ایران فان

عکس Archives - ایران فان

توضیحات
---
  • تاریخ : ۳ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

برترین ها – نگین فانی نام: اینستاگرام، این روزها تبدیل به دفترچه خاطرات تصویری خیلی ها شده است. بسیاری از چهره های شناخته شده دنیای هنر و ورزش هم، از این طریق با طرفداران خود در دورترین نقاط جهان در ارتباط هستند. از سوی دیگر سعی دارند با این روش هواداران بیشتری نیز برای خود دست و پا کنند که این نیز خود به یک رقابت حیثیتی میان سلبریتی های قرن 21 تبدیل شده است.

حتی گاهی اوقات عکس هایی به اشتراک می گذارند که جنجال بسیاری به راه انداخته و خبرساز می شوند، توجه رسانه ها و مردم به آنها جلب می شود و شهرت بیشتری نیز برای آنها به ارمغان می آورند. در این سری مطالب ما سعی داریم به طور هفتگی گزیده ای از عکس های چهره های محبوبتان را با شما به اشتراک بگذاریم.

«اوما ثورمن» همراه با «سلما هایک» و همسرش در مهمانی برند طلا و جواهرسازی «بوشرون».

در اینستای ستاره های خارجی


گفته می شود که «لیام پین» این روزها دارد رابطه ی جدیدی را با «نائومی کمپل»، مدل 48 ساله جامائیکایی، شروع می کند.

در اینستای ستاره های خارجی


«کیت هرینگتون» در فوتوکال انیمیشن «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم: دنیای پنهان» در لندن. کیت یکی از صداپیشگان این انیمیشن است.

در اینستای ستاره های خارجی


«ریتا اورا» با این عکس به اعضای گروه «ان.سی.تی» گفت که از دیدن آنها بسیار خوشحال شده است.

در اینستای ستاره های خارجی


«لیدی گاگا» در حالت کادوپیچ شده!

در اینستای ستاره های خارجی


«بری لارسون» در یک رستوران خاص!

در اینستای ستاره های خارجی


«مایلی سایرس» در حاشیه ی کنسرت یادبود «کریس کرنل» خواننده ی گروه «ساوندگاردن» که در سال 2017 خودکشی کرد؛ مایلی با اجرای فوق العاده اش در این کنسرت همه را حیرت زده کرد.

در اینستای ستاره های خارجی


«رایان رینولدز» در چین با دوست داران «ددپول» دیدار کرد.

در اینستای ستاره های خارجی


شما هم این شایعه را شنیده اید که «برد پیت» و «شارلیز ثرون» یک رابطه ی عاطفی جدید را با هم شروع کرده اند؟! از نظر ما که زوج مناسبی می توانند باشند!

در اینستای ستاره های خارجی


قرار نیست که همیشه «نیکول کیدمن» را زیبا و با لباس های اوت کوتور ببینیم!

در اینستای ستاره های خارجی


«تیلور سوییفت» با این عکس و کپشن «میو!» حضور خود در فیلم «گربه ها» را تأیید کرد.

در اینستای ستاره های خارجی


«هایلی استاینفلد» روی جلد مجله ی «گلمور» اسپانیا.

در اینستای ستاره های خارجی


«سوفی ترنر» گفت وقت گذراندن در کنار آرایشگرهای برند «ولا» یکی از سرگرمی های مورد علاقه اش است.

در اینستای ستاره های خارجی


چرا بیشتر عکس های «شان مندز» سیاه و سفید هستند؟!

در اینستای ستاره های خارجی


«هیو جکمن»، «پیرس برازنان» و «آماندا سیفرید» در یک دیدار کاملا اتفاقی در یک فرودگاه.

در اینستای ستاره های خارجی


این دوست «زک افران» چهارده هفته پیش تصادف بسیار سختی داشته و حالا زک با این عکس از این که او سالم و زنده است ابراز خوشحالی کرده است.

در اینستای ستاره های خارجی


«ریکی مارتین» بعد از یک تمرین سخت، خودش را برای بچه داری آماده می کند.

در اینستای ستاره های خارجی


«اورلاندو بلوم» تولدش را سر صحنه ی فیلمبرداری سریال «Carnival Row» با همکارانش جشن گرفت.

در اینستای ستاره های خارجی


این بیخیالی که در چهره ی «رابرت داونی جونیور» موج می زند به احتمال زیاد مهم ترین عاملی است که باعث جذابیت او شده است.

در اینستای ستاره های خارجی


«آرمی همر» برای تولد فرزندش پلنگ شده است!

در اینستای ستاره های خارجی


«ماریا کری» پیش از گفتن صبح بخیر زمان زیادی را صرف آماده کردن خودش کرده است!

در اینستای ستاره های خارجی


تا به حال «انسل الگورت» را تا این حد بلوند دیده بودید؟!

در اینستای ستاره های خارجی


«دریک»

در اینستای ستاره های خارجی


«کلوئی گریس مورتز» با این عکس از اینکه جزئی از خانواده ی «لوئی ویتون» است ابراز خوشحالی کرد.

در اینستای ستاره های خارجی


این هایی که می گویند «دیوید بکهام» خوش تیپ نیست، می توانند توضیح بدهند که چطور چنین فکری می کنند؟!

در اینستای ستاره های خارجی


«کول اسپراوس» و «لیلی راینهارت» سر صحنه ی فیلم برداری سریال «ریوردیل».

در اینستای ستاره های خارجی


«رابرت پتینسون» برای فشن شوی «شنل» خودش را پتوپیچ کرده است!

در اینستای ستاره های خارجی


«ونسا هاجنز» روی جلد مجله ی «مری کلر» اندونزی.

در اینستای ستاره های خارجی


«دوا لیپا» و خواهر و برادر کوچکش.

در اینستای ستاره های خارجی


«تیموتی شلمی» در فشن شوی «لوئی ویتون» کنار «فرانک اوشن» نشسته بود.

در اینستای ستاره های خارجی


«کریسی تیگن» همراه با لونا کوچولو در جشن تولد «شیکاگو»، کوچکترین فرزند «کیم کارداشیان» و «کانیه وست».

در اینستای ستاره های خارجی


«هالزی» با یک آرایش کاملا معمولی!

در اینستای ستاره های خارجی


مثل اینکه «نینا دوبرو» زیاد حال و حوصله ی این فوتوشوت مجله ی «دبلیو» را نداشته است.

در اینستای ستاره های خارجی


«اسکات ایستوود» با این عکس از فالوئرهایش نظرسنجی کرد که این سگ را با خودش به خانه ببرد یا خیر؟!

در اینستای ستاره های خارجی


قیافه ی «هیلاری داف» بعد از آماده کردن بچه ها و صبحانه دادن به آنها و بردن فرزند بزرگترش به مدرسه، آن هم به تنهایی!

در اینستای ستاره های خارجی


«آیزا گونزالز» در پوستر فیلم «آلیتا، فرشته ی نبرد».

در اینستای ستاره های خارجی


بالاخره قرار شده است با انصراف «کوین هارت» از اجرای اسکار امسال این مراسم بدون مجری برگزار شود.

در اینستای ستاره های خارجی


«نیمار» در کنار «اولیویه روستینگ» طراح و مدیر برند «بالمن».

در اینستای ستاره های خارجی


«کریس رونالدو» در حال گرفتن خویش انداز!

در اینستای ستاره های خارجی


یعنی چه چیزی «فورکان دینچ» را اینطور شگفت زده کرده است.

در اینستای ستاره های خارجی


«تولگا ساریتاش» با این عکس از پخش قسمت جدید سریال «قول» خبر داد.

در اینستای ستاره های خارجی


«آلینا بوز» هفته ی گذشته برای بازی در سریال «دستانم را رها نکن» همراه با «آلپ ناوروز» جایزه ی بهترین زوج را دریافت کرد.

در اینستای ستاره های خارجی


این هم یک عکس از «دنیز بایسال» برای طرفداران سریال «فضیلت خانم».

در اینستای ستاره های خارجی


«چائلار ارتوغرل» با این عکس آخر هفته ی خوبی را برای فالوئرهایش آرزو کرد.

در اینستای ستاره های خارجی


حداقل فایده ای که بازی در سریال «پرنده ی سحرخیز» برای «جان یامان» داشته این بوده است که فهمیده چه سبک لباسی برای او مناسب است.

در اینستای ستاره های خارجی


«پریتی زینتا» و همسر جان در تعطیلات زمستانی.

در اینستای ستاره های خارجی


مثل اینکه پسر کوچولوی «شاهرخ خان» این روزها رفیق گرمابه و گلستان او شده است.

در اینستای ستاره های خارجی


یعنی «هریتیک روشن» به دنبال چه می گردد؟!

در اینستای ستاره های خارجی


«رانویر سینگ» روی جلد مجله ی «ایندیا تودی».

در اینستای ستاره های خارجی


«آرجون کاپور» هم چالش اشتراک گذاری عکس ده سال پیش را قبول کرده است.

در اینستای ستاره های خارجی


«انوشکا شرما» در سفر به نیوزیلند.

در اینستای ستاره های خارجی


چطور «شیلپا شتی» همیشه اینقدر خوب آرایش می کند؟!

در اینستای ستاره های خارجی


دومین پوستر تور جهانی «بی.تی.اس».

در اینستای ستاره های خارجی


«رزی» در این عکس سر تا پا آدیداس پوش شده است.

در اینستای ستاره های خارجی


«جکسون وانگ» در فوتوشوت تبلیغاتی برند «فندی».

در اینستای ستاره های خارجی


عکاس حتی به «سوهو» فرصت نداده است تا شلوارش را درست بالا بکشد!

در اینستای ستاره های خارجی


«کای» با لباس خرسی.

در اینستای ستاره های خارجی


«لی» با این عکس به «هود پوپ» گفته بود که از اجرا با او لذت برده است و از او دعوت کرد که باز هم این کار را انجام دهند.

در اینستای ستاره های خارجی


«لوهان» در یک روز نسبتا برفی.

در اینستای ستاره های خارجی

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

در اینستای ستاره‌های خارجی؛ این تیلور سوئیفت سلفی باز!

The post مجله چهره ها: در اینستای ستاره‌های خارجی؛ این تیلور سوئیفت سلفی باز! + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۳ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: لبخند دری به قلب ما انسان هاست. اگر به چهره زیباترین زنان جهان نگاه کنید، خواهید دید که تمامی آنها لبخندی زیبا دارند. در حقیقت همین لبخند است که به دل میلیون نفر می نشیند و محبوبیت می آورد. اگر دوست دارید بدانید که کدامیک از ستاره های زن جهان زیباترین لبخند را دارند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

مگان فاکس

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

مگان فاکس مدل و بازیگر آمریکایی است. او حرفه بازیگری خود را در سال ۲۰۰۱ با نقش های جزئی در چند فیلم و سریال آغاز کرد اما  در سال ۲۰۰۴، اولین نقش اساسی خود را در فیلم طنز نوجوانان، به نام «اعترافات درام یک ملکه نوجوان» ایفا کرد.

حرفه مانکنی برای فاکس از زمانی آغاز شد که او توانست چندین جایزه مختلف را بین مدل‌های آمریکایی در سال ۱۹۹۹ بدست آورد. مگان فاکس یکی از زیباترین بازیگران هالیوودی است، اما چیزی که او را جذاب تر می کند، لبخندش است. در واقع زمانی که او لبخند می زند، زیبایی اش دو چندان می شود. چشم های روشن او نیز لبخند زیبایش را تکمیل کرده و بر جذابیت اش می افزاید. فاکس به عنوان یکی از نمادهای جذابیت مطرح و در مجله‌هایی مانند «ماکسیم»، «رولینگ استون» و «اف اچ ام» ظاهر شده است.


 سلنا گومز

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

سلنا گومز بازیگر، خواننده و طراح مد آمریکایی است که نامش در فهرست زیباترین لبخندهای هالیوودی قرار دارد. اگر به چهره او دقت کرده باشید، می بینید که همیشه لبخندی بر لب دارد. شاید یکی از دلایل محبوبیت او هم همین لبخند زیبایش باشد که به دل هوادارانش نشسته است. اگر چه سلنا گومز چهره معصوم و مهربانی دارد اما لبخندش بر این خصوصیات او می افزاید.


 کاترین زیتا جونز

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

زمانی که صحبت از زیبایی ستاره ها به میان می آید، بی شک نام کاترین زینا جونز را هم خواهید شنید. علاوه بر چهره جذاب، او لبخند زیبایی نیز دارد. برخلاف بسیاری از ستاره های دیگر، او موهای تیره ای دارد و همین خصوصیت تاکید بیشتری را بر لبخندش می گذارد به طوری که اولین چیزی که در چهره او به چشم می آید، همان لبخندش است. او جزو معدود ستاره هایی می باشد که قادر است با یک لبخند ساده کاری کند که تمام ناراحتی های خود را از یاد ببرید.


 سوفیا ورگارا

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

سوفیا ورگارا بازیگر، کمدین و مدل کلمبیایی است که چهره فوق العاده جذابی دارد. زمانی که صحبت از زیبایی در میان باشد، نام این هنرمند را همیشه در فهرست زیباترین ها خواهید دید. در سال 2012، سوفیا ورگارا به عنوان دومین زن زیبای سال به انتخاب مجله «پیپل» شناخته شد. اگر چه او سالها از سرطان تیروئید رنج می برد و مجبور بود داروهای زیادی را مصرف کند، اما این مشکلات و بیماری ها هیچگاه از لبخند روی لبانش نکاست.


 کریستی برنکلی

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

کریستی برنکلی هنرپیشه و مانکن آمریکایی است که از سال ۱۹۷۳ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده ‌است. از آنجا که او دندان های سفید و زیبایی دارد، هیچگاه از لبخند زدن و نشان دادن دندان هایش نهراسیده است. اگر به عکس های چاپ شده او بر جلد مجلات دقت کرده باشید، خودتان نیز خواهید فهمید که هیچگاه لبخند از لب های این مدل مشهور و زیبا دور نمی شود. به راستی که او یکی از جذاب ترین چهره ها را دارد.


 آیشواریا رای

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

آیشواریا رای بازیگر هندی و دختر شایسته‌ دنیا در سال ۱۹۹۴ است. او به عنوان یکی از زیباترین زنان بالیوود شناخته می شود به طوری که معیار زیبایی شده و زیبایی زنان دیگر هند را نیز با او می سنجند. اگر چه آیشواریا نقصی در چهره اش ندارد اما یکی از چیزهایی که بر جذابیت او افزوده، لبخندش است. در واقع او با لبخندی بر لب هایش، هواداران خود را همیشه از خود خشنود نگه خواهد داشت. 


