ایران فان

ایران فان - صفحه 5 از 5501 - دانلود فیلم

توضیحات
---
  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

به گزارش مجله فیلم

روزنامه ایران – محسن بوالحسنی: نام اصلی‌اش حسین آهنیان مقدم بود و معروف شده بود به افشین مقدم، خواننده‌ای که با زمستان گل کرد و در اولین روز مردادی تابستان ۱۳۵۵ در یک سانحه تصادف در جاده شمال جان خود را از دست داد.

مقدم که ۸ مهر سال ۱۳۲۴ به دنیا آمد نزد عطاالله خرم موسیقی آموخت و اولین آلبومش یعنی زمستان به سرعت گل کرد. سال ۱۳۵۴ ترانه زمستان در همین آلبوم آنچنان همه گیر شد که هنوز زمستان‌ها از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود و برعکس خواننده‌اش عمری کوتاه نداشت.

به یاد افشین مفدم؛ خواننده‌ای که زود گل کرد و زود پژمرد

«افشین» که یاد خودش را توسط ترانه «زمستون» با آهنگی از سیاوش قمیشی و تنظیم وارژانِ تکرار ناشدنی، جاودانه کرده بود، می‌رود طرف آسمان. حسین پناهی می‌گفت: «ما بدهکاریم به آنان که صمیمانه از ما پرسیدند: ببخشید امروز چندم مرداد است؟» «حسین» هم می‌دانست مرداد می‌رود. «فروغ» هم این‌طور تمام شد. می‌گفت به آغاز فصل سرد ایمان بیاوریم و زمستان درگذشت.

سعید دبیری ترانه‌سرای زمستان افشین مقدم در گفت‌و‌گویی آخرین دیدار با این خواننده را این طور توصیف کرد: «قبل از سفر شمال، به استودیو بل آمد و اصرار داشت که آهنگ هجرت را ضبط کند. بعضی از دوستانش گفتند همان شب با آن‌ها خداحافظی هم کرده بود. انگار به دلش افتاده بود.»

به یاد افشین مفدم؛ خواننده‌ای که زود گل کرد و زود پژمرد

تورج شعبانخانی در گپی کوتاه با «ایران» از دوستی و خاطره قرار همکاری‌اش با افشین مقدم می‌گوید:

«ما با هم دوست بودیم و قرار بود یک کار مشترک هم با هم انجام بدهیم. در واقع من با اردلان سرافراز دوستی صمیمانه و نزدیکی داشتم و همیشه خانه اردلان بودم و بسیاری از هنرمندان آنجا رفت و آمد می‌کردند که یکی از این چهره‌های جوان و مستعد افشین مقدم بود. خدابیامرز هر چقدر مستعد، با وقار و با محبت و دلسوز بود همانقدر هم بدشانس بود. من آن موقع که با او آشنا شدم هنوز زمستان را نشنیده بودم و وقتی شنیدم به معنی تمام و کمال مسحور صدا و لحن و رنگ حنجره این آدم شدم. متأسفانه زود او را از دست دادیم و من معتقدم اگر می‌ماند واقعاً می‌توانست یک سر و گردن از همه همدوره‌ای‌های خود بهتر باشد.

به یاد افشین مفدم؛ خواننده‌ای که زود گل کرد و زود پژمرد

درست است که در کار‌هایی که از او شنیدیم بیشتر صدای گرم او به گوش می‌آید، اما افشین مقدم صدایی بسیار توانا داشت و در محفل‌هایی که دور هم بودیم و می‌خواندیم به وضوح می‌شد توانایی‌اش را دید و شنید. یک خاطره بامزه که همیشه از او در ذهن من می‌ماند این است که دیدم یک روز پشت ماشینش یک کلاه مأموران راهنمایی رانندگی گذاشته بود. گفتم افشین قضیه از چه قرار است؟ گفت: این را گذاشتم که هر وقت خواستند جریمه‌ام کنند سرم کنم! بسیار مهربان بود و با معرفت و با اینکه از ما کوچک‌تر بود طوری با ما قدم برمی‌داشت که انگار همسن یا حتی از ما بزرگتر است. گاهی حسرت می‌خورم که بچه‌هایی که از میان ما رفتند یکی از یکی بهتر، گل‌تر و با استعدادتر بودند. با این حال او با زمستان همیشه در خاطره می‌ماند.»

ترانه ماندگار زمستون با صدای زنده یاد افشین مقدم، ترانه سرا: سعید دبیری، آهنگساز: سیاوش قمیشی، تنظیم: واروژان

در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی تصویر زیر کلیک کنید

به یاد افشین مفدم؛ خواننده‌ای که زود گل کرد و زود پژمرد

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

به یاد افشین مقدم؛ خواننده‌ای که زود گل کرد و زود پژمرد

The post به یاد افشین مقدم؛ خواننده‌ای که زود گل کرد و زود پژمرد + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

robert morgenthau longest serving manhattan da dies at 99 718316

بازپرس قضایی منهتن که شخصیتش الهام‌بخش مجموعه «نظم و قانون» شد، در ۹۹ سالگی درگذشت.

به گزارش مووی مگ به نقل از فارس، رابرت ام مورگنتاو، بازپرس قضایی منهتن که شخصیتش الهام‌بخش مجموعه «نظم و قانون» شد، در ۹۹ سالگی درگذشت.

چند دهه خدمت به عنوان بازپرس ویژه قضایی منطقه منهتن نیویورک، مورگنتاو را به چهره معروفی تبدیل کرده بود و همین باعث شده بود برخی فیلم‌ها از او الهام بگیرند از جمله سریال تلویزیونی معروف و موفق «نظم و قانون» که در آن شخصیت آدام شیف که نقشش را استیون هیل ایفا می‌کرد با الهام از شخصیت رابرت ساخته شد.

«نظم و قانون» به کارگردانی دیک وولف ساخته شد. او در مورد مورگنتاو می‌گوید: به نظر من رابرت ام مورگنتاو بزرگ‌ترین بازپرس تاریخ نیویورک بود.

مورگنتاو که تنها ۱۰ روز مانده به تولد ۱۰۰ سالگی‌اش در گذشت، نیمی از عمر خود را به زندان انداختن تبهکاران و قاچاقچیان مواد مخدر صرف کرد.

او به عنوان بازپرس ایالات متحده در منطقه جنوب شهر نیویورک در دوران ریاست‌جمهوری جان اف کندی و جانسون خدمت کرد و از سال ۱۹۷۴ نیز به عنوان بازپرس ارشد منطقه منهتن به مدت ۳۵ سال فعالیت کرد. او در طول این مدت حدود ۱۰۰ هزار پرونده جنایی را پیگیری کرد.

robert m morgenthau 222d4ab7232

مورگنتاو سال ۲۰۰۵ در ۸۵ سالگی برای هشتمین و آخرین بار به عنوان بازپرسی ویژه انتخاب شد و رقیب خود لسلی کراکر اسنایدر را از سر راه برداشت.

نظم و قانون یک سریال تلویزیونی پلیسی آمریکایی، اثر دیک وولف است که از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ از شبکه ان‌بی‌سی پخش می‌شد.

این سریال دارای ۴۵۶ قسمت است و موضوع آن ماجراهای اداره پلیس و دادستانی شهر نیویورک در آمریکا است.

مجموعه تلویزیونی «نظم و قانون» برنامه‌ای‌ است که به مسایل خاص اجتماعی می‌پردازد و به همین دلیل بسیار مورد توجه سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی قرار گرفته است. بازیگران این مجموعه در خارج از صحنه نمایش هم فعالیت‌های زیادی برای سلامتی و ایمنی بین مردم ترویج می‌کنند و به انجام برخی فعالیت‌های اجتماعی داوطلبانه مشهور هستند.



منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

رابرت ام مورگنتاو ، منبع الهام بخش « نظم و قانون » درگذشت

The post رابرت ام مورگنتاو ، منبع الهام بخش « نظم و قانون » درگذشت + جزئیات appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

به گزارش خبرنگار مهر، بهزاد آقاجمالی عضو شورای کانون تئاتر دانشگاهی و دبیر علمی سمینار مطالعات اجرا درباره ایده اولیه برگزاری نخستین سمینار «مطالعات اجرا» توضیح داد: وقتی در شورای کانون تئاتر دانشگاهی برنامه‌هایی طراحی کردیم به بررسی امکان یا عدم امکان اجرایی آنها نیز پرداختیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که می‌توانیم بعضی از برنامه‌ها را در قالب شکل‌های کوچک‌تری مانند سمینار ببینیم تا به تحقق نزدیک شوند. ایده اولیه ما به نوعی تاسیس «پژوهشکده مطالعات تئاتر ایران» بود که به چیزی فراتر از ظرفیت و امکانات کانون نیاز داشت و سمینار مطالعات اجرا در این راستا به نوعی کوچک شده همین ایده اصلی است.

دبیر علمی سمینار «مطالعات اجرا» همچنین در این باره که در شرایط کنونی چه ضرورتی برگزاری چنین سمیناری را ایجاب می‌کرد، بیان کرد: با توجه به فقدان تجربه و سنت مطالعات اجرا در ایران و با توجه به اینکه یک جور گرایش و میل غریزی در تئاتر تجربی و دانشگاهی معاصر نسبت به این شکل از اجرا بوجود آمده، فکر کردیم می‌توانیم موضوع را تا حدی تئوریزه کنیم و ببینیم اساساً فضای تئاتری یا آکادمیک ما در این رابطه چه اندازه شناخت دارد یا اصولاً چقدر می‌تواند به شناخت تکمیلی این پدیده کمک کند. این شد که به سمینار «مطالعات اجرا» فکر کردیم، ضمن اینکه من و دیگر دوستان متوجه بودیم حتی در نهادهای آکادمیک ما نیز تصور دقیق و درستی از بحث مطالعات اجرا وجود ندارد و با میزانی ابهام و سردرگمی مواجه هستیم. گرچه بخشی از این سردرگمی به ماهیت اجرا و نوپا بودن آن بازمی‌گردد، حتی در غرب نیز همینطور است و اتفاق نظر وجود ندارد. البته بخش دیگر ابهام به این مقوله بازمی‌گردد که اجرا در ایران جویده جویده و نادرست وارد شده، یعنی سنت به طور کامل تجربه نشده است.

وی یادآور شد: برگزاری سمینار «مطالعات اجرا» در چنین وضعیتی ابتدا بعنوان شکلی از آموزش و توسعه شناخت کارکرد می یابد. و در سوی دیگر با در نظر گرفتن این موضوع که اجرا یک مقوله درون گفتمانی تئاتر نبوده و مفهومی ساری در علوم و مقولات دیگر اجتماعی است، به تولید مقالات تالیفی که انعکاسی از محیط یا جامعه بومی نیز باشد فکر کردیم. چون این مطالعات از حیطه و زمینه تئاتری فراتر رفته، به‌ویژه فعالیت‌های اجتماعی و رشته‌های علوم اجتماعی را در بر گرفته و از آنجا نیز کسب اعتبار می‌کند. با توجه به شرایط ویژه جامعه معاصر ایران و بروز گفتمان‌های تو در توی اجتماعی، مقوله اجرا می‌توانست مسئله جذابی برای تمرکز، مطالعه و دقت باشد.

آقاجمالی همچنین در خصوص دعوت از پژوهشگران و صاحب‌نظران برای حضور در سمینار توضیح داد: برای تولید محتوای سمینار دو محور در نظر گرفتیم، یکی انتشار فراخوان که اینجا ترجیح ما تولید اختصاصی برای سمینار بود. متقاضیان در این بخش موضوعات خود را طرح کردند و در نهایت با داوری هیات علمی سمینار متشکل از خانم دکتر آزاده گنجه استادیار دانشکده هنرهای زیبا، کامران سپهران دانشیار دانشکده سینما و تئاتر، فرهاد مهندس‌پور دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و رضا سرور مترجم، نویسنده و مدرس، مقالات نهائی انتخاب شد. بخشی هم به صورت دعوت از افراد که بر مبنای امکان‌های موجود اتفاق افتاد. به‌طور اجمالی فکر کردیم کسانی که قبلاً در حوزه تئاتر کار تئوریک انجام داده‌اند، و احتمالاً حرف تازه‌ای داشته باشند و گروهی بیرون از حوزه مطالعات تئاتر با توجه به خصلت بینارشته‌ای مطالعات پرفورمنس می‌توانستند مقالاتی تولید کنند. البته در صورت آشنایی ضمنی با هنرهای نمایشی. علاوه بر این در سمینار شاهد یک پنل گفتگو با مدیریت علی‌اصغر دشتی و همکاری بهنام نوائی خواهیم بود که به موضوع «سوتفاهمات مطالعات اجرا: مروری بر نحوه مواجهه با اجرا در تئاتر ایران» می‌پردازد.

دبیر علمی سمینار «مطالعات اجرا» در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا تاسیس پژوهشکده مطالعات تئاتر ایران در شرایط فعلی امکان‌پذیر است یا خیر، بیان کرد: این واقعاً رویایی بود که در سر داشتیم، برهمین مبنا هم به نظرمان رسید اگر قرار باشد بعداً چنین پژوهشگاهی ذیل وزارت ارشاد یا اداره کل هنرهای نمایشی تاسیس شود، کانون تئاتر دانشگاهی یا هر دفتر دیگری که در اداره کل کار پژوهشی انجام می‌دهد می‌تواند پیشنهاددهنده و آغازکننده باشد. به نظرم اصلاً کار دشواری نیست و امکان عملیاتی شدن دارد، آقای کرمی هم با توجه به تنگناهای مالی موجود در برابر خواسته‌های کانون انعطاف نشان داده و از آنجا که در این زمینه به امکانات و عقد تفاهم‌نامه‌هایی خارج از وزارت ارشاد نیاز داریم، عزمی جدی می‌طلبد که البته چندان هم دور از تصور نیست. کانون هم آمادگی دارد برنامه نویسی پژوهشکده را برعهده بگیرد.

