترین کیفیت

Download New Music Farzin Najafian – Rooze Barooni

ترانه: رضا اصلانی , آهنگ ، تنظیم ، میکس و مسترینگ: سعید مقدم

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

آهنگ جدید فرزین نجفیان بنام روز بارونی

دانلود با کیفیت 128 - 3.70 مگابایت

[دانلود - Download]

دانلود با کیفیت 320 - 8.70 مگابایت

[دانلود - Download]

The post دانلود آهنگ جدید فرزین نجفیان بنام روز بارونی appeared first on دانلود آهنگ جدید با لینک مستقیم.

  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 14 views

به گزارش مجله فیلم

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست خبری هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران برگزار شد. این نشست سلما سلامتی عضو هیأت‌مدیره کانون نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر و دبیر اجرایی هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران ضمن توضیحاتی کوتاه گفت: فراخوان هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران پس از چهار سال تعطیلی، در اسفند ۹۵ منتشر شد. پس از انتشار فراخوان، دبیرخانه روند دریافت آثار ارسالی از سوی ناشران و نویسندگان را در حوزه پژوهش و نمایشنامه تالیفی و ترجمه شده آغاز کرد. مهلت ارسال آثار تا فروردین ۹۶ بود که تا اردیبهشت تمدید شد. هماهنگی با داوران از خرداد شروع شد و در بخش پژوهش‌های تالیفی و ترجمه شده علی‌اکبر علیزاد، رضا سرور و طلایه رویایی و در بخش نمایشنامه‌های ترجمه شده سهیلا نجم، داریوش مودبیان و بهرام جلالی‌پور شروع به خواندن آثار کردند.

وی ادامه داد: به علت تعطیلی چهار ساله، تعداد آثار دریافتی در حوزه نمایشنامه تالیفی بالا بود و داوری آن به دو مرحله تقسیم شد. در مرحله اول صحرا رمضانیان، روزبه حسینی و ابراهیم پشت‌کوهی از میان ۴۸۷ اثر دریافتی، ۳۰ اثر را انتخاب کردند. ما گمان می‌کردیم در شهریور شاهد برگزاری اختتامیه خواهیم بود ولی داوران این بخش درخواست مهلت بیشتری برای خواندن متون داشتند و برای این کار دو ماه به آن‌ها فرصت داده شد. ۳۰ نمایشنامه انتخاب شده در مرحله اول به فرهاد توحیدی، حسین پاکدل و ناهید طباطبایی تحویل داده شد که کاندیداها و برگزیدگان خود را مشخص کردند و در اختتامیه هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران که شنبه ۲۵ آذر برگزار خواهد شد، حاصل آن را اعلام می‌کنند.

در ادامه بهزاد صدیقی عضو هیأت‌مدیره کانون نمایشنامه‌نویسان و دبیر هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران ضمن اشاره به تعطیلی چهار ساله گفت: در دوره هفتم که سال ۹۲ برگزار شد شورای سیاستگذاری وقت و هیأت‌مدیره کانون نمایشنامه‌نویسانِ وقت، تصمیم گرفتند آیین‌نامه انتخاب آثار را بازبینی کنند و با توجه به این که شرایط چاپ نمایشنامه بسیار سخت است و هر ناشری حاضر به چاپ نمایشنامه نیست و تمرکز این جایزه نیز بر آثار چاپ شده است، آن را از رویدادی سالانه به اتفاقی دوسالانه تغییر دهند اما مجموع شرایط و مخصوصا شرایط مالی به گونه‌ای پیش رفت که عدم برگزاری فراتر از دو سال شد و کاری که ما می‌توانستیم بکنیم این بود که اجازه ندهیم بیش از چهار سال شود.

وی در مورد برگزارکنندگان دوره هشتم ادامه داد: شورای سیاستگذاری هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی متشکل است از هیأت‌مدیره وقت کانون نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر به علاوه ۲ نفر که به دعوت هیأت‌مدیره به این جمع اضافه شدند. این ۲ نفر قطب‌الدین صادقی و کوروش نریمانی‌اند که به جمع هیأت‌مدیره پیوستند. اعضای هیأت‌مدیره نیز عبارتند از محمدامیر یاراحمدی رئیس هیأت‌مدیره، سلما سلامتی، جواد عاطفه، آندرانیک خچومیان و من به عنوان نایب‌رئیس هیأت‌مدیره و دبیر هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران.

صدیقی در ادامه با ارائه آماری از آثار رسیده به دبیرخانه هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران توضیح داد: در بخش نمایشنامه‌های ترجمه شده مجموع آثار رسیده ۲۳۷ اثر، تعداد مترجمان زن ۴۵ نفر و تعداد آثار ترجمه شده توسط زنان ۷۶ اثر بود که شش اثر را به صورت مشترک با مردان ترجمه کرده بودند. پرکارترین مترجمان زن بیتا دارابی با هشت اثر و نورا موسوی‌نیا با شش اثر و پرکارترین مترجمان  مرد داوود رشیدی با هشت اثر، عباس‌علی عزتی با هشت اثر، علیرضا کوشک‌جلالی با هفت اثر، محمدرضا خاکی با هفت اثر و اصغر نوری با شش اثر بودند. ناشران فعال در ترجمه نمایشنامه نیز افراز با ۹۵ اثر، دیبایه با ۲۰ اثر، بیدگل با ۱۸ اثر، نی با ۱۶ اثر و پارسه با ۱۲ اثرند و تعداد کل ناشران در حوزه ترجمه نمایشنامه ۲۲ ناشر تهرانی و سه ناشر شهرستانی‌اند.

وی افزود: در بخش پژوهش ادبیات نمایشی نیز مجموع آثار رسیده ۳۹ اثر بود. در حوزه پژوهش تالیفی ۲۳ اثر به دبیرخانه رسید که به تفکیک نشر افراز شش اثر، نشر نی سه اثر و نشر علم سه اثر فرستادند و در حوزه پژوهش ترجمه شده ۱۶ اثر به دست ما رسید که نشر افراز سه اثر، نشر قطره دو اثر و نشر سبزان دو اثر ارسال کردند. در این میان تعداد پژوهشگران زن ۱۱ نفر و تعداد پژوهشگران مرد ۲۹ نفر بودند و پژوهش یک اثر به صورت مشترک انجام شده بود. تعداد ناشران در حوزه پژوهش تالیفی و ترجمه ۲۰ ناشر تهرانی و چهار ناشر شهرستانی بود. در بخش نمایشنامه‌های تالیفی نیز مجموع آثار رسیده ۴۸۷ اثر در ۲۶۰ مجلد به دبیرخانه رسید. تعداد نمایشنامه‌نویسان زن ۴۸ نفر و تعداد نمایشنامه‌های نوشته شده توسط زنان ۹۴ اثر، تعداد نمایشنامه‌نویسان مرد ۱۵۰ نفر و تعداد نمایشنامه‌های نوشته شده توسط مردان ۳۹۳ اثر بود. تعداد ناشران نمایشنامه‌های تالیفی نیز ۶۲ ناشر بود که ۵۱ ناشر تهرانی و ۱۱ ناشر شهرستانی بودند. ناشران فعال در چاپ نمایشنامه‌های تالیفی نیز عبارت بودند از نیستان با ۷۲ اثر، افراز با ۵۹ اثر، انتشارات نمایش با ۵۳ اثر و نشر روزبهان با ۲۴ اثر و ناشران فعال شهرستانی در زمینه چاپ نمایشنامه‌های تالیفی بوتیمار با ۲۲ اثر، سام آرام با ۱۰ اثر، نشر عنوان با شش اثر و بوتا نشر ارومیه با شش اثر فعال‌ترین بودند.