 کیت بکینسیل 

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

کیت بکینسیل بازیگر انگلیسی سینمای هالیوود است که جزو زیباترین ها به حساب می آید. او در طول دهه ۱۹۹۰، به بازی در سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی می‌پرداخت که یکی از مهم‌ترین آنها بازی در فیلم تلویزیونیِ «ِاما» بود.  در سال ۲۰۰۸ نیز او برای بازی خوب خود در فیلم «تنها حقیقت»، نامزد جایزه بهترین اجرا از طرف انجمن منتقدین شد. کیت بکینسیل نماد زیبایی، سادگی و مهربانی است. اگر چه او در حالت طبیعی هم جذابیت بالایی دارد اما زمانی که می خندد، جذابیت اش چند برابر می شود. 


 دیپیکا پادوکونه

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

دیپیکا پادوکونه مدل و بازیگر سوپر استار بالیوود می‌باشد. از فیلم‌های او می‌توان به «ام شنتی ام»، «قطار چنای»، «کوکتل»، «جوانی»، «دیوانگی» و «باجیراو مستانی» اشاره کرد. دیپیکا فعالیت‌های مدلینگ خود را از زمان کالج شروع کرد و در مدت کمی توانست عنوان مدل سال را به دست بیاورد. علاوه به اندام و چهره زیبا، او لبخند تاثیرگذاری نیز دارد به طوری که نامش در فهرست زیباترین لبخندها قرار گرفته است.


 مدوری دیکشیت

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

مدوری دیکشیت یکی از بهترین و معروف‌ترین بازیگران هند است که در دهه ۱۹۸۰، ۱۹۹۰و اوایل ۲۰۰۰ بسیار برجسته بوده‌ است. او توانسته از چهارده نامزدی خود در جشنواره فیلم فیر برنده شش جایزه از این جشنواره شود، که از نظر دفعات نامزدی در این جشنواره رکورد دار است. او یکی از زیباترین لبخندها را در میان ستاره های بالیوود دارد. لبخند زیبای او، در کنار دیگر جذابیت هایش او را تبدیل به یکی از محبوب ترین ستاره های هندی کرده است.


 جولیا رابرتس 

 ستاره‎هایی که زیباترین لبخندها را دارند

جولیا رابرتس هنرپیشه آمریکایی سینمای هالیوود و مانکن سابق صنعت مد است. او بخاطر بازی در فیلم کمدی عاشقانه «زن زیبا» در سال ۱۹۹۰ لقب ستاره هالیوود را از آن خود کرد که فروش این فیلم نیز  ۴۶۴ میلیون دلار درآمد به همراه داشت. هنگامی که او می خندد، تقریبا اکثر دندان هایش دیده می شود اما با این حال باز هم لبخند جذابی دارد. در واقع این لبخندش است که به چهره او شخصیتی محبوب داده. مطمئنا کسی نیست که خنده او را دوست نداشته باشد.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

اسمایل‌های دلربا؛ ستاره‎هایی که زیباترین لبخند را دارند

The post مجله چهره ها: اسمایل‌های دلربا؛ ستاره‎هایی که زیباترین لبخند را دارند + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۳ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

برترین ها – ترجمه از محمد کاملان: دونالد ترامپ ۴۵ رئیس‌جمهور ‌آمریکا است اما انصافاً باید اعتراف کرد نسبت به بیشتر روسای جمهور قبلی آمریکا، ترامپ رئیس‌جمهور پرحاشیه‌تری است و روزی نیز که خبری از او را در رسانه‌ها نداشته باشیم. اما چیزی که برای ما و بسیاری دیگر از مخاطبین جالب به نظر می‌رسد سن و سال ترامپ است.

نگاهی به منوی غذایی روزانه دونالد ترامپ

همان‌گونه که حتماً می‌دانید دونالد ترامپ ۷۲ سال سن دارد و از این لحاظ به‌عنوان پیرترین رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ این کشور نیز شناخته می‌شود. اما جالب اینجاست به گفته‌های پزشکان مخصوص ترامپ، شرایط جسمی و بدنی او بسیار خوب است و در سن ۷۲ سالگی، مرد سر زنده و شادابی است. به این ترتیب ممکن است از خود پرسیده باشید دونالد ترامپ چه غذاهایی مصرف می‌کند که در سن و سال بالا توانسته سکان هدایت آمریکا را در در اختیار بگیرد.

به همین منظور در ادامه با هم نگاهی به منوی غذایی روزانه دونالد ترامپ خواهیم داشت تا ببینیم این رئیس‌جمهور پیر و پرکار چه غذاهایی در طول روز می‌خورد.

دونالد ترامپ عاشق مک‌دونالد است

به احتمال زیاد با خود فکر کرده‌اید دونالد ترامپ غذاهای سالم و طبیعی می‌خورد تا در این سن و سال زیاد سلامت خودش را حفظ کند، اما چنین خبری نیست و در منوی غذایی دونالد ترامپ همه‌جور غذا پیدا می‌شود. جالب اینجاست که غذاهای فست‌فودی جای خاصی در خوراکی‌های دونالد ترامپ دارند و چهل و پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا عاشق خوردن مک‌دونالد است.

در سال ۲۰۱۶ یک کنفرانس خبری برگزار شده بود و در این کنفرانس یکی از خبرنگارها از دونالد‌ ترامپ درخصوص غذاهایی که میل می‌کند پرسید. ترامپ نیز بدون هیچ وقفه‌ای پاسخ داد که عاشق مک‌دونالد است و در میان ساندویچ‌های خوشمزه مک‌دونالد بیشتر از همه غذای فیش دیلایت (Fish Deligth) را دوست دارد.

البته از قرار معلوم خوراکی با نام فیش‌ دیلایت در منوی غذاهای مک‌دونالد وجود ندارد و احتمالاً دونالد ترامپ برای اینکه به غذای خاصی در میان ساندویچ‌های مک‌دونالد اشاره نکرده باشد نام فیش‌ دیلایت را از خودش ابداع کرد تا از یک طرف به‌نوعی با این خبرنگار شوخی کند و از طرف دیگر منظورش را بفهماند و ثابت کند که عاشق مک‌دونالد است.

کی‌.‌اف‌.سی

نگاهی به منوی غذایی روزانه دونالد ترامپ

وقتی صحبت از مک‌دونالد در منوی غذایی دونالد ترامپ مطرح می‌شود باید انتظار سایر غذاهای فست‌فودی را نیز در وعده‌‌های غذایی ترامپ داشته باشیم. به این ترتیب پس از مک‌دونالد نوبت کی‌.‌اف‌.‌سی فرا می‌رسد تا با خوراکی‌های خوش‌طعمی که دارد از رئیس‌جمهور آمریکا پذیرایی کند. ترامپ برای اینکه علاقه‌اش به خوراکی‌های کی.‌اف‌.‌سی را ثابت کند در اواسط سال ۲۰۱۶ تصویری در حساب توییتر خود منتشر کرد. در این تصویر دونالد ترامپ را می‌دیدیم که در جت شخصی‌اش نشسته و در حال خوردن یکی از خوراکی‌های خوشمزه کی‌.‌اف‌.‌سی است.

از قرار معلوم دونالد ترامپ حسابی به خوراکی‌های کی‌.‌اف‌.‌سی علاقه دارد چرا که در این عکس یک ظرف بزرگ ۲۰ دلاری از غذاهای کی‌.‌ا‌ف‌.‌سی را شاهد بودیم که به‌خوبی برای خوراک چندین نفر کفایت می‌کرد. مشخص نیست دونالد ترامپ شخصاً این خوراکی را میل کرده یا اینکه با همکارانش خورده‌اند اما علاقه ترامپ به خوراکی‌های کی.‌اف‌.‌سی در این تصویر کاملاً پیداست.

استیک‌های خوشمزه

دونالد ترامپ حسابی شکمش را تحویل می‌گیرد و استیک‌های کبابی خوشمزه را می‌توانید در منوی غذایی او پیدا کنید. در همین زمینه کارگزار شخصی دونالد ترامپ، آنتونی سنسیل (Anthony Senecal)، دونالد ترامپ تأکید دارد که استیک‌هایی که برایش آماده‌ می‌کنند حسابی کبابی شده باشد.

اگر به علم غذاشناسی علاقه داشته باشید حتماً می‌دانید که تحقیقات ثابت کرده خوردن گوشتی که بیش از حد کبابی شده در سنین کهنسالی باعث کاهش حافظه می‌شود و خطر احتمال به سرطان پروستات را در آقایان بیشتر می‌کند. به این ترتیب کاملاً مشخص است که دونالد ترامپ نیز از این حقایق غذایی باخبر است اما اینگونه که پیداست اهمیت زیادی به سلامتی نمی‌دهند و حسابی اهل شکم‌چرانی است.

سالاد تاکو

نگاهی به منوی غذایی روزانه دونالد ترامپ

مکزیکی‌های زیادی در آمریکا زندگی می‌کنند و در زمان رقابت ترامپ برای پیروزی در انتخابات، وی جهت اینکه دل هواداران مکزیکی خود را بدست بیاورد در روز عید سینکو دی مایو (cinco de mayo)، که یکی از اعیاد مهم مکزیکی‌‌ها است‌، تصویری از خودش در حال خوردن سالاد تاکو منتشر کرد.

وی در این روز به رستورانی که در برج ترامپ واقع بود مراجعه نمود و از علاقه خودش به مکزیکی‌ها خبر داد. جالب است بدانید مدتی پیش پایگاه خبری بیزنس اینسایدر یکی از گزارشگران خود که در زمینه خوراکی‌ها گزارش تهیه می‌کند را به آشپزخانه رستوران ترامپ فرستاد تا یک سالاد تاکو در این رستوران سفارش دهد و طعم این غذا را امتحان کند.

یک سالاد تاکو در رستورانی که در برج ترامپ واقع است دقیقاً ۱۸ دلار قیمت دارد و به نظر گزارشگری که متخصص بررسی غذا بود، این سالاد تاکو، خوراکی خوشمزه‌ای بود و آشپزهای رستوران ترامپ به‌خوبی از عهده پخت سالاد تاکو که یک غذای مکزیکی است بر آمده‌اند.

ترامپ لب به نوشیدنی‌های الکلی نمی‌زند

با توجه به روحیاتی که از ترامپ سراغ داریم خیلی بعید به نظر می‌رسد که اهل الکل نباشد اما از قرار معلوم این سیاستمدار پیر لب به الکل نمی‌زند و شدیداً مخالف مصرف نوشیدنی‌های الکلی است. ظاهراً ریشه تنفر ترامپ از الکل به برادر بزرگ‌تر ترامپ باز می‌گردد. این‌گونه که پیداست فرد ترامپ، برادر بزرگ دونالد زمانی که ۴۱ سال سن داشت بر اثر سو‌ء‌مصرف الکل از دنیا رفته و همین قضیه باعث شد تا ترامپ دور نوشیدنی‌های الکلی را خط بکشد.

البته ظاهراً دونالد ترامپ با ابزار چنین گفته‌هایی بیشتر می‌خواهد خودش را در نظر مردم سالم و پاک جلوه دهد، چرا که این سکه روی دیگری نیز دارد و از قرار معلوم ترامپ خیلی هم به قول‌اش وفادار نبود و گفته می‌شود در یکی از مهمانی‌های که توسط سازمان ملل برگزار شده بود، شیشه‌‌های نوشیدنی‌های الکی جور و واجور روی میز ترامپ قرار گرفت و او نیز حسابی از خجالت این شیشه‌ها در آمد.

دونالد ترامپ و عشق او به غذاهای برگر کینگ

نگاهی به منوی غذایی روزانه دونالد ترامپ

برگر کینگ رستوران‌های زنجیره‌ای معروفی است که در آمریکا همبرگرهای خوشمزه‌ای برای مشتریان عرضه می‌کند. به این ترتیب در کنار خوراکی‌های فست‌فودی مانند کی‌.‌اف‌.سی و مک‌دونالد باید همبرگرهای برگر کینگ را نیز به فهرست غذاهای دونالد ترامپ اضافه کنید.

وقتی که دونالد ترامپ کمپین تبلیغاتی برای ریاست‌جمهوری آمریکا در کالیفرنیا برگزار کرده بود، ترامپ که پس از ایراد سخنرانی حسابی گشنه‌اش شده بود به راننده خود دستور داد تا به یکی از رستوران‌های برگر کینگ برود و برای او و اعضای همراهش همبرگر بخرد. ترامپ برای اینکه علاقه‌ شدید‌ش به غذاهای فست‌فودی را توجیه کند، مدتی بعد در مصاحبه‌ای گفت در کالیفرنیا زمان زیادی را از دست داده بود و به همین دلیل گفته بود برایش همبرگر بگیرند چرا که این غذا سریع حاضر می‌شود و وقت زیادی از آنها گرفته نمی‌شود.

ظاهراً عشق ترامپ به برگر کینگ یکطرفه نیست و پس از اینکه دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری رسید، شعبه برگر کینگ روسیه، یک همبرگر خوشمزه را به افتخار دونالد ترامپ معرفی کرد.

پیتزا

بعید به‌نظر می‌رسد کسی را سراغ داشته باشیم که پیتزا دوست نداشته باشد، دونالد ترامپ نیز که عاشق غذاهای فست‌فودی است هر از گاهی خودش را مهمان پیتزاهای خوشمزه‌ای می‌کند. تاکنون مستنداتی از شیوه پیتزا خوردن دونالد ترامپ در دست نداریم اما گفته می‌شود ترامپ مواد روی پیتزا را می‌خورد و علاقه‌ای به خوردن خمیر آن ندارد.

ساندویچ میت‌لوف

نگاهی به منوی غذایی روزانه دونالد ترامپ

سر سفره دونالد ترامپ خوراکی‌های مختلفی به چشم می‌خورد و ساندویچ میت‌لوف یکی دیگر از فست‌فود‌های مورد علاقه‌اش است، مدت‌ها قبل از اینکه ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا برسد، در برنامه‌ای تلویزیونی به همراه همسرش، ملانی حاضر شد. این برنامه تلویزیونی توسط مارتا استورات، یکی از چهره‌های سرشناس آشپزی در آمریکا اجرا ميشد و دونالد ترامپ با یک پیشبند آشپزی جلوی دوربین قرار گرفت تا دستور پخت خوراکی مورد علاقه‌اش را با مخاطبین به اشتراک بگذارد.

این خوراکی خوشمزه یک ساندیوچ میت‌لوف بود که دونالد و ملانی با همکاری مارتا استوارت مشغول پخت آن شدند. شیوه خاصی را در پخت ساندویچ میت‌لوفی که دونالد ترامپ تهیه کرد شاهد نبودیم و با این حساب نمی‌توان توقع داشت از سایر ساندویچ‌های میت‌لوف خوشمزه‌تر شده باشد اما چیزی که مهم است این نکته است که به احتمال زیاد این ساندویچ، اولین میت‌لوفی بود که ترامپ در عمرش درست کرد و بعید می‌دانیم بعد از هم دیگر سراغ درست‌کردن میت‌لوف رفته باشد چرا که ترامپ به اندازه کافی خدم و حشم دارد که انجام این کارها را به آنها واگذار کند.