این مدرس دانشگاه با تاکید بر اینکه اگر قرار است در ایران چنین مرکزی وجود داشته باشد ضرورت دارد زیر نظر اداره کل هنرهای نمایشی فعالیت کند، افزود: به نظرم اداره کل هنرهای نمایشی نباید فقط تولیت ارزشیابی و منابع مالی تئاتر را برعهده بگیرد، بلکه حداقل بعنوان یک مخاطب انتظار دارم طراحی سیاست‌های فکری و تئوریک هنرهای نمایشی را انجام دهد، این چطور اتفاق می‌افتد؟ با تاسیس «پژوهشکده مطالعات تئاتر ایران»، جایی که به صورت رسمی و جدی هیات علمی داشته باشد، کسانی جذب آن شوند و فقط به مطالعه و پژوهش و انتشار محتوا بپردازد. به نظرم با در نظر گرفتن همین وضعیت مالی و کمی مدیریت اقتصادیِ منابع ایده قابل اجرا است.

نخستین «سمینار مطالعات اجرا» به همت کانون تئاتر دانشگاهی اداره کل هنرهای نمایشی در روزهای ۶، ۷ و ۸ مرداد در سالن مشاهیر مجموعه تئاترشهر برگزار می‌شود.

عکس کنار خبر از گاتا ضیاتبری است.

Let’s block ads! (Why?)



منبع خبر

گرد آوری : http://www.filme.ir

تصور دقیقی از بحث «مطالعات اجرا» وجود ندارد

The post مجله تئاتر: تصور دقیقی از بحث «مطالعات اجرا» وجود ندارد + جزئیات appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

در جدیدترین اخبار سینما و تلویزیون، اولین بازیگر سریال The Lord of the Rings (ارباب حلقه‌ها) انتخاب شده است. ورایتی از چندین منبع مختلف و معتبر نزدیک به پروژه با خبر شده که شبکه آمازون در حال مذاکره با مارکلا کاونا برای بازی در این سریال حماسی و فانتزی است. اطلاعات زیادی از نقش کاونا در سریال بدون نام ارباب حلقه‌ها منتشر نشده، اما برخی از منابع می‌گویند که او قرار است نقش شخصیتی به‌نام تایرا را در این سریال بازی کند. کاونا بیشتر برای بازی در سریال Romper Stomper و سریال The Cry شناخته می‌شود و او همچنین پیش از این در سریال Picnic at Hanging Rock با شبکه آمازون همکاری کرده بود و کاونا اخیرا در فیلم My First Summer نیز به ایفای نقش پرداخته است. 

برایان کاگمن، جان دی. پین، پاتریک مک‌ کی و جنیفر هاتچیسون، وظیفه نوشتن فیلمنامه و احتمالا ساخت سریال The Lord of the Rings را بر عهده دارند و همچنین مدتی پیش اعلام شد که خوان آنتونیو بایونا، کارگردان فیلم Jurassic World: Fallen Kingdom (دنیای ژوراسیک: پادشاهی سقوط کرده) و فیلم A Monster Calls (هیولایی فرا می‌خواند)، وظیفه کارگردانی دو قسمت اول سریال ارباب حلقه‌ها را بر عهده گرفته و همچنین او به‌عنوان تهیه کننده اجرایی نیز در این پروژه حضور خواهد داشت. بایونا پیش از این وظیفه کارگردانی دو قسمت اول سریال Penny Dreadful (پنی دردفول) را نیز بر عهده داشته است. 

ماه اسفند گذشته اطلاعات جدیدی از سریال ارباب حلقه ها منتشر شد که طبق آن، به نظر می‌رسد که اتفاقات سریال The Lord of the Rings قرار است در دوره دوم جریان داشته باشد که بایونا نیز به دوره زمانی اتفاقات این سریال نیز اشاره کرده بود. با این حال، اطلاعات بیشتری از جمله زمان شروع ساخت و انتشار سریال ارباب حلقه‌ها در دسترس نیست، اما می‌توان انتظار داشت که با سرعت بخشیدن به روند استخدام بازیگران سریال، به‌زودی شاهد شروع مراحل فیلمبرداری و تولید سریال The Lord of the Rings باشیم.



منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

اولین بازیگر سریال ارباب حلقه ها مشخص شد

The post اولین بازیگر سریال ارباب حلقه ها مشخص شد +جزئیات appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

مقاله مرتبط

سال گذشته بود که شبکه سای فای (Syfy) از لغو سریال The Expanse (گستره) پس از پخش سه فصل از آن خبر داد و در ماه خرداد گذشته آمازون حقوق این سریال علمی تخیلی را خریداری و برای فصل چهارم رسما تمدید کرد. حال در جدیدترین اخبار سینما و تلویزیون، اولین تریلر و ویدیوی رسمی فصل چهارم این سریال منتشر شده است. در حاشیه نمایشگاه کامیک کان سن دیگو 2019، اولین تریلر رسمی فصل چهارم سریال The Expanse منتشر شده که در این تریلر شاهد اولین تصاویر رسمی فصل چهارم این سریال علمی‌تخیلی هستیم که قهرمان‌های داستان وارد یک ماجراجویی جدید و خطرناک می‌شوند. در پایان تریلر مشخص شد که فصل چهارم سریال The Expanse که در ۱۰ قسمت تولید شده، در تاریخ ۱۳ دسامبر ۲۰۱۹ (۲۲ آذر ۱۳۹۸) از شبکه آمازون پرایم منتشر خواهد شد. شما در ادامه می‌توانید این تریلر را تماشا کنید:

دانلود از آپارات

علاوه بر تریلر، آمازون اولین ویدیوی رسمی فصل چهارم سریال The Expanse را نیز منتشر کرده که این ویدیو در واقع ویدیوی افتتاحیه فصل چهارم این سریال است که در آن حدود ۵ دقیقه ابتدایی فصل چهارم سریال The Expanse را مشاهده می‌کنیم که قهرمان‌های داستان به سیاره جدیدی سفر کرده‌اند و شما در ادامه می‌توانید این ویدیو را نیز تماشا کنید:

دانلود از آپارات

توماس جین، استیون استریت، کاس انور، دومنیک تیپر، وس چتهم، شهره آغداشلو و فرانکی آدامز، از جمله بازیگران سه فصل اول هستند که برای نقش آفرینی دوباره در فصل چهارم سریال The Expanse بازگشته‌اند. روزا گیلمور با سابقه بازی در سریال The Handmaid’s Tale (سرگذشت ندیمه)، کئون الکساندر با سابقه بازی در سریال Impulse (ایمپالس)، جس سالگیرو با سابقه بازی در سریال The Boys (بویز) و برن گورمان با سابقه بازی در فیلم Pacific Rim (حاشیه اقیانوس آرام)، از جمله بازیگران جدیدی هستند که به جمع بازیگران فصل چهارم سریال The Expanse اضافه شده‌اند. مارک فرگوس، هاوک اوتسبی و نارن شانکار وظیفه ساخت این سریال را بر عهده دارند.



منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

اولین تریلر و ویدیوی رسمی فصل چهارم سریال The Expanse منتشر شد

The post اولین تریلر و ویدیوی رسمی فصل چهارم سریال The Expanse منتشر شد +جزئیات appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

معاون اول رییس جمهور شرمنده مردم هستیم

معاون اول رییس جمهور شرمنده مردم هستیم

خبرگزاری ایسنا به نقل از میهن فال :
معاون اول رییس جمهور گفت:
مردم ایران در سال های اخیر متحمل فشارهای فراوانی شده که ما شرمنده آنها هستیم.

اسحاق جهانگیری در گفت‌وگو با خبرنگاران در استان البرز :

آمریکایی ها بر اساس خوی دشمنی با جمهوری اسلامی ایران فشارهای خود را به خصوص در بخش اقتصادی بر ملت ایران افزایش داده اند
و مردم ایران در سال های اخیر متحمل فشارهای فراوانی شده که ما شرمنده آنها هستیم.

این نوید را می توانیم به مردم بدهیم که به فضل الهی از شوک های مهمی عبور کرده ایم و در شرایط باثبات قرار گرفته ایم
و امیدوارم شرایط پیش رو از نظر اقتصادی بهبود یافته و بتوانیم موانع را پشت سر گذاشته و در زمینه اشتغال،
معیشت مردم و توسعه کشور گام های بلندتری برداریم.

یکی از رموز موفقیت مردم ایران این است که همواره از عزت خود حفاظت کرده اند و همواره اهل منطق و گفتگو بوده اند
و در حل بحران های جدی بیش از آن که به زور متوسل شوند به گفتگو و منطق متکی بوده اند.

اسحاق جهانگیری شرمنده مردم هستیم…

این که شش کشور قدرتمند دنیا با ایران مذاکره کنند و به تفاهم برسند به معنی آن است
که ایران توانسته منطق و استدلال خود را در میز مذاکره به اثبات برساند.
این که بعد از مذاکره کشوری احساس کند کلاه سرش رفته
و با استفاده از زور به یک ملت فشار وارد کند کاری غیر عقلانی و غیرمنطقی است.

هر کس قرارداد یا توافقی را امضا کند و آن را به هم بزند همه این اقدام را محکوم می کنند
و ملت ایران سرفراز است که اهل گفتگو، تعامل و منطق است.

اتفاقات اخیر این پیام را به دنیا منتقل کرد که با منطق، گفتگو،
استدلال و ادب می توان با ایران تعامل و مسایل را حل و فصل کرد
و اگر از مسیر دیگری با ایران وارد گفتگو شوند حتماً بازنده خواهند بود و منطقه آسیب خواهد دید.

امنیت منطقه را ایران با کمک کشورهای منطقه می تواند تأمین کند
و برای این که همه از امنیت منطقه مطمئن باشند و همه بتوانند از منطقه ای امن استفاده کنند راهی جز این نیست
که فشارها را از ایران برداشته و بدون تحمیل فشار با ایران وارد مذاکره و گفتگوی منطقی شوند
و آن گاه خواهند دید که منطقه ای خوب و آرام برای همه فراهم خواهد شد.

نوشته معاون اول رییس جمهور شرمنده مردم هستیم اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

وب‌سایت خبرآنلاین، خبرگزاری ایلنا: مزدک میرزایی بعد از این‌که ماه‌ها در صداوسیما بدون آنتن و برنامه بود به انگلیس مهاجرت کرد و به شبکه اینترنشنال پیوست! او در چند وقت اخیر با مدیران سازمان به مشکل جدی خورده بود که نمونه‌اش با مدیر شبکه مستند سر مستندی درباره تیم ملی بود!مزدک میرزایی گزارشگر و تهیه کننده ورزشی برای حضور در یکی از شبکه‌های فارسی زبان از ایران کوچ کرد.

آیا مزدک میرزایی به ایران اینترنشنال پیوست؟

مزدک میرزایی، گزارشگر باسابقه ورزشی که در امر تهیه کنندگی نیز فعالیت می‌کرد بعد از قبول پیشنهاد حضور و همکاری در یکی از شبکه‌های فارسی زبان از ایران کوچ کرد و برای همیشه ایران را ترک کرد. مزدک میرزایی که از چندی پیش با اختلافاتی در صدا و سیما مواجه شده بود و فعالیتی در گزارش‌ها و برنامه‌های ورزشی نداشت، در اقدامی عجیب این پیشنهاد را پذیرفت تا بعد از سال‌ها مجبور به ترک ایران شود. آخرین کار مزدک جهان فوتبال در شبکه آپارات بود. بسیاری از مخاطبان فوتبال در ایران مزدک میرزایی را پس از عادل فردوسی پور از بهترین گزارشگران تلویزیونی می‌دانند. حالا تلویزیونی ایران هم او را از دست داده است و هم عادل فردوسی پور را.

واکنش‌ها به خبر مهاجرت مزدک میرزایی

خبر ترک ایران توسط مزدک میرزایی، واکنش‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشت. بسیاری از کاربران و فعالان فضای مجازی از این موضوع ابراز تعجب کردند. پرتو جغتایی خبرنگار ورزشی در این بار نوشت: “همه منتظر رفتن عادل فردوسى پور بودن، اما مزدک میرزایى مهاجرت کرد رفت! “

بسیاری از کاربران به اختلافات این مجری سرشناس با صداوسیما اشاره کردند و آن را عامل خروج او از ایران دانستند. هدیه خطیبی خبرنگار روزنامه گل در این باره نوشته است: «مزدک میرزایی بعد از اینکه ماه‌ها در صدا و سیما بدون آنتن و برنامه مانده بود به شبکه اینترنشنال رفت! او در چند وقت اخیر با مدیران سازمان به مشکل جدی خورده بود که نمونه اش با مدیر شبکه مستند سر مستندی درباره تیم ملی بود! آخرین کار مزدک هم جهان فوتبال در شبکه آپارات بود.»

آیا مزدک میرزایی به ایران اینترنشنال پیوست؟

پیام‌های همدلانه زیادی برای مزدک میرزایی نوشته شده است. کاربری معتقد است: «اگر خبر مهاجرت مزدک میرزایی صحت داشته باشه باید به آینده‌نگریش و تصمیم درستش آفرین گفت. مزدک میرزایی قطعا جای عادل رو نمی‌گرفت بر فرض محالم که به عادل می‌رسید مگه صدا و سیما برا عادل چیکار کرد جز تحریم و تعطیلی برنامش که می‌خواست برا مزدک بکنه؟»

عده‌ای معتقدند خروج مزدک میرزایی نتیجه مدیریت علی فروغی رییس شبکه سوم سیماست. در رهمین راستا خواستار کنارگذاشتن او هستند. کاربری نوشته است: “آقای علی عسگری نتیجه مدیریت فروغی رو دیدی؟ بالاخره فشار از یه جا بیرون زد دیگه خودتون میدونید و صداوسیما و مدیر ژن خوبتون. “

کامنت‌ها و اظهار نظر‌های ظنز آمیز هم طبق معمول وجود دارد. کاربری نوشته است: «ای کاش مزدک میرزایی با خودش سرهنگ علیفر رو هم میبرد! شخصا حاضرم هزینه‌ی این اضافه بار رو هم از جیب پرداخت کنم.»

