ایران فان

عکس Archives - ایران فان

توضیحات
---
  • تاریخ : ۲۵ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

روزنامه اعتماد – رسول آبادیان: هرمز علی‌پور شاعری است که پنجاه سال حضور موثر در عالم ادبیات دارد و آنچنان که خودش می‌گوید از نزدیک با بسیاری از جریان‌های شعری همراه بوده و از حال و هوای هرکدام از آنها برای پیشبرد شعرش استفاده کرده.

علی‌پور شاعری جوان‌گراست و ارتباطی صمیمانه با شاعران جوان دارد و همواره از آنها می‌خواهد که با درک صحیح روح شعر به کار خود ادامه بدهند زیرا از دل کارگاه‌های آموزشی، هیچ شاعری تاکنون متولد نشده و نخواهد شد.

شاعر در این فرصت از تجاربش گفته و از حال و هوای شعر دهه چهل تاکنون. گفت‌وگوی حاضر به مناسبت انتشار مجموعه آثار علی‌پور در یک جلد کتاب انجام شده‌ است.

شاعر در عصيان به شعر محض مي‌رسد

شما از آن دست شاعرانی هستید که با گذر از جریان شعرناب، به این نتیجه رسیده‌اید که شعر را نمی‌توان در یک چارچوب خاص قرارداد و به فراخور سلیقه، نامی برایش انتخاب کرد. با توجه به اینکه هم‌اکنون حضوری بیش از چهل سال در عالم ادبیات دارید و گرایش‌های مختلف ادبی را شاهد بوده‌اید، چرا فکر می‌کنید شعر را دیگر نمی‌توان در بند ذهنیاتی خاص محصور کرد؟

من از آغاز شاعری، بر فردیت و حفظ فردیت اصرار داشته‌ام. هنرمند از جمع دریافت می‌کند؛ شکوفایی اما در تنهایی ‌است که صورت می‌بندد.

درست است که من عمری با صدای بلند فکر می‌کردم و در این مسیر هم تاوان و خسارت داده و دیده‌ام و هم اینکه البته با تجربه و اندوخته‌هایی، به تنهایی خود رجوع کرده‌ام که قرار است بعد از این با توجه به توقعی که از خودم دارم، حرف‌هایم متناسب با سن و سالم دور از عصبیت و احتمالا دلخوری‌هایی باشد.

من دوست داشتم و قصد کرده بودم که نامی با خلعت شاعری به فرهنگ سترگ شعری ما اضافه شود. حالا که بعد نیم‌قرن و اندی در تنهایی محض، این خواسته محقق شده می‌گویم هرگز نخواسته‌ام زیر سایه نامی و حتی همسایه با نام‌هایی باشم که برای شناخت آنها یک عمر به تمامی کم است.

عنوان‌ها و نحله‌ها و اینها البته منحصر به من و امروز نیست. من در پیدایش و اعتبار شعر ناب، چندان نقشی نداشته‌ام، کار دیگران است اما چسبیدن به این عنوان‌ها هرگز جاه‌طلبی‌های مرا مجاب نمی‌کرد.

حس ‌می‌کردم من تازه، البته تازه‌ای که می‌تواند چندان هم تازه نباشد، به عظمت و خطیری شعر پی برده‌ام انگار و چون شعر قوی‌ترین انگیزه من برای تاب آوردن زندگی است، نمی‌توانستم و نمی‌توانم به چیزی بیرون از بینایی و معرفت خودم اطمینان داشته و به اقناع برسم تا روز مرگ.

دوست نداشتم شاعر تذکر‌ها و مناسبت‌ها بمانم و چقدر دانایی و تفکر بی‌انقطاع هولناک است زیرا شناخت عمیق دیگران به جز اندوه حاصلی ندارد.دیگر اینکه شعرناب، چون سایر نحله‌ها مجبور به قبول و پذیرش لو رفتن فرمول و اشباع‌شد‌گی شده بود.

با احترام به همه حرکت‌ها در شعری اینچنین، باید گفت اغلب به مثابه نمدی در‌می‌آیند که هر کس می‌خواهد از آن کلاهی به دست بیاورد.

شعر واقعی از تن زدن به تقسیم‌بندی‌ها هیچ ابایی ندارد، شعر واقعی تاریخ انقضا ندارد و دیروز و امروز و فردا را در خود جای‌ می‌دهد. همیشگی است و آینده نادیده را تسخیر می‌کند و من تا وقتی که زنده‌ام، دنبال اینگونه از شعر هستم.

یکی از مشکلات در راستای رشد شعر امروز ایران، وجود متولیان ریز و درشت است. یعنی اینکه امروزه دیگر هیچ سنجه‌ای برای جداکردن سره از ناسره وجود ندارد و همان‌گونه که خودتان درجایی گفته بودید، ادعای شاعری به ادعایی آسان تبدیل شده و هرکسی به خود اجازه می‌دهد نام شاعر برخود بگذارد و هر چیزی را به نام شعر روانه بازار کتاب کند. واقعا چه شد که چنین شد و چگونه می‌توان ابهت شعر را بازگرداند؟

ابهت شعر مثل حقیقت، عشق، زیبایی، هرگز خلل نمی‌پذیرد و آنچه می‌پرسید و برای شما پرسشی همراه با نگرانی ‌است، منحصر به امروز نیست اما تردید نکنید شاعری و شعر نه به چاپ کتاب بستگی دارد نه به تبلیغ‌های قوس و قزحی.

یادمان باشد ما بخشی از جهانی هستیم که در نهایت عریانی ‌‌است و بسیاری از ضد ارزش‌ها ظاهرا بر مسند ارزش نشسته‌اند. بیاییم اما کمی با همدلی‌ به مساله نگاه کنیم. چه اشکالی دارد کسی خودش را شاعر بداند؟

مهم داوری روزگار و زمان و پذیرفته شدن از جانب دیگران است نه چهار دوست و آشنا. در این گیرو‌دار بی‌ابهتی از آن کسانی است که چاپ کتاب‌های‌شان و در نهایت عدم استقبال از طرف فرهنگ شعری جامعه، چیزی جز نهایت افسردگی و عصبیت و بغض نیست.

می‌توان گفت آنچه باز موجب سوال توام با غمخواری شما می‌شود، مرتبط با مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه است.

دیگر اینکه درست است مظلوم‌ترین هنر و هنرمند، شعر و شاعر به نظر می‌آیند اما از یاد نبریم هیچ هنری چون شعر واقعی، رشک‌برانگیز و حسادت‌آفرین نیست و اکثر آدم‌هایی که فقط ظاهر امر شاعر و سادگی‌ او را می‌بینند، نمی‌دانند که هیچ کس نمی‌تواند چون شاعر، مغرور و با عزت نفس زندگی کند.

باز یادمان نرود بسیاری هنوز فرق عزت نفس و غرور را با تکبر نمی‌دانند. همانطور که تفاوت حقیقت و واقعیت را نمی‌دانند. نگران نباشید.

همه‌ اینها را شعر ما به سلامت از سر خواهد گذراند و در نهایت آن ابهتی که مورد نظر شماست در شعر همیشگی است اما خب؛ حوصله می‌خواهد.

بر گردیم به جهان شعری خود شما. خوشبختانه من موفق شده‌ام چند مجموعه از شما را در ایام مختلف رشد روند شعر در ایران دنبال کنم. آنچه در سروده‌های شما برایم جالب است، همراهی با صدای روز ادبیات البته با حفظ فضاهای شخصی ‌است. می‌خواهم بگویم که شعرهای هرمزعلیپور یک امضای نامرئی دارند که جهانش را توضیح می‌دهند. این خودساختگی در شعر نسل شما چرا و چگونه شکل گرفته و چطور می‌توان آن را به شعر معناباخته امروز تعلیم داد؟

اولا ممنون از لطف شما اما بگذارید برای اولین‌بار فروتنی را کنار بگذارم. من در این پنجاه و اندی سال شاعری، همواره دغدغه‌ حقیقت و عدالت داشته‌ام و البته فهم بیشتر زیبایی شعر که لحظه‌ای از یاد گرفتنش باز نایستاده‌ام.

این را هم بگویم که مدتی است خواندنم کم شده و بیشتر در تنهایی و در حد خودم در زمینه‌ ادبیات کلاسیک و مدرن و فلسفه مطالعه می‌کنم.

من تاکنون هیچ کدام از شاعران بزرگ و عزیزمان را به عنوان پایان و کمال شعر فارسی ارزیابی نمی‌کنم و بدون تعارف از شاعران کم‌نام و گمنام هم آموخته‌ام و آنقدر به آینده نگاه ‌کرده‌ام و دل بسته‌ام که شعر و هنر برای من همه‌چیز شده.

می‌توانم با افتخار بگویم که در این پنج دهه، از همه‌ نسل‌های بعد خود امضا‌ی قبولی گرفته‌ام و حتی در حیطه شغلم‌ (معلمی) که ابزار کارش کلمه و کتاب است؛ سال‌ها بدون معرفی کامل اسم واقعی، با سازمان کتاب‌های درسی همکاری داشته و پیشنهادهایی داده‌ام.

البته در آن سال‌ها، سه، چهار سالی هم اخراج و منتظر خدمت بودم. من حدود 43 سال معلم و دبیر بودم و در همه‌ مقاطع و انواع آموزشگاه‌ها فعالیت داشتم.

شاعر در عصيان به شعر محض مي‌رسد

بگذریم… در طول فعالیت‌ در حوزه شعر گرچه کتاب‌هایم از بابت چاپ و گاه بی‌خیالی خودم، آن‌چنان منظم و به موقع نبوده اما حدود بیست کتابی که چاپ کرده‌ام، بدون تبلیغ و وسایل کمکی به دست مخاطبان حرفه‌ای رسیده و جالب است بگویم که خودم حتی نسخه‌هایی از آنها را ندارم. برای مثال کتاب «بر آیه و اقیانوس» که به همت زنده‌یاد شمس ‌آل‌احمد در انتشارات رواق منتشر شد یا کتاب «خموشی‌ سوسن» که توسط انتشارات فاریاب به بازار آمد.

خلاصه بگویم که من از شعر و شاعر تعریف و توقع خاص خودم را دارم و اصلا دوست ندارم تعریف‌های کتبی و شفاهی نام‌های بزرگ را سنجاق نام خود بکنم… دیگر اینکه شعر من، حاصل و محصول عمر و ریاضت در زندگی‌‌ است.

لحظه‌ای از شعر و عظمت کلمه غافل نبوده و نیستم و احساس عدم اقناع و اکتفاست که مرا به نوشتن دایم وامی‌دارد. گرچه کمی تنبلم اما خودم می‌دانم در شعر معاصر آدمی اضافی یا نفوذی نیستم!

از طرف دیگر ادعای خیلی از آدم‌ها و گروه‌ها را دیده‌ام که ظرافت معدود کارهای‌شان در مقابل شعر شاعران سبک هندی شوخی‌‌ است.

پس با بی‌اعتنایی محض به حرف بعضی کتاب‌سازها، با شاعران جوان، چه سپید و چه غزل دوستی و حشر و نشر دارم و کاری هم به زندگی‌ شخصی هیچ شاعری ندارم. اصلا باکی از چیزی ندارم. چون ریگی به کفش ندارم که از معاشرت با شاعران جوان‌تر بترسم.

ما معمولا زمانی از ادبیات، اعم از شعر و داستان حرف می‌زنیم، خود به خود به یاد دهه چهل می‌افتیم و سرشاری ادبیات در این دهه. بعد از این دهه معروف، خیلی تلاش شد که دهه‌های مشابهی ساخته شود که نشد. نمونه‌اش راه‌اندازی جریانی به نام جریان دهه هفتاد. پرسش من این است مگر ادبیات در دهه چهل بنا به خواست و کوشش گروهی از نویسندگان شاعران و به شکلی کوششی به وجود آمد که ما بخواهیم با یک کوشش دیگر آن دهه را تکرار کنیم؟ سرشاری ادبیات در دهه چهل ریشه در چه عواملی داشت که تکرارناپذیر است؟

ادبیات دهه چهل و پنجاه، محصول شرایطی خاص بوده و تنوع ارتباط و زیست شاعران آن دهه، با همه‌ احترام و تواضع نسبت به زحمت و رنج همه‌ هنرمندان آن عهد، واقعیت امر این است که خود من هم به‌شدت با دهه‌بندی و دسته و راسته مخالفم اما در این نیم‌قرن، شرایط جهان دیگرگونه شده.

درست است که شاعران بزرگ آن دهه تکرارناشدنی و بازگشت‌ناپذیرند اما در این چهل سال با وجود شرایط حاکم، از هر نظر شاعرانی چه در زمینه سپید و چه غزل ظهور کرده‌اند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

دیگر اینکه همه‌ شاعرانی که به اصطلاح گروه‌بندی می‌شوند، هرگز همتراز نبوده و نیستند و معمولا شاعرانی ماندگارند که اول شاعرند بعد در گروه می‌گنجند. نمی‌دانم دیگران هم چون من از سال 45 تا 97، یعنی نیم‌قرن در جریانات ریز و درشت سیاسی- ادبی بوده‌اند یا نه؟

این نیم‌قرن بستر تحولات غریبی بوده است. من فکر می‌کنم همه‌چیز محصول ویژه‌ پارادایم خاص خود است.

عوامل گوناگونی در شکل‌گیری نامداران دهه چهل- پنجاه دخیل بوده؛ از جمله نگاه به فردیت هنرمندان تام و تمامی چون نیما و هدایت که هنوز به تصور بعضی، دو قله‌ شعر و داستان ما تلقی می‌شوند و این اصلا زیبا و جالب نیست.

امروزه نمی‌توان در هیچ زمینه‌ای به عقب برگشت و طبیعی هم هست. نه جیمز دین و براندو در سینما و نه اخوان و فروغ و شاملودر شعر ما. در نهایت بگویم مولفه و معیارها معمولا در لابه‌لای آثار هنرمندان بزرگ استنتاج و استخراج می‌شود اما حضور تاریخی بزرگان آن دهه نافی شاعران ارزشمند این سه دهه نیست زیرا امروزه شاهدیم که پس از گذشت چند دهه از دهه‌ای که مثلا غزل مهجور بود، این قالب دوباره حیاتی نو پیدا کرده و اصلا نمی‌توان از قدر و ارج کار جوانان‌ها غافل ماند.

عصر و روزگاری که تازه جرات پیدا کرده شاملو را نقد کند. این را هم باید گفت که تقسیم‌بندی عنوان‌ها و جای گرفتن در گروه‌ها، تضمین‌کننده هنرمندان متوسط و کم‌مایه نیست.

در همین تقسیم‌بندی‌ها هم باز شاعرانی ماندگار می‌مانند که اول شاعر‌ی‌شان ثابت شده و کارنامه‌ای درخور اعتنا دارند و بعد زیر عنوانی دسته‌بندی شده‌اند. چند نام از شاعران دهه‌ هفتاد بی‌تردید از بابت استمرار کارشان، جزو ماندگاران شعر فارسی خواهند بود؛ البته حضور متفاوت نسل دهه‌ هشتاد هم شامل شاعرانی‌است که با اقبال خواص و اهل شعر روبه‌رو شده‌اند و اینها همه اجتناب‌ناپذیرست.

حب و بغض‌ها اگر به گوشه‌ای پرت شوند و دعوای سهم‌خواهی‌ میان‌سالان نباشد، معلوم می‌شود که شاگردان غیررسمی شاعران بیش از میز کارگاه‌هاست.

قبلا شاعران در سن 27 تا 38 سالگی مثلا چهره می‌شدند اما در این روزگار بسیاری تازه بعداز نیم‌قرن زندگی غیرشعری، به صرافت افتاده‌اند که چقدر خوب است اسم آدم پشت جلد کتاب بیاید یا روی جلد مجله‌ای.

خلاصه اینکه همه‌چیز طبیعی به نظر می‌رسد و نوع برخورد با مسائل، بستگی به نگاه و تجربه آدم‌ها دارد و غنای روحی- معرفتی‌شان.

یکی از مشکلات فراراه شعر امروز ما، مساله آموزش گریزی‌است و اگر آموزشی هم هست از همان جنس آموزش‌های استادان خودخوانده است. آموزش‌ شعر در دوران ما بیشتر به مریدی و مرادی و تیپ‌ظاهری نویسنده و شاعر و میزان ایجاد روابط‌عمومی ربط دارد و نه به شعر. به گمان شما این نحوه از شعر و شاعری ره به جایی خواهد برد و از دل این میتینگ‌ها ادبیاتی متولد می‌شود؟

مرید و مرادی، دو نقطه‌ مجهول هستند و باید توامان به صداقت و جسارت مرید و مراد شک کرد. در این گیرو دار، شاعران شکست‌خورده وارث مراد خود می‌شوند.

می‌خواهم بگویم با تصمیم قبلی نمی‌توان شاعر شد. هم‌چنان که بدون عرق جبین نمی‌توان زندگی داشت. متاسفانه اینها جزو بازی‌های سینمایی شعر و ادبیات امروز است.

نتیجه اینکه مرید و مرادی سم است. اصلا شاعر در عصیان و یاغی‌گری است که به شعر محض می‌رسد. شعر اگر آموختنی بود، شراگیم می‌شد ولیعهد نیما.

شما دقت کنید که در هر کدام از این گروه‌ها، تنها یک نفر نقش محوری پیدا می‌کند و دلخوشی مابقی، شباهت یا افتخارشان به آشنایی یا عمل اوست.

این روزها مشغول چه کارهایی در عالم شعر و ادبیات هستید و چه می‌کنید؟

چون شرایطم طوری نیست که همه آثارمنتشرشده را بخوانم، در حد توان کار جوان‌ترها را می‌خوانم و شکسته بسته هم می‌نویسم و همچنان گاهی در این فکرم که تعریف جامع و مانعی برای شعر را در کجا می‌توان جست؟

دیگر اینکه فکر می‌کنم حداقل شعر برای من، همان است که در کار من هفتاد ساله و شاعری جوان‌تر، شکل و محتوا، نسبتا همسایه با یکدیگرند. راستش را بخواهید پذیرفته‌ام که باید تنهایی را جدی‌تر گرفت.

شاعر در عصيان به شعر محض مي‌رسد

دارم شعرهایی می‌نویسم که قرار است در کتابی احیانا با نام «هرمز دوم» چاپ شود. خبر دیگر اینکه کلیه اشعار من به تازگی در یک مجلد و در حجمی 1200 صفحه‌ای منتشر شده.

این مجموعه می‌تواند جواب بسیاری از پرسش‌ها و ابهامات را بدهد زیرا برای داور بامعرفت و انصاف، نمودار یا منحنی سیر آثار من در این کتاب مشخص و روشن خواهد شد.

خیلی از دوستان شاعر بر این باورند که ناشران نام‌آشنا باید کتاب‌شان را منتشر کنند تا به عنوان شاعر جا بیفتند اما زمانی که به پرونده‌کاری شما نگاه‌می‌کنم، متوجه این موضوع می‌شوم که کارهای شما را معمولا ناشران مختلف و بعضا گمنام منتشر کرده‌اند و اتفاقا خوانده هم شده‌اند. توصیه‌تان در این رابطه به شاعران جوان چیست؟

با آنکه معمولا اهل توصیه نیستم ولی این تز و فلسفه‌ اعتبار پیدا کردن به وسیله‌ ناشران نامدار و مارک‌دار را قبول ندارم. شعر خوب و شعر واقعی، دستنویسش حتی اعتبار دارد؛ البته تبلیغ و اینها موثر است.

من اما دلم می‌خواست که بیشتر از آنچه رفته، شعرهایم یا گم نشود یا دست نااهلی نیفتد. همیشه خواسته‌ام که کتاب نقش نگهدارنده‌ آثار را بازی کند. من به شعرم باور دارم و به قول معروف هم رنج و هم حالش را برده‌ام.

ولی نمی‌توانم نگویم به جوان‌ترها که برای شاعری‌شان هیچ حساب مادی و معنوی باز نکنند چون که در مسیرشان دچار سرخوردگی می‌شوند. شعر از هر چیزی خطیرتر است. خطرش کمتر از عاشقی نیست.

پس بی‌اعتنا به تبلیغ‌ها و بزرگنمایی‌ها و با وفاداری‌ به صداقت خودشان، کارشان را بکنند و از هیچ‌کس توقع و انتظاری نداشته باشند.

هیچ شاعری خاتم‌الشعرا و هیچ ناشری همیشگی نیست. شاعر جوان باید بداند آنچه در خود دیده و سراغ دارد، در شاعران بزرگ هم وجود داشته.

باید بداند بت‌سازی یأس می‌آورد و بر همین اساس صداقت، عاشقی، خواندن و خواندن و به انسان فکر کردن فارغ از هرگونه مرزبندی اندیشه‌گی و پرهیز از قضاوت‌های عجولانه بهترین راه است.

بسیاری از شاعران جوان بر خلاف روند معمول، درحال پیمودن راه‌های اصولی هستند و خارج از باندهای ریز و درشت به شرافت شعر می‌اندیشند. به نظر شما شعر امروز می‌تواند درآینده از دل همین‌ شاعران خاموش حرفی برای گفتن داشته باشد یا جهان طبق معمول در کف غوغاسالاران قرار خواهد گرفت؟

شک نکنید، شاعران ارزشمند از دل شاعران جوان‌تر و دور از هیاهو ظهور خواهند کرد. غوغاسالاری ابزار سیاسی‌هاست.

نه شاعر بی‌سواد و دانش راه به جایی می‌برد نه شاعری که به هر طریقی و به هر بهانه‌ای خود را به شعرش، سنجاق می‌کند.

کدام دوره از زیست در عالم شعر را بیشتر از بقیه دوست دارید و چرا؟

همه دوره‌های زیست شاعرانه‌ام را که با شاعران مختلف دوست بوده‌ام.

و حرف آخر.

ای کاش قبل از حیرت دوگانگی آدم‌هایی که در آنها تصور معصومیت و صداقت داشتم، میمردم.

اصلا دوست نداشتم اینقدر به حقارت عمیق آدم‌هایی پی ببرم که همه‌چیزشان به سیاست آلوده شده.

حرف آخر اینکه هیچ‌چیز برای من تازگی ندارد

شاعر در عصيان به شعر محض مي‌رسد

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

هرمز علی‌پور از عصیانگری در عالم شعر می‌گوید

The post مجله چهره ها: هرمز علی‌پور از عصیانگری در عالم شعر می‌گوید + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۵ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

برترین ها – ترجمه از محمد کاملان: میلیون‌ها نفر در کشورهای مختلف چشم‌شان به سبک زندگی سلبریتی مورد علاقه‌شان است و چهره محبوب خود را در شبکه‌‌های اجتماعی و رسانه‌ها دنبال می‌کنند تا ببیند سلبریتی دلخواهشان به چه کسی دل بسته یا اینکه از چه کسی دل بریده است.

انصافاً هم باید به طرفداران سلبریتی‌ها حق داد چرا که تجربه نشان داده است روابط این چهره‌‌های سرشناس در زمان‌هایی که فکر می‌کنیم تا ابد به طول می‌انجامد به طرفة العینی گسسته می‌شود و از طرف دیگر زمانی که فکر می‌کنیم سلبریتی‌ مورد علاقه‌مان رابطه‌اش را به زودی با معشوقه قطع می‌کند این سلبریتی‌ سال‌های سال به همان معشوقه دل می‌بنند و وفادار باقی می‌ماند.

با این حساب قصد داریم در ادامه نگاهی به جدایی‌های سلبریتی‌هایی داشته باشیم که حتی فکرش را نمی‌کردیم روزی فرا برسد که از هم جدا شوند، از طرف دیگر نیز به سلبریتی‌هایی اشاره می‌کنیم که فکر می‌کردیم در آینده‌ نزدیک از هم جدا شوند اما رابطه‌شان بیشتری از به طول انجامید و جدا نشدند.

24. برد پیت و آنجلینا جولی (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

دلایل زیادی داشت که هواداران فکر کنند برد پیت و آنجلینا جولی تا ابد در کنار هم باقی بمانند. سرپرستی چندین فرزند یکی از این دلایل بود که آنجلینا جولی در صحبت‌هایش زیاد به این امر اشاره داشت. در این زمینه آنجلینا جولی مدتی پیش گفته بود فرزندان دلیل مهمی برای ادامه زندگی یک زوج به حساب می‌آیند اما اگر این زوج واقعاً به یکدیگر علاقه نداشته باشند بچه‌ها ضامنی برای ادامه زندگی این زوج نخواهند بود.