نوشابه‌های رژیمی

در بالا اشاره کردیم که دونالد مدعی است نوشابه‌های الکی نمی‌نوشد، از طرف دیگر خوردن این‌ همه‌ خوراکی‌های فست‌فودی که ترامپ به آنها علاقه دارد به تنهایی ممکن نیست و حتماً باید در کنارش یک نوشیدنی هم بخورد. در این زمینه روزنامه نیویورک تایمز گزارش جالبی منتشر کرده و مدعی است دونالد ترامپ حسابی اهل خوردن نوشابه‌‌های رژیمی است.

در همین زمینه پایگاه خبری یو‌.‌اس مگزین اینترویو (US Magazine interview) گزارش جالبی در خصوص علاقه ترامپ به پیتزا منتشر کرده است و از قرار معلوم رئیس‌جمهور فعلی آمریکا عاشق نوشابه‌های رژیمی است و روز خود را بدون خوردن چندین نوشابه رژیمی به پایان نمی‌برد.

همان‌گونه که حتماً می‌دانید مردم آمریکا علاقه زیادی به خوردن نوشابه‌های قندی دارند و دونالد ترامپ نیز که نتوانسته است جلوی خودش برای نخوردن نوشابه را بگیرد به جای نوشابه‌های قندی که ضرر زیادی دارند سراغ نوشابه‌های رژیمی رفته است.

کاملاً مشخص است که نوشابه‌های رژیمی بی‌ضرر نیستند و این نوشابه‌ها نیز آسیب‌های مختلفی به بدن وارد می‌کنند. دکتر داریوش مظفریان، یکی از پزشکان سرشناس یکی از موسسه‌های غذایی آمریکا در این زمینه به تایم گفت که کافئین موجود در تمامی نوشابه‌ها برای انسان ضرر دارد و میزان ضربان قلب فرد را افزایش می‌دهد. از طرف دیگر کافئین باعث بی‌خوابی و سردرد میگرن نیز می‌شود و در افزایش وزن تأثیر زیادی دارد، افزایش احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ و سکته قلبی از دیگر ضررهای مصرف نوشابه‌های قندی است، اما ظاهراً دونالد ترامپ نگرانی بابت این موارد ندارد و گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست.

ترامپ اهل خوردن صبحانه نیست

نگاهی به منوی غذایی روزانه دونالد ترامپ

حتماً شما هم شنیده‌اید که می‌گویند صبحانه را تنها ، ناهار را با دوستت و شام را با دشمنت بخور، اما دونالد ترامپ اصلاً چنین گفته‌ای به گوشش نخورده و صبح‌‌ها لب به صبحانه نمی‌زند. در همین زمینه شیکاگو تریبیون مصاحبه‌ای با ترامپ ترتیب داد و رئیس‌جمهور آمریکا در این مصاحبه مدعی شد هیچ اهمیتی به صبحانه نمی‌دهد. او گفت صبح‌ها مقداری بیکن و تخم‌مرغ می‌خورد و گاهی اوقات نیز برای تنوع صبح‌ها برشتوک میلی می‌کند.

ترامپ به شام اهمیت زیادی می‌دهد

دونالد ترامپ رژیم‌‌غذایی بسیار عجیب و غریبی دارد و برخلاف بسیاری از افراد که شام را ساده و سبک می‌گیرند، اهمیت زیادی به شام‌ می‌دهد و خودش را در رستوران‌های اشرافی مهمان شام‌های گران قیمت و سنگین می‌کند. به همین منظور است که دونالد ترامپ بارها در رستوران‌های مختلف به همراه خانواده‌اش یا شرکای تجاری و سایر سیاستمداران دیده شده است.

در همین زمینه واشنگتن‌پست ژانویه امسال گزارشی با فرماندار کریس کرسیتی (Chris Christie) ترتیب داده بود. در این گزارش کریستی خاطره‌ای جالب از غذا خوردنش با ترامپ را تعریف کرد و گفت به همراه دونالد ترامپ به یکی از هتل‌هایش در نیویورک برای شام مراجعه کردیم. او سرآشپز را صدا کرد و از او پرسید که هفته پیش چه چیزی در اینجا میل کرده است تا همان غذا را این هفته برای ترامپ و فرماندار کریستی بیاورد.

کریستی شامی که آن شب با ترامپ خورد را یکی از بهترین شام‌های عمرش می‌دانست و مدعی بود ترامپ ذائقه بسیار خوبی برای انتخاب شام‌های رنگین و مفصل دارد.

در مجموع می‌توان گفت دونالد ترامپ ممکن است سیاستمدار خوش‌اشتهایی باشد و غذاهای خوشمزه‌ای بخورد اما بدون شک این غذاها برای سلامتی او فایده‌ای ندارند و هیچ مشخص نیست ترامپ چگونه توانسته است در ۷۲ سالگی با خوردن این غذاهای فست‌فودی و مضر سلامت خودش را حفظ کند.

در پایان پیشنهاد می‌‌کنیم اگر شما هم رژیم‌غذایی خاصی دارید و خوراکی خوشمزه‌ای را می‌خورید که برای سلامتی شما مفید است، در قسمت نظرات ما و سایر کاربران را در جریان فایده‌های مختلف غذاهایی که می‌خورید قرار دهید.

منبع: mashed

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

عاشق فست‌فود و مخالف الکل؛ نگاهی به رژیم غذایی دونالد ترامپ

The post مجله چهره ها: عاشق فست‌فود و مخالف الکل؛ نگاهی به رژیم غذایی دونالد ترامپ + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۳ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

برترین ها – ترجمه از محمد کاملان: وقتی صحبت از اشتباه‌های هنرپیشه‌ها به میان می‌آید ناخودآگاه یاد صحنه‌هایی می‌افتیم که یک هنرپیشه متنی که باید بگوید را فراموش می‌کند، یا اینکه منظور کارگردان را متوجه نمی‌شود و نمی‌تواند آنگونه که کارگردان می‌خواهد نقش بازی کند.

اما اشتباه‌های هنرپیشه‌ها دامنه بسیار گسترده‌تری دارد و از آنجایی که هنرپیشه‌های تراز اول در فیلم‌های بسیار پرهزینه‌ای حضور پیدا می‌کنند گاهی اوقات این اشتباه‌ها خرج‌های زیادی روی دست تهیه‌کننده و عوامل فیلم می‌گذارد.

در این زمینه می‌توان به رفتارهای غیرعادی مرلین مونرو در فیلم «بعضی‌ها جذابش رو دوست دارن» اشاره کرد که این رفتار حاشیه‌های زیادی به‌دنبال داشت و هزینه‌های سرسام‌آوری به گردن تهیه‌کننده این فیلم افتاد. مارلون براندو نیز زمانی که قرار بود در نسخه اول فیلم پدرخوانده ایفای نقش کند پرواز لس‌آنجلس به نیویورک را از دست داد و موفق نشد سر صحنه فیلم‌برداری حاضر شود، همین اشتباه کوچک باعث شد تا هزینه‌های زیادی متحمل تهیه‌کننده فیلم پدرخوانده شود.

این اشتباه‌ها در دنیای فیلم‌سازی بیشتر از چیزی که فکر کنید اهمیت دارد و همیشه هم شاهد تکرار آنها هستیم، به همین منظور در ادامه خالی از لطف نیست اگر به اشتباه‌های هنرپیشه‌هایی اشاره کنیم که ضررهای زیادی به فیلم‌ها وارد کرده است.

اشتباه‌های مارون براندو و آلپاچینو برای فیلم پدرخوانده

اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها که خر‌ج زیادی روی دست عوامل ساخت فیلم گذاشت

بدون شک فیلم پدرخوانده را دیده‌اید و می‌دانید از چه شاهکاری صحبت می‌کنیم، اما از قرار معلوم خلق این شاهکار دردسرهای زیادی نیز داشته و ظاها، آلپاچینو یکی از صحنه‌های بدل‌کاری این فیلم را حسابی خراب کرد. در این صحنه آلپاچینو آسیب زیادی دید و مچ‌پایش حسابی پیچ خورد. یکی از رباط‌های آلپاچینو نیز دچار کشیدگی شد و صدمات او به‌اندازه‌‌ای بود که مجبور بود با صندلی‌چرخ‌دار و عصا در صحنه‌ حاضر شود. کاملاً مشخص بود که آلپاچینو به این زودی‌ها خوب نمی‌شود و در نتیجه زمان‌بندی فیلم‌برداری قسمت‌های مهمی از نسخه اول فیلم پدرخوانده با تأخیر مواجه شد و خرج زیادی روی دست تهیه‌کننده گذاشت.

اما دست‌گلی که آلپاچینو به آب داده بود در مقابل کاری که مارلون‌ براندو در فیلم پدرخوانده انجام داد اشتباه زیادی به‌حساب نمی‌آید و براندو در اولین روز فیلم‌برداری فیلم پدرخوانده در صحنه حاضر نشد و نبود او فیلم‌برداری را به روز دیگری موکول کرد. این‌گونه که پیداست مارلون براندو فقید قرار بود شب قبل از فیلم‌برداری با پرواز لس‌آنجلس به نیویورک خودش را به صحنه فیلم‌برداری برساند اما از پرواز جا ماند و باعث شد خرج کامل یک روز فیلم‌برداری روی دست تهیه‌کننده باقی بماند. گفته می‌شود انتقال روز فیلم‌برداری صحنه‌ای که قرار بود مارلون براندو در آن حضور داشته باشد چیزی حدود ۴۰ هزار دلار روی دست تهیه‌کننده فیلم پدرخوانده خرج باقی گذاشت.


اریک استولز شانس بازی در فیلم بازگشت به‌ آینده را از دست داد

اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها که خر‌ج زیادی روی دست عوامل ساخت فیلم گذاشت

فیلم بازگشت به آینده یکی از موفق‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما است و موفقیت نسخه اول این فیلم باعث شد تا سه نسخه از این فیلم ساخته شود و با اثری تمام‌عیار در ژانر علمی‌تخیلی طرف باشیم. در این فیلم مایکل جی فاکس در نقش شخصیت اول داستان که مارتی مک‌فلای نام داشت حاضر شد و توانست با این فیلم به شهرت و افتخار جهانی دست پیدا کند.

اما از قرار معلوم اریک استولز شانس بازی در فیلم بازگشت به آینده را داشت اما این موقعیت درخشان را از دست داد. در همین زمینه سی‌.‌بی‌.‌اس نیوز گزارش داده است که اریک استولز به‌عنوان نقش اول فیلم بازگشت به آینده در سر صحنه فیلم‌برداری حاضر شد و حتی ۵ هفته نیز نقش اول این فیلم را بازی کرد اما به صورت کاملاً ناگهانی رابرت زمیکس (Robert Zemeckis)، کارگردان فیلم بازگشت به آینده از بازی اریک استولز خوشش نیامد و مدعی شد اریک استولز بازیگر بسیار توانمندی است اما آنگونه که باید و شاید نمی‌تواند شوخ‌طبعی شخصیت اول داستان را در این فیلم به مخاطب منتقل کند. رابرت زمیکس این قضیه را با استیون اسپیلبرگ به‌عنوان تهیه‌کننده فیلم بازگشت به آینده در میان گذاشت و توانست تأیید تهیه‌کننده را نیز بدست بیاورد.

در نتیجه مایکل جی فاکس که به نظر کارگردان فیلم بازگشت به آینده قابلیت بیشتری برای انتقال شو‌خ‌طبعی شخصیت اول داستان به مخاطب داشت جایگزین اریک استولز شد. کاملاً مشخص است که اریک استولز از این تصمیم بسیار ناراحت شد اما از قرار معلوم سایر عوامل فیلم نیز دل خوشی از اریک استولز نداشتند و با سبک بازیگری او مشکل داشتند.

تمامی این موارد دست به دست هم داد تا استولز بهترین فرصت زندگی خود برای تبدیل شدن به یک سوپراستار را از دست بدهد، این قضیه نه‌تنها ضررهای زیادی به استولز وارد کرد بلکه جایگزین شدن او با مایکل جی فاکس، باعث شد تا فیلم‌برداری قسمت‌های زیادی از فیلم بازگشت به آینده دوباره انجام شود و چیزی حدود ۳ میلیون دلار ناقابل روی دست تهیه‌کننده این فیلم خرج بگذارد.


خودنمایی بیش از حد بازیگر در فیلم Horror of Party Beach

اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها که خر‌ج زیادی روی دست عوامل ساخت فیلم گذاشت

این فیلم محصول سال ۱۹۶۴ بود و داستان موجوداتی که بوسیله پرتوهای رادیواکتیو درست شده‌اند و از خون انسان‌ها تغذیه می‌کنند را روایت می‌کرد. چنین داستانی کافی است تا متوجه شوید با فیلم عجیب و غریبی طرف هستیم. کارگردان این فیلم برای اینکه فیلم خاص و عجیبی بسازد اشتباه‌‌های زیادی را مرتکب شد.

یکی از موارد استخدام یک گروه موتورسوار بی‌باک برای یکی از صحنه‌های این فیلم بود، از قرار یکی از این موتورسوارها در حین فیلم‌برداری زیاده‌روی می‌کند و از مسیری که برایش مشخص شده بود جلوتر حرکت می‌کند تا خودی نشان دهد. در نتیجه سایر موتورسوارها با یکدیگر تصادف می‌کنند و تمامی اعضای حاضر در این صحنه راهی بیمارستان می‌شوند.

از آنجایی که دیگر موتورسواری برای ادامه فیلم‌برداری باقی نمی‌ماند، کارگردان مجبور می‌شود پروژه فیلم‌برداری را تا زمان بهبود این موتورسوار‌ها متوقف کند و این تأخیر چیزی حدود ۲۰ هزار دلار روی دست تهیه‌کننده خرج باقی می‌گذارد.


بی‌توجهی‌های مرلین مونرو به فیلم‌برداری

اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها که خر‌ج زیادی روی دست عوامل ساخت فیلم گذاشت

اگر مرلین مونرو را دوست داشته باشید بدون شک فیلم «بعضی‌ها داغش رو دوست دارند»‌ را دیده‌اید. این فیلم در جوامع هنری نقدهای بسیار مثبتی را دریافت کرد و به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین آثار بیلی وایلدر شناخته می‌شود.

اما ظاهراً بیلی وایلدر برای ساخت این فیلم خون‌جگرهای زیادی از دست مرلین مونرو خورده است. این‌گونه که پیداست مرلین مونرو توجهی به اهمیت حضورش در این فیلم‌ نمی‌داد و در بیشتر صحنه‌ها با تأخیر حاضر میشد، روزهایی نیز بود که عوامل فیلم آماده فیلم‌برداری می‌شدند اما مرلین مونرو در صحنه حاضر نمی‌شد و تمام روز را غیبت داشت.