تائید رفتن مزدک میرزایی به شبکه ماهواره‌ای توسط دوستانش

آیا مزدک میرزایی به ایران اینترنشنال پیوست؟

توئیت‌های افراد نزدیک به مزدک میرزایی در رسانه‌ها و جلد چند روزنامه ورزشی نزدیک به او، نشان می‌دهد این مجری و همسرش احتمالا به لندن رسیدند تا او در شبکه ایران اینترنشنال برنامه ورزشی بسازد، به این امید که جای ۹۰ را بگیرند! به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تلاش‌های صدا و سیما برای تکذیب خبر پیوستن مزدک میرزایی به شبکه ماهواره‌ای نتیجه نداد.

درحالی که مزدک میرزایی به دوستان نزدیکش گفته بود برای سفر تفریحی با همسرش به ترکیه رفته، اما انگار اوتصمیمش برای رفتن از ایران را گرفته و بعد از مهدی رستم پور، دمین مجری سرشناس ورزشی سیما شده که سر از شبکه‌های فارسی زبان در می‌آورد. البته انیر خسروجردی گزارشگر ورزشی اخبار هم همین مسیر را در پیش گرفت، اما موفقیتی بدست نیاورد.

او البته به طور قانونی از کشور خارج شده و دوستانش می‌گویند قرار نبوده خبر منتشر شود. مزدک که هم نسل و دوست صمیمی عادل فردوسی پور، رضا جاودانی و از همه بیشتر پیمان یوسفی است، تا سال قبل برنامه فوتبال برتر را اجرا می‌کرد و آن برنامه هم سپرده شد به میثاقی. مزدک که از گزارشگران خوب سیما بود، این قدر کم به بازی گرفته می‌شد که کارش شده بود ساخت مستند‌های ورزشی.

مستند‌هایی که چند تای آخرش هم در شبکه مستند مجوز پخش نگرفتند. اتفاقی که سبب شده تا او تصمیم به رفتن بگیرد. حالا دوستان نزدیک به مزدک خبر این رفتن را تائید کرده اند. اگرچه او هنوز خودش جواب هیچ کس را نمی‌دهد.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

مزدک میرزایی در «ایران اینترنشنال»

The post مزدک میرزایی در «ایران اینترنشنال» + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

به گزارش مجله فیلم

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ستاد خبری نوزدهمین جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی، در این دوره از جشنواره نمایش های آیینی و سنتی مهدی لطفی، سید عظیم موسوی و محسن هاشمی بررسی و انتخاب آثار بخش شبیه‌خوانی را برعهده داشتند که در نهایت ۸ اثر را برگزیدند.

بخش شبیه‌خوانی در جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی با عنوان یادواره زنده یاد هاشم فیاض برگزار می‌شود.

اسامی مجالس برگزیده این بخش به این شرح است:

۱) «اسکندر و فغفور» از تهران/ شبیه‌گردان: امیر سلیمانی مقدم

۲) «آزمون سیاوش» از تهران/ شبیه‌نامه نویس: داود فتحعلی‌بیگی و شبیه‌گردان: سید محسن طباطبایی

۳) «آزمون فریدون و شهادت ایرج» از گرمسار- سمنان / شبیه‌نامه نویس و شبیه‌گردان: علی عزیزی

۴) «دادخواهی مردم یمن از انوشیروان» از تهران/ شبیه‌نامه نویس و شبیه‌گردان: عنایت‌اله قاسمی

۵) «رکیب ابن ابرهه» از تهران/ شبیه‌نامه‌نویس: ابوالفضل منبت‌کار و شبیه‌گردان: احمد عزیزی

۶) «شاه شکار» از اراک/ شبیه‌نامه‌نویس:‌ میرزا رضا و شبیه‌گردان: مهدی دریایی

۷) «منصور حلاج» براساس نسخه قدیمی از تهران/ شبیه‌گردان: علاءالدین قاسمی

۸) «مجلس طوفان نوح» از تهران/ شبیه‌گردان: علی اکبر قدوسیان

این جشنواره به دبیری داود فتحعلی‌بیگی از ۱۹ تا ۲۶ مردادماه در کاشان و تهران برگزار می‌شود.

Let’s block ads! (Why?)



منبع خبر

گرد آوری : http://www.filme.ir

اعلام اسامی مجالس شبیه‌خوانی جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی

The post مجله تئاتر: اعلام اسامی مجالس شبیه‌خوانی جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی + جزئیات appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

روزنامه جام‌جم – نوشین مجلسی: نگاهی به اجرا‌های سعید فتحی روشن در عصر جدید؛ مردی که شایعات درباره قدرت‌های ماورایی او حسابی داغ شده است.

می‌گویند خودش فردی بی‌حاشیه است، اما اجرا‌های او در عصر جدید چنان سوال‌برانگیز و متفاوت است که غالبا حاشیه به پا می‌کند و در فضای مجازی بحث‌برانگیز می‌شود. چرا؟ چون کسی نمی‌تواند سر از کار این شرکت‌کننده دربیاورد.

عده‌ای گول خوردن را دوست دارند و مثل هزاران اتفاق دیگری که از یافتن برهانش عاجزند، به جادوگر بودن او رای می‌دهند، اما عموم تماشاگران می‌دانند ترفند و تکنیکی درکار است و به اصطلاح سر کار هستند، اما زبانشان از شرح جزئیات بازی سعید فتحی روشن قاصر است. می‌خواهند بدانند پشت این بازی خوردن چه خبر است، حق هم دارند.

اسرار «کریس انجل» ایرانی

دانستن اتفاقات پشت پرده همیشه جذاب است و وسوسه‌برانگیز. در حقیقت مصداق همان معما چو حل گشت آسان شود، هستند. می‌خواهند با سهل جلوه دادن کار او اعتمادبه‌نفس بگیرند، اما از سوی دیگر بازی و سرگرم شدن را هم دوست دارند و با دانستن حقه‌ها این لذت را از خود دریغ می‌کنند. مخاطبان در رفت‌وآمد میان این دو وسوسه مدام بازی می‌خورند.

آن‌ها به دنبال فهمیدن ترفند‌های شعبده‌باز راه می‌افتند، اما در واقع با فهم آنها، خود را تماشاگر ثابت کسی می‌کنند که هر بار برنامه جدیدی برای غافلگیری آن‌ها دارد و این چرخه تا زمانی که خلاقیت و درایت شعبده‌باز جوشش دارد، ادامه می‌یابد. برای روشن‌تر کردن وجوه مختلف این بازی نگاهی به اجرا‌های سعید فتحی‌روشن، مرد ذهن‌خوان عصر جدید انداخته‌ایم.

می‌نویسم پس هستم

یکی از ترفند‌های فتحی‌روشن، نوشتن است. او معمولا حدس‌های خود و دیگران را می‌نویسد یا از داوران می‌خواهد آن را جایی ثبت کنند و بعد با حرکتی سریع یا نقطه‌ای صحنه که نورپردازی خاصی وجود دارد، دستنوشته‌ها را جابه‌جا می‌کند. این کار باعث می‌شود تماشاگران هاج و واج بمانند و سعید را دارای قدرتی خارق‌العاده در ذهن‌خوانی و ارتباط با ضمیر ناخودآگاه دیگران تصور کند.

اجرای او در قسمت سوم نیمه‌نهایی نیز مثل همیشه رمز و رازی دارد که به نظر می‌آید حضور یک یاری‌رسان در آن موثر باشد.

مثلا زمانی که او از شرکت‌کننده‌ای خواست همزمان با او دور عدد‌های پلاک خط بکشد و در نهایت و در کمال تعجب اعداد و حرف انتخابی آنان یکی بود، می‌شود احتمال داد باز به فتحی روشن از طریق کمک‌هایی پنهان از چشم مخاطبان، مثل موسیقی و دستیار مخفی شده اطلاعات درستی رسیده است. اما آنچه واضح است این است که او دیگر از ترفند‌های قبلی که همه منتظرشان بودند استفاده نکرد و با چنان سرعت عملی کارش را انجام داد که امکان مچ‌گیری را دشوار می‌کرد.

احتمال همکاری تماشاگران انتخاب شده‌ای که در اجرا با او همکاری می‌کردند نیز رد می‌شود، زیرا او با نظارت داوران و انتخاب آنان، این دو نفر را روی صحنه آورد مگر آن‌که برگه‌ای که از نونهالی به صورت اتفاقی از ظرف خارج کرده بود را خیلی سریع با برگه‌ای که پیشتر در دست داشته عوض کرده باشد.

همه این‌ها گمانه‌زنی است که حتی اگر ریشه در واقعیت داشته باشد باز در مقابل تبحر فتحی‌روشن در سرگرمی‌سازی و بازی با ذهن مخاطبان ارزش چندانی ندارد.

زودباور نباشیم

آدم وقتی سر از کاری در نمی‌آورد، برای خاموش کردن کنجکاوی‌ها و پرسش‌های درونش به دلیل‌تراشی متوسل می‌شود. در شعبده‌بازی هم این‌گونه است وقتی برای رودست خوردنمان نمی‌توانیم دلیل قانع‌کننده‌ای پیدا کنیم آن را به قدرت‌های ماورالطبیعه و جادوگری نسبت می‌دهیم. اجرای فتحی‌روشن هم برای بسیاری همین حکم را پیدا کرده است. از آن‌سو که تعدادی درصدد رو کردن دست او برمی‌آیند، تعدادی هم از سر ناآگاهی این شرکت‌کننده را جادوگر می‌خوانند. فتحی‌روشن بعد از آن‌که نظر‌های داوران برای اجرای یکشنبه‌شب خود را شنید، روی سن عصر جدید درباره حرف‌ها و ادعا‌هایی که در موردش می‌زنند، گفت: بعد از اجرای من شروع می‌کنند در مورد نحوه کارم حرف می‌زنند و این برای من جذاب است.

اسرار «کریس انجل» ایرانی

این‌که اجرای من اینجا تمام نمی‌شود، راجع‌به آن صحبت می‌شود و اتفاقی را در ذهن بینندگان رقم می‌زند خیلی ارزشمند است. اینجا به صراحت می‌گویم کار من شعبده است، تکنیک و علم دارد. از علم هم منظورم چیز عجیب و غریبی نیست. منظورم ریاضی، شیمی، فیزیک و روان‌شناسی است. سحر و جادویی در کار نیست. با صراحت‌تر از این نمی‌توانم بگویم این‌ها تکنیک‌ها است. زود باور نباشیم. این جملات فتحی‌روشن یادآور دیالوگ فیلم پرستیژ است. اثر تماشایی کریستوفر نولان که زندگی چند شعبده‌باز و دنیای آنان را به تصویر می‌کشد، دنیایی از رقابت، هوشیاری، بازی با ذهن و راز‌های مگو. در جایی از فیلم گفته می‌شود: «می‌خواهید بفهمید راز کار چیه. ولی نخواهید فهمید. چون درست نگاه نمی‌کنید. البته در اصل نمی‌خواهید بفهمید. دوست دارید گولتون بزنند.»

فینال در راه است

برنامه «عصر جدید» این روز‌ها در مرحله نیمه‌نهایی برگزیدگان مختلف را معرفی می‌کند و قرار است فینال آن ۲۸ مرداد از شبکه سه سیما پخش شود.

پس از ماه‌ها رقابت میان ده‌ها شرکت‌کننده در زمینه‌های مختلف سرگرمی، هنری و ورزشی، مسابقه استعدادیابی «عصر جدید» به مرحله فینال نزدیک می‌شود، جایی که پنج اجرای برتر از ۱۵ اجرای مرحله نیمه‌نهایی قرار است رقابت کنند تا قهرمان نخستین فصل برنامه مشخص شود. بعد از پخش نظرسنجی مردمی در روز پنجشنبه سه مرداد تکلیف چهار اجرا از پنج اجرای نهایی مشخص می‌شود. تاکنون محمد زارع و پارسا خائف از میان بیش از ۳۰۰ گروه شرکت کننده در این مسابقه پس از گذر از مراحل مختلف، به فینال رسیده‌اند و طی چند هفته آینده «عصر جدید» استعداد‌های برتر خود را خواهد شناخت.

صعود در نیمه‌نهایی

اسرار «کریس انجل» ایرانی

می‌گویند منتالیست است. پیش از عصر جدید در چند برنامه تلویزیونی شرکت کرده و ویدیوی کار‌های پر رمز و راز و شگفت‌آورش در فضای مجازی منتشر شده بود. همین موضوع نیز باعث شد برخی به حضور او به عنوان استعدادی که قبل از این کشف شده، در یک برنامه استعدادیابی خرده بگیرند. خودش می‌گوید تا کنون گه‌گاهی در برنامه‌های تلویزیونی حضور داشته است، اما عصر جدید برای او چیزی دیگری است. فتحی‌روشن اسفند ۹۸ به عصر جدید آمد و با ذهن‌خوانی‌اش به مراحل بالاتر صعود کرد. او با دو اجرا به ۱۵ نفر نیمه‌نهایی رسید. در نیمه‌نهایی نیز داوران سخت‌گیر عصر جدید را شگفت‌زده کرد و حالا تا مرحله انتخاب مردمی نیمه‌نهایی بالا آمده است.