آنجلینا جولی و برد پیت نهایتاً در سال ۲۰۱۶ از یکدیگر جدا شدند و در زمینه این جدایی آنجلینا به رسانه‌ها گفت برد پیت پدر و همسر بسیار دوست‌داشتنی و دلربایی است اما وی اخلاق‌های مردانه‌ای دارد که هر کسی نمی‌تواند به راحتی با آن‌ها کنار بیاید و به همین دلیل این زوج موفق هالیوودی تصمیم به جدایی گرفتند.


23. کریس پرت و آنا فاریس (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

منتقدین هنر سینما جملگی بر این باور هستند که کریس پرت و آنا فاریس دو نفر از با استعدادترین هنرپیشه‌‌‌های هالیوود به حساب می‌آیند، کریس و آنا نیز از هر فرصتی برای تعریف کردن از یکدیگر استفاده کردند و مدتی پیش پرت جایی گفت آنا فاریس مادر نمونه‌ای است و پسرش را هدیه‌ای جانب این مادر فداکار می‌داند. کریس ادامه داد زندگی بدون پسرش معنایی ندارد.

این صحبت‌های عاشقانه و انگیزه‌بخش باعث شد تا طرفداران این سلبریتی‌ها فکر کنند کریس پرت تا ابد در کنار آنا فاریس باقی می‌ماند اما این سکه روی دیگری داشت و این زوج مشهور پس از ۸ سال از هم جدا شدند تا جک، فرزند طلاق به حساب بیاید.


22. جان سینا و نیکی بلا (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

اگر از هواداران این زوج سلبریتی باشید به احتمال زیاد مراسم نامزدی جان سینا و نیکی بلا را به خاطر می‌آورید که در این مراسم، این زوج تا چه اندازه به یکدیگر اظهار عشق کردند. جان سینا یک روز پس از برگزاری مراسم نامزدی‌اش به رسانه‌‌ها گفت که روز نامزدی وی یکی از بهترین روزهای زندگی‌اش بود و او توانست با بانوی روهایایش نامزد کند. جان سینا در جایی گفته بود نیکی بلا زنی است که معنای با هم بودن را به او آموخته است.

رابطه جان سینا و نیکی بلا به خوبی پیش می‌رفت و پس از نامزدی این زوج تدارک مراسم عروسی را می‌دیدند تا اینکه اردیبهشت امسال به ناگاه باخبر شدیم جان سینا با نیکی بلا به‌هم زده است و این زوج سلبریتی‌ پرطرفدار از هم جدا شدند.


21. چنینگ تیتوم و جینا دوان (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

چنینگ تیتوم یکی از خوش‌تیپ‌ترین هنرپیشه‌‌های حال حاضر هالیوود است و به همین دلیل در کنار حضور در دنیای فیلم و سینما، کارنامه‌ خوبی در مدلینگ نیز دارد. تیتوم را برای اولین بار در فیلم مربی کارتر، محصول سال ۲۰۰۵ شاهد بودیم و از آن زمان به بعد این هنرپیشه خوش‌استعداد در فیلم‌های پرفروش زیادی شرکت کرده است.

جالب است بدانید چنینگ تیتوم در سال ۲۰۰۶ مشغول به بازی در فیلم Step Up بود که با جینا دوان آشنا شد و این دو به یکدیگر دلباختند. در نتهایت نیز چنینگ در سال ۲۰۰۸ به جینا پیشنهاد نامزدی داد و یک سال بعد با هم ازدواج کردند.

همه چیز میان چنینگ تیتوم و جینا به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه به ناگاه باخبر شدیم این دو زوج هالیوودی پیمان ازدواج‌شان را زیر پا گذاشته‌اند و در اردیبهشت ماه امسال از یکدیگر جدا شدند.


20. کریس مارتین و گوئینت پالترو (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

کریس مارتین و گوئینت پالترو از آن دلداده‌های هالیوودی به حساب می‌آمدند که کسی حتی فکرش را نمی‌کرد روزی پیش بیاید که این زوج خوشبخت از هم جدا شوند. به لحاظ بازه زمانی نیز کریس و گوئینت رکورد خوبی را در ماندگاری ازدواج از خود به جای گذاشتند و ازدواج آن‌ها از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵ به طول انجامید اما در نهایت چشم کریس به داکوتا جانسون افتاد از گوئینت دل‌ برید.

کریس مارتین پس از این جدایی از گوئینت پالترو تعریف‌های زیادی کرد و گفت گوئینت همسر خوبی برای او بوده است اما اوضاع آن‌طور که انتظار داشت پیش نرفت و این دو مجبور به جدایی شدند.


19. جاستین ثرو و جنیفر آنیستون (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

جنیفر آنیستون و برد پیت زوج طلایی هالیوود بودند تا اینکه خبر از جدایی جنیفر و برد به میان آمد، مدتی بعد جنیفر به جاستین ثرو دل بست و عشق آتشینی را میان این زوج سلبریتی‌ شاهد بودیم. محبت این دو به یکدیگر به اندازه‌ای بالا گرفت که در جایی جاستین ثرو در خصوص ازدواج خود با جنیفر گفت ازدواج چیزهای کوچک را کوچکتر می‌کند و چیزهای بزرگ را کوچک. در ازدواج شما همیشه یک هم‌پیمان در کنار خود دارید و احساس خوبی است که بدانید یکی همیشه حواسش به شماست و مواظب‌تان است.

جاستین در ادامه صحبت‌های خود گفته بود ما شوخ‌طبعی یکدیگر را به فال نیک می‌گیریم و به هم احترام می‌گذاریم، ممکن است این موارد در نگاه اول ساده‌ به نظر برسد اما بیشتر از چیزی که فکرش را بکنید در ازدواج مهم و ضروری است.

این زوج خوش‌آوازه در سال ۲۰۱۵ با هم ازدواج کردند و عشق آتشین‌شان ۲ سال بیشتر دوام نداشت و در سال ۲۰۱۷ طلاق گرفتند.


18. لیدی گاگا و تیلور کینی (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

لیدی گاگا نه تنها به اسطوره‌ای در دنیای خوانندگی تبدیل شده بلکه ید طولایی در بازیگری نیز دارد و بدون شک تیلور کینی به عنوان همسر سابق گاگا، نقش مهمی در پیشرفت او داشته است.

لیدی گاگا مدتی قبل از جدایی از تیلور کینی گفته بود آن‌‌ها دوستان خوبی برای هم هستند و عشق و دلدادگی‌ میان گاگا و تیلور پایانی ندارد.

تیلور نیز در خصوص لیدی گاگا گفته بود ارتباط بسیار محکمی میان او و گاگا برقرار است و با تمام قدرت سعی در استحکام بخشیدن به عشق‌شان دارد. وی ادامه داده بود که هر کاری از دستش بر بیاید برای گاگا انجام می‌دهد و اهمیت زیادی برای او قائل است.

پیمان ازدواج این زوج از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ به طول انجامید و پس از گذشت چهار سال از هم جدا شدند.


17. بن افلک و جنیفر گارنر (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

این زوج خوش‌تیپ و موفق هالیوودی از هر فرصتی برای عشق‌ورزیدن به هم و تعریف و تمجید از یکدیگر استفاده می‌کردند. در همین راستا بن افلک مدتی قبل از جدایی به رسانه‌ها در خصوص جنیفر گارنر گفته بود من دیوانه‌وار عاشق جنیفر گارنر هستم و بهترین خانواده دنیا را دارم و از اینکه در چنین موقعیتی قرار گرفتم احساس خرسندی می‌کنم.

بن افلک به اندازه‌ای از زندگی خود در کنار جنیفر گارنر راضی بود که گفت آرزو می‌کند زمان در همان لحظه ثابت شود تا او بتواند برای همیشه در کنار جنیفر دوستداشتنی زندگی کند. بن با جنیفر در سال ۲۰۰۵ ازدواج کرد و دوازده سال بعد خبر طلاق این دو سلبریتی در رسانه‌ها دست به دست شد.


16. رایان فیلیپ و ریس ویترسپون (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

ریس ویترسپون طلاق سخت و بدی را با رایان فیلیپ تجربه کرد اما این روزها موفق شده دشواری‌های جدایی از فیلیپ را پشت سر بگذارد و با همسر جدیدش زندگی خوبی را آغاز کند. رایان فیلیپ نیز پس از ریس ویترسپون چشمش دختر دیگری را نگرفت و پس از جدایی، همچنان مجرد باقی‌مانده است.

این دو سلبریتی‌ سرشناس در حین تولید فیلم Cruel Intentions با هم آشنا شدند. در آن زمان ریس تنها ۲۱ سال داشت و پس از دو سال آشنایی با رایان فیلیپ پیمان ازدواج بست. گفته می‌شود سن و سال کم ریس ویترسپون یکی از دلایل اصلی جدایی این زوج است.

رایان فیلیپ در خصوص طلاق خود به رسانه‌ها گفته است او و ریس در سنین جوانی با هم ازدواج کرده‌اند و برای فضای شلوغ و پرحاشیه‌ای مانند هالیوود اصلاً آمادگی نداشتند. در نتیجه فضا بر آن‌ها غالب شد و رابطه‌ رایان و ریس ویترسپون به جدایی کشید.


15. لیو شرایبر و نائومی واتس (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

این دو سلبریتی موفق بی‌دلیل به شهرت و آوازه‌ای جهانی نرسیده‌اند و از زوج‌های بسیار فعال هالیوود بودند. از قرار معلوم حجم کار زیاد باعث شد رابطه لیو و نائومی به هم بخورد و کار آن‌ها به جدایی بکشد.

لیو شرایبر و نائومی واتس تلاش زیادی برای حفظ کانون خانواده انجام دادند و چیزی حدود ۱۱ سال در کنار هم بودند که در بین آمار رابطه‌های زوج‌های هالیوودی زمان زیادی به نظر می‌رسد. لیو و نائومی در نهایت از هم جدا شدند اما هر دو تأکید زیادی داشتند تا صدمه‌ای به دو فرزند آن‌ها از این جدایی وارد نشود.


14. جولی بوون و اسکات فیلیپس (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

اگر از طرفداران سریال‌های خنده‌دار باشید بدون شک سریال Modern Family را دیده‌اید و چشم‌تان به جولی بوون زیبارو افتاده است. جالب است بدانید جولی بوون همسر اسکات فیلیپس بود و از وی ۳ فرزند نیز دارد.

این زوج موفق چیزی به مدت ۱۳ سال در کنار هم زندگی کردند تا اینکه نهایتاً در سال ۲۰۱۸ شاهد انتشار خبر جدایی آن‌ها بودیم. در خصوص دلیل متارکه جولی و اسکات خبری منتشر نشده است اما گفته می‌شود ظاهراً جولی و اسکات به این نتیجه رسیده‌ بودند که زندگی جداگانه‌ای دارند و هر کدام باید به راه خود بروند.


13. اریک دین و ربکا گیهارت (فکر می‌کردیم عشق ماندگاری داشته باشند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

اریک دین در سریال آناتومی گری توانست برای خود اسم و رسم خوبی دست و پا کند، چند سالی نیز می‌شود که در سریال آخرین کشتی نقش کاپیتان تام چندلر را بر عهده دارد اما از قرار معلوم در دنیای واقعی اریک نتوانست کشتی زندگی خانوادگی خودش را درست هدایت کند و مدتی پیش پس از ۱۴ سال اعلام کرد که از ربکا گیهارت جدا شده است.

این زوج موفق دو دختر ۷ و ۶ ساله دارند و بدون شک این جدایی روی زندگی آن‌ها تأثیر مستقیمی خواهد داشت. ربکا گیهارت در این زمینه در اینستاگرام خود نوشت صحبت کردن در خصوص جدایی کار ساده‌ای نیست اما به خاطر فرزندانش هم که شده باید به مشکلات پس از طلاق فایق بیاید و برای فرزندانش مادر خوب و مستقلی باقی بماند.


12. رابطه جدید جنیفر لوپز و الکس رودریگز (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

متخصصان تحکیم خانواده بر این باور هستند که یک رابطه موفق وقتی شروع می‌شود که با فرد مناسب و در زمان مناسب انجام شود. این امر در خصوص ارتباط جنیفر لوپز و الکس رودریگز کاملاً صدق می‌کند و جنیفر لوپز نیز به این واقعیت آگاه است.

وی در این زمینه به رسانه‌ها گفته که بعید می‌داند زمانی بهتر از اکنون و شخصی بهتر از الکس رودریگز را برای آشنایی و دوستی پیدا کند. جنیفر در ادامه صحبت‌هایش اشاره کرد به نظر او اگر آن‌ها در ۲۰ سالگی با هم آشنا می‌شدند رابطه خوبی را تجربه نمی‌کردند اما اکنون که به سن و سال و عقل و کمال رسیده‌اند بهتر از پس رابطه و آشنایی با یکدیگر بر خواهند آمد و سعی می‌کنند فرزندانشان را در محیطی دوستانه بزرگ کنند.


11. رایان رینولدز و بلیک لایولی (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

این دو سلبریتی پرطرفدار هر دو در سر صحنه فیلم Green Lantern با هم آشنا شدند، این فیلم در گیشه فروش خوبی نداشت و به لحاظ هنری نیز نظر منتقدین را جلب نکرد اما بهانه خوبی برای آشنایی این زوج بود و بدون شک هر دو از اینکه بازیگری در این فیلم را انتخاب کرده‌اند اکنون بسیار راضی هستند.

رایان رینولدز ۴۲ سال دارد و پدر ۳ فرزند شیطان و بانمک است که ۲ فرزند از ۳ فزرند رینولدز مرطوب به همسر سابقش است اما از قرار معلوم این بچه‌‌ها رابطه خوبی با بلیک لایولی برقرار کرده‌اند و هیچ مشکلی با نامادری‌شان ندارند.


10. جان لجند و کریسی تیگن (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

جان لجند خواننده بسیار محبوبی است و ظاهراً در منزل نیز همسر بسیار خوب و شایسته‌ای برای کریسی تیگن دوست‌داشتنی است. از طرف دیگر کیسی تیگن نیز مدل بسیار زیبایی است که با اندام خوش‌تراش خود حضوری درخشان در صنعت مدلینگ دارد. این دو زوج سلبریتی همیشه سخت مشغول کار و تلاش هستند اما گفته می‌شود جان لجند در حین کار و زمانی که بیرون از منزل است نیز همیشه فکر و ذکرش پیش کریسی است و از همه لحاظ همسرش را پشتیبانی می‌کند.

لجند در جایی گفته است از دیدن موفقیت همسرش در کارهایی که به آن علاقه دارد بسیار خوشحال می‌شود و هر کاری از دستش بر بیاید برای موفقیت بیشتر کریسی انجام خواهد داد.


9. جو جوناس و سوفی ترنر (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

سانسا استارک مجموعه بازی‌های تاج و تخت به خوبی راه و رسم عاشق پیشگی با یک سلبریتی را بلد است و خوب می‌داند چگونه ارتباط خود را با جو جوناس به عنوانی کی از مشهورترین خواننده‌ها برقرار کند.

به گفته سوفی ترنر ارتباط داشتن با یک سلبریتی محبوب بسیار راحت‌تر از فردی عادی است چرا که سلبریتی‌ها به قوانین و فضای حاکم بر زندگی آن‌ها آشنایی دارند و تعامل بهتری با یکدیگر برقرار می‌کنند. سوفی ترنر در ادامه صحبت‌های خود به این نکته اشاره می‌کند که شغل و حرفه‌ سلبریتی‌ها به نوعی است که ممکن است چندین ماه به دلایل کاری از هم جدا باشند و باید به‌خوبی بتوانند با این شرایط کنار بیایند.


8. ماتیو کوما و هیلاری داف (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

اگر زندگی این دو سلبریتی محبوب را دنبال کرده باشید حتماً می‌دانید که ماتیو و هیلاری فراز و نشیب‌هایی را در طول رابطه‌ خود شاهد بوده‌اند و دو بار از هم جدا شدند اما عشق آن‌ها به اندازه‌ی بود که دوری یکدیگر را طاقت نیاوردند و پس از مدتی جدایی دوباره به نزد هم بازگشتند.

گفته می‌شود که هیلاری از مایتو باردار است و هواداران تولد این نوزاد جدید را نشانه‌ای از تحکیم رابطه میان ماتیو و هیلاری می‌دانند. این دو سلبریتی پرطرفدار با سایر اعضای خانواده‌های یکدیگر نیز رابطه خوبی دارند و مادر هیلادی در مراسم تولد ماتیو کوما شرکت کرده بود و ظاهراً خیلی هم از این جوان خوش‌تیپ و موفق خوشش آمده بود.


7. نیک جوناس و پریانکا چوپرا (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

پریانکا چوپرا ۳۶ سال سن دارد و ماحصل ازدواج قبلی او یک فرزند دختر است اما مدتی پیش در خبرها داشتیم پریانکای دوست‌داشتی به نیک جوناس ۲۵ ساله دل باخته است و این دو سلبریتی‌ سر سری با هم دارند.

اینگونه که پیداست پریانکا چوپرا با نیک جوناس نامزد کرده و قضیه‌ به اندازه‌ای جدی است که احتمال ازدواج این زوج سلبریتی بسیار زیاد است. پریانکا در این خصوص به رسانه‌ها گفته که اهمیت زیادی به ازدواج و تشکیل خانواده می‌دهد و همیشه دوست داشته سقفی محکم بالای سر بچه‌هایش باشد. وی در ادامه گفته است اگر خدا بخواهد قصد دارد باز هم بچه‌دار شود و با توجه به اینکه چند ماهی بیشتر از نامزدی پریانکا و نیک جوناس نمی‌گذرد اما بعید نیز در آینده‌ای نزدیک خبر ازدواج این زوج را در رسانه‌ها شاهد باشیم.


6. جاستین بیبر و هایلی بالدوین (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

بدون شک آوازه جاستین بیبر به گوش شما خورده است و این سلبریتی پرطرفدار تاکنون سابقه آشنایی با دخترهای مختلفی را در کارنامه خود دارد اما هیچکدام از این دوستی‌ها به ازدواج ختم نشده است. در این بین جاستین مدتی پیش با هایلی بالدوین، دختر هنرپیشه خوش‌‌آوازه، استفن بالدوین آشنا شد و به او دل باخت. جالب است بدانید عشق جاستین به هایلی به اندازه‌ای بود که مدتی بعد شاهد نامزدی این زوج سلبریتی بودیم.

از قرار معلوم رابطه جاستین و هایلی بسیار جدی است و جاستین قصد ازدواج با هایلی را دارد، وی در همین زمینه به رسانه‌ها گفته که عجله‌ای برای ازدواج با هایلی ندارد چرا که این عجله باعث می‌شود به هایلی صدمه وارد شود و چنین زخم‌هایی را نمی‌توان به راحتی التیام بخشید بنابر این این زوج قصد دارند همه چیز با اصول خود پیش برود و سر وقت مناسب با هم ازدواج کنند.


5. کیت هرینگتون و رز لزلی (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

انصافاً باید عشقی که میان ایگریت و جان اسنو در سریال بازی‌های تاج و تخت شاهد بودیم به‌ اندازه‌ای جذاب و باور پذیر بود که حیف است ایفاکنندگان نقش‌های این عشق در دنیای واقعی کنار هم نباشند. کیت هرینگتون و رز لزلی در سر صحنه سریال بازی‌های تاج و تخت در سال ۲۰۱۲ با هم آشنا شدند و همان زمان به یکدیگر دلباختند تا اینکه چند ماه پیش خبر ازدواج این زوج عاشق در رسانه‌‌ها پیچید.

کیت و رز در خصوص زندگی شخصی خود بسیار رازدار عمل می‌کنند و رسانه‌ها را تا جای ممکن از حریم خانه دور نگه داشته‌اند اما مدتی پیش کیت هرینگتون در جایی گفت من از جانب رز لزلی نمی‌توانم در خصوص زندگی مشترکمان نظر بدهم اما به نظر خودم، ما زندگی بسیار خوب و شادی را تجربه می‌کنیم و آینده‌ای درخشان پیش رو داریم.


4. جاستین تیمبرلیک و جسیکا بیل (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

جاستین تیمبرلیک را به خوبی می‌شناسیم و کاملاً مشخص است که با یکی از استعدادهای ناب موسیقی در قرن اخیر سر و کار داریم که آینده‌ روشنی پیش‌رو دارد، جسیکا بیل نیز هنرپیشه تازه‌کاری نیست و آخرین حضور در سریال The Sinner هنرمندی وی در بازیگری را ثابت کرد و توانست از اجرای نقشی بسیار سنگین موفق بیرون آید.

جالب است بدانید جاستین و جسیکا چیزی حدود ۵ سال است که نامزد کرده‌اند و جاستین از هر فرصتی برای تعریف و تمجید از نامزد دوست‌داشتنی خود استفاده می‌کند. جاستین در پستی از اینستاگرم نوشت جسیکا به او عشق واقعی را هدیه داده و از زمان آشنایی با جسیکا متوجه شده است که عشق واقعی چقدر شیرین و ماندگار است.

جاستین برای ابراز عشقش به جسیکا ترانه‌ای نیز به او هدیه کرده است که از عشق و دلدادگی این دو سلبریتی عاشق حکایت دارد.


3. کول اسپراوس و لیلی رینهارت (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

کول با بازی در سریال Riverdale به شهرت رسید و لیلی رینهارت نیز که در همین سریال ایفای نقش می‌کرد با کول آشنا شد. این دو سلبریتی جوان که آینده‌ای بسیار روشن در پیش‌رو دارند در کنار بازی در این سریال در دنیای واقعی نیز ارتباط خوبی با هم دارند و خبرهای خوشی از عشق کول به لیلی به گوش می‌رسد.

به این ترتیب انتظار می‌رود در آینده نیز کول و لیلی همچنان در کنار یکدیگر بمانند و چه بسا شاهد خبر ازدواج این سلبریتی‌های جوان و خوش‌تیپ باشیم.


2. لیام همسورث و مایلی سایروس (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

اگر از طرفداران مایلی سایروس باشید حتماً به خوبی می‌دانید سبک زندگی وی به گونه‌ای است که بعید به نظر می‌رسد به فکر ازدواج باشد اما از زمانی که شاهد ارتباط لیام همسورث و مایلی سایروس هستیم کاملاً مشخص است که سایروس به لیام حسابی دل باخته و انتظار داریم این رابطه به جاهای خوبی ختم شود.

مایلی سایروس در خصوص لیام به رسانه‌ها گفته است توقع من از شریک زندگی‌ام این است که مرا همیشه تشویق کند و در هر لحظه‌ای پشتیبان من باشد، این فرد لیام همسورث است و بیشتر از چیزی که فکرش را می‌کردم هوای من را در تمام لحظات دارد.


1. جان کرازینسکی و امیلی بلانت (امیدواریم همیشه عاشق و دلداده باقی بمانند)

نگاهی به جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

اگر سریال تلویزیونی The Office را دیده باشید به خوبی می‌دانید که جان کرازینسکی استاد بازی در نقش‌های عاشقانه‌ است و عشق سوزانی را در این سریال به نمایش گذاشت. از قرار معلوم کرازینسکی در زندگی شخصی نیز فرد عاشق‌پیشه و خانواده دوستی است و همسرش امیلی بلانت را از جان و دل دوست دارد.

این زوج سلبریتی دو فرزند بسیار دوست‌داشتنی دارند و برای اولین بار در فیلم A Quite Place در کنار هم در نقش زن و شوهر ایفای نقش کردند و توانستند نظر مثبت منتقدان را بدست بیاورند.

جان در جایی به رسانه‌ها گفته بود به نظرش ایمیلی زنی خوش‌طبع و بااستعداد است و من اولین طرفدار سینه‌چاک امیلی هستم. با این حساب انتظار داریم این زوج خوشبخت و موفق در آینده نیز به پیمان ازدواجی که با هم بسته‌اند پایبند باقی بمانند.

در پایان پیشنهاد می‌کنیم اگر شما هم سلبریتی‌‌های سرشناسی را می‌شناسید که جدایی غیرمنتظره‌ای داشتند یا اینکه روزگار خوبی را در کنار هم سپری می‌کنند و بعید به نظر می‌رسد که از هم جدا شوند، در قسمت نظرات این سلبریتی‌ها را با ما و سایر خواننده‌ها به اشتراک بگذارید.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها

The post مجله چهره ها: جدایی‌های غیر منتظره و روابط پایدار سلبریتی‌ها + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۴ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

به گزارش مجله فیلم

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

امام راحل(ره) در پیام تسلیت خود به همین مناسبت فرمودند: «من باید از این ضایعه‌ای كه برای حوزه‌های علمیه و مسلمین حاصل شد و آن رحلت مرحوم علامه طباطبایی است، اظهار تاسف كنم و به شما ملت ایران به‌ویژه حوزه‌های علمیه تسلیت عرض كنم.»(1)

 آنچه در پی می‌آید گوشه‌ای از زندگی و ابعاد شخصیتی این عالم ربانی به نقل از نزدیكان ایشان است كه در سالروز وفات علامه نقل می‌شود:

در آخرین روز سال 1321 هجری ‌قمری (مقارن با سال 1281 هجری ‌شمسی) ستاره‌ای درخشان در آسمان سلسله جلیل‌القدر سادات طباطبایی تبریز هویدا شد و خداوند به سیدمحمد قاضی طباطبایی فرزند پسری هدیه داد كه نامش را سیدمحمدحسین گذاشت؛ حكیم عارفی كه بعدها بسیاری از انسان‌ها، از چشمه جوشان حكمت و معرفتش جرعه‌های جان‌بخش نوشیدند.