پس از اینکه مرلین مونرو با تأخیر زیاد در صحنه فیلم‌برداری حاضر می‌شد نیز توجهی به کارش نداشت و بیشتر دیالوگ‌ها را فراموش می‌کرد یا اشتباه می‌گفت. جالب اینجاست گفته می‌شود مرلین مونرو برای اجرای یکی از دیالوگ‌های معروف این فیلم به اندازه‌ای اشتباه کرد که کارگردان مجبور شد ۸۱ بار کات دهد و دوباره فیلم‌برداری کند. ظاهراً مرلین مونرو تا شصتمین برداشت اصلاً متوجه نبود که باید در این صحنه چه کار کند و چه بگوید!

اشتباه‌های مرلین مونرو خرج بسیار زیادی روی دست سازندگان گذاشت و چیزی بیشتر از نیم میلیون دلار هزینه ساخت این فیلم را افزایش داد. در نهایت نیز کار به جایی کشید که بیلی وایلدر فقید رسما اعتراف کرد که دیگر هرگز با مرلین مونرو کار نخواهد کرد.

جالب است بدانید ظاهرا کارکردن با مرلین مونرو به اندازه‌ای سخت و دشوار بود که درنهایت کار این کارگردان فقید سینما به روان‌شناس کشید.


کرت راسل و نابود کردن یک گیتار قدیمی و آنتیک

اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها که خر‌ج زیادی روی دست عوامل ساخت فیلم گذاشت

اگر به سینما علاقه داشته باشید به احتمال زیاد تمامی فیلم‌های کوئنتین تارانتینو را دیده‌اید و در بین این فیلم‌ها حتماً فیلم هشت نفرت‌انگیز، محصول سال ۲۰۱۵ به دل شما نشسته است. کرت راسل در این فیلم نقش به یادماندنی را ایفا کرد اما از قرار معلوم اشتباه‌های او نیز به اندازه‌ای بود که سازندگان فیلم هشت‌ نفرت‌انگیز هرگز کرت راسل را فراموش نمی‌کنند.

اگر خاطر شما باشد در یک صحنه از این فیلم، جنیفر جیسون لی، گیتار می‌زد، اما بد نیست بدانید این گیتار، یک ساز معمولی نبود و گیتاری بود متعلق به قرن نوزدهم که از موزه گیتار‌ مارتین (Martin Guitar Museum)، به امانت گرفته شده بود.

در یکی از صحنه‌های این فیلم جنیفر جیسون لی با این ساز آنتیک و ۱۴۵ ساله، گیتار می‌زند و کرت راسل نیز قرار است، یک گیتار معمولی و ارزان‌قیمت را که با گیتار گران‌قیمتی که در دست جنیفر جیسون لی قرار داشت جایگزین کند و این گیتار ارزان‌قیمت را درب و داغان کند. اما کرت راسل حواسش پرت می‌شود و به جای اینکه گیتار تقلبی را بشکند، گیتار اصلی را از دست جیسون لی چنگ می‌زند و در کمتر از چند ثانیه این گیتار را خورد و خاکشیر می‌کند.

جالب اینجاست که کرت راسل پس از شکستن این گیتار اصلاً متوجه نشد چه دست‌گلی به آب داده و با فریادهای جنیفر جیسون لی تازه متوجه شد که یک گیتار گران‌قیمت را به جای گیتار معمولی اشتباه گرفته و ۴۰ هزار دلار خرج روی دست تهیه‌کننده باقی گذاشته است.

قضیه شکستن این گیتار آنتیک باعث شد تا موزه گیتار مارتین که قدیمی‌ترین گیتارهای دنیا را در اختیار دارد، پشت دستش را داغ کند که از این به بعد برای ساخت فیلم، به عوامل آن گیتار امانت دهد!


ادوارد جیمز اولماز و خراب کردن چیزهایی که نباید خراب می‌شد

اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها که خر‌ج زیادی روی دست عوامل ساخت فیلم گذاشت

در سال ۲۰۰۷ نسخه‌ای بازسازی شده از سریال ناوبر فضایی گالاکتیکا (Battlestar Galactica) با بازی ادوارد جیمز اولماز ساخته شد. قسمت هفدهم از سومین فصل این سریال ادوارد جیمز اولماز مدل یک سفینه فضایی را به ناگاه تخریب می‌کند. از بخت بد ادوارد جیمز اولماز، این‌ مدل یک مدل معمولی نبود و مدلی از یک سفینه بود که از یک موزه به امانت گرفته شده بود و ۲۰۰ هزار دلار قیمت داشت.

قضیه شکستن مدل این سفینه به همین‌جا ختم نشد و در سال ۲۰۰۹، این مدل دوباره سرهم شد و در یک حراجی با قیمت گزافی به‌فروش رفت تا ضررهایی که ادوارد جیمز اولماز وارد کرده بود را جبران کند.


ضررهایی که حیوانات درنده به ساخت فیلم وارد کردند

اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها که خر‌ج زیادی روی دست عوامل ساخت فیلم گذاشت

به احتمال زیاد فیلم «غرش»، (Roar)، محصول سال ۱۹۸۱ را ندیده‌اید اما اگر طرفدار مستند‌های رازبقا هستید و به سینما علاقه دارید به شما پیشنهاد می‌کنیم حتماً به تماشای فیلم غرش بنشینید.

هنرپیشه‌های این فیلم در کنار حدود ۱۵۰، شیر، ببر، جگوار دیگر حیوانات درنده قرار می‌گیرند و به همین دلیل فیلم غرش به خطرناک‌ترین فیلم تاریخ سینما معروف شده است. عوامل ساخت این فیلم در تمامی صحنه‌ها در نزدیکی حیوانات درنده قرار داشتند و این حیوانات نیز جراحت‌های مختلفی را به بازیگران و عوامل فیلم غرش وارد کردند. جالب اینجاست که در صحنه‌های خطرناک که احساس می‌شد اوضاع از کنترل خارج می‌شود کارگردان تمایلی به کات دادن نداشت و می‌خواست بیشتر این صحنه‌ها طبیعی و خطرناک جلوه کند.

در نتیجه یکی از بازیگران از ناحیه سر دچار جراحات عمیقی شد، یکی دیگر از بازیگران نیز برای مدتی از حضور در این فیلم منصرف شد و روزی نبود که یکی از هنرپیشه‌ها یا دیگر عوامل فیلم راهی بیمارستان نشوند.

این موارد باعث شد تا فرآیند فیلم‌برداری از چیزی که برآورد شده بود بیشتر شود و هزینه‌های درمان و بستری شدن عوامل فیلم نیز خرج‌های بیشتری را روی دست تهیه‌کنندگان فیلم غرش گذاشت تا این فیلم بودجه‌ای بیشتر از ۱۷ میلیون دلار داشته باشد و به یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های هالیوود تبدیل شود.


تراجی پی‌ هنسون و مازراتی که به باد داد

اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها که خر‌ج زیادی روی دست عوامل ساخت فیلم گذاشت

به احتمال زیاد تراجی پی‌هنسون را می‌شناسید و بازی او در فیلم مورد عجیب بنجامین باتن را به‌خاطر دارید اما شاید بابک نجفی را نشناسید، او کارگردان ایرانی تبار است که از آثار مهم‌اش می‌توان به فیلم سقوط لندن اشاره کرد. بابک نجفی برای فیلم «مِری مغرور» (Proud Mary)، که در سال ۲۰۱۸ ساخته شد، تراجی پی هنسون را به‌عنوان هنرپیشه نقش اول انتخاب کرد.

در یکی از صحنه‌های فیلم مری مغرور، تراجی پی هنسون سوار بر یک مازراتی گران‌قیمت باید در خیابان با سرعت زیادی حرکت می‌‌کرد. او در ابتدا به‌خوبی از عهده کنترل این مازراتی برآمد تا اینکه دنده‌ها یکی پس از دیگری افزایش پیدا کرد و سرعت بیشتر شد. در نتیجه تراجی پی هنسون کنترل مازراتی را از دست داد و به شیرآب آتشنشانی در گوشه خیابان برخورد کرد.

وی پس از اینکه این افتضاح را به بار آورد در گفته‌های خود مدعی شد که شیرآب را ندیده و نمی‌خواست این خودروی لوکس را به این روز در بیاورد اما دیگر کار از کار گذشته بود و تعمیر این مازراتی ۱۲ هزار دلار روی دست تهیه‌کننده خرج گذاشت.

در این قسمت به پایان فهرست اشتباه‌های فاحش هنرپیشه‌ها رسیدیم، انصافاً باید اعتراف کرد که به این هنرپیشه‌ها نمی‌توان خرده گرفت چرا که انسان جایزالخطاست و هیچ کاری بی‌عیب و نقص انجام نمی‌شود. به این ترتیب پیشنهاد می‌کنیم اگر شما هم اشتباه جالبی را سراغ دارید که هزینه‌های زیادی به دنبال داشته است، در قسمت نظرات ما و سایر کاربران را درجریان این اشتباه‌ها قرار دهید.

منبع: nickiswift

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

سوتی‌های فاحش و میلیاردی ستاره‌ها در فیلم‌هایشان

The post مجله چهره ها: سوتی‌های فاحش و میلیاردی ستاره‌ها در فیلم‌هایشان + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۳ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

روزنامه قانون – روناز کمالی: «اکسُدوس» نام مستند بلندی از بهمن کیارستمی است که امسال در جشنواره‌ «سینماحقیقت»، جایزه‌ بهترین کارگردانی را دریافت کرد. در زبان یونانی، «اکسدوس» به معنی مهاجرت گروهی است و این مستند به سوژه‌ مهاجران افغانستانی در اردوگاه مهاجرتی امام رضا(ع) پرداخته است.

شخصیت‌های فیلم من در جایگاه مغلوب نیستند

مهاجرانی که به این اردوگاه در مرز خراسان مراجعه می‌کنند، اغلب مدارک اقامتی ندارند و تشخیص هویت‌شان و نسبت همسفران بر عهده‌ ماموران مرزی و از طریق گفت‌وگو و انگشت‌نگاری است.پس از نمایش عمومی «اکسدوس» در جشنواره‌ «سینما حقیقت» و به ویژه بعد از دریافت جایزه‌ بهترین کارگردانی، انتقادات گسترده‌ای توسط مخاطبان افغانستانی و ایرانی آن مطرح و روزبه‌روز دامنه‌ آن گسترده شد تا جایی که طوماری هم برای ممانعت از اکران عمومی فیلم به امضا رسید. «اکسدوس» بی‌شباهت به پارودی از ژانر فیلم جاده‌ای و وسترن نیست و این رویکرد گرچه شاید برای کم کردن از تلخی موضوع باشد، دور از انتظار مخاطب برای برخورد با چنین سوژه‌ انسانی است. مواجهه با طنز موقعیتی که در بعضی سکانس‌های «اکسدوس» یا در انتخاب موسیقی آن حس می‌کنیم برای مخاطب افغانستانی حقیقتا ملال‌آور و تلخ است و به‌نظر نگارنده، ریشخند و سیلی به مخاطب ایرانی است که نسبت به شرایط مهاجران این کشور در ایران بی‌تفاوت نشسته است.

«اکسدوس» نمایشگر تصاویر و حقایقی دردآور از زندگی مهاجران افغانستانی در ایران است که پس از دیدن فیلم در ذهن مخاطب رسوب می‌کند.«بهمن کیارستمی » به عنوان کارگردان این اثر شاید پس از مدت‌ها برای مستندش، با نقدهایی جدی و در عین حال تشویق‌های بسیار مواجه شد. بهمن کیارستمی متولد 20 مرداد سال 1357 در تهران است. او کارگردان، مستندساز، تدوین‌گر، تهیه‌کننده و فرزند عباس کیارستمی کارگردان مشهور ایرانی است و حالا به نظر می‌رسد بهمن کیارستمی پس از ساخت 10 اثر مستند و ساخت آثاری چون شبیه‌خوانی ، زیارت ، مرتضی ممیز و … با اکسدوس از زیر سایه نام پدر بیرون آمده و به نامی بااهمیت در سینمای ایران تبدیل می‌شود که به زودی از او بیشتر خواهیم شنید.گفت‌وگوی حاضر با بهمن کیارستمی درباره‌ «اکسدوس» و با نیم‌نگاهی انتقادی انجام شده است که ابتدا واکنش او را برانگیخت اما ادامه یافت.

چطور به سوژه‌ مهاجران افغانستانی و این موقعیت رسیدید؟ موقعیت گفت‌وگوی ماموران مرزی با مهاجران، دارای وضعیت ویژه‌ای است.

ساخت این فیلم در ادامه‌ انتشار دو کتاب «فتو ریاحی» و «گلشهر» با موضوع مهاجران افغانستانی در ایران بود. اما ایده‌ ساخت «اکسدوس» در بحران اقتصادی اخیر، و افزایش سیل مهاجرت معکوس از اواخر بهار امسال، شکل گرفت. در آن مقطع مطلبی درباره مرکز بازگشت امام رضا(ع) خواندم و با دیدنش ایده‌ ساخت مستندی درباره‌ مهاجران افغانستانیِ در حال ترک ایران از این اردوگاه، شکل گرفت.

شما جزو آن دسته از مستندسازها هستید که با داوری قبلی سراغ سوژه می‌روند یا بی‌طرفانه به سوژه می‌پردازید؟

گاهی با پیش‌داوری، گاهی بدون پیش‌داوری؛ در اکسدوس بدون پیش‌داوری به سراغ سوژه رفتم. به هر حال اینجا اردوگاهی است که اغلب مراجعان آن ، فاقد مدارک اقامتی یا هویتی هستند و طبعا یک بخش مشخص از جامعه مهاجر افغانستانی به آن می‌آیند.

جمعیت زیادی در اردوگاه بود و تصاویر چند 10 نفر در فیلم کار شده. از چند نفر تصویر گرفتید؟

دقیقا نمی‌دانم. شاید حدود پانصد نفر.