برخلاف دوره‌های قبل ناشران فعال در عرصه چاپ نمایشنامه خود دست به انتخاب آثارشان زدند و آثار منتخب شان را برای ما فرستادنددبیر هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران اظهار کرد: برخلاف دوره‌های قبل ناشران فعال در عرصه چاپ نمایشنامه خود دست به انتخاب آثارشان زدند و آثار منتخب شان را برای ما فرستادند. در صورتی که ما درخواست کرده بودیم تمام اثارشان را بفرستند تا بتوانیم جامع‌تر عمل کنیم ولی این صرفا یک درخواست بود و اجباری در آن وجود نداشت.

سلما سلامتی نیز در ادامه در مورد کاتالوگ هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران توضیح داد: این کاتالوگ شامل معرفی همه برگزیدگان و کاندیداها خواهد بود و مروری هم بر داوران، کاندیداها و برگزیدگان هفت دوره قبل خواهد داشت و سه میزگرد در آن خواهد بود. میزگردهایی که توسط داوران سه بخش پژوهش‌های تالیفی و ترجمه شده و نمایشنامه‌های تالیفی و ترجمه شده برگزار شد و در آن به آسیب‌شناسی آثاری که به دست شان رسیده بود پرداختند که حاصل اش در کاتالوگ خواهد آمد.

وی در مورد میزان بودجه هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران هم گفت: تامین بودجه چالشی جدی و اساسی برای همه ماست. برآورد ما که شامل دستمزد هیأت‌داوران و جوایز برگزیدگان هم می‌شود ۶۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است که مرکز ارتباطات بین‌الملل شهرداری تهران، دفتر توسعه هنرهای معاصر و مرکز هنرهای نمایشی هر کدام قول تامین بخشی از آن را دادند ولی تا این لحظه که تنها سه روز تا برگزاری جشن مانده است قول کتبی مرکز هنرهای نمایشی به ما در این خصوص عملی نشده و مبلغی را که قولش از طرف مهدی شفیعی، مدیر مرکز هنرهای نمایشی داده شد دریافت نکرده‌ایم.

سلامتی هم در مورد چرایی عدم اعلام نام کاندیداها در بخش نمایشنامه ترجمه شده و نمایشنامه تالیفی برخلاف بخش پژوهش‌های تالیفی و ترجمه شده که اسامی‌شان اعلام شد، گفت: قرار دبیرخانه بر این بوده که کاندیداها در هیچ بخشی اعلام نشوند تا همه شرکت‌کنندگان خود را کاندیدا بدانند و در مراسم اختتامیه حضور داشته باشند، منهای کاندیداهای بخش پژوهش و در بخش پژوهش هم به علت مهجور بودن این بخش و تاکید بیشتر بر اهمیت آن این اقدام صورت گرفت.

بهزاد صدیقی در پایان گفت: این آخرین دوره‌ای خواهد بود که خود من به عنوان دبیر در انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی حضور خواهم داشت و امیدوارم در دوره‌های بعد دوستان دیگری بتوانند شرایط بهتری را فراهم کنند. امیدوارم بشود روند برگزاری دوره‌های انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران را به صورت دوسالانه ادامه داد و گمان می‌کنم اگر این اتفاق نیفتد ناچار می‌شویم صرفا به داوری آثار و اعلام اسامی کاندیداها و برگزیدگان بدون برگزاری مراسم و اهدای جوایز بسنده کنیم.

مراسم اختتامیه هشتمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران روز شنبه ۲۵ آذر ساعت ۱۸ در آمفی‌تئاتر بوستان گفتگو برگزار خواهد شد.

Let’s block ads! (Why?)

گرد آوری : مجله فیلم

تئاتر ایرانی – ساعت چند – دانلود تئاتر – برنامه تئاتر – اخبار تئاتر – بلیط تئاتر – محل تئاتر

فیلمایرانلایف استایلویدئوحسابداریزیرمیزیخبرتسمه

The post مجله تئاتر: ناشران آثار منتخب خود را به جایزه برتر ادبیات نمایشی ارائه دادند + جزئیات appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 83 views

دانلود فیلم The Mountain Between Us 2017 با لینک مستقیم

با کیفیت عالی Bluray

ژانر فیلم : اکشن، ماجراجویی، درام

IMDB امتیاز: ۶٫۳/۱۰

سال انتشار : ۲۰۱۷ میلادی

زبان فیلم : انگلیسی

محصول کشور: آمریکا

کیفیت فیلم :عالی Bluray

مدت زمان : ۱۰۵ دقیقه

حجم فایل : ۱۰۰۰ – ۴۳۰ مگابایت

ستارگان : Idris Elba, Kate Winslet, Beau Bridges

کارگردان : Hany Abu-Assad

لینک های مرتبط : دانلود فيلم هاي اکشن دانلود فيلم هاي ۲۰۱۷

خلاصه داستان : فیلم داستان دو غریبه را دنبال می‌کند که هواپیمای آنها در حادثه‌ای دلخراش سقوط کرده و این دو می‌بایست با یکدیگر همراه شوند تا از خطرات این کوهستان دورافتاده و پوشیده از برف جان سالم به در ببرند. اما…
توضیحات: این نسخه از فیلم دارای کیفیت پرده ای میباشد، نسخه های با کیفیت بالاتر به محض انتشار جایگزین خواهد شد.