راز سعید

همه دوست دارند بدانند چطور و چگونه؟ شعبده‌باز، اما لو نمی‌دهد. او شنیده که می‌گویند: «همه برای دانستن راز بهت التماس می‌کنند، ولی همچین که رازت را بهشون لو دادی دیگه براشون ارزش نداری.» برای فتحی‌روشن هم همین اتفاق در حال رخ دادن است. بعد از حضور فتحی‌روشن در برنامه و تحسین او، بسیاری دست به کار شدند تا حقه‌ها و ترفند‌های او را شناسایی و این شرکت‌کننده را نه یک ذهن‌خوان بلکه یک شعبده‌باز معرفی کنند که از دیگر هم‌صنفی‌هایش در سایر کشور‌ها تقلید و با چند دستیار و تکنیک مخاطبانش را گیج و انگشت به دهان می‌کند.

به همین منظور ویدیو‌های اجرای او در عصر جدید در فضای مجازی منتشر، با سرعت آهسته بازبینی و تحلیل شد. شاید نمونه‌هایش را دیده و فهمیده باشید که سعید از کمک دستیارانی که در دکور یا جایی میان تماشاگران مخفی هستند بهره می‌برد. برای مثال ظاهرا در قمستی از برنامه که او با چشمان بسته از امین حیایی می‌خواهد رنگ‌هایی را انتخاب و با آن‌ها لباس او را روی بوم نقاشی رنگ بزند برای هر رنگی که حیایی برمی‌دارد نشانه‌ای مثل صدای موسیقی، صدای سرفه همکار و… وجود دارد که در نهایت به او برای آنچه در ظاهر ذهن‌خوانی می‌نماید مدد می‌رساند.

بالاخره مچت را می‌گیریم

فتحی‌روشن یکشنبه‌شب نخستین شرکت‌کننده قسمت سوم عصر جدید بود و با این‌که در این مدت حرف و حدیث‌های زیادی درباره جزئیات اجرای او زده می‌شود، باز توانست تماشاگران، هیات داوران و علیخانی را شگفت‌زده کند و چهار رای مثبت را برای رسیدن به فینال آن شب و در نهایت صعود به مرحله رای مردمی به دست آورد. داوران پس از اجرای او گفتند که لو دادن تکنیک‌های این شرکت‌کننده را فهمیده‌اند، اما مادامی که او شگفتی تازه‌ای برایشان دارد ترجیح می‌دهند از اجرایش لذت ببرند و او را در عصر جدیدحفظ کنند.

اسرار «کریس انجل» ایرانی

رویا نونهالی از توانایی بازیگری این شرکت‌کننده گفت: «یکی از ملزومات بازیگری تخیل است. وقتی تخیل را یاد می‌گیری و به گستره رازآلودش پی می‌بری به درد کل زندگی‌ات می‌خورد. فکر می‌کنم شما به ساحت تخیل ره بردی و تمام استفاده‌ات از این محدوده است و برای من که بازیگرم این شکل از تخیل کردن غبطه‌برانگیز است.»

آریا عظیمی‌نژاد هم گفت: «شروع نمایش و فضاسازی‌اش بی‌نظیر بود. این‌که نمی‌توانیم بفهمیم چه جوری کلک می‌خوریم عصبی‌مان می‌کند. خیلی‌ها در خیابان به من می‌گویند می‌خواهید بدانید سعید چه کار کرد؟ و من می‌گویم خیر!»

امین حیایی از دیگر داوران برنامه عصر جدید هم در مورد اجرای او ادامه داد: «هربار ایده‌های تازه و شگفتانه برایمان دارد، کارش دقیق است و لذت می‌بریم.»

بشیر حسینی هم نظر جالبی داد: «در اجرای شما اتفاقی که می‌افتد این است که با تمام شدن اجرا، بازی تمام نمی‌شود. در ذهن ما ادامه دارد. الان در دنیایی زندگی می‌کنیم که با تمام شدن اجرایتان بلافاصله و حتی از لج کل حقه‌ها و تکنیک‌های شما را لو می‌دهند. من حقیقتا می‌دانم در اجرا‌های قبلی شما چه کردی، اما باز هم که چک می‌کنم می‌بینم چقدر اجرا خوب بوده. به نظرم شما سخت‌ترین اتفاق را روی صحنه داری، چون جدی‌ترین داوری دقیقا روی اجرای سعید فتحی‌روشن است. بالاخره یک روز مچت را می‌گیریم!»

احسان علیخانی هم اضافه کرد: «لذت تماشای شعبده بیشتر از کشف شعبده است. ما غرق در اجرا می‌شویم. مثل آواز. ما کمتر از یک خواننده در مورد شیوه تحریر زدنش می‌پرسیم. بسیاری به من و شبکه زنگ می‌زنند و می‌خواهند بدانند سعید چگونه این کار را انجام می‌دهد یا می‌خواهند برایشان پیش‌بینی کند، اما باور کنید سعید ساحر و رمال نیست بلکه یک‌سری بازی جذاب بلد است که به‌خوبی اجرا می‌کند.»

معما چو حل گشت آسان شود

با تمام آنچه می‌توانیم از ترفند‌های سعید فتحی‌روشن بدانیم و او و شعبده‌هایش را رمزگشایی کنیم، نمی‌توانیم منکر آن باشیم که این شرکت‌کننده کار خود را کم‌نقص و تماشایی انجام می‌دهد. او نه ادعای جادوگری دارد و نه مخاطب آنقدر ساده است که او را فراانسان بداند. او کسی است که سال‌ها بر این حرفه – هنر تمرکز کرده و توانسته است از پس شناسایی پیچ و خم‌های آن، ضمن تسلط بر اجرا، نبض مخاطب را در دست بگیرد. در این میان تکنیک‌های بازیگری و کمی روان‌شناسی دانستن به او کمک شایانی می‌کند. پس دانستن ترفند‌های این شرکت‌کننده شاید بتواند بیننده را کمی آرام کند، اما باز خللی در کارش ایجاد نمی‌کند. دست کم تا اینجای کار نتوانسته او را متوقف کند.

فتحی‌روشن، اما باید در دنیای ارتباطات که در چشم به‌هم‌زدنی دستش برای مخاطب رو می‌شود، حسابی حواسش به جلو زدن از تماشاگرش باشد و هر بار بتواند او را با آن‌که می‌داند در حال گول خوردن است، در این بازی شیرین شرکت دهد. البته همین که او چنان ذهن مخاطب را درگیر می‌کند که او و دیگران را به تکاپو برای باز کردن مشتش وامی‌دارد نشان از موفقیت این شرکت‌کننده تا اینجای کار دارد.

دیوید کاپرفیلد چگونه از دیوار چین رد شد؟

دیوید کاپرفیلد، تردست مشهور جهانی که یکی از مهم‌ترین و شاید بزرگ‌ترین شعبده جهان یعنی رد شدن از دیوار چین را در کارنامه دارد هم حدودا ۲۰ سال پس از رقم زدن این اتفاق رازش فاش شد. راز او را دیگر شعبده‌بازان فهمیدند و حتی مستندی از مهم‌ترین شعبده‌های جهان ساخته شد و در آن سازوکار بسیاری از شعبده‌بازی‌های معروف مثل رد شدن از جسم سخت، نصف کردن بدن انسان و… مو به مو به نمایش درآمد.

برای دانستن او کمی دقت کافی است. نمایشی بودن عبور کاپرفیلد از دیوار چین را می‌توان از پرده‌پوشی او دریافت. او تمام عملیات خود را پشت پرده‌های سفید و زیر تاریک و روشن هنر نورپردازی به انجام می‌رساند. دستیاران هم نقش مهمی دارند و در هرچه طبیعی‌تر جلوه دادن مراحل این شعبده تلاش می‌کنند. ظاهرا کاپرفیلد با ترفندی و از طریق پلکانی که برای بالا رفتن به سمت دیوار استفاده می‌کند از این‌سوی دیوار به آن‌سو منتقل می‌شود، او که کف پلکان مخفی شده در بزنگاه خود را در بخش‌های تاریک پشت پرده به دیوار می‌چسباند و بازی خروج از آن را با سایه‌اش به‌خوبی ایفا می‌کند.

آن زمانی که در مرحله پیش‌تر از آن نیز کسی ادای تقلا کردن برای خروج از دیوار را درمی‌آورد، در واقع خبری از کاپرفیلد نیست بلکه این دستان مستتر در پرده دستیاران اوست که حس تقلا را به تماشاگر شگفت‌زده القا می‌کند. نکته مثبت دیگر عمل این شعبده‌باز که به باورپذیری کار او کمک می‌کند، غیرممکن بودن آن مطابق با عقل است. او لقمه بزرگی برمی‌دارد و همین برایش کارکرد زیادی دارد. بی‌خود نیست که می‌گویند دروغ هرچقدر بزرگ‌تر باشد، باورپذیری‌اش آسان‌تر است. در شعبده‌بازی هم هر چقدر شعبده از ذهن دورتر و دشوارتر بنماید علاوه‌بر چالش‌آفرینی برای شعبده‌باز به او برگ برنده‌ای برای قدرت‌نمایی بیشتر و ساده‌تر بازی گرفتن ذهن تماشاگر می‌دهد.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

اسرار سعید فتحی روشن؛ کریس انجلِ ایرانی

The post اسرار سعید فتحی روشن؛ کریس انجلِ ایرانی + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۱ام مرداد ۱۳۹۸
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

گزارش باکس آفیس این هفته را با «شیر شاه» (The Lion King)، تنها تازه‌اکرانِ گسترده‌ی جدول شروع می‌کنیم که اگرچه تا دل‌تان بخواهد با نقدهای اسفناکش، بحثِ عدم ضرورت‌ِ این بازسازی‌ها را جدی‌تر از همیشه کرده است، اما گیشه‌ها را در نوردیده است. انیمیشنِ اورجینالِ «شیر شاه» در ژوئن سال ۱۹۹۴ قبل از آغازِ افتتاحیه‌ی گسترده‌اش، در دو سینما روی پرده رفت و به افتتاحیه‌ی رکوردشکن یک و نیم میلیون دلار دست پیدا کرد که به‌معنی میانگین سینما به سینمای عجیب و غریبِ ۷۹۳ هزار و ۳۷۷ دلار است؛ رکوردی که کماکان شکسته نشده است. انیمیشنِ «شیر شاه» که با تحسین منتقدان مواجه شده و سروصدای زیادی به راه انداخته بود، در جریانِ افتتاحیه‌ی گسترده‌اش هم به رقمِ فوق‌العاده‌ی ۴۰ میلیون و ۸۸۰ هزار دلار دست یافت. این رقم در آن زمان پشت‌سرِ «پارک ژوراسیک» (۵۰ میلیون دلار در سال ۱۹۹۳)، «بتمن بازمی‌گردد» (۴۷ میلیون دلار) و «بتمن» (۴۳ میلیون دلار)، بزرگ‌ترین افتتاحیه‌ی تاریخِ سینما حساب می‌شد. آن انیمیشن در طولِ تمامِ تابستان دوام خیلی خوبی را درکنارِ سنگین‌وزنی به اسم «فارست گامپ» تجربه کرد. «فارست گامپ» درنهایت به ۳۳۰ میلیون دلار درآمدِ خانگی، ۶۷۸ میلیون دلار درآمد جهانی و البته چند جایزه‌ی اسکار دست پیدا کرد. «شیر شاه» هم علاوه‌بر بُردنِ اسکار بهترین موسیقی و بهترین ترانه‌ی اورجینال، به ۳۱۲ میلیون دلار فروش خانگی و ۷۶۶ میلیون دلار فروش جهانی دست یافت؛ رقمی که آن را به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ و با احتساب نرخ تورم، پرفروش‌ترین انیمیشنِ تاریخ با اختلافی فاحش تبدیل کرد. همچنین این انیمیشن وقتی بالاخره روی وی‌اچ‌اس منتشر شد، ۳۲ میلیون نسخه فروخت که هنوز رکوردش شکسته نشده است. وقتی نسخه‌ی سه‌بعدی «شیر شاه» در سپتامبر ۲۰۱۱ مجددا اکران شد، به پرفروش‌ترین اکرانِ مجددِ باکس آفیس از زمان نسخه‌ی ویژه‌ی «جنگ ستارگان» در ژانویه‌ی ۱۹۹۷ تبدیل شد. اکران مجدد «شیر شاه» با وجود اینکه حدود ۴۰ میلیون خانوار این فیلم را در قالب وی‌اچ‌اس یا دی‌وی‌دی از قبل در اختیار داشتند، ۱۸۵ میلیون دلار دیگر فروخت. از آن زمان تاکنون، تنها اکران مجددی که بهتر از «شیر شاه» ظاهر شده، اکران مجدد «تایتانیک» بوده که ۵۷ میلیون دلار در خانه فروخت، اما به‌لطفِ ۱۴۵ میلیون دلاری که در چین فروخت، به مجموع ۳۸۳ میلیون دلار دست یافت.