بعضی از افرادی که در فیلم می‌بینیم، خرده‌روایتی را وارد کار می‌کنند، بعضی در همان چند دقیقه با ظاهر و طرز صحبت‌شان یک تیپ می‌سازند که گاهی موقعیت طنزی ایجاد کرده است. مشابه این کار را در همین جشنواره، ماهور میرشکاک در «پرتره خانم فرخزاد» انجام داده بود. در آن کار هم خانم‌ها جلوی دوربین درباره‌ شباهت‌های خودشان با فروغ صحبت می‌کردند و آرایش و پیرایش بعضی‌شان با آن صحبت‌هایی که مایه‌های روشنفکری داشت، موقعیت طنزی ایجاد کرده بود. در «اکسدوس» بعضی از گفت‌وگوها هم به مخاطب تلنگر می‌زند. مثلا موارد بیمارانی که بیمارستان‌های ایران نپذیرفته بودند. این موارد انتخاب‌های داستانی یا سینمایی بودند. چطور از بین پانصد نفر به این افراد رسیدید؟

انتخاب‌های من ، انتخاب‌های بدیهی بوده و هر کسی بالاخره نکته‌ جالبی داشته است. به تازگی نقدی خواندم در روزنامه‌ هشت صبح که می‌گفت این‌ها آدم‌های خارق‌العاده‌ای بودند. در حالی که گفت‌وگوهای این افراد در آن موقعیت، مکالمات معمولی است. هیچ یک از حرف‌های افراد در «اکسدوس» تجربیات غیرمعمول و عجیبی نیست که بگوییم فیلم براساس چیزی جز واقعیت ساخته شده است. شاید حضور دوربین و شنونده هم قدری تاثیر گذاشته اما صحبت‌ها مثل گفت‌وگوهایی است که ممکن است در تاکسی بشنویم؛ بخشی از آن‌ها غرولند است، بخشی نقد و بخشی توصیف تجربیات روزمره است. این موارد تجربیات خیلی آشنایی از مهاجران عمدتا کارگری در ایران است. فکر می‌کنم که با هر کسی خارج از این اردوگاه صحبت کنید و همین سوال‌ها را بپرسید، حرف چندان متفاوتی نمی‌شنوید. اما حالا نمی‌دانم چرا به نظر می‌آید به دلیل چند موردی که بالاخره موضوعات جالبی داشتندـمی‌گویم غیرمعمول ـ این احساس می‌شود که همه در این فیلم شرایط غیرمعمولی دارند.

شخصیت‌های فیلم من در جایگاه مغلوب نیستند

اما به نظر می‌آید که بعضی از سوال‌های ماموران از جنس کنجکاوی کارگردان و برای قصه‌دار کردن گفت‌وگوهاست، نه از نوع سوال‌هایی که ممکن است مامور مرزی موظف به پرسیدن‌شان باشد.

من هیچ دخل و تصرفی در گفت وگوها نکردم. این‌ها گفت‌وگوهایی است که خود کارمندهای وزارت کشور با مراجعان می‌کردند. به هرحال کار یک مامور مرزی در آن اردوگاه با مامور مرزی مثلا فرودگاه متفاوت است. چون اغلب مراجعان اردوگاه فاقد مدارک شناسایی هستند، بخش مهمی از کار در همین مکالمات شکل می‌گیرد. یعنی انگشت‌نگاری می‌شود، و اگر در انگشت‌نگاری، اطلاعات اولیه‌ای به دست نیاید، در همان پرسش و پاسخ‌ها درباره‌ اینکه اجازه‌ خروج داده شود یا نه، تصمیم می‌گیرند. برای همین ممکن است فکر کنیم به دلیل حضور ما یا دوربین، این گفت‌وگوها مقداری مفصل‌تر از معمول انجام شده است، به خصوص که در این تعداد مراجعه، طبعا این مقدار وقت برای همه گذاشته نمی‌شود. اما اساس کار همان چیزی است که در فیلم هست و ما تغییری در ذات گفت‌وگوها ندادیم.

بعد از صحبت‌های مامور مرزی به افراد می‌گفتید که از آن‌ها برای یک فیلم مستند تصویربرداری شده و موافقت‌شان را جلب می‌کردید؟

این موافقت که می‌گویید،یک تعریفی دارد. موافقت یعنی اینکه چیزی بگذاریم جلوی فرد و بگوییم این را امضا کن به این معنی که موافق بوده است. من هیچ وقت این کار را نمی‌کنم ، مگر اینکه مجبور شوم با تلویزیونی کار کنم که این را از من بخواهد. اشتباه است اگر فکر کنیم که با این کار، عمل اخلاقی انجام می‌دهیم. این صرفا یک کار حقوقی است. در آن شرایط من نه می‌دانم دقیقا فیلم چه خواهد بود و نه می‌توانم تصویر دقیقی از حضور افراد در آن ارائه بدهم که بر اساسش بخواهم موافقت بگیرم. اگر کسی می‌پرسید، ما هم توضیح مختصری می‌دادیم ولی اینکه توافقنامه‌ کتبی بگیریم، نه و فکر هم نمی‌کنم اگر این کار را می‌کردیم حالا کار اخلاقی شده بود و صحبت‌هایی که الان می‌شود را نفی می‌کرد.

چرا دوربین را داخل اتاقک ماموران و پشت سر آن‌ها گذاشتید؟ پشت سر نماینده‌ حکومت و ساختاری که در حال پرسش‌گری است و موقعیت برتری در ارتباط دارد. گویی جایگاهی که دوربین انتخاب کرده، قرائتی از زاویه دید کسی که اقتدار دارد، ارائه می‌دهد نه به عنوان یک چشم سوم، و فیلم را از بی‌طرفی دور می‌کند.

جایی که این فیلم برای تماشای اردوگاه امام رضا(ع) انتخاب کرده به کارمندهای اداره‌ اتباع خیلی نزدیک است. خب این یک انتخاب بود. می‌شد دو جور دیگر هم آنجا را دید. یا از دید یک مراجع که نگاه معمولی می‌شد و ما با یک نفر سر می‌کردیم، با او وارد می‌شدیم و از دید او آنجا را می‌دیدیم. یا نگاهی ابژکتیوتر که نگاه فیلمساز است، نگاهی که بین مراجع و کارمند قرار می‌گیرد و دید کلی به آن فضا دارد. یا این اتفاقی که در «اکسدوس» افتاده که نشستن نزدیک کارمند است. البته به نظر می‌آید جایگاه دوربین سوءتفاهمی هم به وجود آورده با این معنی که اگر برای دیدن یک واقعه، جای‌مان را نزدیک کارمند انتخاب بکنیم، زاویه دیدی که فیلم به موضوع پیدا می‌کند، نگاهی است که کارمند در جایگاه دولت و قدرت نسبت به مراجعان دارد، بنابراین نگاه فیلم از بالاست. اتفاقا وقتی که به موضوعی مثل کارمندها خیلی نزدیک می‌شوید، بهتر می‌شناسیدشان و هر چیزی را که بهتر بشناسید، هم امکان سمپاتی با آن به وجود می‌آید و هم امکان نقد. معنی‌اش این نیست که اگر فیلم در این جایگاه باشد پس موضع و رویکردش به موضوع، همان موضع قدرت ـ در اینجا به عنوان یک کارمندـ است.

شخصیت‌های فیلم من در جایگاه مغلوب نیستند

می‌خواهم توضیحی هم درباره‌ جذابیت این موقعیت برای فیلم‌سازی بدهم. من، ده دوازده‌سال قبل، این موقعیت را در فیلم «زیارت» هم تجربه کرده‌ام. فیلمی کار کردیم درباره‌ زائرانی که از مرز مهران به کربلا می‌رفتند. اولین سال باز شدن مرز بود و شرایط مثل حالا ساماندهی نشده بود. هر کسی که می‌رفت آن جا، از دادگاه کوچکی در مرز مهران رد می‌شد.آنجا هم ما همین کار را کردیم. آنجا هم بیشتر مدت فیلم از دید کارمندهای دادگاه روایت می‌شود. چیزی که در این نوع کار دست‌كم برای من جذاب است، امکان شنیدن داستان‌های زیاد و در عین حال درگیر نشدن با یک موضوع خاص و ارتباط عاطفی با آن است. یعنی در تدوین شما اجازه دارید به اندازه‌ای که یک کارمند با موضوع ارتباط برقرار می‌کند، ارتباط بگیرید، نه بیشتر و نه کمتر و سوالات باید نه خیلی شخصی باشد، نه خیلی عاطفی بلکه صرفا اجازه دارید که مثل یک کارمند به سطح مشخصی از ارتباط با موضوع برسید. این خیلی جذاب است. این یک تعریفی از مستندسازی به آدم می‌دهد. برای من تجربه شاید سوم است که به این شکل با موضوعی کار می‌کنم. شخصا برایم تجربه موفقی بوده. شاید چون از افتادن در دام ارتباط عاطفی با موضوع کمی برحذرم. این کار امکان حفظ فاصله‌ای از آن را می‌دهد که فکر می‌کنم برای نوع فیلمسازی مورد علاقه‌ام، لازم است.

وقتی که دوربین از ماموران جدا می‌شود هم این موقعیت و زاویه دید را حفظ می‌کند. یا جمعیت مراجعان را از تراس بالا که دفاتر اداری است، نشان می‌دهد، و یا اگر پایین است، هنگامی که ماموران بین مراجعان هستند، پشت سر ماموران قرار می‌گیرد. در تیتراژ هم دوربین داخل محوطه روی زمین گذاشته شده، داخل تاریک است و گویی ساعت کار اردوگاه به پایان رسیده. زاویه دید از داخل به بیرون و جایی است که مراجعان ایستاده‌اند. حتی نوع ارائه‌ای که فیلم از محل و شرایط خواب مراجعان دارد، انگار جانشین پرسش‌های ماموران شده و به شکل یک تجسس‌گری تداوم می‌یابد.

به هرحال وقتی یک جایگاهی را برای خودتان تعریف می‌کنید دیگر سخت می‌توانید از آن دور شوید.یعنی باید محاسن و معایبش را با هم بردارید. نمی‌توانید فیلم را از زاویه دید کارمند تعریف کنید بعد از آن فاصله بگیرید و بگویید البته منِ فیلمساز ماجرا را این‌طوری می‌بینم و نگاه آن مهاجر هم به اینجا این‌طوری است، حالا برگردیم سر جای‌مان. فرنگی‌ها یک اصطلاحی دارند: «Choose and Sancrifice» يعني بايد انتخاب کرد و پای تبعات انتخاب هم ایستاد. خب تبعات این انتخاب این است که فیلم از زاویه دید معمولی که به نظر می‌آید با سمپاتی و ترحم به این وضعیت نگاه می‌کند، دور شده چون نگاه کارمند، نگاه سرد و خشک اداری است. ولی من احساس نکردم که راه دیگری دارم و به بهانه گرفتن سردی یا به قول شما تجسس‌گری که طبعا نگاه کارمند دارد، فاصله بگیرم و فیلم را تبدیل کنم به چند زاویه دید متفاوت به فضای اردوگاه.

اما مخاطبان احتمالا دچار این پرسش شده‌اند که چرا دوربین ارتباط عاطفی با فردی که جایگاه پایین‌تری دارد، برقرار نمی‌کند. مامور مرزی اقتدار کار را در دست دارد و مراجع در ایران به دلیل پذیرفته نشدن توسط ساختار سیاسی و اجتماعی، انواع محرومیت و محدودیت را تجربه کرده است.

من خیلی فکر نمی‌کنم که شخصیت‌های این فیلم، همه در جایگاهی قرار دارند که قدرت بر آن‌ها مستولی شده، و آن‌ها مظلوم‌اند و آن طرف ظالم است. دست‌كم چیزی که می‌بینم این است که رابطه‌ پیچیده‌ای بین مصاحبه‌کننده و مصاحبه‌شونده وجود دارد. این‌طور نیست که سوالی کنند و کار به همین جا ختم شود. در «اکسدوس» موارد زیادی هست که مصاحبه‌شونده اتفاقا چون در حال ترک ایران است و چیزی برای از دست دادن، ندارد، از جایگاه قدرت، برخورد، و وضعیتی که در این سال‌ها داشته را نقد می‌کند. چندتایی را مثال می‌زنم؛ کسی که می‌گوید: «ایران چهل سال هست که تحریم است و این ربطی به ترامپ ندارد. ایران تا فکری به حال خودش نکند موقعیتش بهتر نمی‌شود». یا زنی که بهش می‌گویند اگر از کشور خارج شود، مدارک اقامتش باطل می‌شود و جواب می‌دهد: «سلامتی همسرم مهم‌تر است». موارد خیلی متفاوتی هست. مثلا کسی که به کارمند می‌گوید:«به تو ربطی ندارد که من موهایم را رنگ کرده‌ام یا نه.» به نظرم اتفاقا شخصیت‌های این فیلم چندان در جایگاهی نیستند که قدرت بر آن‌ها غالب شده و آن‌ها مغلوب باشند.

«اکسدوس» مایه‌هایی از ژانر فیلم جاده‌ای دارد. لوکیشن وسط راه مسافرتی است و مسافران در جست‌وجوی خوشبختی، سلامتی، عشق و… هستند. این مایه‌ها در تیتراژ آغازین و پایانی و سکانسی که افراد خوابیده‌اند، دوربین روی‌شان می‌چرخد و وضعیت معلقی که در آن جایگاه و مسیر دارند را نشان می‌دهد نیز بارز است. به ذهن متبادر می‌شود که آگاهانه نوع پرداخت به سوژه و موسیقی را برده‌اید به سمتی که این ژانر و مایه‌های وسترن و گانگستری در آن تقویت شود که به فضاسازی اثر نیز کمک کرده و «اکسدوس» را با مستندهای مشابه از لحاظ پرداخت به سوژه یا موقعیت، متمایز می‌کند.

فکر می‌کنم این ژانر به دلیل فضای کار که وسط جاده‌ بیایانی در خراسان است، این‌طور درآمده و فضای گانگستری که می‌گویید، فضایی است که اردوگاه در آن قرار دارد. چیزی نبوده که ما براساس یک طراحی بهش برسیم.

به نظرم «اکسدوس» به صراحت بیانگر شرایط اکثریت مهاجران افغانستانی در ایران است. ما با تک‌تک این افراد، روایتی از وضعیت اقتصادی، آموزشی، درمانی و اشتغال جامعه‌ افغانستانی در ایران داریم. همچنین این موقعیت غیرمحترمانه و غیرانسانی در مرز خراسان را می‌بینیم. من بعد از دیدن اکسدوس شوکه بودم. قضاوتگرانه فکر می‌کنم زاویه دید «اکسدوس» به سوژه‌اش که مهاجران افغانستانی هستند، همان زاویه برخورد مردم و حکومت ایران با ایشان طی این سال‌ها بوده است.

هیچ فیلمی نمی‌تواند مدعی بشود که تصویری کاملا مستند و دقیق از وضعیتی مشخص را ارائه می‌دهد. جذابیت کار در یک مکان محدود و مشخص، این است که شما وظیفه‌ ارایه‌ تصویری جامع از موضوع را از روی دوش فیلم برمی‌دارید. علاوه‌بر این‌ها وقتی یک زمان مشخص را هم انتخاب می‌کنید، برشی از آن موقعیت زمانی و مکانی ارایه می‌دهید.