دانلود با کیفیت عالی Bluray 720P

دانلود فیلم The Mountain Between Us 2017 با لینک مستقیم

دانلود با کیفیت عالی Bluray 720P X265

دانلود فیلم The Mountain Between Us 2017 با لینک مستقیم

دانلود زیرنویس فارسی فیلم The Mountain Between Us 2017

  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 14 views

به گزارش مجله فیلم

دو ماه پیش، سیلوستر استالونه، خالق مجموعه راکی، اعلام کرد که برای کارگردانی فیلم سینمایی کرید ۲ (Creed 2) محصول کمپانی مترو گلدوین مایر با نقش‌آفرینی مایکل بی جردن در نقش اصلی به‌زودی به این دنباله سینمایی باز خواهد گشت. اما حالا ورایتی اعلام کرده است که استالونه و جردن فیلمساز جوان بااستعداد دیگری را برای قبول این وظیفه انتخاب کرده‌اند. استیون کیپل جونیور که به خاطر کارگردانی فیلم سرزمین (The Land، با هنرنمایی جرج لندبورگ جونیور) بسیار شناخته‌شده است، کارگردان جدید فیلم کرید ۲ خواهد بود، و روی فیلمنامه‌ای نوشته خود استالونه و چیو هوداری کوگر (از خالقین سریال لوک کیج) کار خواهد کرد. مراحل تولید فیلم در ماه مارس سال آینده در شهر فیلادلفیا آغاز خواهد شد و در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸ (۳۰ آبان ۹۷) کرید ۲ به روی پرده سینماها خواهد رفت. جاناتان گلیک‌من، مدیر مترو گلدوین مایر گفت:

به خاطر همکاری با استیون، سیلوستر، مایکل و دیگر تهیه‌کنندگان این مجموعه، برای ساخت دنباله‌ای بر اساس موفقیت‌های قسمت اول، نمی‌توانیم از این خوش‌شانس‌تر و هیجان‌زده‌تر باشیم. ترکیب استعداد و دیدگاه خاص استیون، او را به کارگردان مناسبی برای ادامه مجموعه راکی‌ تبدیل می‌کند.

کیپل نیز اظهار داشت:

بخشی از این «مجموعه محبوب»‌ بودن و کار با اینچنین همکاران فوق‌العاده‌ای افتخار بزرگی برای من است. مایک، سیلوستر و تسا افراد فوق‌العاده بااستعدادی هستند و چیز ویژه‌ای را به فرهنگ امروزی اضافه کرده‌اند. بی‌صبرانه منتظر پیوستن به گروه و ادامه مراحل ساخت با همراهی فیلمسازان فوق‌العاده این مجموعه سینمایی هستم.

اروین وینکلر، یکی از تهیه‌کنندگان فیلم نیز در این ارتباط گفت:

ما استعداد شگفت‌انگیز استیون برای روایت داستانی جاه‌طلبانه را از احساسات و عواطف فوق‌العاده یکی از آخرین ساخته‌های او، یعنی The Land شناسایی کردیم. ما اطمینان خاطر داریم که آنچه که او به کرید ۲ خواهد آورد به داستانی منجر خواهد شد که با مخاطبان خود در هر گوشه‌ای از جهان ارتباط برقرار خواهد کرد.

سیلوستر استالونه در اکانت اینستاگرام خود نوشت:

شخصیت آدونیس کرید روی این نسل تاثیر می‌گذارد و معتقدم داشتن کارگردانی که بخشی از این مجموعه باشد بسیار اهمیت دارد. این همان دلیلی است که من فکر می‌کنم که ما بسیار خوش‌شانس هستیم که استعداد فوق‌العاده‌ای همچون استفن کیپل جونیور را در کنار خود داریم که وظایف کارگرانی را به عهده می‌گیرد و داستان فیلم را تا جای ممکن قابل باور می‌کند. او و مایکل بی جردن نمایشی فوق‌العاده را تقدیم‌تان خواهند کرد.

مایکل بی جردن نیز در اکانت توییتر خود اعلام کرد:

برای کوگلر به خاطر سپردن امور به استیون کیپل جونیور، کارگردان جدید ما در فیلم کرید ۲ بسیار هیجان‌زده هستم. مشتاقانه منتظر پیوستن به شما برای قسمت بعدی داستان‌مان هستم. [طرفداران کرید] نوامبر ۲۰۱۸ به سراغ‌تان می‌آییم.

استالونه قبلا تایید کرده بود که دولف لاندگرن دوباره در نقش ایوان دراگون بازخواهد گشت و احتمالا این بار فرزند او در نبردی خونین با آدونیس کرید در رینگ بوکس شرکت خواهد کرد. فرضیه‌های متفاوتی در مورد خط داستانی قسمت بعدی کرید وجود دارد. شاید کرید ۲ داستانی مشابه با راکی ۴ داشته باشد یا حتی ممکن است برداشتی از پدرخوانده ۲ (The Godfather Part II) باشد و ما شاهد فلش‌بک‌هایی از آپولو کرید قبل از مرگش باشیم.

استالونه در این ارتباط قبلا گفته بود:

او با رقیب متفاوتی روبه‌رو خواهد شد و مایلم بگویم که این حریف روسی بسیار خشمگین‌تر و عظیم‌الجثه‌تر از حریفان قبلی است.

قسمت نخست کرید که در سال ۲۰۱۵ اکران شد، ۱۷۳ میلیون دلار در گیشه سینماهای جهان به دست آورد و استالونه را نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جوایز اسکار و برنده بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم گلدن گلوب کرد. به دلیل مشغله کوگلر در ارائه فیلم سینمایی پلنگ سیاه (Black Panther) استودیو مارول برای اکران در ۱۶ فوریه ۲۰۱۸ (۲۷ بهمن ۹۶)، اجازه کارگردانی کرید ۲ به وی داده نشد. او همچنین فیلمی به نام پاسخ‌ اشتباه (Wrong Answer) را با حضور مایکل بی جردن در نقش اصلی در دست ساخت دارد. اروین وینکلر، چارلز وینکلر، ویلیام چارتف، دیوید وینکلر و کوین کینگ-تمپ‌لتون با حضور جردن و گای ریدل در مقام مدیران تولید، جزو تهیه‌کنندگان کرید ۲ خواهند بود.

نظر شما درباره انتخاب استیون کیپل جونیور برای کارگردانی دنباله سینمایی کرید چیست؟



منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال

The post مجله خبری: استالونه کارگردانی فیلم Creed 2 را بر عهده نخواهد داشت + جزئیات appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 19 views

دانلود آهنگ جدید حامد محضرنیا بهمراه مهدی شکوهی بنام شبهای دلتنگی Download New Music Hamed Mahzarnia & Mehdi Shokoohi – Shabhaye Deltangi دانلود آهنگ جدید حامد محضرنیا بهمراه مهدی شکوهی به نام شبهای دلتنگی متن ترانه حامد محضرنیا بهمراه مهدی شکوهی شبهای دلتنگی  

The post دانلود آهنگ جدید حامد محضرنیا بهمراه مهدی شکوهی بنام شبهای دلتنگی appeared first on تهران موزیک | دانلود آهنگ جدید.