مقالات مرتبط

حالا به این ترتیب، به این هفته و بازسازی «شیر شاه» می‌رسیم که با وجود نقدهای اکثرا منفی‌اش که روی بهتر بودنِ انیمیشن اصلی در هر زمینه‌ای تاکید می‌کردند، ۱۸۵ میلیون دلار به‌تنهایی از آمریکای شمالی به دست آورد. اگرچه فیلم نقدهای بدی دریافت کرد، اما محبوبیتِ خالصِ این آی‌پی باتوجه‌به موفقیتِ بی‌سابقه‌ی انیمیشن اصلی و اکران‌های مجددش خیلی برای جذب مردم به سینماها برای دیدن همان داستانی که خاطره‌ی خوشی ازش دارند با بازیگران و ظاهری متقاوت خیلی قوی‌تر بودند. این موفقیت دلایلِ مختلفی دارد. از «کتاب جنگل» (۳۶۳ میلیون دلار خانگی و ۹۶۶ میلیون دلار جهانی) به کارگردانی جان فاوورو که نشان داد بازسازی‌های فوتورئالیستی انیمیشن‌های حیوانات سخنگو مخاطب دارند تا گردآوری گروه بازیگرانِ محبوبی مثل بیانسه، دونالد گلاور چیتول ایجیفور، کیگان مایکل کِی و غیره که باعث شد دیزنی این فیلم را با استفاده از بازیگرانِ سیاه‌پوستش، به اتفاقِ منحصربه‌فردی در گیشه تبدیل کند و البته قدرتِ نوستالژی که بعضی‌وقت‌ها باعث می‌شود سینماروها چشمانشان را ببندند و فقط برای خریدن بلیت دست در جیبشان کنند. حقیقت این است که ما می‌توانیم درباره‌ی عدم ضرورت و نقاط ضعفِ بازسازی‌های انیمیشن‌های کلاسیکِ دیزنی حرف بزنیم، ولی از آن طرف دیزنی یکی از اندک استودیوهای هالیوود است که راه و روشِ تبدیل کردنِ فیلم‌هایش به رویدادهای سینمایی غیرقابل‌انکاری که هیچکس نباید از دست بدهد را بلد است. فیلم‌های آن‌ها شاید تمام ویژگی‌های لازم برای تبدیل شدن به آثاری ماندگار و مورد استقبالِ منتقدان را نداشته باشند، اما تمام ویژگی‌های لازم برای کشیدنِ عمومِ سینماروها به سینماها را دارند و این موضوع درباره‌ی «شیر شاه» هم صدق می‌کند. «شیر شاه» به‌عنوان انیمیشنِ فوتورئالیستی ۲۵۰ میلیون دلاری براساس یک فیلمِ محبوب که لبریز از اکشن و رومانس و درام و تراژدی و کمدی و موسیقی حماسی هنس زیمر و بازخوانی ترانه‌های شناخته‌شده توسط بازیگران جدیدش است. بنابراین اگر از «اونجرز: بازی پایانی» فاکتور بگیریم، «شیر شاه» هم‌اکنون بزرگ‌ترین فیلم روی پرده‌ی سینماها حساب می‌شود. حتی آن دسته از فیلم‌های دیزنی که خوب نیستند، باز از ارزشِ سینمایی بالایی برای خانواده‌ها برخوردار هستند.

thank you for your service

در نتیجه «شیر شاه» به بزرگ‌ترین افتتاحیه‌ی غیرمارولی و غیرجنگ ستارگانی دیزنی دست پیدا کرده است. افتتاحیه‌ی این فیلم بالاتر از افتتاحیه‌ی ۱۳۵ میلیون دلاری «دزدان دریایی کاراییب: صندوقچه‌ی مرد مُرده» (۱۸۶ و نیم میلیون دلار با احتساب نرخ تورم) قرار می‌گیرد و بزرگ‌ترین افتتاحیه‌ی تاریخ در بین فیلم‌های انیمیشن حساب می‌شود. همچنین این فیلم پشت‌سرِ «اونجرز: بازی پایانی»، در جایگاه دوم بهترین افتتاحیه‌های امسال و جایگاه نهم بهترین افتتاحیه‌های تاریخ قرار می‌گیرد. این یعنی منهای «دنیای ژوراسیک» (۲۰۸ میلیون دلار) و «بتمن علیه سوپرمن» (۱۶۶ میلیون دلار)، ۱۳‌تا از ۱۵ فیلمِ اولِ فهرست بهترین افتتاحیه‌های تاریخ متعلق به والت دیزنی هستند. اینکه «شیر شاه» از اینجا به بعد چگونه ظاهر شد معلوم نیست. هرچند واقعیت این است که فیلم خیلی بهتر از منتقدان، مورد توجه‌ی سینماروها قرار گرفته است که شاید در ظاهر اتفاقِ نرمالی به نظر برسد، اما واقعیت این است که بازسازی‌های دیزنی تا قبل از «شیر شاه» اکثرا با واکنش‌های نسبتا یکسانی توسط منتقدان و سینماروها مواجه می‌شدند. اما «شیر شاه» و «علاالدین» نشان داده‌اند که ترکیب قدرتِ نوستالژی و گردآوری گروه بازیگرانِ هیجان‌انگیز باعث می‌شود که مخاطبان به اندازه‌ی منتقدان مشکلی با این فیلم‌ها به‌عنوانِ بازگوکننده‌ی ضعیف‌تر داستان‌هایی که بهترشان را قبلا دیده بودیم نداشته باشند. خلاصه اینکه اگر «شیر شاه» عملکردی شبیه به «شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد» (۴۴۸ میلیون دلار از ۱۶۰ میلیون دلار افتتاحیه) یا «دیو و دلبر» (۵۰۴ میلیون دلار از ۱۷۴ میلیون دلار افتتاحیه) داشته باشد، فروش نهایی ۵۱۸ تا ۵۳۶ میلیون دلاری‌اش پیش‌بینی می‌شود. اما اگر فیلم اکرانی شبیه به «شوالیه‌ی تاریکی» (۵۳۳ میلیون دلار از ۱۵۸ میلیون دلار افتتاحیه) داشته باشد، فروش نهایی ۶۲۴ میلیون دلاری‌اش پیش‌بینی می‌شود. حتی اگر «شیر شاه» بعد از افتتاحیه‌ی قوی‌اش شبیه به «هری پاتر و یادگاران مرگبار ۲» (۳۸۱ میلیون دلار از ۱۶۹ میلیون دلار افتتاحیه) با سقوط هم مواجه شود، باز می‌تواند به ۴۱۷ میلیون دلار برسد. درواقع هیچ اتفاقِ بدی با وجود چنین افتتاحیه‌ی غول‌آسایی، «شیر شاه» را تهدید نمی‌کند. چیزی که به نفعِ «شیر شاه» خواهد بود این است که این فیلم تا زمان اکران «مالفیسنت: سردسته اهریمنان» (Maleficent: Mistress of Evil) که در هفدهم اکتبر، آخرین فیلمِ دیزنی خواهد بود و در نتیجه برای مدت زیادی جایگاه منحصربه‌فردی در بازار خواهد داشت. از طرف دیگر، از آنجایی که «شیر شاه» فرقِ چندانی با انیمیشنِ اصلی ندارد و همین باعث کاهشِ بازبینی‌هایش می‌شود و با وجود رقبای کودک‌پسندانه‌ای مثل «هابز و شاو»، «دورا و شهر گم‌شده‌ی طلا»، داستان‌های ترسناکی که در تاریکی می‌گوییم» و «پرندگان خشمگین ۲» که در طول ماه آینده خواهیم داشت، نمی‌توان به‌راحتی آینده‌ی بی‌نقصی را برایش پیش‌بینی کنیم. اگر «شیر شاه» بتواند از شلوغی اوت جان سالم به در ببرد، سپتامبر و اکتبر که با فیلم‌های بزرگسالانه پر شده است به آن اندازه دردسرساز نخواهد بود. مگر اینکه خانواده تصمیم بگیرند بچه‌هایشان را به تماشای «آن: فصل دوم» و «جوکر» ببرند. پیش‌بینی عملکردِ فیلم در گیشه‌ی جهانی اما سخت‌تر است. با وجود ۵۳۱ میلیون دلاری که این فیلم در حال حاضر در بانک دارند که ۹۷ و نیم میلیون دلارش متعلق به چین است، نمی‌توان چیزی کمتر از یک میلیارد دلار را برایش پیش‌بینی کرد. «شیر شاه» حتی با دوامِ ضعیفی مثل «بتمن علیه سوپرمن» (۸۷۳ میلیون دلار از ۴۲۴ میلیون دلار افتتاحیه‌ی جهانی) می‌تواند به ۹۸۵ میلیون دلار فروش جهانی برسد. اگر تصور کنیم که «شیر شاه» کمی بادوام‌تر از «بتمن علیه سوپرمن» خواهد بود، پس احتمالا این فیلم کارش را با کسب چیزی نزدیک به «جنگ ستارگان: آخرین جدای» (یک میلیارد و ۳۳۰ میلیون دلار) یا «دنیای ژوراسیک» (یک میلیارد و ۶۷۱ میلیون دلار) به اتمام خواهد رساند.

اما درحالی‌که واکنش‌های آنلاین به فیلم، افتضاح به نظر می‌رسند، اجماعِ نظر منتقدان کمی پیچیده‌تر است. میانگینِ امتیاز «شیر شاه» روی سایت راتن‌تومیتوز ۶۰ درصد مثبت است که درواقع یک فیلم سه‌ستاره‌ای که ارزش دیدن دارد حساب می‌شود. در مقابل، امتیاز راتن‌تومیتوزِ «خزنده» که هفته‌ی گذشته با هجومِ نقدهای مثبتِ منتقدان مواجه شد، ۸۶ درصد مثبت است. پس آیا باید به این نتیجه برسیم که «خزنده»، فیلم بهتری از «شیر شاه» است؟ خب، واقعیت این است که همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام، برای فهمیدنِ اجماع نظرِ منتقدان نباید به امتیازِ راتن‌تومیتوزِ فیلم‌ها بسنده کنیم. چون درست در زیرِ امتیاز راتن‌تومیتوزِ فیلم‌ها، گزینه‌ای به اسم «اطلاعات بیشتر» وجود دارد که با کلیک کردن روی آن می‌توانید میانگین امتیاز منتقدان که خیلی باظرافت‌تر از امتیاز راتن‌تومیتوز است پدیدار می‌شود. میانگین امتیاز منتقدان به «شیر شاه» روی سایت راتن‌تومیتوز در زمانِ نوشتن این مقاله، ۶/۴۱ از ۱۰ و میانگین امتیاز منتقدان به «خزنده»، ۶/۶۵ از ۱۰ است. پس با وجود اختلافِ ۳۱ درصدی بین امتیازِ راتن‌تومیتوز این دو فیلم، میانگین امتیاز منتقدان به آن‌ها تقریبا یکسان است. همچنین با اینکه این روزها در ظاهر به نظر می‌رسد که اکثر منتقدان و اینترنت از دیزنی به خاطر بازسازی‌ آی‌پی‌های انیمیشنی‌اش متنفر هستند، اما این‌طور که با بررسی میانگین امتیازِ منتقدانِ فیلم‌های آن‌ها به نظر می‌رسد، این سروصداهای آنلاین بازتاب‌دهنده‌ی نظر عموم مردم یا حتی منتقدانِ فیلم نیست. درواقع با بررسی امتیازِ راتن‌تومیتوزِ بازسازی‌های لایو اکشن دیزنی از زمان «کتاب جنگل» در سال ۱۹۹۴ تا «شیر شاه» در سال ۲۰۱۹، چیزی که مشخص می‌شود این است که اگرچه منتقدان عمیقا آن‌ها را دوست دارند، اما از آن‌ها متنفر هم نیستند. با درنظرگرفتنِ فیلم‌هایی مثل «کتاب جنگل» (نسخه‌ی ۱۹۹۴)، «فندق‌شکن و چهار قلمرو» و «دستیارِ جادوگر» (که واقعا نباید هیچکدامشان حساب شوند)، دیزنی در مجموع ۱۸ بازسازی لایو اکشن دارد که میانگین امتیاز راتن‌تومیتوزشان ۵۹/۲ درصد است که اگرچه در محدوده‌ی «منفی» قرار می‌گیرد، اما به‌طرز افتضاحی بد هم نیست. این عدد به این معنا است که ۵۹ درصد از منتقدان، فیلم‌ها را حداقل «خوب» یا در حد امتیاز ۶ از ۱۰ دانسته‌اند. همچنین میانگین امتیاز منتقدان به این فیلم‌ها هم ۶/۰۴ از ۱۰ است که یعنی منتقدان به‌طور میانگین آن‌ها را با نمره‌ی ۱۰ قبول کرده‌اند و جلوی مردود شدنشان را گرفته‌اند. نکته‌ای که اینجا متوجه می‌شویم این است که میانگین امتیاز مخاطبان (۶۲ درصد و ۳/۵۶ از ۵) و منتقدان (۵۹/۲ درصد و ۶/۰۴ از ۱۰) تقریبا یکسان است.