شخصیت‌های فیلم من در جایگاه مغلوب نیستند

فکر می‌کنم یکی از مشکلات «اکسدوس» همین است که این موقعیت مدام تعمیم داده می‌شود به همه‌ اردوگاه‌ها و زندگی تمام مهاجران. طبعا این اردوگاه با اردوگاه سفیدسنگ که اردوگاه مراقبتی هست، متفاوت است. آن جا ممکن است خشونت بیشتری اعمال شود. در این اردوگاه واقعا همین تصویری که ما می‌بینیم که به هرحال تصویر خشنی است، دیده می‌شود. همان‌طور که گفتیم این افراد بخشی از مهاجرانی هستند که غیرقانونی آمده‌اند و می‌روند و طبعا بیشترشان مرد هستند چون اغلب اینجا کارشان کارگری است. اگر همین فیلم را در فرودگاه مشهد می‌ساختیم با طبقه‌ دیگری از مهاجرین روبه‌رو می‌شدیم و نوع دیگری از مکالمات را می‌شنیدیم. باز هم تاکید می‌کنم که نباید این فیلم و این موقعیت را به همه‌ مهاجرانی که در ایران و در تمام زمان‌ها و مکان‌ها زندگی می‌کنند، تعمیم داد. اگر این کار را نکنیم، فکر می‌کنم مقداری از مشکلی که به خصوص افغانستانی‌ها با «اکسدوس» دارند، حل می‌شود.

به عنوان آخرین مطلب اگر صحبتی هست که می‌خواهید اضافه کنید، بفرمایید.

مقداری سو تفاهم ایجاد شده که بخشی از آن برطرف می‌شود و بخشی هم نمی‌شود. آدم سعی‌اش را می‌کند اما خودِ کار، زندگی‌اش را دارد و به صاحب اثر مربوط نیست که کار چطور ارتباط می‌گیرد. نکته‌ای که هست، فکر می‌کنم بخشی از انتقاداتی که به این فیلم می‌شود به دلیل عادتی است که در ساختن فیلمی به طور مثال با موضوع پناهندگان افغانستانی وجود دارد. به این معنا که معمولا فیلم‌ها با احساس همدلی به این موضوع نگاه می‌کنند و در جایگاه وکیل مدافع سعی می‌کنند که از طبقه فرودست احقاق حق کنند. شاید گرفتاری «اکسدوس» این است که این کار را نمی‌کند. نقطه دیدش، چیزی نیست که آدم فکر کند بر این اساس ساخته شده، و اصولا کارهای من با این هدف و با این منظور ساخته نمی‌شود.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

گفتگو با بهمن کیارستمی، بهترین کارگردان جشنواره سینما حقیقت

The post مجله چهره ها: گفتگو با بهمن کیارستمی، بهترین کارگردان جشنواره سینما حقیقت + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۳ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

وب‌سایت یک پزشک – علیرضا مجیدی: بعد از نیم قرن جر و بحث که جیمز جویس را گاه هرزه‌دهان می‌خواندند و گاه مغلق‌گو، وی اکنون یکی از غولهای ادبیات عصر جدید به شمار می‌رود. کمیت کار وی اندک بود : دو دفتر شعر ، یک نمایشنامه ، پانزده داستان کوتاه ، سه رمان ، چند نقد . ولی دستاورد وی بی‌مانند است و از نظر تأثیر در تکامل داستان‌نویسی امروز، شاید بی‌همتا.

بیوگرافی جیمز جویس همراه سه داستان کوتاه از مجموعه دوبلینی‌ها

جیمز آگوستین آلوی سیوس جویس در سال ۱۸۸۲ در ایرلند ، در خانواده اشرافی رو به زوالی چشم به جهان گشود. در سال تولد او، اروپا در وضعیت سیاسی مطلوبی نبود و جویس در چنین شرایطی پا به عرصه خانواده پرجمعیت دوازده نفری خود گذاشت. پدر جویس کارهای زیادی را تجربه کرد ولی سرانجام مأمور مالیات شد . دو عامل بزرگ از عوامل مؤثر در اندیشه او مذهب کاتولیک مادرش و میهن‌پرستی پدرش بود. در سال ۱۹۱۲ برای همیشه از ایرلند رفت ، ولی هرگز از چیزی به جز ایرلند ننوشت. از مذهبش برگشت ، اما وقتی از او می‌پرسیدند ، آیا جانشینی برایش یافته است ، پاسخ می‌داد:”ایمانم را از دست داده‌ام ، عقلم را که از دست نداده‌ام.”

مراحل رشد هنری او نمودار سیر تکاملی داستالن‌نویسی قرن بیستم بود. مجموعه داستان دوبلینی‌ها(۱۹۱۴) به شیوه ناتورالیسم درآمد. جویس وقت نوشتن «دوبلینی‌ها» به همسرش گفت می‌خواهد برای هموطنانش وجدان خلق کند و هنگام خواندن دوبلینی‌ها می‌بینیم که بیراه هم نمی‌گفته. داستان‌ها همه در مورد زندگی‌ اهالی دوبلین است. مردمی که دچار تعصب و خشک مذهبی هستند و از آن جا که مذهب‌شان نتوانسته به طور طبیعی به نیازهای روحی‌شان پاسخ دهد، تبدیل به آدم‌هایی منزوی، سرخورده و اغلب دغل‌باز شده‌اند.

چهره هنرمند در جوانی(۱۹۱۶) رویدادنگاری آغازهای زندگی استیون ددالوس است. تصویرپردازیش شاعرانه و امپرسیونیستی است. جالب توجه ، افزایش پیچیدگی و ایهام زبان آن با ابلا رفتن سن استیون در داستان است.

جیمز جویس ،در سال ۱۹۲۲ ، اولیس را نوشت ، این اثر ، یک اثر عظیم تجربی و شاهکار مکتب عریان ذهنی است ، که به عنوان مهمترین و مؤثرترین داستان قرن شناخته شده است.

زمان وقوع داستان روز ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴ و محل آن شهر دوبلین ، پایتخت ایرلند است. تمام حوادث تقریباً در مدت ۱۶ ساعت اتفاق می افتد. این کتاب با مهارت و دقت تمام در همان قالب ادیسه، اثر معروف هومر نوشته شده است. در این قالب جدید ستیفن دیدلس «تلماک» در جست وجوی پدرش جوک و پولدبلوم «اولیس» می باشد. در طول روز آنها دو بار از مسیر یکدیگر می گذرند. بدون آنکه همدیگر را بشناسند، ستیفن باباک ملیگن که دانشجوی طب است، در یک قلعه قدیمی نزدیک ساحل زندگی می کند. وجدان او از رفتاری که در واپسین دم حیات مادرش انجام می دهند، عذاب می کشد. پدرش آنچنان مشروبخوار عاطل و باطلی است که اصلاً به حساب نمی آید. در مدرسه آقای دیزی او را نصیحت می کند. بلوم، که اصلاً مجارستانی است، برای همسر بی وفایش مولی تویدی بلوم «پنه لوپ» صبحانه تهیه می کند و سپس به کارهای مختلفش ازجمله ادای آخرین احترامات به پدی دیگنم می پردازد، در مراسم تشییع جنازه او به فرزندش رودی که یازده روز پس از تولدش درگذشت، فکر می‌کند.

در میان مهیج ترین قسمت های داستان یکی دیدار ستیفن از کتابخانه یعنی جایی است که در آن رابطه بین شکسپیر و پدرش را حدس می زند و دیگر اغوا شدن بلوم توسط گرتی مک داول جوان «سیرس» است. بلوم و ستیفن یکدیگر را در فاحشه خانه ای ملاقات می کنند و در آنجا از کابوس ها و رؤیاهایی که به نظرشان می آید رنج می برند. ستیفن آنچنان مدهوش می شود که بلوم «که وقتی بر روی او خم می شود، فرزندش رودی را می بیند» باید از او مواظبت کند. آنها به خانه بلوم می روند، ولی ستیفن شب را در آنجا نمی‌ماند. داستان با اندیشه های مبهم و درهم و برهم خانم بلوم، درحالی که بعد از نیمه شب در رختخواب خود دراز کشیده است، به پایان می رسد.

بیوگرافی جیمز جویس همراه سه داستان کوتاه از مجموعه دوبلینی‌ها

متأسفانه این اثر مهم ادبیان جهان تاکنون در ایران اجازه چاپ پیدا نکرده است. برای اینکه تا اندازه‌ای با اهمیت این اثر آشنا شوید ، پاراگرافهای زیر را درباره بزرگداشت جویس در سالگرد نگارش اولیس بخوانید.

بلومزدی ، روزی برای بزرگداشت هنر جویس: جالب است بدانید سال گذشته ، هزاران نفر صدمین سالگرد روز ۱۶ ژوئن را که در آن ، اولیس، جاودانه شده و به “بلومزدِی” ، معروف است جشن گرفتند. بیش از ۸۰ رخداد رسمی برای بزرگداشت بلومزدی، روزی خیالی که لئوپولد بلوم سفر خود را در کتاب «اولیس» آغاز می‌کند، اجرا شد. دراین میان مرکز جیمز جویس برای صبحانه بلومزدی که با حضور رییس این مرکز، مری مک‌الیس، برگزار شد بیش از هزار بلیت فروخت . درهمین مرکز برنامه‌های سرگرم‌کننده زنده‌ای هم اجرا شد، از جمله برنامه اولیس‌خوانی توسط گِی بیرن، مجری سابق تلویزیون، جری استِمبریج، نمایشنامه‌نویس، و رانی درو، خواننده. برنامه اولیس‌خوانی به همراه نمایش خیمه‌شب‌بازی و گروهی که نقش شخصیت‌های اولیس را بازی خواهند کرد در خیابان‌های دابلین ادامه یافت.

می‌گویند جویس با افتخار اعلام کرده است که می‌توان خیابان‌ها و شهر دابلین را خراب کنند و دوباره از روی صفحات کتاب اولیس بسازند. اما از آن زمان تاکنون شهر دابلین دستخوش تغییراتی بسیار شده است، به طوری که برخی از صحنه‌های کتاب در جایی غیر از آن چه در کتاب آمده است اجرا شد. موزه ملی ایرلند نیز درصدد است یک مجسمه از بودای نشسته متعلق به کشور برمه را که جویس در دوران زندگی‌اش در دابلین آن را دیده بود و دو بار در صفحات اولیس به آن اشاره شده است بار دیگر به نمایش بگذارد. جشن بلومزدی در دست‌کم ۴۰ شهر در سراسر دنیا از جمله شیکاگو، سیدنی، نیویورک، پاریس، و توکیو برگزار شد.

احیای فینیگن(۱۹۳۹) شلوغ و عالمانه است. یک کمدی هرزه‌درا و یک دایره‌المعارف مذهبی است. یک نقب در ناخودآگاه و یک تاریخ تمدن است. خواننده‌ای که برای وقت‌گذرانی می‌خواندش ممکن است آن را پرت و پلا بیابد ، حال آنکه منتقدانی آن را بزرگترین دستاورد تخیل انسان در قرن ما می‌دانند.

جویس در زمان حیاتش خوانندگان زیادی نداشت و خانواده‌اش را با تدریس زبان و کار دفتری اداره می‌کرد. البته بعد از چاپ اولیس جویس ، وضعیت مالی بهتری پیدا کرد. او در سال ۱۹۴۱ تقریبا نابینا در شهر زوریخ ، از دنیا رفت.

داستانهای جویس عناصر تقریبا ناهمگونی را درمی‌آمیزند: عرفان شاعرانه و شیوه ناتورالیستی ، دقت در تصویرپردازی و توجه بسیار به صدا و آهنگ صدا ، حقارت بی‌اندازه و دلسوزی فراگیر. جویس در سراسر آثارش همواره از طنز و کنایه و اشاره به اساطیر و کتاب‌های مقدس استفاده می‌کند و مخاطب او اگر بتواند معنای این همه رمز و کنایه را دریابد به لذتی می‌رسد که شاید از مطالعه‌ هیچ اثر دیگری درنیابد.جویس پیش از آن که نویسنده باشد، یک مهندس زبان است. نگاه ویژه‌ جویس به زبان و کلمات به عنوان سلول‌های تشکیل‌دهنده‌ بدنه‌ داستان، چنان عمیق و بدیع است که هنوز منتقدان درگیر کشف لایه‌های مبهم داستان‌های جویس هستند. بخش‌هایی که در لا‌به‌لای کلماتی نو که توسط خود جویس اختراع شده، مستترند.

از این روست که کتابی مانند «اولیس» مانند کتاب‌های دینی دارای چندین تفسیر و تحلیل است و باز به همین خاطر است که در مورد جویس دو نظر کاملاً مخالف وجود دارد. این که عده‌ای او را دیوانه‌ مغلق‌گو می‌دانند که درگیری‌اش با زبان او را به بیراهه کشانده و یا این که او استعدادی بی‌نظیر است که از حدود درک انسان امروز هم فراتر رفته. نوآوری جویس در زبان خارق‌العاده است. او نه تنها واژه‌های کهن زبان خود را احیا می‌کند بلکه در آثارش دست به واژه‌سازی هم می‌زند. واژگانی با بیش از صد حرف و یا ترکیبی از چندین کلمه که یک کلمه را تشکیل می‌دهند تا حسی چندگانه را نشان دهند. واژه‌گانی چند لایه که چندین معنا را می‌رسانند.

بیوگرافی جیمز جویس همراه سه داستان کوتاه از مجموعه دوبلینی‌ها

داستان کوتاه “عربی” بیانگر تجربه‌ای بسیار مهم در جوانی جویس است . «عربی» ماجرای پسرکی‌است که همراه عمو و زن‌عمویش زندگی می‌کند و دلباخته‌ خواهر دوستش می‌شود. بسیاری از جزییات داستان ما را به این نتیجه می‌رساند که پسرک داستان «عربی» خود جویس بوده. اما داستان وقتی اوج می‌گیرد، به طرز هنرمندانه‌ای از یک حدیث نفس صرف فراتر می‌رود و تبدیل می‌شود به اثری پر از اشاره به قدیسین و اساطیر.

پسر جوان در طول داستان بار سنگینی بر دوش دارد: مذهب کاتولیک ، خانواده‌اش ، فرهنگ ایرلندی ، دلبستگیش بع رمز و راز ، بلوغ جنسی‌اش ، آرزوی آزادیش. از آنجا که داستان لبریز از نماد و تلمیح است( او عشق خود را همچون جام شراب مقدس “از میان انبوه دشمنان ” عبور می‌دهد و سکوت بازارمانند سکوت ” کلیسا بعد از یک مراسم” است) قطعا شایسته یک بار دیگر خواندن با دقت و حوصله است. با این همه حتی در پایان بار نخست خواندن ، خواننده با پسر در مکاشفه شاعرانه اما دردناکی که نمودار خودشناسی اوست ، شریک می‌گردد.