  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 141 views

دانلود رایگان فیلم The Son of Bigfoot 2017 با لینک مستقیم

با کیفیت عالی Bluray 720P

دانلود فیلم The Son of Bigfoot 2017

ژانر فیلم : درام , هیجانی , کمدی , انیمیشن

imdb امتیاز:۶٫۱/۱۰

سال انتشار : ۲۰۱۷ میلادی

زبان فیلم : فرانسوی

محصول کشور: فرانسه , بلژیک

کیفیت فیلم : BluRay 720p

مدت زمان : ۹۱ دقیقه

حجم فایل: ۸۵۰ مگابایت

خلاصه داستان : یک پسر نوجوان عازم سفر میشود تا بدنبال پدر گمشده اش بگردد اما کشف میکند که پدرش…

دانلود با کیفیت BluRay 720p

دانلود فیلم The Son of Bigfoot 2017 با لینک مستقیم

دانلود تریلر فیلم The Son of Bigfoot 2017

دانلود زیرنویس فارسی فیلم The Son of Bigfoot 2017

  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 14 views

به گزارش مجله فیلم

«مردگان متحرک» (The Walking Dead) برای من به یک پدیده‌ی جذاب تبدیل شده است. خود عمل تماشای سریال می‌تواند از شدت غیرجذاب‌بودن بیماران مبتلا به بی‌خوابی شدید را درمان کند، اما خود شرایط فعلی سریال جذاب است. «مردگان متحرک» این روزها برای من از یک سریال تلویزیونی معمولی فراتر رفته است و به چیزی شبیه به یک زیردریایی تک‌نفره‌ی جستجوگر تبدیل شده است. یکی از همان زیردریایی‌های کروی‌شکل با دوتا بازوی مکانیکی و چندتا نورافکن که هدفش چیزی جز عمیق شدن در دل اقیانوس برای کشف ناشناخته‌‌های پنهان‌شده در ظلماتش نیست. «مردگان متحرک» برای من حکم زیردریایی‌ای را دارد که با آن به اعماقِ «فضاحت» یک سریال سفر می‌کنم. همان‌طور که کاشفان اقیانوس در گشت و گذرهای زیردریایی‌شان به شگفتی‌های دست‌نخورده‌ای برخورد می‌کنند، «مردگان متحرک» هم برای من حکم وسیله‌ای را دارد که با استفاده از آن می‌توانم بفهمم سریال‌ها تا چه اندازه می‌توانند بد باشند. همان‌طور که «برکینگ بد»ها و «تویین پیکس»‌ها بهمان نشان می‌دهند که در اعماق کهکشان‌های سریال‌های تلویزیونی چه چیزی می‌گذارد و همان‌طور که سریال‌های خوب هرهفته ما را در بلند شدن روی دست خودشان شگفت‌زده می‌کنند، «مردگان متحرک» در نقطه‌ی مقابل قرار می‌گیرد. این سریال بهمان نشان می‌دهد که اقیانوس افتضاح‌بودن هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسد. بلکه همیشه جانور کشف‌نشده‌ی نادری هست که جلوی شیشه‌ی زیردریایی ظاهر شود و شگفت‌زده‌تان کند. خیلی از ما تجربه‌ی معلق شدن در بالاترین کهکشان‌های سریال‌های تلویزیونی را داشته‌ایم،‌ اما کمترین کسی حوصله و شجاعت سفر در خلاف جهت فضا را دارد. کمتر کسی دوست دارد ببینند در دنیای «وارونه»‌ی «برکینگ بد» چه می‌گذرد. تقصیری هم ندارند. هرچه بالا رفتن در دنیای سریال‌های تلویزیونی لذت‌بخش و زیباست، پایین رفتن به همان اندازه سخت و غیرقابل‌تحمل می‌شود. اما هرچه نباشد حداقل یک جذابیت بزرگ دارد و آن هم این است که می‌توانید از نزدیک شاهد باشید که کفی برای این اقیانوس وجود ندارد. می‌توانید از نزدیک شاهد باشید که سقوط یک سریال تمام‌نشدنی است و همیشه جایی برای سقوط کردن و همیشه چیزهای بدترِ تازه‌ای برای کشف کردن وجود دارند.

مقالات مرتبط

سه اپیزود قبلی فصل هشتم «مردگان متحرک» که توفیق نقد کردنشان را نداشتم اپیزودهای حوصله‌سربری بودند. از این لحاظ که با اپیزودهایی طرف بودیم که مشکل تازه‌ای نداشتند. بلکه همان مشکلات همیشگی سریال را بارها بارها با لجبازی تمام تکرار می‌کردند. مثل این بود که در سفرم با زیردریایی به یک سری جانور قدیمی که کمی بالاتر آنها را کشف کرده بودم برخورد می‌کردم. از صحنه‌ی مجسمه‌‌سازی اعضای زباله‌نشین‌ها به‌طور نیمه‌برهنه تا تلاش ریک برای مذاکره‌ی دوباره با زباله‌نشین‌ها و جذب آنها به گروهش در جنگ علیه نیگان و گروگان گرفته شدن توسط آنها. از دیالوگ‌های نیگان به گابریل در کاروان که ۹۵ درصدش فحش و حرف‌های رکیک بی‌معنی تین‌ایجری بود گرفته تا موافقت تعجب‌برانگیز دریل با تارا برای کشتن دوایت بعد از تمام شدن کارشان با او. از دعوای «جنگ داخلی‌»وار ریک و دریل سر آن مواد منفجره (نزدیک بود یادم بره این شاهکار رو!) تا پرده‌ی سبز ضایعِ صحنه‌ی دوتایی یوجین و دوایت روی پشت‌بام پایگاه نیگان. از دیالوگ‌نویسی‌های یوجین که فکر کنم کل بودجه‌ی سریال دارد خرج نگارش آنها می‌شود گرفته تا تصمیم ناگهانی کارل به تبدیل شدن به دل‌رحم‌ترین و شیرین‌ترین پسر دنیا برای کمک به آن بازمانده‌ی مسلمان که شامل کمک کردن به او برای کشتن زامبی‌ می‌شد. چون مادر یارو بهش گفته که باید روح زامبی‌ها را با کشتنشان آزاد کند! خلاصه فکر کنم همین تعداد برای گرفتن منظورم کافی است. یک سری مشکلات تکراری که هیچ هیجانی برای تکرار دوباره‌ی آنها نداشتم. به‌طوری که فقط کافی بود نقد اپیزودهای قبلی را کپی پیست کنم و فقط اسم کاراکترها را عوض کنم. بعد از پیدا شدن سروکله‌ی مورالز بعد از فصل اول و سخنرانی‌اش جلوی ریک که به مرگش منجر شد و بعد از سکانس اکشنِ اتوموبیل‌محور ریک و ناجیان مجهز به مسلسل، بیشتر از اینها از «مردگان متحرک» انتظار داشتم. دیگر مشکلات معمولی کفایت نمی‌کند. این روزها انتظارات از این سریال در افتضاح‌بودن خیلی بالاست. سازندگان در این سه اپیزود وظیفه‌شان در زمینه‌ی دادن یک سری سوتی‌های گله گشاد‌تر را به خوبی انجام نمی‌دادند. اگر این موضوع درباره‌ی قسمت هشتم هم صدق می‌کرد آن را هم نادیده می‌گرفتم. اما یک‌چیزی بهم می‌گفت این‌طوری نمی‌شود. داریم درباره‌ی فینال نیم‌فصل صحبت می‌کنیم. این‌طور مواقع می‌توانید روی تمام دارایی‌هایتان شرط ببندید که حتما اتفاق عجیب و غریبی خواهد بود.