The Lion King

اما اگر فقط آن دسته از بازسازی‌های دیزنی که از زمان «آلیس در سرزمین عجایب» (امتیاز راتن‌تومیتوز ۵۱ درصد و امتیاز مخاطبان ۵۵ درصد) به بعد به‌عنوان آغازکننده‌ی ترندِ بازسازی‌های لایواکشنِ آن‌ها حساب کنیم، وضعیتِ اعداد بهتر هم می‌شود. میانگین بازسازی‌های لایو اکشن دیزنی از زمان «آلیس در سرزمین عجایب» تا «شیر شاه» ۶۱ درصد مثبت و ۶/۱۸۲ از ۱۰ از سوی منتقدان و ۶۶/۲ درصد مثبت و ۳/۶۶ از ۵ از سوی مخاطبان است. اما هنوز تمام نشده است. میانگین امتیاز فیلم‌های دیزنی از «سیندرلا» به بعد بهتر از این هم می‌شود. میانگین امتیاز بازسازی‌های لایو اکشن دیزنی از زمان «سیندرلا» تا «شیرشاه»، ۶۵ درصد مثبت و ۶/۳۸ از ۱۰ از سوی منتقدان و ۶۹/۳ درصد مثبت و ۳/۷۳۵ از ۵ از سوی مخاطبان است. خب، حالا اگر قبول کنیم که دنیای سینمایی دی‌سی با سه فیلم ابرقهرمانی مستقلش بدون در نظر نگرفتنِ «جاستیس لیگ» در بینشان شرایط رو به رشدی را در راتن‌تومیتوز سپری کرده است، پس می‌توان همین فرمول را هم روی بازسازی‌های لایو اکشن دیزنی اجرا کرد. فیلم‌های «سیندرلا» (منتقدان: ۸۴ درصد و ۷/۱۵ از ۱۰ / مخاطبان: ۷۸ درصد و ۳/۹۲ از ۵)، «کتاب جنگل» (منتقدان: ۹۵ درصد و ۷/۷۳ از ۱۰ / محاطبان: ۸۶ درصد و ۴/۱ از ۵) و «اژدهای پیت» (منتقدان: ۸۸ درصد و ۷/۳۸ از ۱۰ و مخاطبان: ۷۲ درصد و ۳/۷۳ از ۵)، هر سه بهترین‌ بازسازی‌های دیزنی بودند و پشت سر هم از اوایل ۲۰۱۵ تا تابستان ۲۰۱۶ عرضه شدند. این وسط اما به «آلیس درون آینه» برخورد می‌کنیم که حکمِ جاستیس لیگِ بازسازی‌های دیزنی را دارد. «آلیس درون آینه» با کله شکست خورد و با استقبال افتضاح منتقدان (۲۹ درصد و ۴/۵۷ از ۱۰) و مخاطبان (۴۸ درصد / ۳/۲۲ از ۵) درکنار «۱۰۲ سگ خالدار» (۳۱ درصد / ۴/۴۲ از ۱۰) و «فندق‌شکن و چهار قلمرو» (۳۲ درصد و ۵/۱۴ از ۱۰) در بین بدترین فیلم‌های دیزنی قرار می‌گیرد. همچنین «آلیس درون آینه» یکی از آن دنباله‌هایی بود که صرفا به خاطر اینکه فیلم اول به یک میلیارد و ۲۵ میلیون دلار در دنیا دست یافت ساخته شد. اما بعد از آن، «دیو و دلبر» را داشتیم که با استقبال قابل‌قبولی از سوی منتقدان (۷۱ درصد و ۶/۶۹ از ۱۰) و مخاطبان (۸۰ درصد و ۴/۰۱ از ۵) دست یافت. خلاصه اینکه از زمان «سیندرلا» در اوایل ۲۰۱۵ تا «کریستوفر رابین» (منتقدان: ۷۲ درصد و ۶/۲ از ۱۰ / مخاطبان: ۸۳ درصد و ۴/۱۳ از ۵)، اجماعِ نظر مخاطبان و منتقدان به بازسازی‌های لایو اکشن دیزنی تقریبا برابر است. این روند با «مری پاپینز بازمی‌گردد» (منتقدان: ۷۹ درصد و ۵/۵۳ از ۱۰ / مخاطبان: ۶۶ درصد و ۳/۶۳ از ۵) ادامه پیدا کرد و به «دامبو» (منتقدان: ۴۶ درصد و ۵/۵۳ از ۱۰ / مخاطبان: ۵۲ درصد و ۳/۶۳ از ۵) ختم شد.

thank you for your service

اگر از «آلیس درون آینه» به‌عنوان جاستیس لیگِ این مجموعه فاکتور بگیریم، بازسازی‌های دیزنی از سال ۲۰۱۰ تاکنون در بهترین حالت موفقیت‌های تجاری تمام‌عیاری بوده‌اند و در بدترین حالتِ عملکردهای کم و بیش ناامیدکننده‌ای («اژدهای پیت»، «کریستوفر رابین»، «مری پاپینز بازمی‌گردد) داشته‌اند و البته آن‌ها اکثرا در طرف مثبت و ضد و نقیضِ امتیازاتِ راتن‌تومیتوز قرار گرفته‌اند. «دامبو» یک استثنا است. اما حتی آن فیلم هم ۳۵۰ میلیون دلار از ۱۷۰ میلیون دلار بودجه به دست آورد. «دامبو» هم درست مثل «سایه‌های تاریک»، یکی دیگر از فیلم‌های تیم برتون بود که به خاطر بودجه‌ی بالایش کشته شد. چیزی که از زمان «سیندرلا» در سال ۲۰۱۵ تا «شیر شاه» در سال ۲۰۱۹ تغییر کرده، وضعیتِ صنعت سینما است. «سیندرلا» در سال ۲۰۱۵ فقط یکی از فیلم‌های بی‌شمارِ دیزنی بود که بعضی از آن‌ها مثل «تومارولند» اورجینال‌تر از بعضی‌های دیگر مثل «نیرو برمی‌خیزد» بودند. اما بعد از شکست‌های دیزنی با «تورمارولند»، «چین‌خوردگی در زمان»، «ملکه‌ی کت‌وی» و «بهترین ساعات»، این شرکت تمام تمرکزش را روی ارائه‌ی فیلم‌های نوستالژیک یا دنیای سینمایی مارول گذاشته است. بنابراین امروزه «شیر شاه» به‌عنوان نماینده‌ی تمام اتفاقاتِ بدی که در رابطه با فیلمسازی هالیوودی افتاده است شناخته می‌شود. از سال ۲۰۱۵ تاکنون شاهد کاهش قابل‌توجه‌ی سرمایه‌گذاری استودیوها روی فیلم‌های اورجینال بوده‌ایم. دلیلش این است که مخاطبان با عدم خرید بلیتِ فیلم‌های اورجینال، به عدم نخواستنِ آن‌ها رای داده‌اند. آن‌ها در حالی برای دیدنِ نسخه‌ی جدید یا بازسازی موفقیت‌های گذشته به سینماها هجوم می‌برند که محتواهای بزرگسالانه و اورجینال را در پلتفرم‌های استریمینگ جست‌وجو می‌کنند. به همان اندازه که دیزنی به خاطر وضعیت جدید سینما قابل‌سرزنش است، به همان اندازه هم مخاطبان با صدای بلند و رسا اعلام کرده‌اند که از سینما چه چیزی می‌خواهند. چیرگی دیزنی بر بازار بیش از اینکه خودِ بیماری باشد، یکی از علایمِ بیماری است. بیش از اینکه دیزنی تقصیرکار باشد، دیزنی ویروسی است که در این فضای بیمار برای حکمرانی و پخش کردن بیماری آزاد است. اما در رابطه با خود این فیلم‌ها باید گفت که مهم نیست که نظرِ مستقل منتقدان از فیلمی به فیلمی دیگر چه چیزی است، مهم این است که امتیازات آن‌ها نشان می‌دهند که تنفری که در شبکه‌های اجتماعی نسبت به آن‌ها دیده می‌شوند، بازتاب‌دهنده‌ی منتقدان و مخاطبان نیست. عموما منتقدان در حالی این فیلم‌ها را در حد «فکر کنم خوب باشه» نقد کرده‌اند که عموم سینماروها هم واکنش مشابه‌ای به آن‌ها داشته‌اند. مشکل این نیست که مردم فقط می‌خواهند بازسازی‌های دیزنی و فیلم‌های ابرقهرمانی مارول را ببینند. مشکل این است که مردمی که زمانی فیلم‌های دیگر را می‌دیدند دیگر به اندازه‌ی چهار سال گذشته به سینما نمی‌روند. با نگاهی به اطلاعاتی که امتیازِ راتن‌تومیتوز بهمان می‌دهد می‌توان گفت که منتقدان اکثرا اعتقاد دارند که بازسازی‌های دیزنی فیلم‌های قابل‌قبولی هستند و مخاطبان هم با یکی-دوتا استثنا با آن‌ها هم‌عقیده هستند. اگرچه اینکه این فیلم‌ها بازتاب‌دهنده‌ی سقوط هنری سینما است بحث داغ روز است، اما اجماع نظر منتقدان و رای‌گیری از مخاطبان این‌ موضوع را نشان نمی‌دهد. مشکل این نیست که چرا مخاطبان برای دیدن بازسازی‌های دیزنی و «اونجرز»ها به سینماها هجوم می‌برند. مشکل این است که منهای استثناهایی مثل «ما» (Us) و «جان ویک ۳» (John Wick 3)، آن‌ها به دیدنِ فیلم‌های دیگر نمی‌روند.

Avengers: Endgame

اما در زمینه‌ی فیلم‌های قدیمی جدول، از «اونجرز: بازی پایانی» (Avengers: Endgame) شروع کنیم که این هفته بالاخره از «آواتار» عبور کرد و بدون احتساب نرخ تورم به پرفروش‌ترین فیلمِ تاریخ سینما تبدیل شد. «بازی پایانی» به‌لطفِ اکران مجددش و عملکردِ خارق‌العاده‌اش در چین (جایی که ۷۰ درصد بهتر از «جنگ اینفینیتی» فروخت) موفق شد تا درآمد ۲ میلیارد و ۸۸۸ میلیون دلاری فیلم جیمز کامرون را پشت سر بگذارد. بااین‌حال، «اونجرز: بازی پایانی» کماکان در گیشه‌ی خانگی پشت‌سر «جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد» (۹۳۶/۶ میلیون دلار)، در گیشه‌ی چین پشت‌سر «جنگجوی گرگ ۲» (۸۵۴ میلیون دلار) و «زمینِ سرگردان» (۶۹۹ میلیون دلار) و در گیشه‌ی خارجی هم پشت‌سر «آواتار» (۲ میلیارد و ۳۰ میلیون دلار) قرار دارد، ولی با ۲ میلیارد و ۸۹۰ میلیون دلاری که در دنیا کسب کرده، رکوردِ بزرگی را در اختیار دارد. تاکنون فقط پنج فیلم موفق به عبور از مرز ۲ میلیارد دلار فروش جهانی شده‌اند که جیمز کامرون و برادران روسو هرکدام دو فیلم دارند؛ کامرون با «آواتار» و «تایتانیک» در رده‌های دوم و سوم و برادران روسو با «اونجرز: بازی پایانی» و «اونجرز: جنگ اینفینیتی» در رده‌های اول و پنجم. پنجمین فیلم دو میلیاردی تاریخ هم «جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد»، ساخته‌ی جی‌.جی. آبرامز است که کماکان با دو میلیارد و ۶۸ میلیون دلار در جایگاه چهارم دنیا قرار دارد. مجموعِ فروشِ فیلم‌های برادران روسو در گیشه‌ی جهانی بیش از ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار است. اکرانِ مجدد «بازی پایانی» از لحاظ فنی ازطریق معرفی کردن «مرد عنکبوتی: دور از خانه» (Spider-Man: Far From Home) به‌عنوان دنباله‌ی مستقیم «بازی پایانی»، با هدفِ افزایشِ فروشِ «مرد عنکبوتی: دور از خانه» در نظر گرفته شده بود و در این کار هم موفق بود. «دور از خانه» به ۹۷ میلیون دلار افتتاحیه در بازار چین و ۱۸۸ میلیون دلار افتتاحیه‌ی سه‌شنبه تا یکشنبه‌ در آمریکای شمالی دست یافت. این فیلم ۱۶۰ میلیون دلاری بعد از ۲۰ روزی که از اکرانش گذشته، ۳۱۹ میلیون دلار در خانه فروخته است که آن را در مسیر عبور از «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» (۳۳۴ میلیون دلار) و «مرد عنکبوتی ۳» (۳۳۶ میلیون دلار) قرار داده است. اما این در حالی است که «دور از خانه» همین الانش این دو فیلم را در کشورهای خارجی پشت سر گذاشته است. «دور از خانه» با مجموع ۶۵۱ میلیون دلار از کشورهای خارجی و ۹۷۰ میلیون دلار در گیشه‌ی جهانی، درآمد ۸۸۰ میلیون دلاری «بازگشت به خانه» و ۸۹۰ میلیون دلاری «مرد عنکبوتی ۳» را پشت سر گذاشته است. رقمی که آن را بدون احتساب نرخ تورم به پرفروش‌ترین فیلم اسپایدرمنی تاریخ سینما تبدیل می‌کند. «دور از خانه» همچنین بینِ «جومانجی: به جنگل خوش امدید» (۹۶۲ میلیون دلار) و «اسکای‌فال» (یک میلیارد و ۱۰۸ میلیون دلار) در جایگاه دوم پرفروش‌ترین فیلم‌های سونی هم قرار می‌گیرد. پس بله، این‌طور به نظر می‌رسد «دور از خانه» به احتمال زیاد از مرز یک میلیارد دلار عبور خواهد کرد و حتی شانسِ عبور از «اسکای‌فال» برای بدل شدن به پرفروش‌ترین فیلم سونی را هم دارد. اگر اتفاقِ غیرمنتظره‌ای در طول ماه آینده نیافتد، فروشِ نهایی ۳۶۰ میلیون دلاری «دور از خانه» در گیشه‌ی خانگی پیش‌بینی می‌شود که کمتر از درآمد ۳۷۳ میلیون دلاری «بازگشت به خانه» بوده است.