هنوز پنج سال از عمر سیدمحمدحسین نگذشته بود كه مادرش را از دست داد. پدر سعی كرد غم مادر را از دل محمدحسین و دیگر فرزند كوچكترش، محمدحسن، بزداید، ولی نمی‌دانست كه چهار سال بعد، درگذشت خود او، غم فرزندان را دوچندان خواهد كرد.

سیدمحمدحسین همان‌طور كه روش درسی آن روزها بود، به فراگیری قرآن پرداخت و سپس از سن 9 سالگی به مدت شش سال به همراه برادرش، از ادیبی به نام شیخ محمدعلی سرائی،‌ كتاب‌هایی چون گلستان، بوستان، نصاب‌الصبیان، انوار سهیلی، تاریخ عجم، منشات امیرنظام و ارشاد الحساب را فرا گرفت و علاوه بر آن، زیر نظر میرزاعلی نقی خطاط به یادگیری فنون خوشنویسی پرداخت.

ایشان پس از طی دوران تحصیل در مكتب‌خانه، راهی مدرسه طابیه تبریز شد تا تحصیلات خود را در علوم دینی دنبال كند. در همان ایام، وقتی 23 سال بیشتر نداشت، تصمیم به ازدواج می‌گیرد. از یكی از بستگانش خواستگاری می‌كند و چون فامیل بودند، با این ازدواج موافقت می‌كنند. یك سال بعد از ازدواج بود كه سیدمحمدحسین مزه پدر شدن را می‌چشد و اسم فرزند اولش را، محمد می‌گذارد.

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

سیدمحمدحسین و برادرش سیدمحمدحسن در سال 1304 هجری ‌شمسی تحصیلات مقدماتی را در مدرسه طالبیه تبریز به پایان رساندند. اما روح پرعطش آنان هنوز سیراب نشده بود. دختر علامه طباطبایی می‌گوید: «یك روز حاج آقا می‌آید و به مادرم می‌گوید من دیگر در تبریز نمی‌توانم ادامه تحصیل دهم و برای بهره گرفتن از استادان بهتر، باید راهی نجف شویم، اما هزینه سفر نداشتند.

وقتی مادرم می‌بیند حاج آقا ناراحت است، جهیزیه خود را می‌فروشد تا هزینه سفر تامین شود.» سیدمحمدحسین كه هزینه‌ سفرش تامین شده بود، زمین‌های زراعی و كارهای كشاورزی‌شان را به یكی از هم‌آبادی‌هایشان سپرد و عازم «نجف» شد تا تحصیلات خود را تكمیل كند، البته حالا دیگر تنها نبود و هر دو برادر ازدواج كرده بودند. به این ترتیب، هر دو خانواده به همراه كربلایی قلی و سلطنت خانم (خادم و خادمه‌شان) عازم سفر می‌شوند و در خانه‌ای كوچك در محله «عماره» نجف ساكن می‌شوند و زندگی جدیدی را آغاز می‌كنند.

اما بعد از گذشت مدتی، فرزند یك و نیم ساله‌شان (سیدمحمدحسین 24 ساله و همسر 19 ساله‌اش) به مرض سختی مبتلا می‌شود و از دنیا می‌رود.

روزی مادر داغدیده بغضش تركید و به همسرش گفت: «آقا! یاد محمد لحظه‌ای مرا رها نمی‌كند. دلم برای كودك خردسالم خیلی تنگ شده. جز چند نفر هیچ‌كس حتی مرگ او را هم به ما تسلیت نگفت. بیا برگردیم. این جا دیار غربت است و ما هیچ‌كس را نداریم. چطور می‌توانیم این همه سال اینجا بمانیم؟» صدای در، مادر داغدیده را ساكت كرد، سید صدا زد: «آمدم» و با عجله به سمت در دوید. با باز شدن در،‌ «سید میرزاعلی قاضی طباطبایی» وارد شد. او یكی از پسرعموهای محمدحسین بود كه مدت‌ها پیش به قصد تحصیل به نجف آمده بود.

زن و شوهر از دیدن یك آشنا در دیار غربت بسیار خوشحال شدند. آقا میرزاعلی خیلی خودمانی با سید و همسرش برخورد كرد. آنها ساعاتی را با هم گذراندند و از دوران كودكی و زندگی‌شان در تبریز و خاطره‌ها گفتند. یادآوری این خاطره‌ها، درد و غم این زوج جوان را كاهش داد. بعد از ساعتی میرزا عصایش را برداشت و قصد رفتن كرد. سید و همسرش نیز به رسم بدرقه او را همراهی كردند. دو سه قدم مانده به در، آقا میرزا علی رو به همسر سید كرد و گفت: «دختر عمو!‌ این بار فرزندت می‌ماند، پسر است و نامش هم عبدالباقی است.» و با این حرف، خداحافظی كرد و رفت. چند ماه بعد بود كه همسر سید، باردار شد.

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

به نقل از علامه آمده است «هنگامی كه در نجف اشرف به درس و بحث اشتغال داشتم یكی از روزها مرحوم قاضی به من برخورد كرد و بدون مقدمه گفت: اگر طالب دنیایی نماز شب و اگر طالب آخرتی نماز شب بخوان. همین دیدار و گفت‌وگوی كوتاه منشاء آشنایی من با استاد شد… قبل از آن كه به محضر وی بار یابم، خود را از كتب فلسفی و آثار معقول بی‌نیاز می‌دیدم و پیش خود می‌گفتم اگر مرحوم ملاصدرا هم بیاید، مطلبی فوق آنچه من فهمیده‌ام عرضه نخواهد كرد. ولی پس از بهره‌مند شدن از دیدار این استاد بزرگوار، به یكباره احساس كردم گویا تا كنون از حكمت و فلسفه چیزی عایدم نشده و از اسفار حتی یك كلمه هم نفهمیده‌ام.» این برخورد جالب، علامه طباطبایی را وارد مرحله تازه‌ای از زندگی كرد و سیر و سلوك عارفانه وی آغاز شد.

سیدحسین بادكوبه‌ای؛

علامه در زادگاه خود، در ریاضیات «ارشادالحساب» و در فلسفه و كلام «اشارات و كشف‌المراد» را خوانده بود. اما این دو كتاب، ذوق بالای علامه را كفاف نمی‌داد، تا اینكه در نجف با حكیمی برخورد كرد كه از بزرگان فلسفه و استادان صاحب‌نظر این دو رشته بود. این حكیم معروف «سیدحسین بادكوبه‌ای» بود كه توانست علامه را با حقیقت حكمت، به ویژه تفكر فلسفی، آشنا كند و باعث شود او در عرض شش سال، «منظومه‌ی» سبزواری و «اسفار و مشاعر» ملاصدرا و دوره «شفای» بوعلی و «اخلاق» ابن مسكویه را بخواند.

« …سیدحسین باد كوبه‌ای پیشنهاد كرد، ریاضیات بخوانم و در همین راستا به درس مرحوم سیدابوالقاسم خوانساری كه ریاضیدان زبردستی بود حاضر شدم و یك دوره حساب استدلالی، هندسه مسطحه و فضایی و جبراستدلالی را فرا گرفتم.»

بازگشت به وطن؛

روزهایی كه علامه و برادرش در نجف می‌گذراندند، به سختی سپری می‌شد. گذران زندگی برای دو برادر كه حاضر نبودند از سهم امام هم استفاده كنند، سخت و طاقت‌فرسا بود. دیگر ماندن نه مصلحت بود و نه امكان داشت. اوضاع كشاورزی و زمین‌هایشان، حسابی به هم خورده بود. به همین جهت، علامه طباطبایی و برادرش بلافاصله راهی ایران و دیار آبا و اجدادیشان – شادآباد تبریز – شدند و تا 10 سال در وطن خویش ماندند. در این مدت با تلاش طاقت‌فرسا زمین‌های رهاشده و باغ‌های مخروبه را آباد كردند. طی این مدت، به امور روستاها و زندگی مردم نیز رسیدگی می‌كردند و به كمك نیازمندان می‌شتافتند.

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

دلتنگ آموختن؛

علامه در كنار همه این كارها و مشكلاتی كه وجود داشت، مطالعه و تحقیق را رها نكرده بود و رساله‌های علمی می‌نوشت. گاهی كه یاد نجف و گنبد و بارگاه حضرت علی(ع) می‌افتاد، دلش برای درس و آموختن علم،‌ حسابی تنگ می‌شد و نمی‌دانست چه باید بكند.

هجرت به قم؛

علامه طباطبایی بالاخره تصمیمش را می‌گیرد: « … همزمان با آغاز سال 1325 هجری ‌شمسی وارد شهر قم شدیم… در ابتدا به منزل یكی از بستگان وارد شدیم، ولی به زودی در كوچه یخچال قاضی در منزل یكی از روحانیون اتاقی دو قسمتی كه با نصب پرده قابل تفكیك بود اجاره كردیم. این دو اتاق قریب بیست متر مربع بود. طبقه زیر این اتاق‌ها انبار آب شرب بود كه در صورت لزوم بایستی از در آن به داخل خم می‌شدیم و ظرف آب را پر می‌كردیم، چون خانه فاقد آشپزخانه بود، پخت و پز هم در داخل اتاق انجام می‌گرفت.»

«قاضی» معروف؛

اولین روزی كه برای تدریس پا به كلاس حوزه گذاشت، جمعیتی حدود صد نفر منتظر او نشسته بودند. كم كم شیفتگی و علاقه طلاب به او، به حدی رسید كه بعضی از آن‌ها حجره‌های مدرسه را ترك و در اطراف خانه‌اش اتاقی اجاره می‌كردند تا به او نزدیك‌تر باشند. هر روز یكی دو ساعت به غروب مانده به سراغش می‌رفتند و تا پاسی از شب حرف‌هایش را می‌شنیدند. كم‌كم آوازه سیدمحمدحسین قاضی بیشتر شد و همه «قاضی» معروف را شناختند. اما خود علامه برای آنكه لقب استادش، مرحوم آیت‌الله سیدمیرزاعلی قاضی فقط به استاد منحصر باشد و برای حفظ احترام، نام او را از خود برداشت و ترجیح داد به اسم طباطبایی خوانده شود.

شاهكار علامه طباطبایی؛

علامه طباطبایی، در سال 1333 هجری ‌شمسی نگارش تفسیرالمیزان اثر بزرگ خویش را آغاز كرد و 17 سال طول كشید تا آن را به پایان برساند؛ اثری جالب و دلنشین كه نظیر آن تا به حال نوشته نشده است. به عقیده آیت‌الله العظمی خویی، علامه برای نوشتن این اثر، خود را تصفیه كرده بود. شهید مطهری هم می‌گوید: «همه تفسیرالمیزان با فكر نوشته شده… من معتقدم بسیاری از این مطالب از الهامات غیبی است. كمتر مشكلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده كه كلید حل آن را در تفسیرالمیزان پیدا نكرده باشم.»

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي 
مباحثه با پروفسور كربن؛

یكی از اثرات ماندگار علامه، مباحثات وی با پروفسور كربن استاد دانشگاه و اسلام‌شناس غربی بود. مباحثه بین پروفسور كربن و علامه طباطبایی از سال 1336 هجری ‌شمسی شروع شد و بیش از 20 سال ادامه پیدا كرد كه نتایج این مباحثات به چهار زبان فارسی، عربی، فرانسه و انگلیسی منتشر شده است. روزی علامه در بین صحبت‌هایش به پروفسور گفت: « … در اسلام هر وقت انسان حالی پیدا كند، می‌تواند خدا را بخواند. چون همه مكان‌ها بدون استثناء محل عبادت است. اما در دین مسیح این طور نیست.

عبادت حتما باید در وقت معینی (روز یكشنبه) و در مكان معینی (كلیسا) انجام شود؛ در غیر این صورت باطل است. او باید تا روز یكشنبه كه كلیسا باز می‌شود صبر كند.» پروفسور كربن جواب داد: «بلی، این اشكال در دین مسیح وجود دارد.» علامه طباطبایی ادامه داد: « هم‌چنین در دین مسیح خدا اسماء حسنا ندارد و جز الفاظ خدا،‌ اله و اب نام دیگری ندارد.»

دیگر برنمی‌گردم؛

روزهای آخر زندگی پربار علامه طباطبایی فرا رسیده بود و بیماری او را از پای انداخته بود. وقتی ایشان را از خانه به بیمارستان منتقل می‌كردند، رو به خانواده‌اش كرد و گفت: « من دیگر برنمی‌گردم». در بیمارستان هم همه كاركنان را تحت تاثیر قرار داده بود، تا جایی كه رییس بیمارستان می‌گفت: «علامه حافظه‌شان را در مورد مسائل دنیوی و مادی از دست داده‌اند و به مسائل مادی بی‌توجه‌اند، اما پیوندشان با خدا و عالم معنویت مستحكم‌تر شده است؛‌ انگار از ناسوت بریده و به ملكوت پیوسته‌اند»

… و بالاخره چند روز بعد 24 آبان‌ماه 1360 هجری ‌شمسی علامه كه همیشه از ابدیت سخن می‌گفت از این عالم خاكی رخت بر بست.

امام خمینی(ره) در پیام تسلیت خود به همین مناسبت فرمودند: «من باید از این ضایعه‌ای كه برای حوزه‌های علمیه و مسلمین حاصل شد و آن رحلت مرحوم علامه طباطبایی است،‌ اظهار تاسف كنم و به شما ملت ایران به‌خصوص حوزه‌های علمیه تسلیت عرض كنم.»

علامه از خود دو پسر و دو دختر به یادگار گذاشته است. فرزند ارشد ایشان سیدعبدالباقی به كارهای صنعتی مشغول است و سیدنورالدین در تبریز زندگی می‌كند. داماد اول ایشان آیت‌الله قدوسی است كه فرزند بزرگش در منطقه هویزه به شهادت رسید.

ویژگی‌های شخصیتی علامه

علامه طباطبایی در طول زندگی پربركت خود همواره پاسخگوی پرسش‌های جوانان اطرافش بود.

آنچه در پی می‌آید پرسش یك جوان و پاسخ ایشان به وی است:

« محضر مبارك حضرت آیت‌الله العظمی جناب آقای طباطبایی، سلام علیكم و رحمت‌الله و بركاته.

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

جوانی هستم 22 ساله كه تنها ممكن است شما باشید به این سوال من پاسخ گویید. در محیط و شرایطی زندگی‌ می‌كنم كه هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته‌اند و سبب باز ماندن من از حركت به سوی الله شده‌اند.

درخواستی كه از شما دارم این است كه بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را كه همگان گرفتار آنند بشكنم و سعادت بر من حكومت كند؟ لطفا نصیحت نمی‌خواهم بلكه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. (23/10/1355)»

«سلام علیكم

برای موفق شدن و رسیدن به منظوری كه در نامه مرقوم داشته‌اید، لازم است همتی برآورده و توبه‌ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو كه هر روز كه هنگام صبح از خواب بیدار می‌شوید، قصد جدی كنید كه در هر عملی كه پیش می‌آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر كاری كه می‌خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت؛ به طوری كه اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار، پنج دقیقه در كارهایی كه روز انجام داده‌اید فكر كرده و یكی یكی از نظر خواهید گذرانید.

هر كدام مطابق رضای خدای انجام یافته شكر بكنید و هر كدام تخلف شده استغفار. این رویه سخت است و در ذائقه نفس، تلخ. ولی كلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات (حدید – حشر – صف – جمعه و تغابن) را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید، ان‌شاءالله موفق خواهید بود. والسلام علیكم»(2)

اخلاق شاگردپروری؛

بهترین سیرت و خوی و خلقی كه از روحیه عالیقدر علامه طباطبایی حكایت می‌كرد، اخلاق شاگردپروری و كادرسازی در حوزه علمیه بود و بر این كار اصرار و ولع وصف‌ناپذیری از خود نشان می‌داد.

جواب‌گویی به سوالات؛

استاد غلامحسین دینانی یكی از شاگردان علامه می‌گوید: «من كه خودم یكی از شاگردانش بودم. هیچ وقت در هیچ سوالی خودم را كنترل نمی‌كردم، چون می‌دانستم ایشان آنقدر بزرگوار است كه هر چه دلت خواست می‌توانی بگویی. در مقابل سوال رو ترش نمی‌كرد و به همین جهت ما احساس آزادی می‌كردیم و هر چه در دل داشتیم می‌گفتیم. ایشان هم با كمال بردباری با ما هم‌نفسی می‌كرد و كنار می‌آمد و جواب می‌داد.»

زندگی خانوادگی؛

علامه با وجود حجم زیاد كارهایش، هیچ وقت از خانواده خود غافل نمی‌شد. همیشه در برنامه روزانه‌اش ساعتی را به خانواده‌اش اختصاص می‌داد و آن را بهترین اوقاتش می‌دانست و می‌گفت: «این ساعت تمام ناراحتی‌هایم را برطرف می‌كند.» علامه در خانه هم مثل بقیه جاها هرگز عصبانی نمی‌شد و اعضای خانواده‌اش صدای بلند حرف زدنش را نشنیده بودند. بچه‌هایش را بسیار دوست داشت، با آن‌ها مهربان و خوش‌رفتار بود و تا اندازه‌ای كه می‌توانست وقتش را صرف بازی با آن‌ها و سرگرم كردنشان می‌كرد.

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي 
دخترها را تحفه‌های ارزنده و نعمت‌های خداوندی می‌دانست و می‌گفت: «این‌ها امانت خدا هستند هر چه به این‌ها بیشتر احترام بگذاریم، خدا و پیغمبر خوشحال‌تر می‌شوند.» حتی نام آن‌ها را هم با پسوند سادات صدا می‌زد و با آن‌ها با احترام و محبت بیشتری رفتار می‌كرد تا در زندگی آینده‌شان همسران خوب و بانشاط و مادران شایسته و لایقی باشند. وقتی دخترهایش به خانه بخت رفتند، هر هفته به انتظار دیدن‌شان می‌نشست خودش از آن‌ها پذیرایی می‌كرد و حتی نمی‌گذاشت آن‌ها برایش چای بیاورند. می‌گفت: «نه!‌ شما مهمان هستید و سید، من نباید به شما دستور بدهم.»

زمان‌شناسی؛

دختر علامه می‌گوید: «.. مرحوم پدرم در دوران نوشتن المیزان كه عمر طولانی از ایشان برد، همواره دقت‌ها و ظرافت‌های عملی را می‌دانستند و رعایت می‌كردند. ایشان جنبه‌های علمی و آماری موجود آن عصر را مورد توجه قرار می‌دادند به طوری كه حتی بخش آماری یونسكو در مكاتبات ایشان با مسئولان آن سازمان و استعلام مباحثات و یا آمارهای مختلف، با استاد همكاری می‌كردند و از او كمك می‌گرفتند.

پشتكار بالا؛

علامه پشتكار عجیبی داشت. چندین سال برای تفسیر زحمت كشید و اصلا احساس خستگی نكرد، شب و روز نمی‌شناخت، از صبح زود تا ساعت 12 مشغول مطالعه و تحقیق و تالیف بود و بعد از نماز و صرف غذا و استراحت مختصر، تا غروب كار می‌كرد. ایشان روزی 14 ساعت كار می‌كرد و از روزهای سال فقط یك روز را تعطیل می‌كرد؛ آن هم روز عاشورا.

توسل به اهل بیت؛

از جمله خصوصیات علامه طباطبایی، توسل فوق‌العاده‌ وی به اهل بیت(سلام‌الله علیهم اجمعین) است. او یكی از رموز اصلی موفقیت خود را، همین توسل به اهل بیت می‌دانست.

روش تدریس؛

در تدریس، ویژگی‌های منحصر به فردی داشت كه آنها را می‌توان به این صورت جمع‌بندی كرد: 1- تدریس آرام و آهسته، 2- روشن كردن اصل موضوع، 3- استدلال كردن توام با دلیل و برهان، 4- احترام گذاشتن به بزرگان ضمن انتقاد از آنان، 5- بها دادن به نظر شاگردان، 6- پیوند دادن دین و عقل

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

پیش مطالعه؛

علامه طباطبایی در زندگی‌نامه خویش می‌گوید: «در اوایل تحصیل كه به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه می‌خواندم نمی‌فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذرانیدم، پس از آن یك باره «عنایت خدایی» دامن‌گیرم شد و عوضم كرد و در خود یك نوع شیفتگی و بی‌تابی نسبت به تحصیل كمال حسن نمود به طوری كه از همان روز تا پایان تحصیل كه تقریبا هجده سال طول كشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفكر احساس خستگی و دلسردی نكردم و زشت و زیبای جهان را فراموش كردم، بساط معاشرت با غیراهل علم را به كلی برچیدم و در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه می‌پرداختم، بسیار می‌شد (به ویژه در بهار و تابستان) كه شب را تا طلوع آفتاب به مطالعه می‌گذارندم و همیشه درس فردا شب را از پیش مطالعه می‌كردم، اگر اشكالی پیش می‌آمد با هر خودكشی بود حل می‌نمودم. وقتی كه به درس حضور می‌یافتم از آن چه استاد می‌گفت قبلا روشن بودم. هرگز اشكال و اشتباه درس را پیش استاد نبرده‌ام.»

تحقیق علمی در شب قدر؛

آیت‌الله حسن‌زاده آملی در رابطه با پیگیری و استمرار روحیه تحقیق در علامه طباطبایی می‌فرماید: «حضرت علامه طباطبایی شب قدر را به بحث و تحقیق آیات قرآنی احیاء می‌كرد و تفسیرش در این شب فرخنده به پایان رسید.»

صرفه‌جویی در وقت؛

از ویژگی‌های علامه طباطبایی دقتی بود كه در صرفه‌جویی در وقت داشت. ایشان تفسیرالمیزان را كه می‌نوشت، چرك نویس نداشت. ابتدا بی‌نقطه می‌نوشت بعد كه مرور می‌كرد مجددا آن را نقطه‌گذاری می‌كرد، سوال شده بود « آقا چرا اول بی‌نقطه می‌نویسید؟» فرموده بود: «من حساب كرده‌ام اول كه بی‌نقطه می‌نویسم و بعد در مرور نقطه می‌گذارم، چند درصد در وقتم صرفه‌جویی می‌شود.»

استادان برجسته؛

درك كردن استادانی همچون «آیت‌الله میرازی نائینی”، «آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی”، «آیت‌الله شیخ ضیاءالدین عراقی» و از همه بیشتر «آیت‌الله شیخ محمدحسین اصفهانی» معروف به «كمپانی» كه به نظر علماء بزرگ، ایشان موفق‌ترین دانشمند در فقه و اصول در قرن حاضر بود، بی‌تاثیر در موفقیت‌های ایشان نبود.

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي 
مدرس اخلاق؛

نجمه‌السادات طباطبایی، دختر علامه، درباره خصوصیات اخلاقی پدرش می‌گوید:‌ «مقید به نماز اول وقت، بیداری شب‌های ماه رمضان، قرائت قرآن با صدای بلند و نظم در كارها بودند و دست رد به سینه كسی نمی‌زدند و این به سبب عاطفه شدید و رقت قلب بسیار ایشان بود. روزی به من گفتند: « از صبح تا به حال 24 بار به خانه رفته‌ام و مراجعات مردم را جواب داده‌ام. بسیار كم حرف بودند و دیگران را هم به كم حرفی سفارش می‌كردند. پرحرفی را موجب كمی حافظه می‌دانستند. بسیار ساده صحبت می‌كردند، به طوری كه گاهی آدم گمان می‌كرد ایشان یك فردی عادی و عامی است، نه یك عالم و فیلسوف.»

علاقه به خوش‌نویسی؛

خط نستعلیق و شكسته علامه از بهترین و شیواترین انواع خط بود؛ گرچه در اواخر عمر به علت كسالت اعصاب و رعشه حاصل در دست، دست ایشان تكان داشت و خط مرتعش بود ولی جوهره خط، حكایت از استادی این فن را داشت. خودشان می‌گفتند: «قطعاتی از خط زمان جوانی مانده است كه وقتی به آن‌ها نگاه می‌كنم در تعجب می‌افتم كه آیا این خط من است.»