 The Walking Dead

حدسم درست بود. اپیزود این هفته‌ی «مردگان متحرک» بعد از مدت‌ها دست‌گل‌های جدیدی به آب می‌دهد که قبلا نمونه‌شان را با شدت‌ و مقدار کمتری دیده بودیم. اپیزود این هفته به حدی بی‌سروته و پخش و پلا است که اگر قبلا با کمی شوخی و طعنه می‌گفتم سازندگان اهمیتی به چیزی که دارند می‌سازند نمی‌دهند، الان مطمئن شده‌ام که همین‌طور است. معمولا عادت دارم در این نقدها داستان هر اپیزود را مورد تحلیل قرار می‌دهم و صحنه به صحنه جلو می‌آیم، اما این اپیزود به حدی خجالت‌آور است که دیگر نیازی به آنالیز کردن هم احساس نمی‌شود. در عوض بیایید فقط روی چندتا سکانس و اتفاق تمرکز کنیم تا از طریق آنها به تصویری کلی از فاجعه‌ی این اپیزود برسیم. سکانس مورد بحث اول جایی است که مگی و ارتش هیل‌تاپ شبانه در حال حرکت به سمت پایگاه نیگان برای پیوستن به ریک و بقیه هستند که متوجه می‌شویم نیگان و تمام ارتشش از پایگاه فرار کرده‌اند. هیچ توضیحی داده نمی‌شود که چگونه. هیچ جزییاتی در این رابطه مطرح نمی‌شود. هرکسی در این رابطه سوال می‌پرسد، همه یک جواب دارند: «نقشه‌ی یوجین». وقتی زندان در فصل چهارم توسط زامبی‌ها محاصره شد، اول اینکه تقریبا یک اپیزود کامل به مبارزه و هرج و مرج حاصل از لشکرکشی فرماندار اختصاص داشت. بعد حدود یک فصل طول کشید تا گروه ریک که سرگردان و پخش و پلا و آشفته‌حال شده بودند بتوانند روی پای خودشان بیاستند و دوباره یک تیم مستحکم را تشکیل بدهند. با اینکه همه‌ی اپیزودهای بعد از سقوط زندان عالی نبودند، اما سریال موفق شده بود عصاره‌ی ماجرا را که جدایی این آدم‌ها از یکدیگر و به پاخیزی‌شان از صفر بود به تصویر بکشد. چنین چیزی درباره‌ی سقوط وودبری هم صدق می‌کرد. فرماندر یک شبه ورق را برنگرداند. یک شبه با تانک پشت دروازه‌های زندان ظاهر نشد. بلکه سیر بازگشت او را از صفر تماشا کردیم. حالا دوباره چنین سکانس مشابه‌ای در این اپیزود هم می‌افتد. پایگاه ناجیان مورد حمله‌ی سیل زامبی‌ها قرار می‌گیرد. این سناریو باید تبدیل به یک سکانس اکشن طولانی‌ و پرآشوب شود. اما نه تنها فرار آنها هیجان‌انگیز نیست، بلکه اصلا فرارشان به تصویر کشیده نمی‌شود. فکرش را کنید: سریال کاملا از روی مسئله‌ی مهمی به اسم سقوط پایگاه توسط زامبی‌ها عبور می‌کند. نه تنها نیگان در همین مدت کوتاه ارتش گسترده و بزرگش را دور هم جمع کرده و توانایی هماهنگ‌سازی دقیقشان برای اجرای سه ماموریت جداگانه و در هچل انداختن ارتش‌های ریک را دارد، بلکه آنها یک‌عالمه ماشین و اسلحه و گلوله هم دارند! آخر بی‌منطقی هم حدی دارد!

اپیزود این هفته‌ی «مردگان متحرک» بعد از مدت‌ها دست‌گل‌های جدیدی به آب می‌دهد که قبلا نمونه‌شان را با شدت‌ و مقدار کمتری دیده بودیم

خلاصه مگی و گروهش در حال حرکت در جاده هستند که بله، نیگان که مسیرشان را به‌طرز بی‌نقصی پیش‌بینی کرده بود افرادش را سراغ آنها می‌فرستد. مگی حدود هفت-هشت‌تا ماشین پر از سرباز دارد، اما ناجیان بدون هیچ مبارزه‌ای جلوی مگی را می‌گیرند. افراد مگی به دلایل نامعلومی تلاشی برای پریدن به بیرون از ماشین و مبارزه نمی‌کنند. آنها به راحتی تسلیم می‌شوند. نکته‌ی جالب قضیه این است که سایمون به آنها اجازه می‌دهد تا همگی به هیل‌تاپ برگردند. آره، البته که او یک نفر هیل‌تاپی را می‌کشد. کسی که تاکنون او را ندیده بودیم و در جریان حضورش جلوی دوربین در این اپیزود فقط یک کلمه‌ی «لعنتی» را از دهانش می‌شنویم، اما فکر کنم لازم نباشد بگویم از آنجایی که اصلا معلوم نبود این یارو کی بود، طبیعتا مرگش تکان‌دهنده نیست و روش خوبی برای زهره چشم گرفتن سایمون از مگی نیست؟ خلاصه سایمون بدون توجه به دستور نیگان در رابطه با دستگیری «ریک، پادشاه و بیوه»، مگی را بی‌خیال می‌شود و می‌گذارد که آنها به هیل‌تاپ برگردند. چرا؟ چرا مگی زندانی نمی‌شود؟ چرا همه‌ی آنها زندانی نمی‌شوند؟ چرا همه‌ی این آدم‌هایی را که قصد کشتن‌تان را داشتند به رگبار نمی‌بندید؟ هیچکس نمی‌داند. این سوالات منطقی دیگر در «مردگان متحرک» جایی ندارند. کل اپیزود در این سکانس خلاصه می‌شود. بعد از یک فصل و نیم تلوتلو خوردن دنبال خط داستانی نیگان، ناگهان در عرض یک اپیزود که هیچ، در عرض کمتر از یک دقیقه، ورق برمی‌گردد و نیگان یک‌دفعه از آن کسی که در پایگاه گرفتار شده بود، به همان نیگان قدرتمندی که دفعه‌ی اول او را دیدیم تغییر شکل می‌دهد. از اینجا به بعد اتفاقات عجیب و غریب و بی‌معنی و مفهومی هستند که یکی پس از دیگری روی سرمان خراب می‌شوند.