تنها دلیلی که باعث خواهد شد والت دیزنی آواتار را مجددا اکران نکند، محافظت از رکورد تازه به دست آمده‌ی «اونجرز: بازی پایانی» خواهد بود

اما «اونجرز ۴» در حالی حدود ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار بیشتر از «آواتار» فروخته است که خب، احتمال دارد که نتواند برای مدتِ زیادی این رکورد را حفظ کند. نه به خاطر اینکه «جنگ ستارگان: ظهور اسکای‌واکر»، «فروزن ۲»، «سریع و خشن ۱۰» یا «دنیای ژوراسیک ۳» قادر به گرفتنِ عنوانِ قهرمانی از «بازی پایانی» خواهند بود. واقعیت این است که احتمالا هیچ‌وقت دوباره بلاک‌باستری شبیه به «بازی پایانی» که به چنین درآمدی در خانه و خارج دست پیدا کند نخواهیم دید. شاید «اونجرز ۵» که بلک پنتر و واکری و کاپیتان مارول و مرد عنکبوتی و دکتر استرنج و وولورین و شنگ‌چی و دیگران را برای ایستادگی دربرابر دکتر دووم و گالاکتوس دور هم جمع می‌کند شانسِ تکرارِ درآمد «بازی پایانی» را خواهد داشت که تازه این هم یک سناریوی کاملا خیالی است. وگرنه هیچ فیلمی در آینده دیده نمی‌شود که قادر به انجام چنین کاری باشد. از آنجایی که روزبه‌روز پلتفرم‌های استریمینگ در حال گرفتنِ جای سینما رفتنِ کلاسیک هستند و از آنجایی که امثال نت‌فلیکس در حال تبدیل شدن به شکلِ رایج مصرف سرگرمی سینمایی هستند، می‌توان گفت که «اونجرز: بازی پایانی» آخرین نمونه از نوعِ خودش بود. اینکه می‌گویم «اونجرز ۴» احتمالا عنوانِ قهرمانی‌اش را به‌زودی از دست خواهد داد به خاطر این است که «آواتار» می‌تواند در جریان دو سال آینده، آن را پس بگیرد. از آنجایی که دیزنی، فاکس را خریده است، حالا آی‌پی «آواتار» در اختیارِ دیزنی است. این به این معنی است که دنباله‌های «آواتار» حالا به چالشِ آن‌ها تبدیل شده است. در حال حاضر دیزنی با دنباله‌های «آواتار» به‌عنوان بلاک‌باسترهایی در حد و اندازه‌ی «جنگ ستارگان» رفتار می‌کند و آن‌ها را با فیلم‌های جدید «جنگ ستارگان» یک سال در میان در فصل کریسمسِ ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۷ اکران خواهد کرد. همچنین از آنجایی که «بازی پایانی» به‌تازگی به بزرگ‌ترین فیلم باکس آفیس جهان تبدیل شده، مشکلِ جدید دیزنی این است که راحت‌ترین فاکتور تبلیغاتی «آواتار ۲» را از دست داده است. از این به بعد دیگر دیزنی نمی‌تواند «آواتار ۲» را با شعار «بیایید دنباله‌ی پرفروش‌ترین فیلم تاریخ را ببینید» تبلیغات کند. حالا باید بگوید «بیایید دنباله‌ی پرفروش‌ترین فیلم تاریخ در گیشه‌ی خارجی را ببینید» که به اندازه‌ی اولی قوی نیست. دیزنی این حقیقت را می‌داند و باید برای کنجکاو کردن دوباره‌ی مردم برای دیدنِ ادامه‌ی ماجراهای پاندورا در بیستم دسامبر ۲۰۲۱ تلاش کند. سؤال این است که چه چیزی راحت‌ترین حرکتِ ممکن برای یادآوری این حقیقت به مردم که چقدر از دیدن «آواتار» لذت بردند است؟ اکرانِ مجدد فیلم قبل از آغاز اکران «آواتار ۲».

Avatar

حتی اگر اکران مجدد «آواتار» فروشِ سرسام‌آوری نکند، در بدترین حالت می‌تواند حداقل چهار-پنج میلیون دلار دیگر بفروشد. حتی آخرین اکران مجدد «تایتانیک» که برای سالگرد ۲۰ سالگی‌اش برنامه‌ریزی شده بود، ۶۵۹ هزار دلار در سینماهای آمریکای شمالی فروخت. اکران مجدد نسخه‌ی سه‌بعدی «ترمیناتور ۲» (در ماه اوت ۲۰۱۷) و اکران مجدد «فهرست شیندلر» به مناسبت ۲۵ سالگی‌اش (در دسامبر ۲۰۱۸)، هر دو به ترتیب یک میلیون و ۳۷ دلار و ۸۳۳ هزار دلار فروختند. اما این ارقام فقط مربوط‌به آمریکای شمالی می‌شوند. بیایید تصور کنیم دیزنی تصمیم بگیرد تا «آواتار» را در سراسر دنیا مجددا اکران کند. بالاخره این مخاطبان غیرآمریکایی بودند که «آواتار» را به چنین درآمد دیوانه‌واری رساندند (۲ میلیارد و ۲۹ میلیون دلار فروش خارجی) که رکورد جهانی‌اش به مدت ۱۰ سال دست‌نیافتی باقی ماند. ۱۰ سال پیش، «آواتار» به ۲۰۴ میلیون دلار فروش در چین دست یافت که فقط ۱۰ درصد از درآمد بلاک‌باستری مثل «اونجرز: بازی پایانی» در چین است. اکران مجددِ «آواتار» یعنی نسلِ کاملی از مردمی که هرگز نتوانستند این فیلم را روی پرده‌ی بزرگِ سینما ببیند، قادر به دیدن آن خواهند بود؛ این موضوع مخصوصا درباره‌ی بازار چین صدق می‌کند. آیا این موضوع به این معنی است که اکران مجدد «آواتار»، درآمدی شبیه به اکران مجدد «تایتانیک» که به ۱۴۵ میلیون دلار فروش در چین (و ۳۴۳ و نیم میلیون دلار جهانی) دست یافت خواهد بود؟ نـه. حتی تکرارِ درآمد اکران مجدد نسخه‌ی سه‌بعدی «پارک ژوراسیک» (۱۱۶/۴ میلیون دلار در سال ۲۰۱۳) و «جنگ ستارگان: تهدید شبح» (۱۰۲/۷ میلیون دلار در سال ۲۰۱۲) هم غیرممکن خواهد بود. اما این احتمال وجود دارد که اکران مجدد «آواتار»، درآمدی شبیه به اکران مجدد «مهاجمان مقبره‌ی گم‌شده» (۳/۱ میلیون دلار)، «تاپ گان» (۳ میلیون دلار) و «شکارچیان ارواح» (۳/۵ میلیون دلار) داشته باشد.

thank you for your service

اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای نیافتاد و فیلم در خانه و سراسر دنیا با بی‌اعتنایی کامل روبه‌رو نشود، «آواتار» قادر خواهد بود تا با کسب حداقل ۳ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار، لقبش به‌عنوان «پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما» بدون احتساب نرخ تورم را از «بازی پایانی» باز پس بگیرد. این اتفاق تنها در صورتی نخواهد افتاد که دیزنی یا «آواتار» را قبل از «آواتار ۲» مجددا اکران نکند یا در حرکتی تبلیغاتی آن را کاملا رایگان اکران کند. تنها دلیلی که والت دیزنی برای عدم اکران مجدد «آواتار» نخواهد داشت، محافظت از رکورد تازه به دست آمده‌ی «اونجرز: بازی پایانی» خواهد بود. اگر دنباله‌های «آواتار» در اختیار استودیوهای دیگری بودند، می‌توانستیم ۱۱۰ درصد با قاطعیت احتمال بدهیم که آن‌ها فیلم را در بیشترین تعداد سینما قبل از دنباله‌اش اکران می‌کردند تا رکوردشان را پس بگیرند. ولی از آنجایی که دیزنی هر دوی «آواتار» و مارول را در اختیار دارد، یکی از راحت‌ترین و بهترین راه‌های تبلیغات «آواتار ۲» تبدیل به یک تصمیمِ دشوار برای این شرکت شده است. از آنجایی که «بازی پایانی» فقط با فاصله‌ی چند میلیون دلار از «آواتار» جلو زده است، بنابراین اکران مجدد «آواتار» بدون‌شک به‌معنی پایین کشیدن «بازی پایانی» از تخت پادشاهی‌اش خواهد بود و احتمالا سروصدای طرفدارانِ آنلاین دنیای سینمایی مارول را هم در خواهد آورد. اما اگر دیزنی این کار را انجام ندهد، خودش را از یکی از بهترین ابزارهای مارکتینگ برای فروختنِ «آواتار ۲» محروم خواهد کرد. پس اگر همه‌چیز همان‌طور که پیش‌بینی می‌شود اتفاق بیافتد، والت دیزنی شاید «آواتار» را دوباره پیش از آغاز اکران «آواتار ۲» در دسامبر ۲۰۲۱ روی پرده‌ی سینماها خواهد فرستاد و اگر فیلم بتواند حداقلِ درآمد ممکن را هم به دست بیاورد (مخصوصا در کشورهای خارجی)، می‌تواند رکوردش را از «بازی پایانی» پس بگیرد و این‌گونه «آواتار ۲» می‌تواند خودش را به‌عنوان دنباله‌ی بزرگ‌ترین فیلم تاریخ معرفی و تبلیغات کند. اما همزمان تنها دلیلی که دیزنی برای عدم انجام این کار دارد این است که به هر دلیلی بخواهد «بازی پایانی» این رکورد را حفظ کند. موقعیت عجیب و سختی برای دیزنی است. بالاخره در اختیار داشتن همزمان مارول، لوکاس‌فیلم و مجموعه «آواتار»، دردسرهای خودش را هم دارد. طرفداران مارول فعلا می‌توانند به خاطر رکوردشکنی «بازی پایانی» خوشحال باشند، اما باید بدانند که نه‌تنها در دو سال آینده هر لحظه ممکن است این رکورد تهدید شود، بلکه اگر «آواتار» مجددا اکران نشد، باید از دیزنی سپاسگذار باشند که ترجیح داده توانایی مبارزه‌ی متقابلِ «آواتار» را ازش سلب کند. چون هر استودیوی دیگری به جز دیزنی، «آواتار» را در اختیار داشت می‌توانستیم مطمئن باشیم که در مقابله به مثل تعلل نمی‌کرد.

در رده‌ی سوم جدول اما به «داستان اسباب‌بازی ۴» (Toy Story 4) برمی‌خوریم که ۱۴ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار دیگر فروخت و به مجموعِ خانگی ۳۷۵ میلیون دلار رسید. وضعیتِ این فیلم کماکان طوری به نظر می‌رسد که انگار به زور و زحمت از مرز ۴۰۰ میلیون دلار عبور خواهد کرد، اما تحلیلگران درباره‌ی عبور از درآمد ۴۱۵ میلیون دلاری «داستان اسباب‌بازی ۳» مطمئن نیستند. این فیلم ۲۵ میلیون دلار دیگر هم از کشورهای خارجی کسب کرد تا به مجموعِ عالی ۸۵۹ میلیون دلار برسد و احتمالا کارش را با چیزی حدود ۹۵۰ میلیون دلار به اتمام خواهد رساند. در جایگاه چهارم جدول «خزنده» (Crawl) را داریم که ۶ میلیون دلار دیگر در دومین آخرهفته‌اش کسب کرد تا به مجموعِ ۱۰ روزه‌ی قابل‌قبول ۲۳ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار برسد. این فیلم تا حالا ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار در دنیا فروخت که برای یک فیلمِ کم و بیش تحسین‌شده‌ی ۱۳ و نیم میلیون دلاری بد نیست. اما در رده‌ی ششم جدول «استوبر» (Stuber) قرار دارد که به اندازه‌ی «خزنده» خوش‌شانس نبوده است. این فیلم که دیو باتیستا و کُمیل نانجیانی را به‌عنوان ستارگانش دارد، ۴ میلیون دلار دیگر کسب کرد و به مجموع ۱۰ روزه‌ی ۱۶ میلیون دلار رسید. محصولِ فاکس/دیزنی تا حالا ۱۹ میلیون دلار در دنیا فروخته است که شاید به‌لطفِ بودجه‌ی ۱۷ میلیون دلاری‌اش قادر به بازگرداندنِ سرمایه‌اش خواهد بود، اما موفق نخواهد بود. در رده‌ی پنجم چارت «دیروز» (Yesterday) را داریم که ۵ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار کسب کرد و به مجموع ۱۷ روزه‌ی ۵۷ میلیون و ۵۹۶ هزار دلار رسید. ساخته‌ی ۲۶ میلیون دلاری دنی بویل تا حالا ۹۸ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار در دنیا فروخته است. در جایگاه هشتم به «آنابل به خانه می‌آید» (Annabelle Comes Home) برمی‌خوریم که درکنار ۲ میلیون و ۶۶۰ هزار دلاری که در خانه فروخت، ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار هم از کشورهای خارجی کسب کرد تا به مجموع خانگی ۶۶ میلیون دلار و جهانی ۱۹۶ میلیون دلار از ۲۷ میلیون دلار بودجه برسد. فیلم ترسناک «میدسامر» (Midsommar) اما با وجود از دست دادنِ یک هزار و ۶۰۲‌تا از سینماهایش، کاملا سقوط نکرد. این فیلم یک میلیون و ۵۹۹ هزار دلار در سومین آخرهفته‌اش کسب کرد و به مجموع ۱۹ روزه‌ی ۲۲ میلیون و ۴۸۲ هزار دلار دست پیدا کرد. این روزها درآمد ۲۵ میلیون دلاری «میدسامر» برای چنین فیلمی به معنای موفقیت خواهد بود. در همین حین انیمیشن «زندگی مخفی حیوانات خانگی ۲» به مجموع جهانی ۳۱۸ میلیون دلار از ۸۰ میلیون دلار بودجه رسید. «راکت‌من» تا حالا ۹۳ میلیون دلار در خانه و ۱۸۲ میلیون دلار در دنیا فروخته که برای یک فیلم ۴۱ میلیون دلاری بزرگسالانه عالی است. «جان ویک ۳» با رسیدن به ۳۱۸ میلیون دلار فروش جهانی، «بی‌مصرف‌ها ۳» (۳۱۴ میلیون دلار) را در بین بزرگانِ استودیوی لاینزگیت پشت‌سر گذاشت. درواقع «جان ویک ۳» بدون احتساب نرخ تورم، درآمدی بهتر از تمام فیلم‌های جیمز باند به جز دوتای آخری است. همچنین درآمد ۱۶۹ میلیون دلاری‌اش حتی با احتساب نرخ تورم هم این فیلمِ ۷۵ میلیون دلاری را به یکی از موفق‌ترین اکشن‌های بزرگسالانه‌ی تاریخ سینما تبدیل می‌کند.