مروری بر اندیشه‌های علامه

اسلام، دین عقل‌محور؛

« … اسلام دینی است كه احكامش را بر اساس ویژگی‌های انسان و در راستای ارضای غرایز و فطریات وی بنیان نهاده و در عین حال، در تنظیم و پی‌ریزی احكام و قوانینش «عقل محور» است و احساسات و عواطف را بر آن اساس مورد توجه قرار می‌دهد… اسلام به جامعه بشری نمی‌گوید من خیر و صلاح شما را در پیروی از دعوت من و به كار بستن مواد آن می‌بینم، شما نیز به تشخیص من ایمان آورده و آن را بپذیرید، بلكه می‌گوید از هوس‌بازی و خرافه‌پرستی دست بردارید، آنچه را واقعا و حقا صلاح و خیر جامعه شما در آن است و به حسب فطرت خدادادی، خیر و صلاح بودن آن را درك می‌كنید و تشخیص می‌دهید، به كار بندید و بالاخره اسلام، اعتقاد حق و عمل حق است، نه اسم یك سلسله اعتقادات و اعمال كه كوركورانه بایست به حقانیت آن‌ها ایمان آورد…»

دنیا برای انسان؛

اسلام می‌گوید: « حق این است كه دنیا برای انسان خلق شده، نه انسان برای دنیا. در این صورت انسان، اول باید ذات خود را بشناسد و با نیروی تعقل و واقع‌بینی، صلاح خود و جامعه خود را تشخیص دهد، سپس دست به كار بزند، نه اینكه به هر جلوه فریبنده‌ای دل بازد و خود را فراموش كند، تسلیم سیل عواطف شود و اختیار مقصد حقیقی را از دست بدهد؛ زیرا انسان جزء دستگاه عظیم آفرینش است و هیچگونه استقلالی ندارد و در نتیجه راهی را باید در پیش گیرد كه سیر دستگاه آفرینش برایش نشان می‌دهد.»

موفقیت علی(ع)؛

« … علی(ع) در خلافت چهار سال و نه ماهه خود، اگرچه نتوانست اوضاع در هم ریخته اسلامی را كاملا به حال اولی كه داشت برگرداند ولی از سه جهت عمده موفقیت حاصل كرد: 1- به واسطه سیرت عادله خود، قیافه جذاب و سیرت پیغمبر اسلام(ص) را به مردم،‌ خاصه به نسل جدید نشان داد. 2- از علی(ع) در فنون متفرقه عقلی و دینی و اجتماعی نزدیك به 11 هزار جمله قصار ضبط شده و معارف اسلام را در سخنرانی‌های خود با بلیغ‌ترین لهجه و روان‌ترین بیان ایراد كرده است.

وی دستور زبان عربی را وضع كرد و اساس ادبیات عربی را بنیاد نهاد. وی اولین كسی است در اسلام كه در فلسفه الهی غور كرده،‌ به سبك استدلال آزاد و برهان منطقی سخن گفت و مسائلی را كه تا آن روز در میان فلاسفه جهان مورد توجه قرار نگرفته بود، طرح كرد و در این باب به حدی عنایت به خرج می‌داد كه در بحبوحجنگ‌ها به بحث علمی می‌پرداخت. 3- گروه انبوهی از رجال دینی و دانشمندان اسلامی را تربیت كرد كه در میان ایشان جمعی از زهاد و اهل معرفت مانند «اویس قرنی «و «كمیل بن‌زیاد» و «میثم تمار» و «رشید هجری» وجود دارند كه در میان عرفای اسلامی مصادر عرفان شناخته شده‌اند و عده‌ای مصادر اولیه علم فقه و كلام و تفسیر و قرائت و غیر آن‌ها هستند.

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

مقام زن؛

« … این زن بود كه مرا به اینجا رساند. او شریك من بوده است و هر چه كتاب نوشته‌ام نصفش مال این خانم است… اگر زن اهمیت نداشت، خدا نسل دوازده امام را از نسل حضرت زهرا(س) قرار نمی‌داد. واقعا اگر زن خوب باشد می‌تواند عالم را گلستان كند و اگر بد باشد، عالم را جهنم می‌كند.»

معاد یا رستاخیز؛

« …. همه ادیان و مذاهبی كه به پرستش خدای یگانه دعوت می‌كنند و بشر را به نیكوكاری امر و از بدكاری نهی می‌نمایند، برای انسان معاد و زندگی دیگری پس از مرگ قائلند؛ زیرا آن‌ها بر این باورند كه نیكوكاری وقتی ارزش دارد كه پاداش نیكی به دنبال خود داشته باشد و چون این پاداش در این جهان مشهود نیست، ناگزیر پس از مرگ در جهان دیگر و با زندگی دیگر خواهد بود.

حقیقت اسلام كجاست؟

وقتی از علامه می‌پرسیدند چرا حتی یكی از كشورهای اسلامی جزو سرزمین‌ها مترقی و پیشرفته نیست؟ این واقعیت تلخ را تایید می‌كرد و می‌گفت: «باید دید در كدام یك از این كشورها كه نام اسلامی دارند، قوانین اسلام اجرا می‌شود. گذشته از این كه اسم دین‌ روی این‌ها گذاشته شده، ‌آیا از حقیقت اسلام هم بهره‌ای برده‌اند یا فقط بعضی عبادات اسلامی مثل نماز و روزه و حج را از روی عادت انجام می‌دهند؟ آیا چیزی از قوانین فردی،‌ اجتماعی، ‌جزایی و حقوقی اسلام را زنده نگه داشته‌اند؟ اگر نه، آیا مسخره نیست كه انحطاط كشورهای اسلامی را به گردن اسلام بیندازیم؟»

سماور همیشه روشن بود!

در روزهایی كه علامه در سوگ همسرش محزون‌ و متاثر بود و اشك فراوانی از دیدگان بر گونه‌ها جاری می‌ساخت، یكی از شاگردانش سبب این همه آشفتگی و ناراحتی علامه را از این بابت جویا شده بود،‌ استاد به این شاگرد پاسخ داده بود: «مرگ حق است، همه باید بمیریم، من برای مرگ همسرم گریه نمی‌كنم، گریه من از صفا و كدبانوگری و محبت‌های خانم است، ‌من زندگی پر فراز و نشیبی داشته‌ام، در نجف اشرف با سختی‌هایی مواجه می‌شدم، ‌من از حوائج زندگی و چگونگی اداره آن بی‌اطلاع بودم، اداره زندگی به عهده خانم بود.

در طول مدت زندگی ما، هیچ‌گاه نشد كه خانم كاری بكند كه من حداقل در دلم بگویم، كاش این كار را نمی‌كرد یا كاری را ترك كند كه من بگویم كاش این عمل را انجام داده بود. در تمام دوران زندگی‌ هیچ‌گاه به من نگفت چرا فلان عمل را انجام دادی؟ یا چرا ترك كردی؟ مثلا شما می‌دانید كار من در منزل است و همیشه مشغول نوشتن یا مطالعه هستم،‌ معلوم است خسته می‌شوم و احتیاج به استراحت و تجدید نیرو دارم، خانم به این موضوع توجه داشت،‌ سماور ما همیشه روشن بود و هر ساعت یك فنجان چای می‌ریخت و می‌آورد در اتاق كار من می‌گذاشت و دوباره دنبال كارش می‌رفت تا ساعت دیگر… من این همه محبت و صفا را چگونه می‌توانم فراموش كنم.»

تا به كجا!

آخرین عید غدیر علامه بود، استاد روی تخت خوابیده بود و چند روزی بود كه چشمانش را باز نكرده بود، یكی از شاگردانش گوشه اتاق ایستاده بود و به ایشان نگاه می‌كرد و زار زار می‌گریست، ناگهان علامه چشمانش را باز كرد و با شادی و نشاط خاصی رو به شاگردش لبخند زد. شاگرد اشك‌هایش را پاك و به او سلام كرد. بعد برای این‌كه بیشتر با آقا صحبت كرده باشد، پرسید: «حضرت آقا! شرط حضور قلب در نماز چیست؟» و با خودش گفت: «چه‌قدر خوب می‌شود اگر آقا به این سوال من برای یادگاری جواب بدهد، حیف كه ایشان…» اما ناگهان علامه لب‌های لرزانش را حركت داد و آهسته گفت: «توجه و مراقبه، توجه و مراقبه، توجه و مراقبه،…»

باورش نمی‌شد، انگار دنیا را به او داده بودند، یك بار دیگر گفت: « آقا! از اشعار حافظ چیزی در نظر ندارید؟» علامه سرش را تكان داد و زیرلب خواند: « صلاح كار كجا و من خراب كجا… بقیه‌اش را بخوان! / ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا…» و علامه آرام‌تر از قبل گفت: «تا به كجا!»

ثواب تفسیر؛

این هم خاطره‌ای از خود استاد: «از عجایب و غرایب این بود كه زمانی نامه‌ای از تبریز از طرف برادرم به قم آمد. در آن كاغذ این گونه نوشته بود كه شاگرد ما روح پدر ما را احضار كرد و ما سوالاتی نمودیم و ایشان گفتند كه از شما گله دارند زیرا در ثواب تفسیری كه نوشته‌اید پدر را شریك نكرده‌اید! این مطلب را فقط من و خدا می‌دانستم و حتی برادر ما هم بی‌اطلاع بود. چون از امور مربوط به نیت قلبی من بود. نامه برادرم كه رسید من بسیار شرمنده شدم، گفتم خدایا، اگر این تفسیر ما نزد تو مورد قبول است و ثوابی دارد، من ثواب آن را به روح پدرم و مادرم هدیه نمودم.»

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

از منظر بزرگان

امام خمینی(ره)؛ «آقای طباطبایی مرد بزرگی است و حفظ ایشان با این مقام علمی لازم است.»

مقام معظم رهبری؛ «این چشمه جوشان و فیاض دانش و عرفان و تقوای اسلامی علامه طباطبایی در راه تعلیم و تربیت شاگردانی كه هر یك در عالم اسلام دانشمندی برجسته‌اند، توقیفی كم‌مانند داشته است… آیت‌الله علامه طباطبایی مجموعه‌ای از معارف و فرهنگ اسلام بود.»

شهید مطهری؛ «این مرد واقعا یكی از خدمتگزاران بسیار بزرگ اسلام است، او به راستی مجموعه تقوا و معنویت است،‌ در تهذیب نفس مقامات بسیار عالی طی كرده… كتاب تفسیرالمیزان ایشان یكی از بهترین تفاسیری است كه برای قرآن مجید نوشته شده است… من می‌توانم ادعا كنم كه بهترین تفسیری است كه در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است…»

آیت‌الله جوادی آملی؛ «علام طباطبایی، عارف كامل بود، عارفی بود كه خدای متعال مهم‌ترین آرمان و آمال او بود. علامه طباطبایی عصاره شرح صدر بود… اگر استاد علامه طباطبایی را فارابی عصر بنامین سخنی به گزاف نگفته‌ایم.»

دكتر علی شریعتی؛ «در تهران جلسات هفتگی‌ای تشكیل می‌شد با حضور پروفسور هانری كربن استاد دانشگاه سوربن و اسلام‌شناس معروف و متخصص منحصر به فرد فرهنگ شیعی در غرب، و شركت آقای سیدمحمدحسین طباطبایی مدرس حكمت و مفسر قرآن در قم و دیگر فضلا و دانشمندان قدیم و جدید. طباطبایی گویی سقراط است كه نشسته و گرداگردش را شاگردان گرفته‌اند و كربن نیز فاضل خوش ذوقی كه می‌كوشد تا از این اقیانوس عظیم افكار و عواطف گونه‌ای كه فرهنگ اسلام و شیعی را ساخته است، جرعه‌هایی بنوشد.»

آیت‌الله حسن‌زاده آملی؛ «به محضر مبارك جناب آیت‌الله حاج شیخ محمدتقی آملی – رضوا‌ن‌الله تعالی علیه – مشرف شدم كه سخن از علامه طباطبایی، ‌به میان آوردم. مرحوم آقای آملی به من فرمودند: آقا اگر كسی باید در تحت تصرف و تعلیم كاملی به جایی برسد و قدمی بر دارد، من برای شما بهتر از جناب آقای طباطبایی، كسی را نمی شناسم…»

آیت‌الله جعفر سبحانی؛ «از نظر علمی و فرهنگی نباید مرحوم علامه طباطبایی را یك فرد به حساب بیاوریم، چرا كه ایشان به تنهایی خود یك امت بود… از نظر اشاعه فرهنگ اسلامی و تحكیم آن در این عصر كار امتی را انجام داد. مرحوم علامه طباطبایی، فلسفه را از آن حالت عرضی به حالت فرشی درآورد و به اصطلاح آن را عمومیت بخشید.»

آیت‌الله ابراهیم امینی؛ «علامه طباطبایی از آن شخصیت‌هایی است كه در تمام رشته‌های علمی، فلسفی و اسلامی تخصص و تبحر داشته، شخصیت كم‌نظیری در میان علمای اسلامی است.»

آیت‌الله العظمی خویی؛ «او یك مغز متفكر و انسان فوق‌العاده قوی و نیرومندی است»

محمد جواد مغنیه (نویسنده معروف لبنانی)؛ «از وقتی كه المیزان به دست من رسیده است، كتابخانه من تعطیل شده و پیوسته روی میز مطالعه من كتاب المیزان قرار دارد.»

بهاءالدین خرمشاهی؛ «المیزان، مهم‌ترین و جامع‌ترین تفسیر شیعه پس از مجمع البیان طبرسی در قرون جدید است.»

دكتر حداد عادل؛ «در یكی از مسافرت‌های خارجی با دانشمندی مسلمان كه اهل مالزی بود برخورد نمودم، دیدم از او حوزه‌های علمیه ما تنها یك چیز داشت و آن تفسیر المیزان علامه طباطبایی بود كه اشتیاقی نسبت بدان داشت و می‌گفت از بیروت تهیه نموده‌ام و ما در آنجا به خود می‌بالیدیم كه دانشمندی داریم كه در عصر خود جهانی شده است.»

زندگاني عالم فرزانه، علامه طباطبايي

آثار

تفسیرالمیزان؛ این كتاب حاصل بیست سال كوشش و پشتكار مرحوم علامه است. دایره‌المعارفی گران‌بها و دربردارنده بحث‌های فلسفی، اجتماعی، روایی، ‌اعتقادی، ‌تاریخی و … با تكیه بر آیات قرآن كریم است.

بدایه الحكمه؛ كتابی است بسیار مفید و حائز اهمیت كه به منظور یك دوره تدریس فشرده فلسفه برای دوستداران علوم عقلی در مدرسه حقانی قم و به درخواست شهید قدوسی تدوین شد. در این كتاب همچون نهایه از متون درسی حوزه و برخی دانشگاه‌های كشور قرار گرفته است.

نهایه الحكمه؛ این اثر برای تدریس فلسفه با توضیحی بیشتر و عمقی‌ افزون‌تر و سطحی‌ عالی‌تر تدوین شد.

اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ بینش علامه و شناخت مقتضیات زمان و مكان باعث نگارش این اثر نفیس شد. مباحثی كه در آن روز ماتریالیست‌ها و مادیون مطرح می‌كردند تا با انحراف اندیشه جوانان، كویری بی‌حاصل از پهنه وجود آدمیان به وجود آورند موجب شد مرحوم علامه طباطبایی قلم به دست بگیرد، اثری گرانقدر و روشنی‌ آفرین برای همیشه پدید آورد.

شیعه در اسلام؛ در این اثر گران‌بها كیفیت پیدایش شیعه، انشعابات آن،‌ اعتقادات شیعه دوازده امامی، ‌توحید، ‌نبوت،‌ معاد و امام‌شناسی بحث شده و در پایان پیرامون تاریخ زندگی دوازده امام(ع) و ظهور امام عصر، حضرت مهدی(عج) به اختصار نكات بسیار مفیدی بیان شده است. این كتاب به زبان انگلیسی نیز ترجمه شده است.

روابط اجتماعی در اسلام؛ انسان و اجتماع، انسان و رشد اجتماعی او، پایه زندگی اجتماعی، آزادی در اسلام، مرز مملكت اسلامی و پیروزی دین حق در سراسر جهان عناوین این كتاب پرارج است.

عقاید و دستورهای دینی؛ تعریف دین، ارتباط با خدا و آثار آن، فطری بودن دین، تاریخ ادیان، پیامبران گذشته و انبیای اولوالعزم، ‌دعوت رسول خدا و هجرت و جنگ‌های ایشان، امامت استمرار نبوت، ولایت و اهل بیت(ع) مباحثی اخلاقی برای خودسازی و جامعه‌سازی، مباحثی فقهی علمی و .. از مطالب این كتاب است.

بررسی‌های اسلامی؛مجموعه‌ای است زرین از مقالات و رساله‌های استاد كه همچون دایره‌المعارفی گران‌بها‌ در علوم اسلامی نورافشانی می‌كند.

محاكمات بین دو مكاتبات؛ نظرات مرحوم علامه طباطبایی پیرامون مجموعه مكاتبات عارف فرزانه مرحوم سیداحمد كربلایی به حكیم نامدار، ‌مرحوم محمدحسین كمپانی غروی است.

لب‌اللباب؛ مجموعه درس‌های اخلاق استاد كه در سال‌های 1369 و 1368 هجری قمری برای برخی از فضلای حوزه علمیه قم بیان فرموده‌اند.

منبع:
(1) منبع: علامه سید محمدحسین طباطبایی، مجموعه مفاخر ایران زمین، جلد 9، مركز آموزش سازمان فرهنگی، هنری شهرداری تهران، چ اول 1385

(2) منبع: هفته‌نامه همشهری جوان، شماره 237 

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

زندگانی عالم فرزانه، علامه طباطبایی

The post مجله چهره ها: زندگانی عالم فرزانه، علامه طباطبایی + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۴ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: ستاره های هالیوود سعی می کنند که برای داشتن اندام و پوستی زیبا، رژیم غذایی سالمی را در پیش بگیرند. البته این در مورد همه ستاره ها صحت ندارد، بلکه برخی از آنها نمی توانند از غذای مورد علاقه شان، به عنوان مثال کیک، کرپ یا مافین، بگذرند.

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید سلبرتی ها به چه غذایی بیش از همه علاقه دارند و آنها را مدام مصرف می کنند. در ادامه محبوب ترین غذاهای ستاره های هالیوود را برایتان آورده ایم.

جولیا رابرتس

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

این بازیگر برنده جایزه اسکار همیشه در خانه اسنک هایی را با فر برای خود و خانواده اش درست می کند. او اسنک های بدون کالری و سالم را ترجیح می دهد. کلم بروکلی محبوب ترین میان وعده اوست. او معمولا یک دیس از این ماده غذایی را در فر می گذارد و آن را مانند چیپس مصرف می کند.


هیو جکمن

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

هیو جکمن می گوید: «پدرم همیشه به من می گفت که اگر با فردی، به خصوص خانم ها، قرار داری و می خواهی او را تحت تاثیر قرار دهی، برایش کرپ درست کن.»


کیم کارداشیان

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

یکی از خوراکی های مورد علاقه کیم کارداشیان که همیشه برای خانواده اش درست می کند، کیک ذرت است. او حتی دستور پخت آن را برای هوادارانش به اشتراک گذاشت و گفت: «قبل از این که کیک تان را داخل ظرف فر بگذارید، ظرف را به خوبی با روغن و کمی شکر بپوشانید. سپس مایع کیک را روی آن بریزید.»


امیلیو استوس

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

امیلیو استوس به غذاهای اسپانیایی علاقه زیادی دارد. فلفل پادرون اسنک مورد علاقه اوست. او به هوادارانش پیشنهاد می کند: «پادرون را با روغن زیتون و نمک و لیمو سرخ و سپس مصرف کنید، مطمئنا به آن معتاد خواهید شد. اگر می توانید خودتان برخی سبزیجات را در خانه یا حتی گلدان هایتان پرورش دهید. مصرف محصولاتی که خود به دست خودتان به بار نشانده اید، لذت وصف ناشدنی دارد.»


اما واتسون

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

ستاره هری پاری، اما واتسون در یکی از مصاحبه هایش گفت: «بهترین غذا برای شروع یک روز، تورتیلای تخم مرغ است. من تخم مرغ را با مقداری سبزی سرخ می کنم و آن را روی نان تورتیلایی که از قبل درست کرده ام می گذارم و مصرف می کنم. این صبحانه نه تنها ساده، بلکه بسیار هم خوشمزه است.»


آدری هپبورن

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

آدری هپبورن هیچوقت از صبحانه فرار نمی کرد. او سعی می کرد غذاهایش را رنگین درست کند تا جذاب تر به نظر آیند. یکی از غذاهای مورد علاقه او اسپاگتی با پنیر بود. او اسپاگتی را به خوبی با سس مخلوط و با پنیر آن را تزیین می کرد.»


کایلی جنر

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

کایلی جنر یک بار ویدیو پخت برگرهایش را در یوتیوب منتشر کرد. او راز خوشمزگی برگرهایش را سس تریاکی می داند و به هوادارانش نیز پیشنهاد می دهد که برگرشان را با این سس مصرف و تفاوت را احساس کنند.»


تیلور سوئیفت

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

صفحه اینستاگرام تیلور سوئیفت پر از غذاهای خوشمزه است، از کرپ های رنگارنگ گرفته تا کوکی های شکلاتی و مافین و… اما او خودش می گوید که محبوب ترین غذایش، پاستا به همراه پنیر پارمسان و سس لیموست.


تام هیدلستون

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

اسپاگتی غذای مورد علاقه بسیاری از ستاره ها، از جمله تام هیدلستون نیز است. این بازیگر بریتانیایی در مورد راز خوشمزگی اسپاگتی هایی که درست می کند، می گوید: «من کره، بیکن، هویج، کرفس، گوجه فرنگی و کمی شیر را با هم مخلوط و آن را با دمای 180 درجه(350 درجه فارنهایت) در فر می گذارم و سپس با یک دیزاین زیبا سرو می کنم.»


کریستن استوارت

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

سوپ تورتیلای مکزیکی غذای مورد علاقه کریستین استوارت است. او حتی طرز تهیه این غذا را در یک شوی تلویزیونی برای هوادارانش به اشتراک گذاشته است.


جنیفر آنیستون

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

جنیفر آنیستون به غذاهای مکزیکی علاقه زیادی دارد. او در این باره می گوید: «من ناچو را به هر چیز دیگری ترجیح می دهم. من این مدل چیپس را خودم درست می کنم، سپس آنها را به صورت مثلثی می برم و با روغن نارگیل سرو می کنم.»


اوا لانگویا

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

اوا لانگویا به میوه آواکادو علاقه زیادی دارد. او می گوید که چربی های موجود در این میوه برای سلامتی قلب بسیار مفید اند.


جنیفر هادسون

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

جنیفر هادسون همیشه با افتخار در مورد مواد غذاهایی که مصرف می کند، حرف می زند. او می گوید: «بالهای ترکی کباب شده نه تنها خوشمزه اند بلکه بسیار هم سالم و بی ضرر می باشند، البته باید آنها را کباب کنید نه سرخ». جنیفر برای خوشمزه کردن غذاهایش از اسانس های مختلفی استفاده می کند.


کامرون دیاز

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

کامرون دیاز راز خوشمزگی غذاهایش را ترکیب اسانس هایی چون پیاز، روغن و لیمو می داند. او می گوید که این اسانس ساده اما بسیار خوشمزه است و به هر غذایی طعم فوق العاده ای می دهد.


درو بریمور

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

درو بریمور، ستاره هالیوودی، عاشق سوپ گوجه و عدس است. او خودش اعتراف می کند که همیشه مقداری از این سوپ را آماده در فریزرش نگه می دارد تا در طول هفته که وقت غذا درست کردن ندارد، به راحتی از آن مصرف کند.


دیوید بکهام

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

ستاره دنیای ورزش و مد، دیوید بکهام، علاقه زیادی به پاستاهای خانگی دارد. او حتی یک دوره آشپزی غذاهای ایتالیایی را نیز پشت سر گذاشته است، از این رو در درست کردن این غذا نیز مهارت زیادی دارد. او درباره شیوه درست کردن پاستا می گوید: «برای درست کردن پاستا باید صبور بود. ما باید مواد را به تدریج به ماده اولیه اضافه کنید و مدام آن را هم بزنیم.»

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود

The post مجله چهره ها: محبوب‌ترین غذا‌های ستاره‌های هالیوود + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۴ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

به بهانه درگذشت مادر فیلم «مرهم»

روزنامه فرهیختگان – عاطفه جعفری: «سرشام گریه نکنید، غذا را به مردم زهر نکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف. آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع‌پلو. حرمت زنیت مادرتون را حفظ کنین. محمد ابراهیم، خیلی ریز نکن مادر، اون وقت می‌گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ.»