 The Walking Dead

دریل تصمیم می‌گیرد با کامیون آشغالی دیوار پایگاه نیگان را خراب کند (شاید به خاطر اینکه خراب شدن دیوار و حمله‌ی زامبی‌ها به آدم‌ها صحنه‌های خیلی خوبی برای یک اپیزود فینال هستند). یکی نیست از دریل بپرسد این دیگر چه جور نقشه‌ای است؟ چرا، یک نفر هست. اتفاقا روزیتا به این موضوع اشاره می‌کند، اما طوری تارا و میشون به او چپ‌چپ نگاه می‌کنند و بهش بی‌محلی می‌کنند که بدبخت با خودش می‌گوید: «برید هر غلطی که خواستید بکنید. گردن خودتون!» و صحنه را ترک می‌کند. آره، اینکه پایگاه نیگان را با زامبی‌ها محاصره کنیم نقشه‌ی عاقلانه‌ای به نظر می‌رسید، اما مرحله‌ی دوم که سوراخ کردن دیوار است، بیشتر از اینکه نقشه باشد، یک ایده‌ی دقیقه‌ی نودی است که به شانس بستگی دارد. بماند که خود دریل هم صبر نمی‌کند تا از دور روند عملی شدن یا نشدن نقشه‌اش را زیر نظر بگیرد. هرچند شاید دریل هم انتظار نداشت که نویسندگان این‌طوری ناجیان را به بیرون از مخصمه‌ای که گرفتارش بودند تله‌پورت کنند و در حرکتی متقابل، معنای واقعی تله‌پورت را به سازندگان «بازی تاج و تخت» یاد بدهند! نه اپیزود اول که ریک به بهانه‌ی آدم‌های بیگناه، حتی برای کشتن نیگان هم شمارش معکوس تعیین کرد و نه این اپیزود که دریل تصمیم می‌گیرد زامبی‌ها را وارد ساختمانی که پر از آدم بیگناه است کند. آیا این همان دریلی است که برای زنده پیدا کردن سوفیا نزدیک بود خودش را به کشتن بدهد؟

واقعا چه کسی فکرش را می‌کرد زباله‌نشین‌ها این‌قدر نامرد و نالوطی و غیرقابل‌اطمینان باشند؟

این وسط میشون سرِ دریل را با سخنرانی‌هایش درباره‌ی نمی‌دونم‌چی‌چی می‌خورد. همین میشون یک ناجی را با کاتانایش تکه‌تکه می‌کند (معلوم نیست در این صحنه بقیه‌ی ناجیان کدام گوری هستند؟). دوایت به چندتا ناجی شلیک می‌کند. یک ناجی وقتی از خیانت دوایت آگاه می‌شود به جای مغز، از فاصله‌ی یک متری شانه‌ی دوایت را نشانه می‌گیرد. تارا یک صحنه‌ی مثلا خنده‌دار سر جعبه‌های مهمات با روزیتا دارد. جودیث این وسط هنوز زنده است و دارد بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. درست برخلاف مگی که سازندگان حاملگی‌اش را استوپ کرده‌اند. نویسندگان رسما به مرحله‌ای رسیده‌اند که دیگر کوچک‌ترین اهمیتی به هیچ‌کس و هیچ‌چیزی نمی‌دهند. مگی بعد از سخنرانی‌های اخلاق‌گرایانه‌اش برای گرگوری در طول هفت اپیزود گذشته به یک قاتل بی‌رحم تبدیل می‌شود. کارول و جری درست در لحظه‌ای که ریک زیر آتش دشمن است و به کمک نیاز دارد، جلوی رویش ظاهر می‌شوند. به جای تارا، آرون و انید با یک‌عالمه هدیه و پیشکش به «اقیانوس‌کنار» می‌روند تا دست صلح دراز کنند، اما در بدور ورود به آنجا می‌زنند مادربزرگ طرف را می‌کشند (این‌طوری سریال رسما کمدی سیاه می‌شود!).

نبرد تن‌به‌تن ریک و نیگان دیگر چه افتضاحی بود؟ ریک در جریان گلاویز شدن با نیگان، چوب بیسبالش را از او می‌گیرد، روی سینه‌اش می‌نشیند و می‌دانید چه کار می‌کند؟ نه اشتباه حدس زدید. ریک به جای پایین آوردن سر سیم‌خاردار چوب بر ملاج نیگان و تمام کردن کار کسی که همه‌ی این بدبختی‌ها از گور او بلند می‌شود، از ته دسته‌ی چوب برای ضربه زدن به صورتش استفاده می‌کند! تازه وقتی نیگان، ریک را از پنجره به بیرون پرت می‌کند، ریک هفت‌تیرش را همراه خودش دارد. یعنی کافی است به جای دور شدن از آنجا، برگردد و نیگان را که در فاصله‌ی نسبتا دوری با لوسیل ایستاده است نشانه بگیرد. اما هم نیگان او را نادیده می‌گیرد و هم ریک. چرا؟ چون اگر رهبر نیروی مخالف بمیرد سازندگان نمی‌توانند جنگ تمام‌عیار (تو را به خدا ما را نخندان! جنگ‌ تمام‌عیار!) را برای هشت اپیزود دیگر کش بدهند. بعضی‌وقت‌ها احساس می‌کنم این دو آن‌قدرها هم که ادعا می‌کنند علاقه‌‌ای به کشتن یکدیگر ندارند؟ فقط سربازان بیچاره‌شان هستند که سر شاخ و شانه‌کشی‌های آنها نفله می‌شوند. از یک طرف آرون و انید خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کردم به اقیانوس‌کنار (دورترین جامعه‌ی سریال نسبت به الکساندریا) رسیدند، اما از طرف دیگر ریک را می‌بینیم که فاصله‌ی بسیار کوتاه‌تری را به مدت بسیار طولانی‌تری طی می‌کند (فقط به خاطر اینکه ریک نباید قبل از تمام شدن وراجی‌های نیگان جلوی دروازه الکساندریا به آنجا برسد. وراجی‌های نیگان بر هرچیزی اولویت دارد). تنها لحظه‌ی شوکه‌کننده‌ی این اپیزود که شخصا اصلا فکرش را نمی‌کردم خیانت دوباره‌ی زباله‌نشین‌ها به ریک بود! واقعا چه کسی فکرش را می‌کرد زباله‌نشین‌ها این‌قدر نامرد و نالوطی و غیرقابل‌اطمینان باشند؟ کی فکرش را می‌کرد نقشه‌ی هوشمندانه‌ی ریک به این شکل دستش را در پوست گردو بگذارد؟! هان؟ کی فکرش را می‌کرد؟! یعنی تمام وقتی که روی مذاکره‌های حساس او و زباله‌نشین‌ها صرف شد دود شد و هوا رفت؟