داستان «گِل» هم مانند اغلب داستان‌های این مجموعه با توصیف صحنه‌ای آغاز می‌شود که نماد سرخوشی و زیبایی و نظم و امنیت است: ” آشپزخانه از تمیزی می‌درخشید: آشپز گفته بود آدم می‌تواند خودش را در کتری‌های بزرگ مسی ببیند. آتش روشن و مطبوع بود، و روی یکی از میزهای کناری، چهار کیک کشمشی قرار داشت. . . ” اما این حس آرامش مدت زیادی نمی‌انجامد، فاجعه‌ مخرب، سرکوبگر و حقارت بار کمین کرده‌است. به اعتقاد جویس دنیا بد مخمصه‌ای ‌است و شادی‌های حقیر و فقر و رذالت زندگی انسان را تهدید می‌کند. «ماریا» پیردختری است با ظاهری مقدس، همه را با هم آشتی می‌دهد و باکرگی‌اش نشان از عفاف و پاکی‌ دارد.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

بیوگرافی جیمز جویس، همراه ۳ داستان خواندنی از وی

The post مجله چهره ها: بیوگرافی جیمز جویس، همراه ۳ داستان خواندنی از وی + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم


[unable to retrieve full-text content]

جمله های زیبا و الهام بخش در مورد زندگی را در قالب عکس مشاهده می کنید امیدوارم که لذت ببرید.

نوشته عکس و جمله های زیبا در مورد زندگی و امید اولین بار در مجله تاپ‌ناز‌ پدیدار شد.

گردآوری : filme.ir

عکس و جمله های زیبا در مورد زندگی و امید

The post مجله چهره ها: عکس و جمله های زیبا در مورد زندگی و امید + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 0 views

به گزارش مجله فیلم

هفته نامه صدا – مهدی دریس پور: بهمن 1357 ماه فروپاشی سلطنت پهلوی بود و آتش عصبانیت مردم زبانه می کشید. هر کسی بخشی از دوران مبارزه را به یاد می آورد و در ذهن خود راه طی شده را مرور می کرد؛ یکی از این معابر، خسرو گلسرخی چهره مبارز دهه 50 بود که در دادگاهش خط شکنی کرد و ناگفتنی هایی را گفت و تاوانش را با جانش داد.

شاید تا پیش از 29 بهمن 57 این چهره میان همگان شناخته شده نبود اما پخش دادگاه او و نطق انقلابی اش بخشی از تاریخ را بازتولید کرد؛ چنان که صدا و سیما بعدها در دو نوبت دیگر تصویر آن دادگاه را به نمایش گذاشت. گلسرخی کرواتیِ اصلاح کرده موقر شیک پوش از مقطعی تغییر چهره داده بود و با نگاهی نافذ و چهره ای کاریزماتیک به قاضی دادگاه زل زده بود.

«ان الحیاه عقیده و الجهاد. سخنم را با گفته ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق های خاورمیانه آغاز می کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم.»

مارکسیست اسلامی

او مسلسل وار سخن می گفت و برگزارکنندگان دادگاه یکی پس از دیگری به او تذکر می دادند و او را به دفاع از خود و سخن گفتن در چارچوب دعوت می کرند اما گلسرخی ابتدا و انتهای نطقش را از پیش انتخاب کرده بود: «من دارم از خلقم دفاع می کنم قربان. به نفع خودم هیچی ندارم بگویم. من فقط به نفع خلقم حرف می زنم. اگر این آزادی وجود ندارد که من حرف بزنم، می توانم بنشینم و می نشینم… من می نشینم. من صحبت نمی کنم.»

گلسرخی که بود؟

نام خسرو گلسرخی به ماه بهمن پیوند خورده است. او در سال 1322 در دومین روز این ماه در رشت به دنیا آمد و 29 بهمن سی سال بعد در سال 1352 تیرباران شد. خسرو در خردسالی، پدرش قدیر که کارمند عدلیه بود را از دست داد و به همراه مادر و برادر کوچک خود فرهاد که بعدها نقاش ساختمان شد به منزل پدربزرگ مادری اش، شیخ محمد وحید خورگامی که ساکن قم بود، نقل مکان کرد.

شیخ محمد روحانی بود و سابقه فعالیت در جنبش جنگل را داشت که نزدیکان خسرو، تعلیمات پدر بزرگ را در شکل گیری شخصیت و مواضع و خلق و خوی او موثر می دانند. او دوره ابتدایی و بخشی از مقطع متوسطه را در مدارس سنایی و حکیم نظامی قم گذراند اما این شهر مقصد نهایی او نبود و حضور در قم در سال 1341 به دلیل مرگ شیخ وحید خورگامی به اتمام رسید و آن خانواده به تهران رفتند.

گلسرخی ادامه دوره دبیرستان را در مدرسه خزئلی تهران پی گرفت و در آنجا هم کار مطالعاتی خود را پیش برد و هم از راه کارگری ساختمان برای امرار معاش خانواده تلاش کرد؛ هر چند که همسر او در گفتگویی وضع اقتصادی آنها را آن گونه که دیگران گفته اند، بحرانی ندانسته است.

از محل و رشته و سطح تحصیلات آکادمیک او اطلاعات دقیقی در دست نیست اما قید «پس از پایان تحصیلات» در مقالات و گزارش های مرتبط با او همواره وجود داشته و دارد و حتی برخی او را دکتر خطاب می کردند. او در سال 1348 در حالی که دبیر بخش هنری کیهان بود با عاطفه گرگین که او هم دستی بر قلم داشت، ازدواج کرد و صاحب فرزندی به نام دامون شد. عمر نسبتا کوتاه گلسرخی را می توان از چند زاویه مختلف بررسی کرد.

مارکسیست اسلامی

همه فن حریف

خسرو گلسرخی شاعر، نویسنده، منتقد نقاشی و تئاتر، فعال سیاسی بود و در یک کلام همه کارهای ممکن را انجام می داد. به دلیل همین پراکندگی کاری، نتوانست کارنامه فکری مدونی از خود به جای بگذارد که بتوان او را از لحاظ فکری به درستی سنجید. او طبع شعر داشت و علاقه مند ادبیات بود و فعالیت خود را در این زمینه از سال 45 آغاز و آثار قلمی خود را با اسامی مختلفی همچون خسرو تهرانی، خسرو کاتوزیان، بابک رستگار و دامون و زریر و قباد در نشریاتی همچون آیندگان و اطلاعات و کیهان و فردوسی و نگین منتشر کرد.

گلسرخی به دو زبان فرانسه و انگلیسی مسلط بود که از این دانش برای ترجمه آثار و معرفی نویسندگانی چون لوسین گلدمن، رولان بارت و ماکسیم گورکی و همچنین آثاری درباره انقلاب الجزایر و نحله های فکری مورد علاقه اش استفاده کرد.

از گلسرخی کتاب منسجمی منتشر نشده است و همه آنچه از او به جای مانده، محصول گردآوری مقالات و اشعار اوست. معروف ترین اثر او جزوه «سیاست هنر، سیاست شعر» است که ابتدا در سال 1351 منتشر شد و بیش از دو دهه بعد مجددا در مجموعه ای به نام «من در کجای جهان ایستاده ام» بازنشر شد؛ مجموعه آثار دیگری هم در سه جلد توسط نشر آرویج ایرانیان منتشر شده است که مقالات او را در بر می گیرد.

همچنین کتابی هم با نامه «بیشه بیدار» منتشر شد که باز هم گزینشی است از آثار او. اشعار گلسرخی هم به طور مجزا یک بار با نام «ای سرزمین من» و بار دیگر تحت عنوان کلی مجموعه آثار به کوشش کاوه گوهرین منتشر شد که موافقان و شیفتگان او این مجموعه ها را نمونه کامل هنر اعتراضی می خوانند.

چپ گرای مردد

گلسرخی به رغم آنچه نوشته اند، عضو رسمی فداییان خلق نبود اما آن طور که خود می نوشت و ابراز می کرد؛ یک مارکسیست تمام عیار بود. در نوشتار از برابری سخن می گفت که شاید مهم ترین و مشهورترین تبلور آن در شعر «یک اگر یا یک برابر بود» است که با زبان شعر و در قالب دیالوگ استاد و شاگرد در کلاس ریاضی، اختلاف موجود در جامعه را اثبات و در آخر می گوید: «یک با یک برابر نیست.» او خود را مارکسیست معرفی می کرد اما به گفته غلامرضا امامی که از دوستان نزدیک او محسوب می شد.

 مارکسیست اسلامی
«وابسته به هیچ گروه سیاسی نبود؛ نه به حزب توده که شاخص جریان چپ بود و نه به چریک های فدایی خلق که جناح مبارزه مسلحانه چپ بود. یک برداشت مستقل و کاملا ویژه خودش را داشت. اعتقاد حزبی نوعی تقلید و فرمانبری و محدودیت را به وجود می آورد که با روح آزاده و به هیچ وجه تناسب نداشت.»

مکمل این گفته ها نیز تحلیل هایی است که از دل دفاعیات دادگاه او کرده اند و گفته اند گلسرخی شخصیتی عدالت طلب بود که مبنای تفکرش را امام علی (ع) می گرفته و سوسیالیسمی که بدان اعتقاد داشته، فقط و فقط به معنای برابری بوده و باز معنایی مکاتب مرسوم را نداشته است. با جمع بندی این نظرات مختلف و متعارض شاید بتوان گفت خسرو گلسرخی در برزخ چپ گرایی عملگرا و چپ گرایی اعتقادی قرار داشته است.

توهم ترور

گلسرخی همواره سودای تغییر بنیادین حکومت را در سر داشت. ابتدا با قلم و سپس با عمل خود از او مقطعی در حال رصد شرایط برای یک ضربه بزرگ بود؛ گلسرخی و نزدیکانش از جمله منوچهر مقدم به واسطه اندیشه و تحلیل شان از شرایط که اصلاح را ناممکن می دیدند، می خواستند به شاه یا نزدیکان او ضربه بزنند که برای این کار چندین مرحله بررسی از نقاط تردد و سکونت شاه انجام دادند اما طرح ریزی آنان هیچ گاه وارد فاز اجرایی نشد.

گلسرخی هشتم فروردین 1352 به دلیل مواضع انتقادی و عضویت در یک حلقه مطالعاتی که البته به طور زیرزمینی فعالیت می کرد، دستگیر شد. آن گونه که هم سلولی های او روایت می کنند او در زندان به هم بندی های خود روش مقابله با بازجویان و چگونگی بی اعتنایی به پلیس زندان را آموزش می داده و برای آنان برنامه ریزی ورزشی می کرده است.

زندان گلسرخی به نظر در حال اتمام بود اما با وجود آن که خود وعده آزادی قریب الوقوع اش را به همسرش داده بود، طولانی شد و آنقدر ماند تا این که گروه یازده نفره ای شامل کرامت دانشیان، محمدرضا علامه زاده، طیفور بطحایی، عباسعلی سماکار، منوچهر مقدم، ایرج جمشیدی و … که قصد سوءقصدبه شاه و ربودن فرح یا ولیعهد را داشتند، دستگیر شدند و سرنوشت، او را به عمل گرایان اندیشه اش پیوند زد و به اصطلاح آنان را هم پرونده کرد و تمام آن دوازده نفر ارتباط سازمانی با یکدیگر نداشتند و بعضا تا پیش از دستگیری همدیگر را نمی شناختند و حتی در دوران زندان گلسرخی سخنی از توطئه برای ترور مطرح نشده بود اما مدیریت پرویز ثابتی همه اقدامات دو سال منتهی به شهریور 1352 را به هم گره زد.

مارکسیست اسلامی

یکی از نقاط تاریک این پرونده تاریخی، چگونگی لو رفتن گروهی است که در محفل بسته خود قصد و قرار گروگانگیری را مطرح می کنند. عامل اصلی لو رفتن آن پروژه را امیرحسین فطانت می دانند؛ کسی که قرار بود اسلحه گروگانگیران را تامین کند.

او پیش تر سابقه دستگیری داشت و بازماندگان آن گروه معتقدند که او پس از اطلاع از طرح گروگانگیری، موضوع را با ساواک در میان گذاشته و منجر به دستگیری اعضای گروه شده است.

فطانت شرح این واقعه را در کتاب خاطراتش با نام «یک فنجان چای بی موقع» آورده و در جوابیه ای از خود رفع اتهام کرده است. ساواک تمام وقت بر این پرونده سراب گونه تمرکز کرد تا این که نتیجه گرفت که دستگیرشدگان به دلایل متعدد توانایی اجرای طرح ترور را نداشتند اما مانور تبلیغاتی آنها مانع مختومه کردن پرونده شد و متهمان با همان اتهامات رد شده دادگاهی شدند.

دادگاه

دی ماه 1352 دادگاه گلسرخی و هم پرونده ای های او آغاز شد. دو جلسه ابتدایی دادگاه به برگزاری تشریفات قضایی مرسوم و قرائت کیفرخواست گذشت تا این که نوبت به دفاع رسید. در میان متهمان پرونده هر کس راهی را برای آینده اش انتخاب کرده بود؛ برخی بریده بودند (هر چند که ایرج جمشیدی این موضوع را تکذیب و آن را خیالبافی عباس سماکار نویسنده کتاب «من یک شورشی هستم» می داند)، برخی به بررسی قضایی و تجدید نظر و تخفیف و برائت امید داشتند اما گلسرخی و دانشیان متفاوت از این دو دسته بودند و از خود دفاع کردند.

گلسرخی در حالی که هم خود و هم ساواک می دانست نقشی در پرونده ندارد، به عنوان متهم ردیف دوم پشت تریبون حاضر شد و سخنرانی انتقادی را به دفاع حقوقی ترجیح داد. دفاعیات گلسرخی چند بُعد داشت؛ یک بعد آن وضع سیاسی کشور و اختناق حاکم را هدف گرفته بود؛ چنان که سعی کرد وجود اتهامات سیاسی را اثبات کند.

او سپس سعی می کند پرونده سازی ساواک را در تریبون رسمی عیان کند؛ آنجا که می گوید: «… دو سال پیش حرفی زده ام، اینک به عنوان توطئه گر در این دادگاه محاکمه می شوم.» بُعد دیگر آن دفاع آتشین، شرحی از زندگی فکری و ایدئولوژیک اش بود؛ آن گونه که او از دغدغه هایش و چرایی انتخاب مشی انتقادی سخن گفت.

سیمای ملی آن زمان بر پایه یک تحلیل یا فشارهای ناشی از جو به وجود آمده اقدام به پخش شب هنگام و تقطیع شده فیلم دادگاه کرد. تلویزیون بخش هایی از دادگاه که گلسرخی خود را مارکسیست معرفی کرد و از نام ائمه مدد گرفت را توأمان به تصویر کشید که اولا بگوید همه مخالفان و در ادبیات آن روز خرابکاران، مارکسیست هستند و از نوعی التقاط که از دو سال پیش به وجود آن دامن زده بود، پرده بردارد و ثانیا القا کند که موجودی به نام مارکسیسم اسلامی متولد شده که به جنگ وضع موجود و نظم و رفاه و امنیت کشور رفته است.

اما یک اشتباه محاسباتی در آن تحلیل وجود داشت؛ گویی مخالفان حکومت فارغ از ایدئولوژی و منش خود، صدای اعتراض خود را از بلندگویی که گلسرخی در آن سخن می گفت می شنیدند؛ چنان که همان دادگاه در اولین سالگرد گلسرخی پس از انقلاب از تلویزیون پخش شد اما این بار به طور کامل، نه تقطیع شده.