این دیالوگ برای همه کسانی که عاشق مادرشان هستند، آشناست. دیالوگ‌های فیلم مادر علی حاتمی.

امروز در این گزارش می‌خواهیم از مادر بگیم آن هم به بهانه از دست دادن دوباره مادری در سینما، احترام‌سادات حبیبیان معروف به «مامان اتی» مادر علیرضا داوودنژاد و بازیگر فیلم‌های اخیر این سینماگر که به‌دلیل کهولت سن و پس از یک دوره ۱۵ روزه بستری در «سی‌سی‌یو»ی بیمارستان قائم کرج، دارفانی را وداع گفت.

مادران ماندگار سینمای ایران

او در فیلم‌های زیادی برای پسرش بازی کرد. مصائب شیرین اولین فیلم او بود، مادربزرگ نوه‌هایش شد و به قول پسرش نقش بازی نکرد و خودش بود.

همان مادری که در خانه بود و حالا جلوی دوربین رفته بود. بازی او در مرهم هم نقشی ماندگار در سینمای ایران شد. نقش پیرزن متمولی که در شمال زندگی می‌کند.

به بهانه این اتفاق ناگوار به سراغ کسانی رفتیم که نام مادر در سینما برای‌شان ماندگار شده است.

زنده یاد رقیه چهره‌آزاد

مادران ماندگار سینمای ایران

«یه بشقاب بکش بذار کنار مادر، غلامرضا نصف‌شب گشنش میشه. تنگم آب کن واسه جلال‌الدین، برای محمد‌ابراهیم زیر‌سیگاری بذار، مراقب باش ماه‌منیر حکما قرصشو بخوره. بی‌خوابی نزنه به سرش. ببین داداشتون هم چی می‌خواد مهیا کنین، سرشب بخوابین بچه‌ها که بتونین صبح زود پاشین، فردا خیلی کار دارین.»

آنقدر بازی در این فیلم واقعی و ملموس بود که هر کسی بعد از دیدن فیلم تحت تاثیر قرار می‌گرفت. رقیه چهره‌آزاد، فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۱۰ با بازی در تئاتر آغاز کرد.

سال ۱۳۴۴ در نخستین نمایش پهلوان اکبر می‌میرد در تالار «بیست‌وپنج شهریور» نقش مادر را بازی کرد. سپس‌ در دو فیلم از علی حاتمی بازی کرد؛ مادر و سوته‌دلان.

او در سال ۱۳۴۱ از انجمن دوستداران تئاتر، به مناسبت روز جهانی تئاتر، دیپلم افتخار گرفت. همچنین برای بازی در فیلم مادر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در ۸۱ سالگی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به وی اعطا شد.

او مسن‌ترین بازیگری است که برنده این جایزه شده ‌است. هنگام درگذشت رقیه چهره‌آزاد؛ روزنامه‌ها، نقل‌قولی از نقش غلامرضا (اکبر عبدی) را در فیلم، در تیتر خود نوشتند: «مادر مرد. از بس که جان ندارد.»

دیالوگ‌های او در فیلم بسیار ماندگار شد و در تاریخ سینمای ایران نقش مادرانه او در فیلم مادر حک شد.


زنده‌یاد پروین دخت یزدانیان

مادران ماندگار سینمای ایران

همه کسانی که در دهه 60 به دنیا آمده‌اند، پاییز‌هایی که از مدرسه برمی‌گشتند و پای تلویزیون می‌نشستند تا قصه‌های این نوه و مادربزرگ را ببینند و گاهی گریه کنند و گاهی بخندند اما همیشه دل‌شان از آن کله‌جوش‌هایی می‌خواهد که بی‌بی درست می‌کرد برای مجید تا هوشش بیشتر شود با خوردن آن گردو و کشک.

بی‌بی قصه‌های مجید، مادر کیومرث پوراحمد بود و وقتی خواستند تا سریال قصه‌های مجید را بسازند، به پیشنهاد پور‌احمد در این نقش بازی کرد و توانست بسیار هم موفق باشد و در دل مخاطبان جای خود را باز کند.

او همچنین در بسیاری از فیلم‌های سینمایی از جمله: «مهریه بی‌بی»، «خواهران غریب»، «شرم» و «صبح روز بعد» نیز در نقش مادران مهربان، اصیل و فداکار ایرانی ایفای نقش کرده است که قطعا هیچ یک از آنها تا ابد از اذهان مخاطبان جدی سینما پاک نخواهند شد.


ثریا قاسمی

مادران ماندگار سینمای ایران

مانند مادرش مادرانه بازی می‌کرد. ثریا قاسمی هم با بازی در نقش‌های مختلف که نام مادر را یدک می‌کشید، می‌تواند یکی از مادران سینمای ایران باشد.

اوایل دهه ۱۳۴۰ با گویندگی رادیو کار حرفه‌ای خود را شروع کرد و سپس به تئاتر رو آورد. دو سریال تلویزیونی در پناه تو و شب دهم با بازی او مخاطبان زیادی داشت. مخصوصا بازی در شب دهم که او نقش مادر حسین یاری را بازی می‌کرد.

سال 95 اما نقش متفاوتی از او به‌عنوان یک مادر دیدیم و آن هم بازی در فیلم سینمایی ویلایی‌ها بود که توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن در سی‌و‌پنجمین جشنواره فیلم فجر را به دست آورد.

بازی متفاوت از او در نقش یک مادری که پسرش در جنگ است و او وظیفه دارد تا عروس و نوه‌هایش را مدیریت کند.


زنده‌یاد حمیده خیرآبادی

مادران ماندگار سینمای ایران

دهه 70‌، تلویزیون را که روشن می‌کردیم تا سریال جدیدی ببینیم، حتما حمیده خیرآبادی، پای ثابت یکی از نقش‌های آن سریال بود و حتما نقش یک مادر مهربان را ایفا می‌کرد.

آن هم مادری دلسوز که نگران بچه‌هایش است، بالاخره چه آینده‌ای خواهند داشت و فارغ از این آینده، حتی نگران غذا خوردن و نخوردن‌شان بود مثل مادر واقعی، جوری در فیلم بازی می‌کرد که مخاطب لحظه‌لحظه را با او زندگی می‌کرد و همراه می‌شد.

او با آغاز موج نو سینمای ایران و قبل از انقلاب پا به عرصه سینما گذاشت، او مادر ثریا قاسمی است. نام هنری او نادره و لقب او مادر سینمای ایران بود. او پس از گرفتن دیپلم در سال ۱۳۲۶ وارد تئاتر و در سال ۱۳۳۲ با فیلم میهن‌پرست وارد سینما شد.

او در آثار بسیاری از آثار کارگردانان مطرحی چون داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی و علی حاتمی بازی کرد.

از مهم‌ترین فیلم‌هایی که او در آنها بازی کرده می‌توان به اجاره‌نشین‌های داریوش مهرجویی؛ زرد‌قناری رخشان بنی‌اعتماد و ازجمله سریال‌های خیرآبادی می‌توان به آپارتمان، پدرسالار و خانه‌سبز اشاره کرد.

مادر معروف سینما ایران در طول فعالیت هنری خود، بیش از ۱۵۰ فیلم و سریال را در کارنامه خود داشت که از این نظر میان بازیگران ایرانی رکورددار بود. نقش‌های او شاید همیشه شبیه به هم بود اما هیچ‌گاه مخاطب از این نقش همیشگی مادرانه خسته نمی‌شد.


رابعه مدنی

مادران ماندگار سینمای ایران

لهجه شیرینی دارد که باعث می‌شود از همان ابتدا که شروع به حرف زدن می‌کند مخاطب را جذب کند، حس مادرانه از لحن و کلامش پیداست و ناخودآگاه می‌خواهی که دوستش داشته باشی.

همدانی است. به مدت 30 سال معلم پیش‌دبستانی و کارمند آموزش و پرورش بود، بعد از بازنشستگی وارد عرصه بازیگری شد، دو پسر و یک دختر دارد، تندیس حافظ بهترین بازیگر زن را برای بازی در فیلم «برف» در کارنامه دارد. مدنی از کودکی به سینما علاقه داشت.

وقتی که امیرشهاب (رضویان) پسرش به سمت حرفه‌ کارگردانی رفت‌ برای پایان‌نامه، الزام به ساخت فیلم بود. رابعه مدنی به‌نوعی به پسرش کمک می‌کرد. البته بازیگری هم به صورت افتخاری انجام می‌داد.

او در سریال‌هایی نظیر؛ «وضعیت سفید»، «بوسیدن روی ماه » و «پایتخت ۲»، بازی کرده ‌است.


ترانه علیدوستی

مادران ماندگار سینمای ایران

سن و سالش به مادران سینما که تا به حال گفته‌ایم نزدیک نیست و حتی خیلی هم دور است، اما با نقشی که در اولین فیلمش بازی کرد می‌توان به‌عنوان یکی از جوان‌ترین مادران سینمای ایران از او نام برد.

او در این فیلم که یک فیلم اجتماعی بود بسیار توانست از پس نقش مادرانه خود بربیاید که هنوز سال‌ها بعد از بازی کردن در این نقش از او به‌عنوان یک مادر کوچک در سینما نام می‌برند.

آن هم به خاطر تلاش‌هایی که برای نگه‌داشتن فرزندش در فیلم انجام می‌دهد به‌رغم همه تهمت‌هایی که به او زده می‌شود اما باز از مادرانه‌هایش دست نمی‌کشد و می‌خواهد فرزندش را حفظ کند اگر‌چه که زندگی‌اش حفظ نشده است.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

مادران ماندگار سینمای ایران

The post مجله چهره ها: مادران ماندگار سینمای ایران + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۳ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 3 views

به گزارش مجله فیلم

برترین ها – نگین فانی نام: اینستاگرام، این روزها تبدیل به دفترچه خاطرات تصویری خیلی ها شده است. بسیاری از چهره های شناخته شده دنیای هنر و ورزش هم، از این طریق با طرفداران خود در دورترین نقاط جهان در ارتباط هستند. از سوی دیگر سعی دارند با این روش هواداران بیشتری نیز برای خود دست و پا کنند که این نیز خود به یک رقابت حیثیتی میان سلبریتی های قرن 21 تبدیل شده است.

حتی گاهی اوقات عکس هایی به اشتراک می گذارند که جنجال بسیاری به راه انداخته و خبرساز می شوند، توجه رسانه ها و مردم به آنها جلب می شود و شهرت بیشتری نیز برای آنها به ارمغان می آورند. در این سری مطالب ما سعی داریم به طور هفتگی گزیده ای از عکس های چهره های محبوبتان را با شما به اشتراک بگذاریم.

1. مطلب این هفته را با تبریک تولد «لئوناردو دی کاپریو» شروع می کنیم. دی کاپریو هفته گذشته 44 ساله شد!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


2. «کریس همزورث» برای شروع فیلم برداری فیلم جدیدی به نام «Dhaka» به هندوستان سفر کرد.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


3. «اما واتسون» با این عکس برای «تام فلتون» در پروژه ی جدیدش آرزوی موفقیت کرد. فلتون هنرپیشه نقش دراکو مالفوی در مجموعه فیلم های «هری پاتر» است که زمانی هم احساسات عاشقانه ای بین او و اما وجود داشته است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


4. قیافه ی آقای «مارک رافلو» پس از رأی دادن!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


5. «کیتی پری» و سگش به مناسبت انتخابات میان دوره ای آمریکا پرچم کشورشان را پوشیدند.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


6. «آدام لوین» پس از اجرا در یک مهمانی که به نفع بیماران سرطانی برگزار شده بود.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


7. «جنیفر لوپز» در سفر به قطر سبک لباس پوشیدنش را کمی تغییر داد.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


8. «شکیرا» در یک قرار دوستانه.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


9. «زک افران» در حال ماجراجویی و بالا رفتن از یک آبشار!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


10. «زین ملیک» روی جلد مجله ی «ووگ»؛ او در مصاحبه با این مجله در مورد روابط فعلی اش با اعضای گروه «وان دایرکشن» صحبت کرده است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


11. خیلی از ستاره ها و به ویژه آنهایی که نقش قهرمانانی را بازی کرده اند که «استن لی» خالق آنها بوده است یاد و خاطره ی این اسطوره ی دنیای کامیک را گرامی داشتند. «راک» هم با این عکس ناراحتی خود را به خاطر از دست دادن این اسطوره ی تکرار نشدنی نشان داد.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


12. «امیلی بلانت» ستاره ی فیلم «بازگشت مری پاپینز» روی جلد مجله ی «ووگ».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


13. «آریانا گراندی»

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


14. «لیدی گاگا» روی جلد مجله ی «ورایتی» با عنوان «تولد دوباره ی گاگا»! او در مصاحبه با این مجله اعتراف کرده هیچ یک از نقدهایی که در مورد فیلم «ستاره ای متولد می شود» نوشته شده اند را نخوانده است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


15. «رزاموند پایک» روی جلد مجله ی «پورتر»؛ او این روزها فیلم «یک جنگ خصوصی» را روی پرده ی سینما دارد و نقدهای مثبت زیادی برای بازی در این فیلم دریافت کرده است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


16. «ناتالی پورتمن» در فوتوشوت جدیدش برای مجله ی «ونیتی فر».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


17. «آرمی همر» در یک پست تبلیغاتی برای عینک های «فراگامو».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


18. «کریس پرت» هم با این عکس یاد «استن لی» را گرامی داشته و گفت «من خیلی آدم خوش شانسی هستم که فرصت آشنایی با شما را داشته و در دنیایی که خلق کردی ایفای نقش کردم».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


19. «بلیک لایولی» در فصل چهل و نهم «سسمی استریت»!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


20. «تام هیدلستون» در حال قدم زدن همراه با سگش در خیابان های لندن.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


21. «فلیسیتی جونز» روی جلد مجله ی «اس»؛ او در مصاحبه با این مجله در مورد شخصیتش در فیلم «بر اساس جنسیت» صحبت کرد. این فیلم از روز کریسمس در آمریکا اکران خواهد شد.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


22. به نظر شما پشت سر گذاشتن ایام جوانی چقدر روی میزان جذابیت «جانی دپ» تأثیر گذاشته است؟

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


23. «کریستوفر هیوجو» ی وحشی «بازی تاج و تخت» کجا و آقای هیوجوی خوش تیپ دنیای واقعی کجا!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


24. «ناتالی امانوئل» با لباسی با شعار «آنهایی که جسارت دارند برنده اند».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


25. «امیلیا کلارک» در حال پیاده روی همراه با عشق جان. خانم های هنرمند از دامن امیلیا برای استفاده ی بهینه از دامن هایی که یک طرفشان پاره شده ایده بگیرند!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


26. «کیم کارداشیان» و خواهرزاده ی تپل مپلش «استورمی» خانم!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


27. «کایلی جنر» با این موها و تناسب اندام فوق العاده ای که دارد می تواند با عروسک های باربی هم رقابت کند!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


28. «جفری دین مورگان» و همکار کوچولویش «کیلی فلمینگ»!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


29. «استیو یون» در برابر دوربین مجله ی «شون».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


30. «نیکول کیدمن» در ابراز خوشحالی برای انتشار کتاب «لیان موریارتی» کمی زیاده روی کرده است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


31. «لیلی راینهارت» در صحنه ای از قسمت جدید سریال «ریور دیل».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


32. «ایمبر هرد» در سفر به مکزیک برای همکاری با یک موسسه خیریه.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


33. «جان لجند» و پسر کوچولویش در میان گله ای از خرس های پشمالو!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


34. «هنری گلدینگ» که با بازی در فیلم «آسیایی های خرپول» ستاره ی اقبالش درخشیده است، یکی از سه چهره ی روی جلد ویژه نامه ی مردان سال مجله ی «جی کیو» بود.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


35. «مایکل بی. جردن» هم یکی دیگر از چهره های روی جلد این ویژه نامه بود.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


36. وقتی «کیلی کوئوکو» می خواهد عشق حقیقی را به تصویر بکشد!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


37. «شان مندس» از ستاره هایی بود که در فشن شوی امسال «ویکتوریاز سیکرت» اجرا داشتند.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


38. «مگان مارکل» و «شاهزاده هری» در روز یادبود. حدس زدن باردار بودن مگان از روی ظاهرش دیگر کار سختی نیست.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


39. «دوا لیپا» در موزه ی لوور ابوظبی. موزه لوور ابوظبی یک موزه هنر و تمدن است که در ابوظبی واقع شده‌است. ابوظبی ۵۲۵ میلیون دلار آمریکا برای استفاده از نام موزه لوور پرداخت کرده و ۷۴۷ میلیون دلار دیگر نیز برای امانت گرفتن آثار هنری، نمایشگاه‌های ویژه و دریافت مشاوره‌های مدیریتی پرداخت خواهد شد.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


40. «اف.کی. ای توییگز» که پیش از این برای مدتی طولانی نامزد «رابرت پتینسون» بود این روزها در کنار «شیا لوبوف» دیده می شود.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


41. «دیلن اسپروس» قبل از شروع فشن شوی «ویکتوریاز سیکرت» برای نامزدش «باربارا پلوین» همبرگر برده که بخورد و برای رفتن به روی صحنه جان بگیرد!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


42. «سلما هایک» هم مثل خیلی دیگر از ستاره ها از این طریق همه را در جریان این که رأی داده و به وظیفه ی ملی و مدنی خود عمل کرده است قرار داد.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


43. «سابرینا کارپنتر» برای شرکت در مراسم جوایز منتخب مردمی این کت و شلوار «تام فورد» را انتخاب کرد.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


44. «ازرا میلر» روی جلد مجله ی «هالیوود ریپورتر».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


45. «ادی ردمین» این روزها با فیلم «جانوران شگفت انگیز:جنایات گریندل والد» حسابی درگیر شرکت در فستیوال ها، برنامه های تلویزیونی مختلف و نشست های مطبوعاتی است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


46. اعضای گروه «بی. تی. اس» در ادامه ی تور کنسرت هایشان در ژاپن.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


47. قد «پارک سو جون» در این عکس به طرز عجیبی بلند به نظر می رسد!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


48. «لی جون کی» جزئیات تور آسیایی خود به نام «Delight» را با این عکس با هوادارانش به اشتراک گذاشت.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


49. «جیسو» هم قربانی زاویه ی بد دوربین شده و بدنش کمی حالت غیر عادی به خود گرفته است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


50. «شیو مین» و «سوهو»، فقط لنزهای آقای شیومین زیاد خوب روی چشم هایش ننشسته اند!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


51. «پارک شین هه» در یک پست تبلیغاتی.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


52. «ابرو گوندش» این روزها درگیر رتوش های پایانی آلبوم جدیدش است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


53. «بوراک اوزچیویت» در دل طبیعت زیبا.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


54. «نسلیهان آتاگول» و موهایی که مثلا به لطف محصولات «پانتن» مثل ابریشم شده اند.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


55. «کرم بورسین» بعد از پایان ناگهانی سریال «Yasamayanlar» به دلیل عدم استقبال بینندگان!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


56. «انور بویوک توپچو» بدون حالت های خاله زنکی سریال «عشق اجاره ای»!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


57. «دمت آکالین» در یک پست تبلیغاتی برای یک کفش فروشی!

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


58. «رانویر سینگ» و «دیپیکا پادوکونه» هم بالاخره به خانه ی بخت رفتند.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


59. «شاهرخ خان» در یک قرار عاشقانه همراه با همسرش «گوری خان».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


60. «آمیتاب باچان» و خانواده اش عید دیوالی را با این عکس به همه تبریک گفتند.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


61. «کاترینا کایف» هم تحت تأثیر مد جدید هالیوودی این عکس را از پشت صحنه به اشتراک گذاشته و گفته بود یک ارتش آدم برای آماده کردن او بسیج می شود.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


62. خانواده ی کاپور همگی دور هم جمع شدند تا تولد 63 سالگی «بانی کاپور» را جشن بگیرند. این اولین جشن تولد او بدون همسرش است.

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)


63. سلفی «سلمان خان» و «پریتی زینتا» سر صحنه ی فیلمبرداری برنامه ی «رئیس بزرگ».

در اینستای ستاره های خارجی چه خبر است؟ (155)

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

در اینستای ستاره‌های خارجی؛ از جنیفر قطری تا غم «استن لی»

The post مجله چهره ها: در اینستای ستاره‌های خارجی؛ از جنیفر قطری تا غم «استن لی» + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۳ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم


درکذشت هگل
هگل هنگامی که ۱۸ سال داشت دوره سه ساله الهیات در شهر توبینگن آلمان را شروع کرد و سپس دوره دو ساله فلسفه را به اتمام رساند. او در سن ۶۱ سالگی در اثر ابتلا به بیماری وبا در گذشت. آموزه های او پیروان زیادی در سراسر دانشگاههای آلمان پیدا کرد.

هگل توانست برداشتهای مختلف فلسفی و گرایشهای فکری گوناگون را زیر نفوذ فکری خود متحد کند و پس از مرگ نیز به حیات فکری فعال خود ادامه داد. زیرا شاگردان و پیروان متعدد او نقش مهمی در انتشار و تدوین آثار او بازی کردند. آثار هگل و تاویل او از تاریخ تاثیری عظیم بر اشکال تفکر و معرفت از مارکسیسم گرفته تا محافظه کاری بجا گذاشت.


هگل با بسیاری از سرآمدان دوران رمانتیک آلمان مانند هردر، لسینگ، شیلر و هولدرلین همزمان و با شلینگ همدرس بود. او از سرسخت ترین منتقدان همدرس خود شلینگ بود. هگل مدتی در شهر برن بعنوان قاضی مشغول کاربود، اما بخش مهمی از فعالیت فکری اش را بعنوان استاد دانشگاه در شهرهای ینا و برلین گذراند و تا پایان عمر در همین سمت در برلین به کار ادامه داد. هگل موقعیت مستحکمی در محافل آکادمیک پروس داشت.

فلسفه هگل

هگل را می توان آخرین فیلسوف ایدئالیسم دانست. هگل را باید از دیدگاه شاگردانش که یکی از بزرگ ترین کسانی که از او یاد گرفت و او را دوباره بازتعریف کرد یعنی مارکس نگاه کرد.

مارکس می گوید هگل را از روی سر بر روی پا هایش قرار داد بدن معنا که فلسفه او را و روش او را که دیالکتیک بود به نحوه پویا تری سرانجام بخشید. مارکس روش دیالکتیک هگل را که بر اصل تضاد برقرار بود در عرصهٔ زندگی بشری وارد کرد.

دیالکتیک فلسفه هگل عبارت بود از انتزاعی که برای وقایع تاریخی و رویدادهای تعیین کننده در تاریخ که در آن دو نیروی متضاد در برابر هم قرار میگیرند.

برای فهم بهتر مطلب می توان مثال ملموسی زد: یک آونگ را در نظر بگیرید هر گاه از تعادل خارج شود به اوجی در یک سمت می رسند سپس با سرعتی افزوده به سمت دیگر خواهند رفت و اگر نیرویی به ان وارد نشود این بار کمتر از بار قبل منحرف می شوند تا در نهایت به تعادل می رسد. همین در جامعه انسانی از مسائل اجتمائی تا مسائل روز مره و تصمیمات ساده اتفاق می افتد.

بدین معنی که هر تصمیمی وقتی در یک سمت از واقعیت قرار می گیرد منجر به صحیح به نظر رسیدن سمت دیگر واقعیت می شودولی به هر حال روزی این نوسان به تعادل(یافتن واقعیت) می انجامد.

اندیشه


میتوان گفت همان موقعیت ویژه و نفوذی را که کانت در دوران روشنگری در حیات فکری آلمان داشت، هگل در دوران رمانتیک به خود اختصاص داد. اما اگر دورنمایه اندیشه آزادی در نزد کانت عبارت از «رهایی خویشتن از طریق معرفت» و «شهامت بکارگیری فهم خود» صرفنظر از احساسات و قید و بندها و نهادهایی اجتماعی بود، هگل با رد اندیشه کانت رهیافت کاملا متفاوتی را در باره آزادی پیش کشید. در زیر به رهیافت هگل در باره آزادی نیز خواهیم پرداخت. بطور کلی بخش مهمی از آثار فکری و فلسفی هگل در کوشش برای مقابله و رد نظرات کانت نوشته شده است.