 The Walking Dead

از آن غافلگیرکننده‌تر مرگ کارل بود. دارم شوخی می‌کنم، اما بعد از تمام اینها، دومین دستاورد این اپیزود نحوه‌ی انجام مرگ کارل بود. از همان لحظه‌ای که کارل شروع به سخنرانی با پدرش درباره‌ی اینکه چیزی بهتر از جنگ با نیگان هم وجود دارد و اینکه او باید دست به کاری بیشتر از امیدوار بودن بزند می‌دانستم کم‌کم باید به فکر مقدمات مراسم ختم این بچه باشم. اول به خاطر اینکه این حرف‌ها خوشگل اصلا به کارل نمی‌خورد. «مردگان متحرک» به نقطه‌ای رسیده که دیگر شخصیت‌پردازی یک واژه‌ی بیگانه برای این سریال است. گذاشتن حرف مناسب در دهان شخصیت‌ها بی‌وقفه نادیده گرفته می‌شود. نویسندگان در عرض یک ثانیه کل طرز فکر و نحوه‌ی حرف زدن و فلسفه‌ی کاراکترها را برای رسیدن به هدفشان خراب می‌کنند و براساس چیزی که عشقشان بکشد از نو می‌سازند. این در حالی است که «مردگان متحرک» بارها و بارها ثابت کرده وقتی کاراکترها شروع به صحبت درباره‌ی بخشش و مروت می‌زنند یعنی به‌طور غیررسمی سند مرگشان را امضا کرده‌اند. بماند که مگر می‌شود به یک اپیزود فینال برسیم و یک شخصیت مهم کشته نشود؟ ما دقیقا می‌دانیم مرگ‌های سریال چه زمانی اتفاق می‌افتند. فینال‌های سریال به مراسم خونریزی کاراکترهای اصلی تبدیل شده‌اند. به لحظات سنتی‌ای که مخاطبان از یک فصل قبل‌تر می‌دانند که یک نفر در آن کشته می‌شود و به محض اینکه یکی از کاراکترها با جملات خوشگل و انسان‌دوستانه آن اپیزود را شروع می‌کند می‌دانیم که قربانی خود خودش خواهد بود. درست از لحظه‌ای که اندریا در پایان فصل سوم کشته شده، سریال مرگ‌هایش را بدون تاخیر در اپیزودهای فینالش جایگذاری کرده است. قضیه به حدی قابل‌پیش‌بینی شده که نوشتن مقاله‌هایی با مضمون «در این اپیزود چه کسی خواهد مُرد؟» به روتین و سرگرمی عادی مردم تبدیل شده است.

نویسندگان در عرض یک ثانیه کل طرز فکر و نحوه‌ی حرف زدن و فلسفه‌ی کاراکترها را برای رسیدن به هدفشان خراب می‌کنند و براساس چیزی که عشقشان بکشد از نو می‌سازند

البته که بعضی‌وقت‌ها تغییراتی در این روتین داده می‌شود. مثل مخفی نگه داشتن هویت قربانی تا آغاز فصل بعد یا مخفی کردن یکی از قربانی‌های احتمالی زیر سطل زباله و چنین چیزی درباره‌ی این هفته و نهایی نکردن مرگِ کارل تا اپیزود نهم که دو ماه دیگر می‌رسد صدق می‌کند، ولی روی هم رفته این موضوع به مرگِ غافلگیر کننده‌ای در این سریال منجر شده است. همین برای توصیف وضعیت این سریال در یک جمله کافی است. وقتی مرگی نه غافلگیرکننده باشد و نه هیچ حسی در بیننده ایجاد کند (آن هم مرگ کاراکتری مثل کارل که شاید اکثرمان دل خوشی از موهایش نداشته باشیم، اما آخرین نفری بود که به مرگش فکر می‌کردیم. بالاخره او در کامیک‌ها حکم جایگزین احتمالی پدرش به عنوان قهرمان اصلی را دارد)، یعنی آن سریال در همه‌چیز، از داستانگویی تا شخصیت‌پردازی شکست خورده است. قبل از اینکه «بازی تاج و تخت» دور بردارد، «مردگان متحرک» به عنوان «هرلحظه هراتفاقی ممکن است بیافتد»‌ترین سریال تلویزیون شناخته می‌شد. بالاخره با یک آخرالزمانی بی‌رحم زامبی‌زده طرف بود. البته که غیرقابل‌پیش‌بینی‌بودن زندگی بازماندگان باید مهم‌ترین تم داستانی و مهم‌ترین وسیله‌‌اش برای تولید تنش باشد. اگرچه سریال همیشه در این ماموریت موفق نبود، اما موفقیت‌هایش بیشتر از لغزش‌هایش بود. هر از گاهی به نظر می‌رسید سریال واقعا بلد است چگونه مچ‌مان را بی‌هوا بگیرد. از ظاهر شدن ناگهانی سوفیای خرخرکنان از درون تاریکی طویله‌ی هرشل گرفته تا سیر دیوانه‌شدن شین و کشته شدن او به دست کارل در فینال فصل دوم. از مرگ لوری چهار اپیزود بعد از آغاز فصل سوم تا تحولِ مریل از کسی که به هیچکس اهمیت نمی‌داد تا کسی که به تنهایی به مصاف با فرماندار رفت. آره، مرگ دیل و اندریا افتضاح بود، اما لغزش‌های سریال آن‌قدر اندک بودند که استخوان‌بندی سریال را با خطر تهدید نکنند. تمام اینها مرگ‌هایی بودند که به‌طور منطقی اتفاق می‌افتادند و لزوما به زور در اپیزودهای فینال جاسازی نمی‌شدند. بلکه هر لحظه ممکن بود غافلگیرمان کنند.

 The Walking Dead

مثل وضعیت این روزهای سریال، سازندگان با ما تماشاگران به عنوان یک سری سادیست خون‌خوار و با خودشان به عنوان یک سری قاتال روانی که فصلی دو بار برایمان آدمکشی راه می‌اندازند رفتار نمی‌کردند. بلکه ما دنبال‌کنندگان ضربانِ زندگی یک دنیای آخرالزمانی بودیم. اما حالا مرگ و میرهای سریال حالتی شبیه به ناهار و شام پیدا کردند. روتین‌هایی که وقوعشان تقریبا ردخور ندارد و زمان تقریبی‌شان در طول شبانه روز هم با چند دقیقه اختلاف ثابت است. از مدت‌ها قبل سفره پهن می‌شود، بشقاب و لیوان و قاشق و چنگال روی سفره قرار می‌گیرد، بوی غذا از ساعت‌ها قبل فضای خانه را پر می‌کند تا محتویات قابلمه از دو ساعت قبل لو برود. تمام این حرف‌ها به این معنی نیست که مشکل «مردگان متحرک» عدم غافلگیرکنندگی مرگ‌هایش است. داستانگویی خوب صرفا کشتن کاراکترها نیست. ساده‌ترین راه ایجاد تنش و بی‌قراری، قرار دادن کاراکتر در موقعیت مرگ و زندگی است. در حالی که زندگی شامل هزار جور نوع حادثه‌ی دیگر هم می‌شود که فکر کردن به آنها خب، به کمی فکر کردن نیاز دارد که «مردگان متحرک» این کار را بوسیده و گذاشته کنار. موضوع وقتی بدتر می‌شود که «مردگان متحرک» کشتن معمولی کاراکترهایش را هم فراموش کرده و حالا تلاش اسکات گیمپل برای «هنری» و «هوشمندانه»‌ جلوه دادن خودش به مرگ‌های سریال هم نفوذ کرده است. اگر کارل مثل بچه‌ی آدم کشته می‌شد این‌قدر عصبانی نمی‌شدم. مسئله این است که کارل با ادا و اطوار کشته می‌شود. یعنی چی؟ یعنی در پایان این اپیزود همه در تونل‌های فاضلاب، غمگین به نظر می‌رسند. ریک و میشون به کارل ‌می‌رسند. کارل لباسش را بالا می‌زند و ما با جای دندان زامبی روی شکمش روبه‌رو می‌شویم. در این صحنه ما باید با خود بگویم این جراحت از کجا آمده که ما ندیدیم؟ و بعد با مرور کردن چند اپیزود اخیر به این نتیجه برسیم که کارل قبلا زخمی شده بود و در تمام این مدت آن را مخفی نگه داشته بود و ما باید روی دو پا ایستاده و سازندگان را به خاطر این غافلگیری‌شان تشویق کنیم.