شایعه زنده بودن

همان طور که گفتند هیتلر را زنده و سر حال در جزیره ای دیدند، چند دهه بعد از اعدام گلسرخی نیز ادعا شد که او زنده است و از اساس، اعدامش را زیر سوال بردند. مریم اتحادیه یکی از دوازده نفر حاضر در دادگاه که نوشتن عفو را به اعدام و حبس ابد ترجیح داد، در سال 87 تیرباران گلسرخی را تکذیب کرد و گفت حکم اعدام گلسرخی به کمک مشاورین شاه، فرح و ایرج گرگین تبدیل به تبعید شده و او اکنون در پاریس زندگی می کند و حتی گفت که میان آن دو ملاقاتی هم انجام شده است؛ هر چند که این ادعا توسط عاطفه گرگین تکذیب شد.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

خسرو گلسرخی؛ موردِ عجیب مارکسیسم اسلامی

The post مجله چهره ها: خسرو گلسرخی؛ موردِ عجیب مارکسیسم اسلامی + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 2 views

به گزارش مجله فیلم

روزنامه ایران – حامد جیرودی: مرحله گروهی جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ پنجشنبه گذشته به پایان رسید و از دیروز هم مرحله یک هشتم با برگزاری 3 بازی آغاز شد. سوت آغاز جام ملت‌های هفدهم در حالی 15 دی در امارات به صدا درآمد که علاوه بر تیم‌های مدعی همیشگی، تعدادی از مربیان صاحبنام و بزرگ بین‌المللی هم از همان ابتدا نگاه‌ها را به خود معطوف کرده بودند. تیم‌هایی که از مربیان مطرح و شناخته شده‌ای در فوتبال جهان بهره می‌برند که هر کدام کارنامه پرباری در دوران بازیگری یا مربیگری‌شان دارند. در این مطلب به بررسی نتایج و عملکرد این سرمربیان برجسته در جام ملت‌ها تا پایان مرحله گروهی پرداخته‌ایم.

مارچلو لیپی (چین)

نام‌های پر زرق و برق در قاره کهن

بدون شک مارچلو لیپی پر افتخارترین و برجسته‌ترین سرمربی حاضر در این دوره از جام ملت‌هاست. از قهرمانی‌های بزرگ این سرمربی ایتالیایی می‌توان به فتح لیگ قهرمانان اروپا با یوونتوس در سال ۱۹۹۶ و جام جهانی ۲۰۰۶ به همراه ایتالیا اشاره کرد. لیپی پس از آخرین دوران حضورش در تیم‌ ‌ملی (بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰) به چین رفت تا هدایت گوانگژو اورگرانده را برعهده بگیرد. او در این تیم توانست 3 قهرمانی در لیگ به دست بیاورد و در سال ۲۰۱۳ با این تیم فاتح لیگ قهرمانان آسیا شد. لیپی پس از این موفقیت‌های باشگاهی، از سال 2016 هدایت تیم ملی چین را برعهده گرفت ولی نتوانست به جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه صعود کند.

چین در مرحله گروهی جام ملت‌هایی که در حال برگزاری است، فیلیپین و قرقیزستان را برد و پس از کره جنوبی در گروه دوم شد. این تیم، چند روز پیش تایلند را برد و به جمع 8 تیم راه یافت. نکته‌ای که درخصوص این مربی 70 ساله باید به آن اشاره کرد، این است که او با اختلاف، گران‌ترین مربی جام ملت‌ها است. او با قراردادی 20 میلیون یورویی که با فدراسیون چین امضا کرده، در میان تمام مربیان ملی جهان رکورددار محسوب می‌شود. چین تا امروز، بدون احتساب پاداش‌ها بیش از 40 میلیون یورو به لیپی پرداخت کرده و می‌خواهد این مسیر را تا جام جهانی بعدی ادامه دهد.


آلبرتو زاکرونی (امارات)

نام‌های پر زرق و برق در قاره کهن

دیگر مربی ایتالیایی حاضر در جام ملت‌ها که هدایت امارات تیم میزبان مسابقات را برعهده دارد، یکی از برجسته‌ترین سرمربیان دنیاست. آلبرتو زاکرونی هدایت تیم‌هایی همچون یوونتوس، میلان، اینتر و لاتزیو را در کارنامه خود دارد. البته این نخستین تجربه سرمربی ایتالیایی در جام ملت‌های آسیا نیست. او در سال ۲۰۱۱ هدایت ژاپن را برعهده داشت و با این تیم عنوان قهرمانی را به دست آورد. او در سال ۲۰۱۷ با تیم‌ ‌ملی امارات قرارداد امضا کرد و بر اساس اعلام منابع مختلف، سالی 2.5 میلیون دلار یعنی حدودا 2.15 میلیون یورو از امارات دستمزد می‌گیرد. تیم تحت هدایت او در گروه A جام ملت‌ها، مقابل بحرین و تایلند مساوی کرد و تنها هند را برد ولی به عنوان تیم اول از گروه خود با 5 امتیاز صعود کرد و در یک هشتم نهایی برابر قرقیزستان  پیروز شد و به مرحله بعد راه یافت.


هکتور کوپر ( ازبکستان)

نام‌های پر زرق و برق در قاره کهن

این مربی آرژانتینی نزد هواداران فوتبال در جهان به یک مربی اسپانیایی شناس معروف است. او هدایت مایورکا، والنسیا، راسینگ سانتاندر و رئال بتیس را برعهده داشته و حضور روی نیمکت اینتر را هم تجربه کرده است. هکتور کوپر در سال ۲۰۱۵ هدایت مصر را برعهده گرفت و پس از نایب قهرمانی در جام ملت‌های آفریقا در سال 2017، توانست این تیم را راهی جام جهانی ۲۰۱۸ کند. این مربی 63 ساله پس از جام جهانی، با ازبکستان قرارداد بست. به نظر می‌رسد رده سوم گران‌ترین‌ها، متعلق به کوپر باشد که سالی حدود 2 میلیون یورو از ازبکستان دستمزد می‌گیرد. ازبکستان در مرحله گروهی، برابر عمان و ترکمنستان به پیروزی رسید ولی به ژاپن باخت و در گروهF دوم شد و در یک هشتم نهایی مقابل استرالیا مغلوب شد.


آنتونیو پیتزی (عربستان)

نام‌های پر زرق و برق در قاره کهن

به غیر از کوپر، یک آرژانتینی دیگر هم در جام ملت‌ها حضور دارد. آنتونیو پیتزی در حالی اواخر ۲۰۱۷ به عربستان آمد تا هدایت این تیم را برعهده بگیرد که این اتفاق پس از قهرمانی‌اش با شیلی در کوپا آمه‌ریکا رخ داد. البته این مربی 50 ساله که در آرژانتین متولد شده ولی به عنوان بازیکن برای اسپانیا به میدان رفته، رقمی در حدود قراردادی که کوپر با ازبک‌ها بسته دریافت می‌کند. او با عربستان در جام جهانی نتیجه نگرفت و در این مسابقات هم در مرحله گروهی، تیمش را برابر کره شمالی و لبنان به پیروزی رساند ولی عربستان به قطر باخت تا در گروه E دوم شود و در یک هشتم نهایی با شکست مقابل ژاپن، هم تیمش حذف شد و هم خودش از کار برکنار شد.


اسون گوران اریکسون (فیلیپین)

نام‌های پر زرق و برق در قاره کهن

این مربی سوئدی، یکی از سرمربیان بنام دهه نخست قرن ۲۱ بود. اریکسون که با لاتزیو قهرمانی در سری A فوتبال ایتالیا را در سال 2000 تجربه کرده، از سال 2001 تا 2006 روی نیمکت انگلستان نشست ولی جامی با «سه شیرها» به دست نیاورد. او بعد از آن سرمربیگری مکزیک (9-2008) و ساحل عاج (2010) را هم در رده ملی تجربه کرد ولی به توفیقی دست نیافت. این مربی 70 ساله بعد از نشستن روی نیمکت لسترسیتی، از سال 2013 به فوتبال آسیا آمد و در لیگ چین هدایت تیم‌های گوانگژو، شانگهای و شنزن را بر عهده گرفت.

اریکسون هدایت فیلیپین را در آگوست ۲۰۱۸ (آبان ماه 97) برعهده گرفت اما جزئیات حقوق او فاش نشد. شاید به خاطر اینکه فوتبال فیلیپین از دیرباز سرمایه زیادی نداشته است. قرارداد او با فیلیپین به شکل مشروط بسته شده و او فقط تا پایان جام ملت‌ها مربی این تیم خواهد بود. تیم او در این مسابقات 3 شکست برابر کره جنوبی، چین و قرقیزستان کسب کرد تا بدون امتیاز در رتبه آخر گروه C قرار بگیرد و خیلی زود امارات را ترک و به خانه برگردد. گرچه هنوز به صورت رسمی خبری در این باره منتشر نشده اما احتمالاً اریکسون هم با این نتایج به کار خود با فیلیپینی‌ها خاتمه خواهد داد تا قهرمانی با لاتزیو، آخرین موفقیت او باشد.


کارلوس کی‌روش (ایران)

نام‌های پر زرق و برق در قاره کهن

سرمربی‌ای که هدایت رئال مادرید را در فصل ۴ ــ ۲۰۰۳ برعهده داشت، 8 سال است که سکاندار هدایت تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران شده است. او توانست برای نخستین بار در 2 دوره پیاپی «تیم ‌ملی» را راهی جام جهانی کند. ایران در جام جهانی 2018 روسیه، در گروهی که مراکش، اسپانیا و پرتغال حضور داشتند، بازی‌های خوبی از خود به نمایش گذاشت و با کسب 4 امتیاز نزدیک به صعود به مرحله یک شانزدهم نهایی بود و همین موضوع باعث شد تا قرارداد کی‌روش به مدت 6 ماه دیگر تمدید شود. رقم قرارداد کوتاه مدت کی‌روش تا جام ملت‌ها با ایران اعلام نشده اما مسئولان فدراسیون، از رقمی مشابه سال‌های قبل خبر داده‌اند.

با این حال خبرهای رسیده حاکی از آن است که این مربی پرتغالی که سابقه هدایت تیم‌های ملی پرتغال، امارات و آفریقای جنوبی را هم در کارنامه خود دارد، برای 6 ماه و تا پایان جام‌ملت‌های آسیا رقمی حدود یک میلیون و 100 هزار یورو قرارداد بسته است. این مربی با پیروزی بر یمن و ویتنام و تساوی برابر عراق، توانست ایران را به عنوان صدرنشین به مرحله یک هشتم نهایی رهنمون سازد و در این مرحله با پیروزی برابر عمان حرف چین در یک چهارم نهایی شد.


پائولو بنتو (کره جنوبی)

نام‌های پر زرق و برق در قاره کهن

در این دوره از جام ملت‌ها، به غیر از کی‌روش، یک مربی پرتغالی دیگر نیز حضور دارد. پائولو بنتو‌ هافبک دفاعی سابق تیم ملی پرتغال که اکنون 49 سال دارد، در فصل 8-2007 قهرمانی لیگ، جام حذفی و سوپرجام پرتغال را با اسپورتینگ لیسبون به دست آورد و از سال 2010 جانشین کی‌روش در تیم ملی کشورش شد و تا سال 2014 این سمت را برعهده داشت.

او پس از حضور کوتاه مدت روی نیمکت کروزیرو برزیل و المپیاکوس یونان، به آسیا آمد و از سال 2018 مربیگری دانگ دای چین را برعهده گرفت ولی پس از یک دوره کوتاه در آگوست ۲۰۱۸ با کره جنوبی قرارداد امضا کرد. قرارداد بنتو با کره جنوبی هم طبق گفته رسانه‌های مختلف بین 1.2 تا 1.5 میلیون یورو است. نکته جالبی که درخصوص بنتو وجود دارد، این است که او تاکنون با کره شکست نخورده و 9 برد و 4 تساوی به دست آورده است. تیم او در مرحله گروهی 3 برد به دست آورد و به عنوان صدرنشین صعود کرد و سه‌شنبه به مصاف بحرین می‌رود و چشم بادامی‌ها امیدوارند با او پس از 59 سال به قهرمانی برسند.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

سرمربیان بزرگ حاضر در جام ملت‌های آسیا

The post مجله چهره ها: سرمربیان بزرگ حاضر در جام ملت‌های آسیا + عکس appeared first on فیلم.

  • تاریخ : ۲ام بهمن ۱۳۹۷
  • موضوع : دسته‌بندی نشده
  • بازدید : 1 views

به گزارش مجله فیلم

تسنیم: تصویربرداری سریال « آخر خط» علیرضا مسعودی پس از دو هفته توقف، از هفته آینده مجدداً در سوهانک تهران شروع می‌شود. مجید میر خان تهیه‌کننده «آخر خط» در ارتباط با شروع مجدد تصویربرداری این مجموعه پس از دو هفته توقف گفت: به دلیل مشکلات مالی تصویربرداری این پروژه دو هفته متوقف شد و با گفت‌وگوهایی که با مدیر سازمان صداوسیما داشتیم، این سریال برای پخش در شبکه سه آماده می‌شود.

غفارمنش در «آخر خط» روحانی شد

تصویربرداری مجموعه « آخر خط» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا مسعودی از دوماه پیش در منطقه سوهانک شروع‌شده و تا پایان اسفندماه نیز همچنان در این منطقه ادامه دارد و پس‌ازآن گروه برای ضبط پایان کار به مدت دو ماه راهی لبنان می‌شوند.

امیر غفارمنش به‌عنوان جدیدترین بازیگر، سه هفته پیش با این پروژه قرارداد بسته و جلوی دوربین رفته است. غفارمنش در «آخر خط» در نقش یک روحانی بازی دارد. مجموعه «آخر خط» مضمونی کمدی و بسیار طنز دارد و داستان دو پسرخاله است که بسیار شرور هستند و خانواده‌ها از دست این دو نفر به ستوه آمده‌اند. این دو به دلیل انجام جرمی به زندان می‌افتند و ازآنجا تصمیم به مهاجرت از کشور می‌گیرند که … .

شهین تسلیمی، کمند امیرسلیمانی، عباس جمشیدیفر، اشکان اشتیاق، داریوش سلیمی، علی صبوری غزال وکیلی و مهسا باقری مهران رجبی و امیر غفارمنش تاکنون جلوی دوربین در این سریال رفته‌اند.

Let’s block ads! (Why?)

گردآوری : filme.ir

غفارمنش در «آخر خط» روحانی شد

The post مجله چهره ها: غفارمنش در «آخر خط» روحانی شد + عکس appeared first on فیلم.

صفحه 1 از 167
12345678910 بعدی 203040...«