از اینرو بسیاری از متفکران از منظر امروز آثار او را همچون یک گسست جدی از دوران روشنگری میدانند. بویژه وی را از این جهت که اندیشه هایش مورد سوه استفاده نیروهای فاشیستی و توتالیتر قرار گرفته است، نکوهش می کنند.اما باید بیاد داشت که یکی از شگفتی های اندیشه های هگل آن است که نفوذ گسترده ای در میان همه ایدئولوژیها و اندیشه های مدرن از محافظه کاری گرفته تا فاشسیم و سوسیالیسم و مارکسیسم بجا گذاشته است و هر یک از این ایدئولوژیها بخش هایی از اندیشه ها و آموزه های او را مورد توجه قرار داده و به کار خود گرفته اند.


هگل درست برخلاف کانت مفهوم آزادی را در این میداند که: «انسان قادر به تمیز میان خیر و شر و کاربرد عقل در چارچوب و در همسویی کامل با ارزشهای جامعه و نهادهای اجتماعی گردد». چنین برداشتی از آزادی در واقع همسو با اندیشه های سیستماتیک هگل در باره دیگر مفاهیم فلسفی و تاریخی است. بنابراین فلسفه هگل شامل یک سیستم کلی است که در آن همه پدیده ها از منطق اندیشیدن تا اصول قانون اساسی همچون بیانهای گوناگون یک اندیشه بنیادی واحد در نظام هستی تلقی میشود.

هگل در سال ۱۸۰۷ کتاب معروف خود فنومنولوژی روح (پدیده شناسی روح) را نوشت و اثر دیگر خود به نام علم منطق را سالهای ۱۸۱۳–۱۸۱۶ منتشر کرد. او در این آثار به اثبات «قدرت قاهره عقل» می پردازد که یکی از اهداف آن در واقع جدل با اندیشه های کانت و رد نظریه «سنجش خرد ناب» است.

بهرحال عده زیادی از نام آور ترین اندیشه ورزان قرن نوزدهم و بیستم به مباحث هگل و بویژه تاویل او از روند تکامل توجه کرده اند. پیروان و شاگردان هگل را معمولا به دو دسته تقسیم می کنند. گروه اول موسوم به «هگلیان پیر» یا «هگلیان راست» اند که در میان آنها کسانی همچون هنریش، گابلر و گوشل قرار دارند و تفسیری محافظه کارانه از هگل ارایه می کنند. وجه مشخصه هگلیان راست این است که با برداشت هگل درباره ضرورت ایجاد یک دولت ملی با ثبات و مقتدر برای انجام اصلاحات اجتماعی همسو بودند و همچنین با قرائت او از حکومت پروس همچون یک دولت عقلایی و یک جامعه درست توافق داشتند.


گروه دوم موسوم به «هگلیان جوان» یا «هگلیان چپ» اند که در میان آنها علاوه بر مارکس که خود را شاگرد هگل نامید، میتوان از کسانی چون داوید اشترائوس، لودویگ فویر باخ، برادران باوئر و آرنولدروگه نام برد. هگلیان چپ برداشت های هگل از روند تاریخ و نیز انتقادات فرهنگی و اجتماعی و شیوه اندیشه او را پی گرفتند. باید در نظر داشت که بسیاری از انتقادات فرهنگی و اجتماعی هگل نه در کتاب «فلسفه حق» او بلکه در کتاب «پدیده شناسی روح» پیش کشیده است. مارکس و انگلس از اندیشه های او برای فرمولبندی کردن و تدقیق تفکر خود کمال سود را بردند.


هگل در مقدمه کتاب «پدیده شناسی روح» می نویسد: « درک این نکته دشوار نیست که دوران ما زمانه زایش است و مرحله گذار به دورانی تازه . روح از جهانی که تاکنون در آن به سر می برد و از تصورات تاکنونی خود، گسسته و می خواهد که آن را به گذشته بسپارد و در گیر دگرسانی خویش است….روح در پرورش خویش به آرامی و با کندی شکل تازه را می پذیرد و ساختار جهان کهن خود را محو می کند، جهانی که وضعیت متزلزل آن صرفا با نشانه های تک افتاده ای به چشم می آید.»

به این ترتیب هگل از فلاسفه بزرگ دوران مدرنیته است که فلسفه را به مباحث تجریدی محدود نمی کند و آن را به صورت گسسته از واقعیت دوران بازنمی شناسد. هگل همچنین سرچشمه دوران تازه را که نوید آنرا به شکل «نورجهان تازه» میدهد، خودآگاهی می داند. از نظر هگل چنانکه خواهیم دید آزادی تنها موقعیتی نیست که انسان به خواست خود عمل می کند، بلکه این موقعیت ابژکتیو با حالتی ذهنی یا سوبژکتیو باید همراه باشد. به باور هگل آزادی را باید در گستره ی خود آگاهی انسان جستجو کرد. آزادی به قلمرو مطلق تعلق دارد، اما محدود به آن نمی شود، بلکه در هرلحظه تاریخی نیز جلوه میکند.


لازم به یاد آوری است که هگل تا سال ۱۸۱۶ در موضع مخالف دولت پروس بود، ولی سپس با نوشتن مقاله ای تحت عنوان « دولت پروس بویژه بر مبانی عقلایی قرار دارد» تغییر نظر داد. کتاب فلسفه حق او پس از این تجدید نظر نوشته شده است.

تاویل تاریخ از دیدگاه هگل

هگل اندیشمندی چند سو نگر و پرکار بود. اما یکی از مهمترین ویژگیهای هگل نه در آثار فلسفی بلکه در روش و متد فکری اوست. زیرا او درک و فهم تاریخ را موضوع کاوش اصلی خود قرار داده بود و بدین منظور روش کار و مطالعه او برای درک تاریخ اهمیتی بسیار بیشتر از آموزه های فلسفی او دارد. هگل معتقد است که: «دانش و عقل فرازمانه وجود ندارد و تنها نقطه ثابت فلسفه، خود تاریخ است». هگل مبانی دانش برای هر نسل را امری گذرا و متغیر میداند و لذا به حقیقت جاودانی باور ندارد. به باور هگل: « تاریخ همچون رودخانه است. هر جنبش کوچکی در نقطه معینی از آب در واقع حاصل امواج و پیچ و تابهایی است که در بالای رودخانه رخ داده است. اما این جنبش های کوچک درست از جایی برمیایند که در آن سنگها و خمیدگیهای رودخانه واقع شده است.» از اینرو هگل تاریخ را «روندی رو به پیش» می انگارد که در آن «روح جهان» رو به تکامل و اکنشاف دائمی است و با حرکت آن به پیش، بر آگاهی و معرفت انسان افزوده می گردد. هگل با مطالعه روند تاریخ به این دریافت رسید که عقلانیت و آزادی محصول سیر تاریخ رو به جلوست.

 چرا که روند تاریخ هدفمند است. یکی از مهمترین یافته های هگل در باره روند تاریخ تاکید بر تضاد همچون منشا هر حرکت و هر حیاتی است. رویکرد او در تبیین روند تاریخ یک مدل مثلثی و زنجیره ای است که مولفه های آن عبارت از حکم (تز) ضد حکم (آنتی تز) و جمع حکم (سنتز) است. به باور هگل از برخورد تز که افکار و ایده های گوناگون درباره منطق، فلسفه و روح و سنن است با آنتی تز که افکار و برداشتهای جدل آمیز علیه اندیشه های پیشین می باشد، سرانجام اشکال تحول یافته تری از ایده ها تجلی می یابند که آنرا سنتز می نامد. هگل در توجیه مدل تضاد اندیشی خود یاد آور میشود که: «چون واقعیات سرشار از تضادهاست، لذا توضیح آنها نیز باید مبتنی بر تضاد باشد».


اگر بخواهیم این روش دیالتیکی هگل را بر روند تکامل اندیشه بکار بریم میتوان چنین گفت: اندیشه عقلی دکارت که بدینگونه فرموله شد: «می اندیشم، پس هستم » تزی بود که در پایان دوره رنسانس مطرح شد. سپس هیوم با طرح نظریه تجربه گرایی، آنتی تزی در برابر تز دکارت بر کشید. اما جدال میان دو تاویل فوق سرانجام با پیدایش کانت با این سنتز منجر شد که عقل گرایان در موارد زیادی درست می گویند، اما تجربه گرایان نیز در مواردی. به عقیده کانت هم دکارت و هم هیوم در مواردی حق داشتند و در مواردی در اشتباه بودند. اما یافته های کانت پایان تاریخ نبود، بلکه نقطه حرکت تازه ای در زنجیر اندیشه های فلسفی بود. هگل در واقع با پیش کشیدن نظریات دیگری به مقابله با اندیشه های کانت پرداخت. در واقع از منظر هگل بازیافتهای کانت تزی بود که از سوی آنتی تز های هگل زیر پرسش قرار گرفت. بنابراین از این جدال ها و تضادهای فکری و فلسفی است که روند اندیشه تکامل و رشد می یابد.


در واقع کوشش اصلی هگل معطوف به این بود که برای تشریح و توضیح روند تاریخ یک الگوی تازه بیافریند. در این کوشش هگل سرانجام به یافته های تازه ای رسید که به گفته او «رشته های معرفت» می باشند که تجلی «روح مطلق» اند. در واقع هگل مدل خود درباره فهم تاریخ را به دیگر عرصه های فلسفه و منطق و روح شناسی نیز تعمیم داده است. به باور هگل همین «روح مطلق» مهمترین امکان دستیابی به حقیقت است. هگل بخش بزرگی از جهانی را که ما در آن زندگی می کنیم، یعنی تمام محیط اجتماعی ما و حتی برخی از جنبه های محیط طبیعی را متاثر از ذهن می بیند و آنرا «ذهن عینی» می نامد. منظور هگل از ذهن عینی، ذهن مشترک همه نسلهای بشری است. نهادها، عرف اجتماعی، علوم و خود زمان نمونه هایی از این دستاوردهای مشترک ذهن عینی است.

هگل بصیرت فلسفی خود را در چند مرحله از زندگی اش تکامل داد، اما این تکامل روندی منسجم بود که مبتنی بر بینش تضاد اندیشی او بود. هگل هستی انسان را بر اساس تضاد توضیح میدهد، اما تعداد تضادهایی که در هستی انسان وجود دارد مانند تضاد ماده و روح ، طبیعت و انسان، اندیشه و واقعیت، آگاهی و وجود، عقیده و فهم، آزادی و ضرورت و عقل و احساس بی شمار است. هگل همه این تضادها را به جدایی میان عین و ذهن تعبیر می کند و رسالت تاریخی فلسفه را تجزیه و تحلیل دقیق این تضادها و نشان دادن امکان جمع و یگانگی آنها میداند.

جوهر اصلی اندیشه هگل در باره اصول نیک و بد نیز تحت تاثیر اندیشه تاریخی اوست. لذا معتقد است که آنچه امکان ادامه حیات می یابد فی نفسه دارای حق است. به عبارت دیگر عقلانیت آنچیزی است که حق وجود و حیات می یابد. این دریافت به شکل معکوس آن عبارت از این است که آنچه بد و شر است مغلوب می شود و امکان حیات در دراز مدت را ندارد.


 تاویل هگل از روند تکامل و تاریخ در کل جهان برانگیزنده تفکر و رهیافتهای مهمی گردید. یک نمونه تاثیر هگل بر متفکران بعدی بدعت گذاری او درباره طبقه بندی کردن گفتمان تمدن بر اساس دین است و برای نخستین بار آرنولد توین بی بود که تمدن غرب را «تمدن مسیحی» نامید. بعدها بویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم آرنولد توین بی با الهام از هگل تمدنها را بر اساس تعلقات دینی به تمدنهای هشت گانه تمدن مسیحی، تمدن اسلامی، تمدن کنفوسیوسی ، تمدن ارتودوکسی – اسلاو، تمدن هندی ، تمدن امریکای لاتین و تمدن افریقایی تقسیم بندی کرد. البته توین بی از هرگونه ارزشگذاری درباره این تمدنها می پرهیزد و او تنها این اصل هگلیان و نظریه ماکس وبر را در نظریه خویش بسط داد که تمدنها را بر اساس باورهای دینی مردم تقسیم بندی کند. در دوران اخیر و پس از فروپاشی شوروی سابق و پایان جنگ سرد هانتینگتون با الهام از تقسیم بندی توین بی ، کتاب بسیار معروف و پرفروش «رویارویی تمدنها» را نوشت ، اما آنرا به یک نظریه سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل کرد و به این نتیجه رسید که قرن بیست و یکم قرن رویارویی تمدن غربی با تمدن اسلامی و کنفوسیوسی است. هانتینگتون به امریکا توصیه می کند که چالشهای آینده بین غرب از یکسو و تمدنهای اسلامی و کنفوسیوسی از سوی دیگر خواهد.


فلسفه حق و درک از آزادی

هگل اصلی ترین اندیشه های سیاسی خود را در کتاب معروفش به نام «خطوط اساسی فلسفه حق» که در سال ۱۸۲۱ انتشار یافت، فرمولبندی کرده است. در این کتاب هگل بطور مفصل اندیشه های خود در باره زمامداری، حقوق اجتماعی و سیاسی و آزادی را توضیح داده است. واژه «حق» در تیتر کتاب به دو معنا بکار رفته است. در موارد زیادی مراد هگل از «حق» مفاهیم هنجاری و بینشی یا «چگونه باید بودن» است. اما در موارد دیگری واژه «حق» به معنای حقوقی و نظام نامه ای کلمه بکار برده شده است. فلسفه حق از این مباحث تشکیل شده است: پیشگفتاری درباره علل نگارش کتاب، توضیحاتی درباره مفاهیم بخردانگی، واقعیت و فعلیت ، توضیحاتی درباره مفهوم فلسفی «حق» که در آن روشن می کند که فهم فلسفه حق ما را به مباحث مهم سیاست و اخلاق می کشاند، فصلی درباره حقوق تجریدی ، فصلی درباره اخلاق، فصلی درباره خانواده ، عشق ، ازدواج، حقوق خانواده ، آموزش کودکان و تفاوت جنس ها، فصلی درباره جامعه مدنی، فصلی درباره دولت و قانون اساسی و قوه قانونگذاری.

بنابراین کتاب «فلسفه حق» هم بیان موقعیت تازه سیاسی و اجتماعی انسان مدرن است و هم دولتهای بر آمده از انقلاب و مبتنی بر حقوق سیاسی شهروندان و قرارداد اجتماعی. لذا طبیعی است که در آن دوران این کتاب نکات و مسایل تازه زیادی را به همراه داشت. از جمله این برداشت که میان دولت و جامعه مدنی باید تمایز اساسی قائل بود و یا حقوق فردی شهروند و آگاهی ابژکتیو انسان اهمیت زیادی در جامعه مدرن دارد، حاوی نکات کلیدی فراوانی است.


هگل در مقدمه کتاب «فلسفه حق» می نویسد: « وظیفه فلسفه فهم آنچه هست، می باشد، زیرا آنچه هست یعنی خرد. تا آنجا که به فرد مربوط میشود، هرفردی در هر صورت فرزند زمان خویشتن است. از همین رو فلسفه یعنی زمانه فلسفه، به صورتی که در افکار فهم شده است. این تصور که فلسفه می تواند از جهان معاصر خود فراتر رود، به همان اندازه ابلهانه است که تصور کنیم فردی می تواند، از زمانه خود، بپرد. اگر نظریه او از زمانه او فراتر رود، اگر این نظریه برای خود دنیایی ، بدان گونه که باید باشد، بسازد، این نظریه ، بی گمان وجود خواهد داشت، اما تنها در درون عقاید آن فرد یعنی فضایی انعطاف پذیر که در آن تخیل میتواند هر چه راکه می خواهد بنا کند.» بنابر این یکی از باورهای کلیدی هگل که در کتاب فلسفه حق نیز تکرار شده است این است که : « آنچه واقعی است بخردانه ، و آنچه بخردانه است واقعی است.»


از همان ابتدای کتاب «خطوط اساسی فلسفه حق»، مفهوم آزادی مورد توجه اساسی هگل قرار گرفته است و تحلیل مفصلی درباره آن ارائه شده است. هگل می نویسد: «اساس حق عبارت از اراده آزاد فرد می باشد که آزادی جوهر آنرا تشکیل میدهد و نظام حقوقی جامعه آنرا متحقق می سازد». این عبارت هگل در واقع شامل چند فرضیه مهم است. اولا این حکم ناظر بر این است که امکان انتخاب آزادانه شیوه زندگی از نظر هنجاری یک انتخاب فلسفی است. بدون امکان آزادی انتخاب عملا داوری درباره درست و نادرست بی معناست. ثانیا توجه به امر آزادی نقش تعیین کننده ای در چگونگی برآمد نهادهای سیاسی و حقوقی جامعه دارد. این نهادها باید به گونه ای سازماندهی شوند که امکان تحقق آزادی وجود داشته باشد. ثالثا نظام حقوقی جامعه موظف به تضمین آزادی شهروندان است.

از دید هگل مسئله مرکزی عصر جدید آگاهی است. و هر مرحله از تاریخ گام جدیدست برای کسب آگاهی انسان. اما چگونه این آگاهی پدیدار می شود؟ به نگاه هگل این آگاهی اساسا” فردی است و بخودی خود بوجود نمی آید، بلکه در رابطه با دیگری پدید می آید. به نگاه هگل رابطه با دیگری اساسا” رابطه ای موزون میان افرادی دارای تساوی نسبی یا کامل نیست. رابطه با دیگری اساسا” و تاریخا” رابطه ای نابرابر و ستیز انگیز است. ستیز میان انسانهای نابرابر. این ستیز میان انسانهای نابرابر به دید هگل به توسط سمبل ها یا نمودهای “سرور” و “برده” ترسیم و در پدیدارشناسی ذهن مطالعه شده است.

تسهیل آگاهی، تسهیل آگاهی از خود است و این تنها از طریق تحقق به تمام و آزادانه خود و فردیت خود متحقق می شود. و این تحقق تنها از طریق مبارزه و ستیز شکل می گیرد. آگاهی در “من” پدیدار نمی شود مگر در رابطه با دیگری. کشف بزرگ هگل در پدیدارشناسی عبارت می شود از اینکه اساس جهان بر دو بخش متضاد استوار است: یکی انسانی که وابسته به کار خود است و به آن صورت که کار تمامیت وجود و زیست وی را تعیین می کند: این برده است. دیگری انسانی است که حاصل کار دیگری را از آن خود کرده است. و این سرور است. بنابراین برده اصولا کارکن یا “کارگر” است. او بر روی اشیاء کار میکند. اشیایی که اساسا” از آن وی نیستند.

لیکن سرور، صاحب آن چیزها و اشیاء است، بدون آنکه اساسا” بر روی آنها کار کرده باشد. به عبارت دیگر، برده از طریق وجود خود و نوع زیست خود مانع آن می شود که سرور به جنبه منفی چیزها (اشیاء – کالا) برخورد کند. سرور چیزها را همچون ماحصل کار دیگری دریافت می کند و در می یابد که آن چیزها ازآن اوست بدون آنکه ماحصل کار او باشند. به عبارتی سرور درمییابد که گویا او به تمام و کمال صاحب استقلال فردی نیست (یعنی وجودی در خود ندارد)، بلکه به عبارتی وابسته به دیگری است، زیرا در عمل به کار دیگری وابسته است. لیکن برده نیز میداند که به کار خود و به سرور وابسته است. بنابراین به همان شکل که برده به کار خود، به ماحصل کار خود و به سرور وابسته است، سرور نیز به کار، ماحصل کار و بنابراین به برده وابسته است. هگل می گوید: “هرطرف مطلع شده است که اساس وجود هریک در دیگری نهفته است، که هرکدام حقیقت خود را در دیگری می داند”.

این ستیز میان برده و سرور دو روی لازم و ملزوم حرکت روح و حرکت تاریخ در زبان و فلسفه هگل است. و این وضعیت مرتبط است با تعریفی که هگل از آزادی بدست می دهد. آزادی چیست؟ در نگاه نخست آزادی نوعی خودکفایی است، نوعی استقلال درون نسبت به هرنوع پدیده و و جود خارجی است. لیکن چون این امر در عمل امکان پذیر نیست، آزادی نخست و در گام اول تنها در ذهن پدید می آید. در این مرحله نخستین عمل معیار آزادی نیست، بلکه آگاهی معیار آزادی است. نوعی رفتار منفی نسبت به دیگران، نوعی نفی جهان یا نفی دیگری در اینجا دیده می شود، که خود گامی به سوی آن آزادی است که در آگاهی شکل می گیرد.

درکذشت هگل

بنابراین آزادی نخست در ذهن پدیدار می شود، که هگل از آن بعنوان تفکر ناب نام می برد. هگل گفت: “انسان از آنرو آزاد است که فکر می کند”. با اینحال آزادی در ذهن تنها نخستین گام به سوی “آزادی واقعی” است. دومین گام آزادی زمانی پدیدار می شود که انسان آزادی ذهنی و تجریدی را رها می کند. هگل می گوید: در این مرحله “رفتار منفی نسبت به دیگری به رفتار مثبت متحول می شود”. اگر آدمی تاکنون فقط نگران خود و استقلال خود بود، اکنون وی به کشف جهان و هستی واقعی (زیست اجتماعی) نائل می شود. اما سوژه آگاه در این مرحله از طریق تحول “من” به “ما” به مرحله آزادی واقعی می رسد. “ما” همچون صفتی نمادین در واقع نتیجه مبارزه برده و سرور است.

در نظر هگل، دو مرحله در کسب آگاهی انسان موجود است. مرحله آگاهی ساده که اساسا” ماحصل ذهن است و در نفی جهان و دیگری شکل می گیرد. و سپس مرحله بعدی که در آن آزادی عملی نطفه بسته و ظهور می یابد. تحقق عملی آزادی با دریافت ذهنی آن و ضرورت کسب آن دو مرحله جدا است. اما هرگامی برای تحقق عملی آزادی از مرحله دریافت ذهنی آن عبور می کند. نمی توان به کسب آگاهی در عمل اقدام کرد بدون آنکه آزادی نخست در ذهن تفهیم شده باشد.

بنابر این نوعی ضرورت، “نوعی ضرورت مرحله ای” در اینجا حاکم است. یک مرحله لازم است برای مرحله دیگر، به شکلی که یکی بدون دیگر پدید نمی آید. به شکلی که اگر دومی پدید آمد و به طور واقعی پدید آمد و به طور بنیادین از مرحله نخستین گذر کرد، هیچ امکانی برای گذر به مرحله پیشین وجود ندارد. به عبارت دیگر اگر آگاهی در ذهن مفهوم شد ، دیگر امکان رفع و نفی آن موجود نیست. در همینجاست که می توان به مسئله عدم بازگشت همچون پدیده ای تاریخی اندیشید.


چنانکه ملاحظه میشود فرمولبندی فلسفی هگل درباره آزادی حالتی تجریدی و نسبتا پیچیده دارد. برای هگل آزادی یک موضوع مرکزی تفکر سیاسی و فلسفی است و کسب آزادی در پرتو رشد جامعه از انگیزه های اساسی اوست. او می نویسد: « تاریخ جهان چیزی نیست مگر افزایش آگاهی درباره آزادی» و کوشش فلسفی خود را نیز گام مهم دیگری در همین راستا می شمرد. او اضافه می کند که : «ما چرائی تاریخ را هم درباره آنچه اتفاق افتاده و هم چگونگی رابطه خود با مسایل زمان حال را تنها از طریق درک معنای آزادی درخواهیم یافت.»


اما معنای آزادی چیست؟ هگل پاسخ های متعددی به این پرسش دارد که یکی پس از دیگری پیش می کشد. هگل در تشریح مفهوم آزادی قرائتهای چهارگانه ای را پیش می کشد که طبق مدل عمومی اندیشه او – در منطق و فلسفه– از ناقص به کامل فرا می روید. برداشت هگل از مفهوم آزادی تحت تاثیر نظریه او در باره تاریخ است. بطور کلی هگل تاریخ را حرکت روح میداند که از «هستی در خود» (ناخودآگاه) به جانب «هستی برای خود» (خود آگاه) سیر می کند. به نظر هگل فلسفه تاریخ فلسفه تحقق آزادی است. زیرا: «حرکت روح تاریخ به جانب خود آگاهی است و خود آگاهی، آزادی از ضرورت کور است».


اولین قرائت هگل از آزادی با طرح مفهوم «آزادی منفی» شروع می شود. مراد او شرایطی است که انسان از هرگونه دغدغه های درونی نظیر نیازها، آرزوها و هیجانات و نیز هر گونه دغدغه های بیرونی نظیر قوانین و نهادهای اجتماعی بطور کامل فارغ است. هگل بعنوان نمونه پیروان دین بودا را مثال میزند که آزادی را در گسست از همه التهابات، تمناها و احساسات و بطور کلی خارج از همه دغدغه های داخلی و خارجی و قوانین و شرایط اجتماعی جستجو می کنند. زیرا بودائی ها خود را از هر نوع نیاز، گرایش، تمنای درونی و هرگونه قید و بند اجتماعی رها کرده اند. هگل تحقق چنین آزادی منفی در جامعه را مورد انتقاد قرار میدهد و آنرا «تخریب گر» می نامد.