بخش اول واکنش درست است: «این جراحت از کجا آمده که ما ندیدیم؟» اما بخش دوم نه. اولین واکنشم به این صحنه این بود که کارل کی گاز گرفته شد؟ اصلا چرا سازندگان باید آن را از ما مخفی کنند. صحنه‌ی گاز گرفته شدن کارل به اپیزود دو هفته قبل برمی‌گردد. جایی که کارل دارد برای کشتن زامبی‌ها به صدیق کمک می‌کند. گیمپل طبق معمول می‌خواسته تا با مخفی کردن این ماجرا، شوکه‌کننده و خلاق ظاهر بشود، اما در عوض گیج‌کننده و احمقانه ظاهر شده است. «مردگان متحرک» چیزی جز ترفندهای سخیف این‌شکلی برایش باقی نمانده است. از ماجرای مرگ قلابی گلن و سطل زباله گرفته تا کلیف‌هنگر فینال فصل ششم و برخورد گلوله‌ی روزیتا به لوسیل و بیرون آمدن ساشای زامبی از درون تابوت و سکانس رویای ریک پیر و فلش‌بک و فلش‌فورواردهای نامنظم قسمت اول این فصل و کشته شدن تمام سربازان پادشاهی به جز ازیکیل و کارول و جری و پیدا شدن سروکله‌ی یک شخصیت فراموش‌شده و بی‌اهمیت از فصل اول و کشتن او بعد از ۵ دقیقه و کلوزآپ‌های اسلوموشن پرتعداد و بی‌دلیل از صورت شخصیت‌ها. همان‌طور که می‌بینید «مردگان متحرک» چیزی به جز این ترفندهای مسخره برایش باقی نمانده است و ماجرای مرگ کارل هم به یکی دیگر از اینها اضافه می‌شود. این‌طوری سریال روی دست خودش هم بلند می‌شود. آنها با مرگ‌های کلیف‌هنگری و احمقانه بیگانه نیستند. اما اینکه مهم‌ترین مرگ سریال تا این لحظه با کلیف‌هنگر تمام شود و اینکه خود مرگ براساس یک گول‌زنی از چند اپیزود قبل باشد، آن را به دستاورد جدیدی برای «مردگان متحرک» تبدیل می‌کند. بماند که این اپیزود در حالی به پایان رسید که کارل هنوز داشت نفس می‌کشید. با گندی که ای.ام.سی بالا آورده، اگر بعدا معلوم شد کارل به دلیل عجیب و غریبی زنده خواهد ماند تعجب نکنید! فقط دو راه مانده: یا سریال را تمام کنید (که غیرممکن است)‌ یا اسکاپ گیمپل را اخراج کنید (که شدنی است).

پ.ن: اگر مثل من از سریال برده‌اید، این ویدیوی جالب را تماشا کنید، شاید افاقه کند. ظرافتی که در نگارش دیالوگ‌های کمدی خشکش به کار رفته به کل سریال اصلی می‌ارزد.



منبع نقد

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie Review – نقد فیلم – امتیاز فیلم – اخبار فیلم – لینک فیلم – عکس فیلم – سریال – بازیگر

The post مجله نقد: نقد سریال The Walking Dead؛ قسمت هشتم، فصل هشتم + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 13 views

به گزارش مجله فیلم


از تاریخ:


تا تاریخ:



عین عبارت


مرتب سازی نتایج بر اساس



گرد آوری : مجله فیلم

سریال ایرانی – ساعت چند – دانلود سریال – برنامه تلویزیونی – اخبار صدا و سیما

The post مجله تلویزیون: واکنش جالب فرخ نژاد به افزایش عوارض خروج از کشور + عکس + جزئیات appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۲ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 14 views

به گزارش مجله فیلم

به گزارش خبرگزاری مهر، سالن شماره سه مجموعه تئاتر شهرزاد از ساعت ۲۰:۳۰ روز دوم دی ماه میزبان نمایشی با نام «داخائو» است. داخائو داستان سه دوست دانشجو است که در یک خانه مجردی در حاشیه شهر زندگی و شروع به پرده برداری از اتفاقات و داستان های گذشته خود می کنند.

در این نمایش حوادث متفاوتی که ریشه در گذشته آنها دارد با رفتن به گذشته و حرکت به سوی آینده بیان می شود و کار را به سمت جریان سیال ذهن هدایت می کند.

اجرای ابتدایی با نام «آشوئیتس» سال ۸۰ و ۸۱ در جشنواره دانشجویی فجر به اجرا در آمد و جوایز بهترین کارگردانی برای شهرام ابوالقاسمی، بهترین بازیگری برای حمیدرضا هدایتی، دیپلم افتخار بازیگری مرد برای محسن بابایی و جوایزی در بخش موسیقی، طراحی صحنه و لباس را کسب کرد. همچنین به عنوان بهترین اجرا از نگاه منتخب هیات داوران و بهترین نمایش از نظر تماشاگران انتخاب شد.

نمایش «داخائو» به نویسندگی شهرام ابوالقاسمی، تهیه کنندگی سالار رضایی و کارگردانی مشترک حمیدرضا هدایتی و شهرام ابوالقاسمی به صحنه می رود.

بازیگران این نمایش به ترتیب حمیدرضا هدایتی، محسن بابایی، ارشیا زرین و مریم قربانیان هستند.

Let’s block ads! (Why?)

گرد آوری : مجله فیلم

تئاتر ایرانی – ساعت چند – دانلود تئاتر – برنامه تئاتر – اخبار تئاتر – بلیط تئاتر – محل تئاتر

فیلمایرانلایف استایلویدئوحسابداریزیرمیزیخبرتسمه

The post مجله تئاتر: «داخائو» دی ماه در شهرزاد به صحنه می‌رود + جزئیات appeared first on فیلم.