Aladdin

اما این هفته استودیوی A24 تعداد سینماهای «بدرود» (The Farewell) را به ۳۵ سالن افزایش داد. این کمدی/درام که با تحسینِ فوق‌العاده‌ای از سوی منتقدان مواجه شده یک میلیون و ۱۷۱ هزار دلار دیگر کسب کرد تا به مجموع ۱۰ روزه‌ی یک میلیون و ۶۷۵ هزار دلار برسد. استودیوی بلیکر استریت هم تعداد سینماهای «هنر دفاع شخصی» (The Art of Self-Defense) را به ۵۵۰ سالن افزایش داد و یک میلیون دلار به دست آورد. این رقم، مجموعِ درآمد جدیدترین فیلم جسی آیزنبرگ را به یک میلیون و ۲۱۴ هزار دلار می‌رساند. همچنین استودیوی نئون هم مستند «آپولو ۱۱» را به مناسب ۵۰ سالگی صعود انسان به ماه در ۱۰۷ سینما اکران کرد که ۷۵ هزار دلار فروخت و مجموع درآمد این مستند را به ۹۰ میلیون دلار رساند. اما جایگاه هفتم متعلق به «علاالدین» (Aladdin) است که ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار در ششمین آخرهفته‌اش کسب کرد و به مجموع خانگی ۳۴۰ میلیون دلار دست یافت. این فیلم تا حالا ۹۸۸ میلیون دلار فروخته است و احتمالا تا هفته‌ی بعد از مرز یک میلیارد دلار عبور خواهد کرد. اما درآمدهای «علاالدین» خیلی مهم‌تر از چیزی که به نظر می‌رسد است. درواقع اگرچه وقتی حرف از موفقیتِ دیزنی در تابستان امسال می‌شود بیش از هر چیز دیگری از «اونجرز: بازی پایانی» یا «داستان اسباب‌بازی ۴» نام برده می‌شود، اما «علاالدین» فیلمی بود که چیرگی دیزنی بر تابستانِ امسال را کامل کرد. فیلم‌های تابستان از بیست و چهارم آوریل تا شانزدهم ژوئیه، در مجموع ۳ میلیارد و ۱۶۵ میلیون دلار در گیشه‌ی خانگی فروخته‌اند که یک میلیارد و ۶۲۱ میلیون دلار یا ۵۱ درصدش متعلق به فیلم‌های دیزنی و فاکس («اونجرز ۴»، «داستان اسباب‌بازی ۴»، «علاالدین»، «دارک فینیکس»، «تالکین» و «استوبر») است. تازه اگر «مرد عنکبوتی: دور از خانه»، محصول سونی را به‌عنوان فیلمی که به‌عنوان دنباله‌ی «اونجرز: بازی پایانی» تبلیغات شده بود، محصولِ دیزنی در نظر بگیریم، آن وقت سهم دیزنی/فاکس/سونی از تابستان امسال به ۶۰ درصد می‌رسد. دیزنی در تابستان امسال به‌طرز بی‌سابقه‌ای در حال درهم‌شکستنِ رقبایش است. یکی از دلایلش به خاطر این است که دیزنی تصمیم گرفت تا قسمتِ جدیدِ مهم‌ترین برندهایش را امسال عرضه کند. چون آن‌ها می‌خواهند به محضِ راه‌اندازی پلتفرم دیزنی‌پلاس، آثارِ جذابِ زیادی برای انتشار در پلتفرم استریمینگشان داشته باشند. این در حالی بود که استودیوهای رقیب هم از مدت‌ها قبل از آتش‌بازی دیزنی آگاه شدند و از سر راهش کنار رفتند. پارامونت «ترمیناتور: سرنوشتِ تاریک» را نوامبر اکران خواهد کرد و سونی هم زمانِ ایده‌آلی برای اکرانِ «مرد عنکبوتی: دور از خانه» بلافاصله بعد از «اونجرز: بازی پایانی» داشت. آن‌ها «مردان سیاه‌پوش: بین‌المللی» را در تابستان عرضه کردند، اما در عوض «جومانجی: مرحله‌ی بعدی» را برای کریسمس نگه داشتند. یونیورسال یک دنباله‌ی ۸۰ میلیون دلاری در قالب «زندگی مخفی حیوانات خانگی ۲»، یک فیلم اورجینالِ بلام‌هوسی در قالب «ما» (Ma) و چند فیلم ضدبلاک‌باستری در قالب «سفر یک سگ»، «پسرهای خوب» و «دیروز» داشت.

وقتی حرف از موفقیتِ دیزنی در تابستان امسال می‌شود بیش از هر چیز دیگری از «اونجرز: بازی پایانی» یا «داستان اسباب‌بازی ۴» نام برده می‌شود، اما «علاالدین» فیلمی بود که چیرگی دیزنی بر تابستانِ امسال را کامل کرد

حتی مهم‌ترین بلاک‌باسترِ یونیورسال یعنی «هابز و شاو» هم درست در نقطه‌ای در اوت اکران می‌شود که به موقعیتِ امنش معروف است. «هابز و شاو» تا زمان اکران «مالیفیسنت: سردسته‌ی اهریمنان» در اواسط اکتبر، تنها بلاک‌باستر کله‌گنده‌ی باکس آفیس خواهد بود. برادران وارنر تنها استودیویی بود که سعی کرد دیزنی را به چالش بکشد، اما این کار نتیجه نداد. «گودزیلا: پادشاه هیولاها» شکست خورد (۳۸۴ میلیون دلار در جهان از ۱۷۰ میلیون دلار بودجه) و «پوکمون: کاراگاه پیکاچو» هم به زور از شکست فرار کرد (۴۲۹ میلیون دلار از ۱۵۰ میلیون دلار بودجه). «شزم» (۳۶۴ میلیون دلار از ۹۰ میلیون دلار بودجه) به محض آغاز اکران «اونجرز: بازی پایانی» آسیب دید. «آنابل به خانه می‌آید» (حدود ۲۰۰ میلیون دلار از ۲۷ میلیون دلار بودجه) به کم‌درآمدترین فیلم مجموعه‌ی «احضار» (The Conjuring) تبدیل شد. با این وجود، انتظار می‌رود که بلاک‌باسترهای باقی‌مانده‌ی برادران وارنر («آن: فصل دوم» و «جوکر»)، ماه‌های سپتامبر و اکتبر را به چنگ خودشان بیاورند. پس به همان اندازه که دیزنی نجات‌دهنده‌ی تابستانِ امسال است، به همان اندازه هم دیزنی دلیلِ شکست‌ها و اکران‌های کمترِ دیگر استودیوهای هالیوودی است. برادران وارنر، پارامونت، سونی و یونیورسال همه تصمیم گرفتند تا دور و اطرافِ دیزنی را در زمانی‌که می‌خواهد تمام کله‌گنده‌هایش را قبل از لانچِ دیزنی‌پلاس اکران کند خالی بگذارند. «اونجرز: بازی پایانی» که تقریبا در طول ۱۴ روزِ اولش تا زمان افتتاحیه‌ی ۵۵ میلیون دلاری «کاراگاه پیکاچو» (بزرگ‌ترین افتتاحیه‌ی یک فیلم ویدیوگیمی) دست‌نخورده باقی ماند. هفته‌ی بعدش «جان ویک ۳» آمد و تمام انتظاراتِ تحلیلگران را با افتتاحیه‌ی خیره‌کننده‌ی ۵۶ میلیون دلار درهم‌شکست. اما درنهایت، عملکردِ بهتر از انتظاراتِ «علاالدین» بود که باعثِ آسیب دیدن و زخمی شدنِ رقبای دیزنی شد. «علاالدین» کارش را با افتتاحیه‌ی ۱۱۶ و نیم میلیون دلار در جریانِ آخرهفته‌ی روزِ یادبود درکنار «جان ویک ۳» آغاز کرد. ساخته‌ی گای ریچی با پشت سر گذاشتنِ «ایندیانا جونز و قلمروی جمجمه‌ی بلورین» (۳۱۷ میلیون دلار) و «دزدان دریایی کاراییب: در آخرِ دنیا» (۹۶۴ میلیون دلار) به پرفروش‌ترین فیلمِ تاریخِ اکران‌های آخرهفته‌ی روزِ یادبود تبدیل شد.

به این ترتیب، «علاالدین» به فیلمی تبدیل شد که به فیلم‌هایی که خودشان را با دقت و احتیاط بین «اونجرز: بازی پایانی» و «داستان اسباب‌بازی ۴» قرار داده بود، آسیب رساند. آن‌ها در حالی تصور می‌کردند که فضای خالی بین «اونجرز ۴» و «داستان اسباب‌بازی ۴» زمان مناسبی برای شکار است که نمی‌دانستند «علاالدین» قرار است در این بین به شکارچی‌ بزرگی به اندازه‌ی دو شکارچی اصلی دیزنی در تابستان امسال تبدیل شود. اگر «علاالدین» عملکردی شبیه به «دزدان دریایی کاراییب ۵» (۱۷۸ میلیون دلار) یا حتی «سولو: داستانی از جنگ ستارگان» (۲۱۳ میلیون دلار) داشت، آن وقت فیلم‌های اواخر ماه می و اوایل ماه ژوئن شانس بیشتری برای مورد استقبال قرار گرفتن داشتند. اما ناگهانی «علاالدین» برگ‌برنده‌ی دیزنی از آب در آمد و کاسه و کوزه‌ی رقبای دیزنی را خراب کرد. در نتیجه «راکت‌من» (سی و یکم می)، «گودزیلا ۲» (سی و یکم می)، «زندگی مخفی حیوانات خانگی ۲» (هفتم ژوئن)، «دارک فینیکس» (هفتم ژوئن) و «مردان سیاه‌پوش: بین‌المللی» (چهاردهم ژوئن) یا یکراست شکست خوردند یا در حد انتظارات ظاهر نشدند. ریبوتِ «شفت» (Shaft) هیچ‌وقت قرار نبود بیشتر از ۵۰ میلیون دلار در خانه بفروشد. اینکه «بازی بچگانه» (بیست و یکم ژوئن) به‌جای ۵۰ میلیون دلار، ۳۰ میلیون دلار فروخت احساس نهواهد شد. به همان اندازه که «آنابل به خانه می‌آید» به‌جای «آنابل: خلقت» (۱۰۲ میلیون دلار)، عملکردی شبیه به قسمت اول «آنابل» (۸۴ میلیون دلار) داشت، به همان اندازه هم «دیروز» با ۶۵ میلیون دلاری که تا پایان اکرانش خواهد فروخت، بهتر از انتظارات ظاهر شد. «مرد عنکبوتی: دور از خانه» بی‌نهایت و فراتر از آن را در نوردید و «میدسامر» در حد و اندازه‌ی استانداردِ یک فیلم ترسناکِ مستقل ظاهر شد. «استوبر» و «خزنده» هم همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، به تقلا افتادند. اگر تصور کنیم که «روزی روزگاری در هالیوود» و «هابز و شاو» عملکردِ ناامیدکننده‌ای نخواهد داشت، پس تابستان تقریبا همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد اتفاق افتاد. «جان ویک ۳» و «علاالدین» خیلی بهتر از پیش‌بینی‌ها فروختند. درحالی‌که «گودزیلا ۲»، «زندگی مخفی حیوانات خانگی ۲»، «دارک فینیکس» و «مردان سیاه‌پوش ۴» به‌لطفِ موفقیتِ غافلگیرکننده‌ی «علاالدین» ضعیف‌تر از پیش‌بینی‌ها عمل کردند. حتی «راکت‌من» هم با وجود اینکه یک «هیت» حساب می‌شود، اما کماکان به‌دلیلِ بدل شدنِ «علاالدین» به موزیکالِ برترِ فصل، بخشی از قدرتش را از دست داد. «علاالدین» بیش از «اونجرز: بازی پایانی» مسئولِ چیرگی گسترده‌ترِ دیزنی بر تابستان امسال و آسیب‌ دیدنِ رقبایش است. همه از مدت‌ها قبل می‌دانستند که «اونجرز ۴»، «داستان اسباب‌بازی ۴»، «مرد عنکبوتی: دور از خانه» و «شیر شاه» رویدادهای سینمایی اصلی تابستان خواهند بود. اما «علاالدین» مخصوصا باتوجه‌به جنجال‌های پیش از اکرانش، حکم یک علامت سؤال را داشت که از قضا موفقیتی حتی بزرگ‌تر از «داستان اسباب‌بازی ۴» از آب در آمد. پس در تابستانی که ابرقهرمانان مارول و دار و دسته‌ی وودی و باز لایت‌یر از قبل پیروزی را برای دیزنی به ارمغان آورده بودند، درنهایت این غولِ چراغ‌ جادو بود که پیروزی عادی آن‌ها را با یک پیروزی قاطعانه‌ و آبروریزانه برای حریفان تغییر داد.

جدول ۱۰ فیلم برتر هفته

ردیف نام فیلم درآمد آخرهفته مجموع آمریکای شمالی
۱

The Lion King

۱۸۵ میلیون دلار ۱۸۵ میلیون دلار
۲

Spider-Man: Far from Home

۲۱ میلیون دلار ۳۱۹/۶ میلیون دلار
۳

Toy Story 4

۱۴/۶ میلیون دلار ۳۷۵/۵ میلیون دلار
۴

Crawl

۶ میلیون دلار ۲۳/۸ میلیون دلار
۵ Yesterday ۵/۱ میلیون دلار ۵۷/۵ میلیون دلار
۶ Stuber ۴ میلیون دلار
۱۶ میلیون دلار
۷ Aladdin ۳/۸ میلیون دلار ۳۴۰ میلیون دلار
۸

Annabelle Comes Home

۲/۶ میلیون دلار ۶۶/۵ میلیون دلار
۹

Midsommar

۱/۵ میلیون دلار ۲۲/۴ میلیون دلار
۱۰

The Secret Life of Pets 2

۱/۵ میلیون دلار ۱۵۱/۵ میلیون دلار



منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

گزارش باکس آفیس: آیا «آواتار» می‌تواند رکورد پرفروش‌ترین فیلم دنیا را از «اونجرز 4» پس بگیرد؟

The post گزارش باکس آفیس: آیا «آواتار» می‌تواند رکورد پرفروش‌ترین فیلم دنیا را از «اونجرز 4» پس بگیرد؟ +جزئیات appeared first on فیلم.

صفحه 5 از 5,501
قبلی 12345678910 بعدی 203040...«