هگل سپس دومین برداشت از آزادی را پیش می کشد که نه همچون برداشت نخست «کمیاب» و «منفی» بلکه پدیده ای رایج میان انسانهاست. در این مفهوم انسان آزاد کسی است که طبق میل خویش و در راه امیال فردی رفتار می کند. در این حالت نیازها، احساسات و التهابات، گرچه همچون کشش ها و ضرورتهای کور نیستند، اما نقش مهمی در رفتار انسان بازی می کند. در این حالت خواست آزاد انسان تعیین کننده آن است که کدام یک از گرایشهای درونی پیش کشیده شوند و کدام یک پس زده شوند. اما در تحقق این خواست آزاد عوامل تعیین کننده عبارت از اوضاع لحظه و التهابات ناگهانی اند و هگل تاکید می کند که: « آنچه خواسته شده است میتواند مورد اجتناب قرار گیرد.»

 هگل در استدلال خود در باره چنین برداشتی از مفهوم آزادی در ادامه آنرا «آزادی ذهنی» و یا «آزادی رسمی» می نامد. مراد او شرایطی است که فرد انسانی مستقل از عینیت و صرفنظر از وجود دیگران دارای دیدگاه و معرفت گردیده است. اما تاکید می کند که این مرحله هنوز آزادی واقعی نیست. زیرا «آزادی حقیقی هنگامی کسب می گردد که تمناها و تقاضاهای طبیعی انسان در یک نظام عقلایی قرار داده شود». در این وضعیت عوامل بیرونی و درونی نظیر احساسات و اوضاع واقعی بر رفتار آدمی چیره می گردد. کوشش در قرار دادن تمناها و احساسات در یک چارچوب عقلایی به معنای آن است که انسان از هیجانات و احساسات خام و نیاندیشده دوری جوید و بکوشد که انگیزه های عقلایی را در رفتار خود غالب کند. هگل با این توضیحات در صدد اثبات این نظریه است که آزادی واقعی، به مراتب بسی بیش از این است.


سومین قرائت هگل از آزادی دارای نزدیکی های بسیاری با اندیشه شعور تجربی کانت است. هگل از کوشش در راه ارتقا انگیزه های انسانی از وضعیت لحظه ای و گذرا به «سطح جهان گستر» سخن می گوید. در این مفهوم از آزادی، انسان دیگر تحت تاثیر عوامل احساسی و طپش ها و هیجانات لحظه ای نیست بلکه خطوط رفتار آدمی بر اساس تعقل و تامل و مقایسه و ارزیابی و سنجش نیک و بد صورت می گیرد. لذا این درک از آزادی «مقطعی است که آزادی و خواست آزاد انسان بر اساس اندیشه و عقل و معرفت بنیان گذاشته میشود.» در اینجا هگل به «تجربه شعور» انگشت می گذارد و می گوید که «مقام آن از تجارب عادی بسی بزرگتر است و تجربه گر را به نتیجه مشخص میرساند.»

در واقع ارتقا انگیزه ها و رفتار انسان به «سطح جهان گستر» از طریق هدفمندی رفتار انسانی و حرکت بسوی اهدافی است که تشخیص و حقانیت آنها برای همگان قابل شهود است. «اراده جهان گستر» دیگر متاثر از رویدادهای تصادفی و یا احساسات زود گذر نیست، بلکه از نگرش انتقادی و تعمق بر نیازهای طبیعی و هیجانات حاصل میشود. چنین تعمقی ریشه در ملاحظات و محاسبات جدی بر غرایز و کشش های گوناگون و مقایسه نتایج و عواقب رفتار آدمی دارد. بنابراین هگل تاکید می کند که: «چنین سنجش و تعمقی پیش شرط اساسی آزادی واقعی است.»


هگل در توضیح این برداشت از آزادی بر دو موضوع اساسی یعنی اخلاقیات (اتیک) و ذوقیات (استه تیک یا زیبائی شناسی) تاکید ویژه می کند. به باور هگل رفتار آزاد در همسویی کامل با شناخت از نیک و بد و درست و نادرست قرار دارد. لذا می گوید: «حقیقت این است که فرد از طریق شناخت وظایف و توجه به اخلاقیات خود را آزاد می کند.» با چنین شناختی فرد انسانی دیگر توپ بازی نیست که میان احساسات و طپش های طبیعی بچرخد. لذا شناخت و شعور تجربی سبب رهایی انسان از ذهن گرایی می گردد. بنابراین رفتار بر اساس باور و معرفت نسبت به آنچه انسان باید انجام دهد، منجر به تسلط بر روند زندگی و نیز جهت گیری روشن و مشخص می گردد.


از عقلانیت تا واقعیت اخلاقی


به باور هگل اما وظایفی که از طریق انجام و پای بندی به آنها به دستیابی به آزادی منجر میشود، گوناگون اند. برخی از آنها اخلاقی و مبتنی بر ارزش گذاری فردی و تشخیص درست و نادرست از یکدیگر است. برخی دیگر اما مبتنی بر ارزشها و قوانین موجود اجتماعی اند که بشر در آن می زید. برای آزاد زیستن لاجرم نیاز به تعلق آدمی به جامعه ای است که قوانین و ارزشهای آن مبتنی بر نظامی عقلایی باشد. بنابراین وجود جامعه ای عقلایی پیش شرط ایجاد توازن و تعادل میان فرد انسانی و اجتماع است.


بنابراین برای آزاد زیستن نیاز به جامعه ای است که آدمی بدان تعلق داشته باشد و به ارزشها و قوانین آن از منظر عقلایی وابستگی داشته باشد. چنین وضعیتی است که موجب ایجاد توازن میان فرد و جامعه میشود. آن نتایجی که انسان بطور مستقل درباره نیک و بد بدست آورده است باید از منظر قوانین و ارزشهای جامعه نیز مورد تایید قرار گیرد. بعبارت دیگر آنچه انسان بطور فردی از قوانین و نهادهای جامعه انتظار دارد، در تجربه زندگی جمعی نیز باید بتواند بر آورده شود. جوهر مفهوم آزادی با اصول حقوقی حاکم بر جامعه باید همخوانی داشته باشد. بدین ترتیب بنا به تاکید هگل اصول حقوقی حاکم بر جامعه و نهادهایی که بر اساس آنها ایجاد گردیده است، عبارت از «آزادی همچون اندیشه» است.


چهارمین و واپسین برداشت هگل از مفهوم آزادی نتیجه و ادامه برداشت فوق از آزادی است. بنا به تاویل هگل آزادی «عنصری از مفهوم کلی» است که در واقعیت جامعه پاسخ یافته است. این بدان معنی است که تکامل ایده آزادی همچون روندی چند سویه است که فرجام آن در ساختار خانواده و زندگی اقتصادی و حضور نهادهای حکومتی مشهود می گردد. آزادی که نطفه آن در عقل فرد منعقد شده است، در واقعیت عینی در نهاد خانواده، حیات اقتصادی و نهاد حکومتی به گونه ای جمعی تحقق می یابد. حیات اخلاقی که غنی ترین تجلی ممکن از هستی انسانی است، در حلقه ای میان خواست عقلایی فرد و دنیای بیرونی وی موجودیت می یابد. به تاویل هگل این تجلی «مشخص» همان آزادی است. در این نظم اخلاقی است که آزادی همچون «شئی» و نیز همچون واقعیت و ضرورت و نیز خواستی عینی موجودیت می یابد.


هگل تاکید می کند که اخلاقیات تنها یک جنبه از حیات اخلاقی است. یک جنبه دیگر آن وجود اصول عقلایی در نهادهای مشخص اجتماعی است. آزادی واقعی مستلزم قوانین، راهکارها و سازمانهایی است که اصول جهانشمول نیک و بد را از هم تمیز دهند و اصول نیک را متحقق سازند. از اینرو تاکید می کند که: «حقوق ذهنی افراد هنگامی تحقق می یابد که به اخلاقیات واقعا موجود تعلق داشته باشند و آگاهی بیابند که آزادی آنها در چنین عینیتی تامین می گردد. باری در چنین اخلاقیات واقعی است که فرد موجودیت خویش و ذات همگانی خود را بازمی یابد.» به زبان ساده تر هگل بر این باور است که مفهوم آزادی در عینیت واقعی عبارت از این است که: « فرد، شهروند جامعه ای است که حکومت آن مبتنی بر قوانین خوب است.»

اما منظور هگل از واقعیت اخلاقی چیست؟


هگل در تشریح «واقعیت اخلاقی» بر سه رکن تاکید می کند: خانواده، جامعه مدنی و یک حکومت مبتنی بر قوانین درست. در باره نقش اخلاقی خانواده هگل می گوید: «روابط خانوادگی پیوندی است که اعضای آن دیگر فقط برای خود نیستند بلکه اندیشه و عملشان جزئی از یک کل ارگانیک است.» هگل مفصلا توضیح میدهد که وجود خانواده پیش شرط همپیوندی جامعه است. زیرا خانواده محصول روندی است که فرد انسانی در نتیجه آن به اشتراکی پایدار کشانده میشود. در واحد خانواده اعضای آن در چنان پیوند درونی قرار می گیرند که هرگز فردیت خود را مبنای اندیشه و رفتار فردی قرار نمیدهند.


درباره رکن دوم واقعیت اخلاقی یعنی جامعه مدنی هگل مسائلی نظیر فعالیت اقتصادی و قوانین و مقررات حاکم در زندگی شهری را پیش می کشد. اگر رکن اول یعنی خانواده بر کشش و پیوندهای عاطفی استوار است، رکن دوم یعنی جامعه مدنی بر روابط اقتصادی و حقوقی پیرامون آن استوار است. در تشریح جامعه مدنی هگل از «تنوع پایان ناپذیر» نظام داد و ستد اقتصادی و تبلور طبقات اجتماعی در آن سخن می گوید. هگل بر مبنای بحث آدام اسمیت به رقابت تام میان شهروندان نیز تاکید می ورزد. از توضیحات مفصل هگل پیداست که او پیوند اعضای جامعه در شبکه پیچیده اقتصادی و حقوقی و منجمله شکل گیری طبقات اجتماعی را از عوامل همپیوندی اجتماعی و آگاهی فرد نسبت به اشتراکات آن با با دیگر گروههای اجتماعی می شمرد.

اما او همواره بر نیاز به قوانینی که این روابط و پیوندها را بر مبنای عقلانیت شکل دهد، تاکید می ورزد. تاکید هگل بر حاکمیت و نظارت قانون و نقش تعیین کننده دولت قانونی بر فعالتهای اقتصادی و تولیدی جامعه مدنی، بدون اینکه نیازی به محو مالکیت خصوصی باشد، به گونه ای است که جان الستر او را اولین نظریه پرداز سوسیال دمکراسی می نامد. زیرا هگل تاکید زیادی بر چارچوب قانونی و حقوقی فعالیت های اقتصادی و تولیدی و جلوگیری از آسیب رسانی اقتصاد بازار و مالکیت خصوصی بر مردم و بویژه بر بیکاران دارد. هگل می گوید: «در صورت عدم دخالت دولت در امور اقتصادی توازن رشد اقتصادی جامعه به خطر می افتد».
هگل به وجود مکانیسم های مختلف در جامعه مدنی اشاره می کند که وظیفه و کارکرد آنها همچون اصناف، پلیس و دادگاه کنترل رقابت می باشد.


سومین رکن واقعیت اخلاقی از منظر هگل عنصر زمامداری و حیطه دولت است. هگل در این باره بر دو جنبه درونی و بیرونی زمامداری تاکید می کند. جنبه بیرونی آن پیوندهای دولت با نهادهای گوناگون مشخص است. جنبه دورنی آن مربوط به رابطه آن با شهروندان است. هگل اما تاکید می کند که دولت بسی فراتر از دوجنبه فوق است و در حقیقت «روح ملت» است. او می نویسد: « دولت از آنرو روح ملت است که همزمان نه تنها بر اساس قانون اساسی حاکم و ناظر بر کلیه روابط درونی و بیرونی آن است، بلکه تشکیل دهنده اخلاق و آگاهی افراد جامعه نیز می باشد.» هگل دولت را یک ارگانیسم زنده میداند که اعضای پیکر آن شامل ارگانهایی همچون پارلمان، رژیم، نظام قضایی و نظام پادشاهی می باشد. اما کلید اصلی روابط میان این اعضای پیکر دولت را قانون اساسی تشکیل میدهد.

در پی تاکید اساسی بر قانون اساسی هگل بر نقش ویژه پارلمان انگشت می گذارد که ترکیب آن باید تجسم واقعی شهروندان و آحاد یک کشور باشد. تعریف پارلمان از نگاه هگل عبارت از این می باشد که: «میانجی میان رژیم و حیطه های گوناگون ویژه ای که همه افراد مجزای ملت را در بر گیرد». در این میان هگل تاکید ویژه ای برای جلوگیری از انعکاس منافع شخصی سیاستمداران و بویژه دستگاه سلطنتی بر روند تصمیم گیریهای سیاسی کشور می کند.


به این ترتیب رشته استدلالات هگل در کتاب «فلسفه حق» همچون زنجیر بهم پیوسته ای است که در آن آزادی فردی در رابطه نزدیک با وظایف ناشی از تعلق فرد به اشتراک (خانواده، جامعه شهری و دولت) قرار دارد. چنین رابطه ای البته مبتنی بر پیوند و اشتراکی عقلایی است. در واقع پیش شرط آزادی فردی و انسان آزاد و اندیشمند حاکمیت عقلانیت در نهادهای جامعه و اصولی عقلایی در این نهادها است که تشخیص دهنده درست از نادرست هستند.


 هگل با تاکید بر روح عینی و عقلانیت حاکم در خانواده و دولت، یک آنتی تز (ضد حکم) در برابر فردباوری پیش می کشد. او معتقد است که فرد جزئی ارگانیک از اشتراک است. بعبارت دیگر این افراد نیستند که جمع کل را شکل میدهند، بلکه کل است که فرد را می سازد. به باور هگل دولت چیزی بسی فراتر از فرد شهروند و حتی از جمع کل شهروندان است. این فرد نیست که خود را می یابد بلکه این روح جهان است که خودیابی می کند. این خودیابی روح جهان از طریق پیمودن سه گام بدست می آید. گام نخست روح جهان در خودیابی روح ذهنی است که در فرد تجلی می یابد. روح جهان در گام دوم به آگاهی فزونتر دست می یابد که در خانواده و جامعه و دولت متجلی است.

این آگاهی را هگل روح عینی می نامد چرا که نشانه هماهنگی و اشتراک انسانهاست. اما گام سوم که عالی ترین مرحله خود آگاهی روح جهان است در هنر، معرفت، ذوقیات و دین کسب می گردد. این خود آگاهی را هگل روح مطلق می نامد. اما والاترین پژواک خود آگاهی روح جهان، فلسفه می باشد که به گفته هگل آینه تمام نمای روح جهان است. هگل تاکید می کند که: «فلسفه عالی ترین اوج معرفت مطلق است که به تنظیم تمام مقولات می پردازد و در نتیجه علم علوم است.»


بطور کلی چنانکه دیدیم پاسخ هگل به پرسش اساسی او چندگانه است. زیرا بهرحال او تاکید می کند که خانواده با مرگ پدر و مادر و جدایی فرزندان از هم می پاشد. و لذا این نه در خانواده بلکه در امر دوم یعنی جامعه مدنی است که زندگی اخلاقی نو تحقق می یابد. از نظر هگل، نظام نیازها یعنی زندگی اقتصادی و نظام حقوقی مرتبط باآن در این قلمرو جا می گیرند. اما باید دانست که نظریه هگل درباره دولت مدرن، تاویلی فلسفی است برای به سامان آوردن تضادهای مدرنیته .


یکی از ضعفهای مهم کتاب «خطوط اساسی فلسفه حق» هگل کوشش نویسنده در علامت مساوی گذاشتن میان جامعه عقلایی و دولت عقلایی با حکومت وقت پروس است. از همین رو کتاب «فلسفه حق» به تشدید شکاف میان پیروان هگل منجر شد. زیرا دولت استبدادی که حقوق دمکراتیک شهروندان را ضایع کرده بود، در این کتاب همچون جلوه ایده آزادی طرح شد و بویژه نسل جوان رادیکال را سرخورده کرد. با وجود این هگل تا وقتی که زنده بود و آثار نوآورانه خود را منتشر می کرد، بطور کلی مورد توجه جوانان بود، اما اندیشه های سیاسی و دینی او مورد انتقاد قرار می گرفت.

آثار

هگل تنها چهار کتاب در دوران زندگی خود منتشر ساخت:

1. پدیدارشناسی روح (یا پدیدارشناسی ذهن)(Phänomenologie des Geistes): برداشت وی از فراگرد آگاهی از ادراک حسی تا دانش مطلق (۱۸۰۷)

2. علم منطق (Wissenschaft der Logik)

3. دایره المعارف علوم فلسفی (Enzyklopaedie der philosophischen Wissenschaften)

4. مبانی فلسفهٔ حقوق (Grundlinien der Philosophie des Rechts)

وی همچنین تعدادی مقاله به چاپ رسانده است.

آثار هگل به مشکل بودن مشهور هستند. برتراند راسل در تاریخ فلسفهٔ غرب وی را به عنوان یگانه مشکل فهم ترین فیلسوف معرفی می کند.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

زندگینامه فردریش هگل

The post مجله چهره ها: زندگینامه فردریش هگل + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۳ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 3 views

به گزارش مجله فیلم

روزنامه شهروند: «یک روز بعد از اینکه زلزله بخش‌هایی از کرمانشاه را خراب کرد من در حالی حساب بانکی‌ام را باز کردم که نمی‌دانستم اصلا کسی کمکم می‌کند یا نه.

بدون اینکه حتی افراد صدمه دیده از زلزله را دیده باشم احساس ارتباط و عشق زیادی نسبت به آن‌ها داشتم و می‌دانستم اگر به کرمانشاه بروم به زودی برنخواهم گشت. می‌خواستم با آن‌ها در آنچه با آن مواجه هستند یکی باشم.»

نرگس کلباسی را با یتیمخانه‌‌ای که در شرق هند برای نگهداری از دختران بی‌سرپرست ساخته بود می‌شناسیم. او که در زمان وقوع زلزله کرمانشاه در ایران به سر می‌برد، تصمیم گرفت تا با جمع‌آوری کمک‌های مردمی به بهبود شرایط در روستاهای زلزله زده کمک کند.

بانوی امید و آینه

«پویش یاران عشق» کار خود را در همان روزهای اول بعد از وقوع زلزله آغاز کرد و تنها در ١٠ ساعت اول بعد از اعلام جمع‌آوری کمک از طریق نرگس کلباسی، ١١٥ میلیون تومان کمک نقدی به حسابی که برای این کار افتتاح کرده بود واریز شد.

قصه خانه‌هایی که نرگس در روستاهای دور افتاده سرپل ذهاب می‌سازد و زندگی یک ساله او در این روستاها، گوش به گوش و دهان به دهان در مناطق زلزله زده کرمانشاه می‌چرخد و تحمل تلخی و اندوه زلزله را برای مردم داغدیده آسان‌تر می‌کند.

اولین دیدار

اولین مواجه‌اش با سرپل ذهاب، پنج روز بعد از زلزله بود؛ شهری پر اضطراب و غم‌زده که هنوز گرد و خاک آوار آسمانش را ترک نکرده بود.

شب‌های شهر با صدای شیون بازماندگان زلزله صبح می‌شد و کودکان بهت زده و ترسان از هر صدای بلند، از هر باد شدید و از هر باران و طوفانی شروع به گریه می‌کردند.

٢٦ آبان، نرگس زندگی خودش را در روستایی آغاز کرد که در آن حتی یک خانه هم از دست زلزله در امان نبود و صددرصد تخریب شده بود :«تصمیم گرفتم در روستای امام عباس بمانم و تا جای ممکن به مردم آن روستا کمک کنم.

بعد از مشورت با ریش سفیدان روستا فهمیدم با توجه به در پیش بودن سرما، بهترین کار تهیه کانکس برای اقامت موقت است.

به دوستانم در تهران سفارش کانکس‌ها در انواع مختلف شامل درمانی، سرویس بهداشتی و انبار و اقامتی به تعداد خانواده‌های روستا را دادم تا در اسرع وقت به روستا برسانند.

خودم هم مثل مردم روستا در چادر ماندم.» خیلی زود روستاهای دیگری هم به عنوان روستای هدف برای کلباسی و پویش یاران عشق اضافه شد و تا چند ماه پیش نامی از این روستاها برده نمی‌شد.

کلباسی از این روستاها به نام روستای شماره یک روستای شماره دو و … یاد می‌کرد تا از هجوم بی‌دلیل مردم به این روستا و اختلال در کار کمک رسانی جلوگیری شود.

نام اولین روستا یعنی امام عباس وقتی به میان آمد که بعد از توزیع کانکس‌ها توسط کلباسی، خیرین و افراد دیگر هم بدون اطلاع از وضعیت روستا کانکس‌هایی را به مردم آنجا اهدا کرده بودند و این موضوع باعث شد تا جمعیتی خارج از اهالی روستا برای اینکه بتوانند کانکس دریافت کنند به آنجا آمده بودند.

سرسره‌ها به روستا رنگ می‌پاچیدند

همزمان با تهیه کانکس برای روستاها، خبر آمدن وسایل بازی کودکان در روستا پیچید. بچه‌ها با شادی به طرف کامیون حمل وسایل می‌دویدند و ورود تاب و سرسره‌های رنگی را به روستای خود جشن می‌گرفتند.

کلباسی می‌گوید :«بچه‌ها آسیب‌پذیرترین قشر در اینگونه حوادث هستند. در این زلزله خانواده‌های بسیار زیادی داغدار شدند و سرمایه مادی زیادی از بین رفت. باید مراقب بود.

آسیب خوردن روحیه بچه‌ها می‌تواند سرمایه بزرگی را هم از فردای این کودکان بگیرد. لذا شادی و بازگشت بچه‌ها به زندگی در اولویت کارهای گروهی ما قرار دارد.»

بانوی امید و آینه

گروه‌های داوطلب هم کم کم از راه می‌رسیدند و در کانکس‌ بازی کودکان، برنامه‌های موسیقی و نمایش و قصه خوانی اجرا می‌کردند؛ موضوعی که موج هیجانش نرگس را هم گرفته بود.

کم کم زندگی به روستا بازمی‌گشت و از نشانه‌هایش، بوی نان تازه بود که در روستا پیچید؛ زنان روستا پخت نان را از سر گرفته بودند. کانکس‌های مرکز بهداشت و مدرسه هم از راه می‌رسیدند تا همه چیز به شکل قبل برگردد.

کلباسی می‌گوید :«افراد زیادی به روستا آمدند و قولی دادند و رفتند. می‌دیدم که مردم روستا منتظر هستند آدم‌هایی که به آن‌ها قول کمک داده‌اند برگردند و به قول خودشان عمل کنند.

حس انتظار برای رسیدن کمک چیز مفیدی نیست. به همین دلیل ما از خود مردم روستا خواستیم که به کمک ما بیایند و در فعالیت‌ها مشارکت کنند.

بسیار مهم است که مردم در کارها فعال باشند و به خودشان کمک کنند.» کار ساخت خانه‌ها که آغاز شد، مردان ده آستین بالا زدند و کار را شروع کردند.

هزار راه نرفته

باران و سرما، کار انتقال کانکس‌ها را با مشکل روبه‌رو می‌کرد. با این حال کسی دست از کار نمی‌کشید.

پس لرزه‌ها دست بردار نبودند و با هر پس لرزه تصاویر تلخ و ترسناکی برای مردم روستاهای زلزله زده تکرار می‌شد. کلباسی می‌گوید :«یک شب در روستا شایعه شده بود که قرار است زلزله بزرگی رخ دهد.

این مساله باعث وحشت اهالی روستا و به ویژه کودکان شده بود. به حدی که عده‌ای از ترس حتی حاضر نشدند در کانکس و چادر باشند و شب را در خیابان با پتو خوابیدند. همچنین حیوانات را از آغل‌ها خارج کرده بودند.

واقعا صحنه ناراحت کننده‌ای بود و نشان می‌داد چقدر خاطره تلخ زلزله در فکرشان نفوذ کرده.

پس لرزه‌ها که می‌آمدند با وحشت از خواب بیدار می‌شدم. با اینکه می‌دانستم در چادر هستم و سقفی نیست که روی سرم خراب شود، وحشت زده بودم.

تصور اینکه بچه‌ها چه ترسی را تجربه کرده بودند دردناک بود.» برای پاک کردن این خاطرات از ذهن اهالی روستا راه درازی در پیش بود.

راهی که برای بچه‌ها با بازی و درس خواندن هموار می‌شد و برای مردها با کار کردن و ساختن دوباره خانه و برای زن‌ها با سر و سامان دادن کاشانه.

به دنیا آمدن نوزادان بخش شیرینی از خاطرات کلباسی از زندگی یک ساله در روستای امام عباس را شکل داده است.

بنی آدم اعضای یک پیکرند

«وقتی با زن‌ها حرف می‌زدم به آن‌ها می‌گفتم باید قوی باشند و در کنار همسرانشان برای ساختن روستا تلاش کنند.

آن‌ها هم علاقه و اشتیاق زیادی برای کار کردن از خودشان نشان می‌دادند. نام علاقه مندان به کار را جایی ثبت کردم تا بعدها به سراغشان بروم. برای اشتغال برنامه‌هایی داشتیم.»

از خرید چرخ خیاطی گرفته تا دوخت کیسه‌های مخصوص خرید بخشی از پروژه اشتغال زایی بود که کلباسی و همراهانش بر عهده گرفته بودند. وقتش بود ساخت خانه در روستا از سر گرفته شود.

کمک‌های مردمی و وام‌های دولتی و همراهی‌های مردم، کم کم زمینه را برای ساخت خانه فراهم کرد.

بانوی امید و آینه

تصمیم برای انتخاب نقشه خانه و مشورت با صاحبان هر خانه در حین ساخت یکی از ویژگی‌های خانه‌هایی است که کلباسی در یک سال گذشته به همت پویش یاران عشق ساخته است.

او می‌گوید :«خیلی زود در روند ساخت خانه‌ها متوجه شدیم که مردم تمایل به ساخت خانه‌هایی با پذیرایی بزرگ‌تر دارند و در عوض تعداد اتاق خواب کمتر.

یا برخی از خانواده‌ها ترجیح می‌دادند سرویس بهداشتی و حمامشان بیرون از ساختمان باشد. انتخاب را به خود مردم سپردیم که می‌خواستند در آن زندگی کنند.

مردم كرمانشاه، محترم‌ترين و سخت كوش‌ترين مردمی هستند كه تا كنون ديده‌ام.

من واقعا به اين باور دارم كه با حمايت از آن‌ها، به آن‌ها كمك نمی‌كنيم، بلكه به خودمان اين افتخار را می دهيم كه جزیی از زندگی‌شان باشيم و به آن‌ها نشان می‌دهيم كه همه با هم يكی هستيم.»

نرگس حالا در کانکسی در کنار مردم روستا زندگی می‌کند و روزهای سخت اما خوشی را پشت سر می‌گذارد چراکه خانه‌های اهالی روستا کم کم ساخته می‌شوند و کلیدش به دست صاحب خانه سپرده می‌شود.

کلباسی می‌گوید :«وقتی از من می‌پرسند چرا نمی‌روی زندگی عادی‌ات را بکنی پاسخم این است که دیگر نمی‌توانم راحت زندگی کنم وقتی انسان‌های دیگر این شرایط را ندارند. این زندگی عادی من است.»

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

نرگس کلباسی؛ بانوی امید زلزله‌زدگان کرمانشاه

The post مجله چهره ها: نرگس کلباسی؛ بانوی امید زلزله‌زدگان کرمانشاه + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۳ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

به گزارش مجله فیلم

مجله اینترنتی ریموژ: نگین میرصالحی، یکی از بلاگرهای مشهور و پرطرفدار ایرانی است. نگین در لیست ۳۰ فرد موفق اروپایی زیر ۳۰ سال قرار دارد و در سال ۲۰۱۳ به عنوان بهترین فشن بلاگر اروپا معرفی شده است. در حال حاضر پیج اینستاگرام او، بیش از ۴٫۹ میلیون و کانال یوتیوب او، ۲۵۰۰۰۰ فالوور دارد.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانید

نگین میرصالحی در سال ۲۰۱۵ با همکاری دوست پسرش، موریتس استیبه، برند محصولات مراقبت از موی ” گیسو ” را راه اندازی کرد که محصولات این برند در سال ۲۰۱۷ چیزی بالغ بر ۳ میلیون دلار فروش داشت. میرصالحی با برندهای مختلفی همکاری داشته است و می توان گفت در حوزه فعالیت خود، بسیار موفق بوده است. با بیوگرافی نگین میرصالحی و جزئیاتی از زندگی او آشنا شوید.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانید

نگین میرصالحی، متولد ۲ نوامبر ۱۹۸۸ در آمستردام هلند می باشد. پدر و مادر او اصالتا ایرانی هستند و سال هاست که به هلند مهاجرت کرده اند. نگین یک خواهر بزرگتر از خود، به نام نگار دارد. پدر نگین پرورش دهنده زنبور عسل است و مادرش در امور آرایشگری و زیبایی تخصص دارد.

میرصالحی بعد از دریافت مدرک لیسانس در رشته مدیریت بازرگانی بین الملل، و فوق لیسانس در رشته بازاریابی، شروع به وبلاگ نویسی و نشر مطالب مختلف مرتبط با استایل شخصی اش، در شبکه های اجتماعی کرد.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانید

تحصیلات

نگین میرصالحی در یکی ازمصاحبه های خود بیان کرده که از کودکی به مد و زیبایی علاقه مند بوده و در دوران دبیرستان و دانشگاه، این علاقه به اوج خود رسیده است. اما می توان گفت، مد و زیبایی، تنها آیتم های مورد علاقه نگین نبودند. او علاوه بر علاقه ای که به این حوزه داشت، به مطالعه در مورد سازمان ها و ارگان های مختلف نیز علاقه مند بود. از همین رو در دوره کارشناسی، رشته مدیریت بازرگانی را انتخاب کرده و مدرک فوق لیسانس خود را در رشته بازاریابی گرفت. او معتقد است که می توانسته تحصیلات خود را نیز در حوزه مد ادامه دهد؛ اما این کار برایش جذابیتی نداشته و ترجیح داده به عنوان شغل به آن نگاه نکند.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانید

روابط عاشقانه

نگین حدود ۱۰ سال است که با شخصی به نام موریتس استیبه، رابطه عاشقانه دارد. موریتس در گذشته به عنوان مشاور در یکی از مجلات معتبر مربوط به کامپیوتر و تکنولوژی فعالیت می کرد؛ اما پس از مدتی در کارهای مختلف نگین با او همکاری کرد و در نهایت این زوج برند گیسو را با یکدیگر تاسیس کردند.

موریتس هم مانند نگین، در رشته مدیریت بازرگانی تحصیل کرده است. در حال حاضر، این زوج باهم زندگی می کنند و این موضوع را آزادانه در صفحات اینستاگرام خود نشان می دهند. چیزی که از ظاهر قضیه می توان فهمید، عشق زیاد این زوج نسبت به یکدیگر است که کاملا وصف نشدنی است.

درباره ایران

نگین میرصالحی، در یکی از مصاحبه های خود، در رابطه با ایران اینچنین می گوید: من از سفر به ایران خاطرات خوب زیادی دارم؛ بازدید اقوامم که بسیار گرم و مهمان نواز بودند، جذابیت خاصی داشت.

بیشترین چیزی که به یاد دارم تنوعی است که در ایران وجود دارد؛ از شهرهایی با فرهنگ غنی گرفته مثل تهران، تا جنگل های سرسبز و باشکوه با درختان بلند کاج و پیست های اسکی که میان کوه های پربرف قرار گرفته بودند… او همچنین می گوید: وقتی به آلبوم عکس های خانوادگی نگاه می کنم، به نظرم خانمی در جنوب تهران به اندازه خانم های دیگری که در نیویورک یا پاریس هستند، مدرن است.

صفحه اینستاگرام نگین میرصالحی

نگین میرصالحی در آخرین مراحل فارغ التحصیلی از دانشگاه، با اینستاگرام آشنا شد و در رابطه با وبلاگ نویسی اطلاعاتی کسب کرد. به گفته خود میرصالحی، تا قبل از آن حتی نمی دانسته که وبلاگ نویس ها چکار می کنند و چگونه پول در می آورند. نگین به پیشنهاد یکی از دوستان خود صفحه اینستاگرامش را ایجاد کرده است. او در این باره، اینگونه می گوید: صفحه اینستاگرامم را به توصیه یکی از دوستانم ایجاد کردم.

آن موقع به دوستم گفتم اینستاگرام به چه دردم می خورد؟ من که فیسبوک دارم. دوستم گفت: خیلی باحال است و می توانی عکس لباس هایت را با دیگران به اشتراک بگذاری. من هم صفحه ای درست کردم و وقتی فهمیدم بلاگرها چکار می کنند گفتم پس اینطوری می توانم علاقه ام به مد و زیبایی را با علاقه ام به ایجاد یک کسب و کار تلفیق کنم. اینطور بود که طرفدارانم بیشتر و بیشتر شدند.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانید

شروع صفحه

معمولا هر بلاگری، روی یک موضوع خاص تمرکز می کند. مثلا بعضی بلاگرها تنها روی مد و بعضی دیگر فقط روی میکاپ تمرکز می کنند؛ یا بعضی از آنها، تنها در کشور خود فعالیت داشته و برخی دیگر فعالیت های بین المللی انجام می دهند. میرصالحی در ابتدا تنها در زمینه مد فعالیت داشته و قصد فعالیت در عرصه بین المللی را داشت. به همین دلیل عکس های لباس های مختلف و استایل های خودش را در صفحه اش منتشر می کرد تا علاقه خود به این زمینه را نشان داده و طرفدارانی پید کند.

فعالیت کنونی

محتوای صفحه اینستاگرام نگین میرصالحی از ۵ سال پیش تاکنون تغییرات زیادی کرده است. همانطور که گفتیم، مطالب او در ابتدا تنها درمورد مد بود؛ اما اکنون یک نگاه ۳۶۰ درجه و کلی به همه مسائل دارد. فالوورهای او دیگر تنها به لباس های او علاقه ندارند؛ بلکه می خواهند بدانند او از چه محصولات آرایشی استفاده می کند، به کجاها سفر می کند، چه هتل هایی را انتخاب می کند، چه اعتقاداتی در زندگی شخصی خود دارد، آیا به تحصیل علاقه دارد و یا نظرش درمورد طبیعت چیست. می توان گفت، صفحه او در مقایسه با چیزی که قبلا بود، شخصی تر شده و به همین دلیل است که نگین کانال یوتیوب خود را راه اندازی کرده است.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانید

فالوورها

نگین در مصاحبه خود، در رابطه با مطالب و محتوای مورد علاقه فالوورهایش اینطور می گوید: من همیشه می گویم هر چه پستی شخصی تر باشد بهتر است. اما بستگی دارد تا چه حد بخواهید پیش بروید؛ من خودم متوجه شده ام مردم دوست دارند علاوه بر مطالبی راجع به مد و زیبایی، جزئیات بین من و دوست پسرم، کارمان، سگ مان، و عادات و سبک زندگی مان مثل غذاها و ورزش کردن مان را ببینند. آن ها دوست دارند یک ذره از هر چیزی را بدانند.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانیدایده برند گیسو

از آنجاکه پدر نگین میرصالحی، در زمینه پرورش زنبورعسل فعالیت دارد، او همیشه از محصولات این باغ برای داشتن موهایی بهتر و زیباتر استفاده می کرده است؛ اما در مورد میزان علاقه افراد به این موضوع اطمینان نداشت. هنگامی که کامنت های زیادی از مردم دریافت کرد که درباره نحوه نگهداری از موهایش از او سوال کرده بودند، به فکر راه اندازی برند مراقبت از مو افتاد.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانید

وضعیت کنونی برند گیسو

در حال حاضر، نگین میرصالحی و دوست پسرش، موریتس استیبه، به همراه یک تیم حرفه ای در آمستردام، برند گیسو را اداره می کنند. انجام اکثر امور شرکت به عهده موریتس است و نگین نیز، نیمی از وقت خود را در شرکت می گذراند. این زوج در حال گسترش شرکت و برند خود هستند؛ اما عقیده دارند که برای این کار، نیازی به سرمایه گذاری اشخاص و شرکت ها ندارند و قصد دارند مراحل گسترش شرکت خود را قدم به قدم انجام دهند.

وبسایت نگین میرصالحی

نگین وبسایت رسمی خود را به نام neginmirsalehi.com ساخته است که در آنجا عکس هایی از مسافرت ها و استایل شخصی خود را برای طرفدارانش به اشتراک می گذارد.

بیوگرافی نگین میرصالحی و تمام آنچه دوست دارید در مورد او بدانید

همکاری با برندهای دیگر

نگین تاکنون با برندهای مشهوری چون Chopard, Cartier, Chloe, Elie Saab, Dior, Philosophy و Samsoniteهمکاری داشته است. همچنین عکس او در جلد مجلات معروفی مثل distributions, including W Magazine, Glamor, Marie Claire, Grazia, Harper’s Bazaar, و Cosmopolitan به چاپ رسیده است.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

بیوگرافی نگین میرصالحی؛ بلاگر و استایلیست معروف ایرانی

The post مجله چهره ها: بیوگرافی نگین میرصالحی؛ بلاگر و استایلیست معروف ایرانی + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲۳ام آبان ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 4 views

به گزارش مجله فیلم

وب‌سایت فرادید: محمدتقی بهار را با کدام هنر و حرفه‌ای می‌توان ممتاز کرد؟ بهار در هر کاری که به یادگار گذاشت بهترین بود و در تاریخ ایران بسیار تاثیرگذار واقع شد.

محمدتقی بهار در سال ۱۲۶۳ شمسی در مشهد و در خانواده صبوری متولد شد. در توصیف خانواده‌اش می‌گوید که پدرم در خانه با ما درباره علم و ادبیات و تاریخ حرف می‌زد و برخلاف مردان آن دوره معتقد نبود که با اهالی خانه نباید دم‌خور بود. او با ما درباره داستان‌ها و شعر‌های عربی و فارسی حرف می‌زد.

روایت دختر ملک الشعرای بهار از پدر

پدرم، ملک‌الشعرای صبوری، با ورود نوشته‌های فرانسوی مثل الکساندر دوما به ایران در خانه شروع به بلند خواندن آن‌ها کرد و گاهی هم به مادرم می‌داد تا او برای ما بخواند. مادرش که از مسیحیان قفقاز بوده نیز مانند پدر اهل سواد و شعر و دانش بود. این آشنایی با ادبیات در کودکی، به علاقه‌اش در بزرگسالی منجر شد. در خاطراتش می‌گوید: بسیاری از آن داستان‌ها و اشعاری را که پدر در خانه برای ما می‌خواند مانند «کنت دو مونت کریستو» و «سه‌تفگدار» را تا بزرگسالی به خاطر داشتم.

تحصیلات بهار

به روایت خود از ۵ سالگی به مکتب زنانه فرستاده شده و معلمش زن‌عمویش بوده است. در ماه‌های اول قرآن آموخته و فارسی یاد گرفته است. پس از آن به مکتب مردامه رفته و از فضای آنجا خاطرات زیادی نوشته است.

بهار در خاطراتش می‌نویسد، چون پدرش فقیر نبوده و به مکتب ماهی ۵ قران شهریه می‌داده زیاد تنبیه نشده و هم‌کلاسی‌هایش کمتر او را اذیت می‌کردند. می‌نویسد در آن مکتب ۶ ماه ماندم و فقط یک بار کتک خوردم.

پس از مکتب مردانه برای آموزش عربی او را به مکتب دیگری فرستاده‌اند. از این نقل قول می‌توان فهمید در آن دوره آموزش مکتبخانه‌ها متفاوت بوده و به گونه‌ای می‌توان گفت: تخصصی بودند

سفر به عراق

۱۰ سالگی پدرش او، مادر و خواهر و برادرش را به کربلا می‌برد. در خاطرات خودنوشت او آمده آن سال همان سالی بود که ناصرالدین شاه را میرزارضا کرمانی کشته بود. او از خاطرات سفر این گونه می‌گوید: اگر در شهری بیشتر از ۱۵ روز اقامت داشتیم، پدرم من را به مکتب می‌فرستاد تا چیز‌هایی که یاد گرفته‌ام از یاد نبرم. این رفتار نشانه اهمیت آموزش برای ملک‌الشعرای صبوری، پدر محمدتقی بهار، است. این سفر تقریبا یک سال طول می‌کشد.

آغاز شاعری و روزنامه‌نگاری

در ۱۰ سالگی و همان سفر عراق، اولین شعرش را می‌سراید و تا ۱۵ سالگی پدر او را در تقویت این هنر همراهی می‌کند، ولی با تغییرات سیاسی در عهد مظفرالدین‌شاه ملک‌الشعرای صبوری او را از گرایش به شاعری دور می‌کند و در همان سال‌ها می‌میرد.

بهار پس از مرگ پدر قصد آمدن به تهران و رفتن به فرنگ برای تحصیل می‌کند، ولی مسئولیت خانواده و انقلاب مشروطه ایران مانع این کار می‌شود.

روایت دختر ملک الشعرای بهار از پدر

پس از مشروطه بهار نیز به جمع مشروطه‌خواهان مشهور می‌پیوندد و به انتشار روزنامه خراسان کمک می‌رساند. او در این دوره قصایدش را در روزنامه منتشر می‌کرده است.

ادامه کار روزنامه‌نگاری بهار نشان از موفقیت او در این حرفه دارد، ولی همین فعالیت‌ها باعث تبعید، انزوا و مهاجرتش شد. در این دوران تدریس و تالیف و تصحیح نسخ خطی انجام می‌داد.

او پس از شهریور ۱۳۲۰، برای آگاهی جوانان مقالاتی با عنوان «تاریخ مختصر احزاب سیاسی»، به شکل مقالاتی در روزنامة مهر ایران نوشت. این مقالات بسیار مورد استقبال واقع شد.

بهار سیاستمدار

کار‌های سیاسی‌اش از او چهره‌ای موجه ساخته بود و در نهایت وزیر شد. در این مورد در خاطراتش می‌نویسد:

«آخر وزیر شدم، و‌ای کاش که آقای قوام مرا به وزارت دعوت نمی‌کرد و آن چند ماه شوم را که بی هیچ گناه و جرمی در دوزخم افکنده بودند، نمی‌دیدم. مشقت و رنج و عذاب روحی بی نهایت بود… و من بی درنگ پای استعفانامه را امضاء کردم. رفتم در خانه، ولی ننشستم، بلکه افتادم»

روایت دختر ملک الشعرای بهار از پدر

او نماینده چند دوره مجلس هم بود، ولی به دلیل بیمار و برای مداوا به سوئیس می‌رفت

به جای بهار واعظ را ترور کردند

روز هشتم آبان ۱۳۰۴ واعظ قزوینی، مدیر روزنامه «رعد» قزوین، برای لغو توقیف روزنامه‌اش به تهران آمد و به مجلس شورای ملی رفت. روز قبل یعنی ۷ آبان طرح انقراض سلسله قاجار در مجلس شورای ملی تصویب شد.

در آن زمان رضاخان که خود را برای تاجگذاری آماده می‌کرد غیر مستقیم نمایندگان مخالف انقراض حکومت قاجار را به مرگ تهدید کرده بود. بهار و مدرس از رهبران مخالف رضاخان بودند و بهار در نطق روز هشتم به تندی درباره این موضوع سخترانی کرده بود. بهار می‌گوید: «قبل از آنکه نطق کنم، یکی از پادو‌های اکثریت به من نزدیک شد و گفت: پس از نطق، نایست و زود برو!»

بهار ادامه می‌دهد: «من نیز پس از نطق نایستادم، زیرا معلوم بود طرفداران رضاخان چه برنامه‌ای داشتند. من رفتم. اما نه از مجلس بیرون، بلکه در اتاقی تنها نشسته و سیگاری آتش زده بودم و به اوضاع کشور و آتیه مملکت و آتیه خود فکر می‌کردم.

آن‌ها (آدمکشان) فکر کردند من بیرون رفتم تا بگریزم.» در همین زمان واعظ قزوینی که شباهتی به بهار هم داشته (طرز لباس و عبا و عمامه و قد نسبتاً بلند) از مجلس خارج می‌شود.

ازین رو معموران ترور بهار او را به جای محمدتقی ملک‌الشعرا با شلیک تفنگ ترور می‌کنند. (ر. ک: ترور دربهارستان، مهدی نورمحمدی)

خانواده بهار

ازدواج اول بهار، در سنین کم در مشهد بود، ولی همسر و فرزند او فوت کردند و تا وقتی بهار به تهران نیامده بود دوباره ازدواج نکرد. بهار از همسر دومش صاحب ۶ فرزند (هوشنگ، ماه ملک، ملکدخت، پروانه، مهرداد و چهرزاد) شد.

دختر ملک‌الشعرا از پدر می‌گوید

چهرزاد بهار، دختر کوچک ملک‌الشعرا خانه پدری را زن‌سالار می‌داند. در خانه ما، مادر رئیس همه چیز بود و پدر بیشتر در اتاق پر از کتاب خود بر روی زمین به دور از تشریفات، کاملا سنتی، مشغول کار و تحقیق بود.

پدر در همان اتاق ساده میزبان مهمانان بود، بر خلاف آن چیزی که این روز‌ها در رسانه از زندگی ما نشان داده‌اند. ما فرزندان گاهی تنها بر سر سفره ناهار یا شام پدر را ملاقات می‌کردیم و پدر بقیه وقت خود را مشغول مطالعه و تحقیق بود.

روایت دختر ملک الشعرای بهار از پدر

چهرزاد بهترین زمان زندگی خود با ملک الشعرا را بعد از مراجعت ایشان از سفر درمانی سوئیس دانست.

دکتر به وی گفته بود که باید دور از آلودگی تهران دور باشد و در مکانی، چون ییلاق زندگی کند، در نتیجه دوستان بهار خانه‌ای در حصارک و سال بعد در نیاوران برای او تهیه می‌کنند و چهرزاد در این دوره بیشترین خاطرات را از پدر به یاد دارد.

وی می‌گوید من شب‌ها برای پدر روزنامه می‌خواندم، آن زمان جنک کره بود و پدر تمام وقایع را از طریق روزنامه پیگیری می‌کرد. در این زمان بود که پدر رئیس افتخاری انجمن صلح ایران شد.

فغان ز جغد جنگ و مرغوای او

که تا ابد بریده باد نای او

زمن بریده یار آشنای من

کزو بریده باد آشنای او ا. چه باشد از بلای جنگ صعبتر

که کس امان نیابد از بلای او

شراب او زخون مرد رنجبر

وز استخوان کارگر، غذای او

بهار و ترانه‌سرایی

دختر بهار از آشنایی پدر با موسیقی می‌گوید. وی معتقد است که ملک الشعرای بهار گوش موسیقایی داشته است. وی از خاطرات حضور موزییسین‌ها و خوانندگان مطرح آن دوره مثلا نی داوود، درویش خان، صبا، موسی خان معروفی و زرین پنجه در تالار خانه یاد می‌کند.

بهار می‌گوید: بیشتر خوانندگان آن دوره و دوره‌های بعد تصنیف‌های پدر را اجرا کرده‌اند و بهار از تعدادی از آن‌ها تقدیر کرده است. با آن که تا کنون مقالات و رسالات بسیار درباره دستاورد‌های فرهنگی بهار انتشار یافته از نقش او در عرصه ترانه پردازی کم‌تر گفته شده است.

روایت دختر ملک الشعرای بهار از پدر

او کاری را که عارف آغاز کرده بود، به شکلی منسجم‌تر و زبانی سالم‌تر ادامه داد؛ و چه بسا اگر او نبود، عمر ترانه‌های اعتراضی، با همان تصنیف‌های عارف به پایان می‌رسید. چندین ترانه آشنای گوش ایرانیان سروده بهار است؛ مانند «مرغ سحر»، «ز فروردین»، «از من نگارم خبر ندارد» و … که بار‌ها خوانندگان بزرگ ایرانی آن را خوانده‌اند.

چهرزاد بهار در مورد ساخت مقبره سعدی و فردوسی نیز می‌گوید که پدر برای ساخت آن‌ها تلاش بسیار کرد در حالی که برای مزار خودش من و مادر از پول چاپ کتاب‌های خود او پس از سال‌ها مقبره‌ای برایش ساختیم که هنوز هم باقی است.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

روایت دختر ملک الشعرای بهار از پدر

The post مجله چهره ها: روایت دختر ملک الشعرای بهار از پدر + عکس appeared first on فیلم.

صفحه 1 از 141
12345678910 بعدی 203040...«